X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal

آسمانی ها - - اسناد کتاب - تحقیق درباره ابان بن ابی عیاش
- اسناد کتاب - تحقیق درباره ابان بن ابی عیاش
وجود احادیث سلیم در کتب قدما مناوله و قرائت در نقل کتاب سلیم بسم الله الرحمن الرحیم اسناد کتاب سلیم وجوداحادیث سلیم در کتب قدما برایجمع آوری روایاتی که از سلیم نقل شده، جستجوی کاملی در کتب قدما و متأخرین از شیعهو غیر شیعه
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 22 مرداد 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

اسناد کتاب سلیم

وجود احادیث سلیم در کتب قدما

برای جمع آوری روایاتی که از سلیم نقل شده، جستجوی کاملی در کتب قدما و متأخرین از شیعه و غیر شیعه انجام شد بطوری که می توان اطمینان یافت نود و پنج درصد از احادیث سلیم یافت شده و احتمال وجود احادیث دیگری از سلیم بسیار ضعیف است.

با توجه به اسناد مذکور و تکرار نام عده ای از روایان در بعضی از آنها،  معلوم می شود اکثر آن اسناد منتهی به کتاب سلیم است،  و عده ای از راویان نسخه ای از کتاب سلیم را داشته اند و از روی آن روایت کرده اند،  همچون سعد بن عبدالله اشعری محمد بن یحیی عطّار و ابراهیم بن هاشم قمی و علی بن ابراهیم و حسین بن سعید و شیخ کلینی و شیخ نعمانی و شیخ صدوق و شیخ طوسی.

بهر حال وجود احادیث سلیم با اسناد معتبر و متّصل در کتب قدما یکی از جنبه های شاخص کتاب سلیم است که اسناد آن را محکم تر می نماید،  و بسیاری از آن اسناد می تواند سندی برای اصل کتاب سلیم هم باشد.

شجره اسناد و روایان احادیث سلیم

در این بخش ترسیمی از سلسله اسناد منتهی به سلیم بصورت شجره بندی آورده می شود.  این شجره نامه،  معرّف راه هزار و چهار صد ساله ای است که کتاب سلیم پیموده، و در همان حال معرّف امانتدارانی است که این ودیعه آل محمد علیهم السلام را در ای مسیر پر خطر حفظ کرده و به ما رسانده اند.

بر خواننده کتاب لازم است با نگاهی اجمالی، راهی را که این کتاب در چهارده قرن طی کرده و اتّصال اسناد نسخه های امروزی را با نسخه ای که به دست مؤلف بزرگوار نوشته شده بداند، و به عنوان سند دائمی و پشتوانه استوار کتاب آن را بخاطر بسپارد.

تنظیم شجره بندی به این صورت است که اسناد از سلیم بن قیس شروع شده و در مرتبه دوم ابان بن ابی عیّاش به عنوان روایت کننده از سلیم ذکر شده است. سپس نام افرادی که احادیث سلیم را از ابان روایت کرده اند - که 14نفرند - آمده است. بعد از آن روایان از هریک از چهارده نفر و سپس طبقات بعدی راویان ذکر شده تا آنجا که به یکی از مدارک و منابع حدیثی یا تاریخی منتهی شود که احادیث سلیم با اسنادش در آنها ثبت شده و به دست ما رسیده است.

برای دست یابی به عین اسناد به اوّل جلد سوم متن عربی کتاب سلیم و نیز مدارکی که در پایان هر حدیث در ترجمه فارسی آمده مراجعه شود .

لازم به تذکر است که بحثهای مربوط به تقدّم و تأخّر بعضی راویان و حذف نام بعضی راویان در سند ها و نیز اشتباهاتی که در نام بعضی راویان بوجود آمده در اینجا مطرح نیست و آنچه تقدیم می شود نتیجه نهایی از آن مباحث است .

با توجه در شجره ای که آمده کلیّه اسنادی که به سلیم بن قیس منتهی می شود و نام همه راویانی که احادیث او را نقل کرده اند، به صورت یکجا به نمایش گذاشته می شود.

 

 

مناوله و قرائت در نقل کتاب سلیم

از جمله روش های نقل حدیث (( مناوله )) است ، و منظور آن است که مؤلف یا راوی با دست خود کتاب را به شخصی که می خواهد از او روایت کند منتقل نماید .

ارزش سند آنگاه بیشتر می شود که (( قرائت )) هم به مناوله اضافه شود به این معنی که مؤلف یا راوی ، کتاب را برای کسی که به او تحویل می دهد بخواند ، یا تحویل گیرنده بخواند و مؤلف یا روای گوش فرا دهد و صحّت آن را تأیید کند .

در نقل کتاب سلیم مناوله و قرائت مکرّر انجام شده ، که موارد زیر در مدارک مربوط به کتاب تصریح شده است ( به سرآغاز کتاب سلیم در ص 192همین کتاب مراجعه شود ) .

یک : مناوله کتاب از دست سلیم به ابان ، و قرائت سلیم برای او ، در سال  ٧٦

دو : مناوله کتاب از دست ابان به ابن اذینه ، و قرائت ابان برای او در سال ١٣٨

سه : قرائت کتاب بر ابوعبدالله مقدادی در سال ٥٢٠در نجف

چهار : قرائت کتاب بر حسن بن هبة الله بن رطبة در سال ٥٦٠در کربلا

پنج : قرائت کتاب بر هبة الله بن نما در سال ٥٦٥در حله

شش : قرائت کتاب بر ابن شهر آشوب در سال ٥٦٧در حله

اینها موارد تصریح شده بر مناوله و قرائت کتاب سلیم بود . مسلّماً موارد بسیاری نیز بوده که در تاریخ ثبت نشده است . همچنین مخفی نماند که مناوله و قرائت کتاب دلالت بر وجود نسخه های خطّی کتاب در تاریخ های مزبور می نماید ، اگرچه خصوصیات آن نسخه ها بدست ما نرسیده باشد .

تعداد سند های منتهی به کتاب

کتاب سلیم بیست و یک سند معتبر دارد که از نظر رجال و اسناد جنبه مهمّی برای این کتاب تلقّی می شود و کم تر کتابی از چنین خصوصیّتی برخوردار است .

توضیح این ۲۱سند چنین است :

اسناد اول نسخه های نوع ((الف)) شامل شانزده طریق است . یک سند هم در اول نسخه های نوع ((ب)) و سند دیگری در اول نسخه های نوع ((د)) است . در رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی سند دیگری موجود است . یک سند دیگر در رجال کشی ، و سندی هم در الذریعه است که روی هم ۲۱سند می شود .

برای ملاحضه عین اسناد به بخش دهم این مقدمه که مربوط به نسخه های خطی سلیم است ، و نیز به سرآغاز کتاب سلیم مراجعه شود ( به ص 138و 192از همین کتاب مراجعه شود ) . در اینجا فقط توضیحی درباره ۱۶سند نسخه های نوع (( الف )) تقدیم می شود :

اسناد شیخ طوسی به چهار سند متصل می شود . از شیخ طوسی تا سلیم هم به چهار سند می رسد و حاصل ضرب چهار سند قبل از شیخ طوسی در چهار سند بعد از او شانزده سند می شود .

تحقیقی درباره ابان بن ابی عیّاش

از آنجا که در قسمت اول این مقدمه ، شرح کامل زندگی سلیم و ابان گذشت ، در بحث حاضر فقط به ذکر مدارک و نیز چند جهت مهم درباره ابان می پردازیم .

قابل توجه اینکه مطالب مربوط به ابان به دو علت از اهمیت خاصّی برخوردار است :

اوّل : ابان اوّلین و تنها ناقل کتاب از مؤلف است ، و اگر امانتداری و محافظت او نبود اکنون اثری از این کتاب بزرگ باقی نمانده بود .

دوّم : کسانی که احوال ابان را مورد بررسی قرار داده اند آن را به طور کامل بررسی نکرده اند و اکثرا از نسبتهای ناروای مخالفین به او غافل مانده اند . البته عده ای از متأخرین متوجه این نکته شده اند . بنابراین ضرورت دارد حقایق مربوط به ابان کاملا روشن شود .

اسم و نسبت ابان

( معجم الرجال الحدیث : ج ۱ص١٨ . اعیان الشیعة : ج ۵ص ٤٨ . مناقب ابن مغازلی : ص ۲۱۲ح٢٥٦. عیون اخبار الرضا (ع) : ج ۱ص ٤٢. میزان الاعتدال : ج ١ص ١٠و ١٢ . المجروحین ( ابن حبان ) : ج ١ص ٩٦. المعارف ( ابن قتیبة ) : ص ٢٣٩ . امالی شیخ طوسی : ج ٢ص ٧٠ . کتاب حاضر ص ١٩٣و ١٩٤ ) ( به سرآغاز کتاب سلیم مراجعه شود ) .

اسم و القاب کامل ابان بن ابی عیاش در کتب رجال و تاریخ چنین است : شیخ تابعی ، عالم فقیه ، عابد زاهد ، ابواسماعیل ابان بن ابی عیاش فیروز عبدی بصری .

ذیلا به توضیح این القاب می پردازیم :

(( تابعی )) ،  یعنی او صحابه پیامبر (ص)  را درک کرده ولی خود آن حضرت را ندیده است . از سوی دیگر ابان از علما و فقهای زمان خود به شمار می رفته بطوریکه طایفه بنی عبدالقیس به وجود فقیهی چون او در میان قبیله خود افتخار می کردند . عابد و زاهد بودن او در حدّی بوده که او را از عابدان شب زنده دار و روزه داران در روز ها در زمان خود معرفی کرده اند .

از آنجا که نام پسر او اسماعیل بوده کُنیه (( ابواسماعیل )) به او داده شده است . نام خود او ابان و نام پدرش فیروز با کنیه ابوعیّاش است . لذا گاهی به او ابان بن فیروز گفته می شود .

(( عبدی )) اشاره به آن است که ابان پس از خروج از شهر خود (( نوبندجان )) - که در نزدیکی شیراز است - وارد شهر بصره شد . طبق قوانین آن عصر ، هرکس ساکن شهری می شد می بایست نام خود را در یکی از قبایل ثبت کند و در خوب و بد روزگار شریک آنان باشد . ابان هم از میان قبایل ، قبیله (( بنوعبدالقیس )) را انتخاب کرد که به تشیّع مایل تر بودند . با مخفّف کردن کلمه (( بنی عبدالقیس )) به ابان (( عبدی )) گفته اند .

عنوان (( بصری )) نیز بخاطر اقامت رسمی و دائمی ابان در آن شهر است .

ولادت و وفات ابان

( اعیان الشیعه : ج ٥ص ٤٨. میزان الاعتدال : ج ١ص ١٤. کتاب حاضر : ص ١٩٤( سرآغاز کتاب سلیم )   ) .

ابان بن ابی عیّاش در حدود سال ٦٢هجری بدنیا آمده و در اوّل رجب سال ١٣٨از دنیا رفته ، و عمر او حدود هفتاد و هفت سال بوده است .

در مقدمه کتاب سلیم ابان می گوید : هنگام ملاقات با سلیم سن او ١٤سال بوده است . با توجه به اینکه سلیم کمی پس از ملاقات با ابان در سال ٧٦هجری از دنیا رفته ، با کم کردن ١٤از ٧٦ ، سال ٦٢بدست می آید که سال تولد ابان است .

سال رحلت ابان هم صریحا در کتب شیعه و عامه آمده که همان سال ١٣٨است و بعضی سال ١٤٠یا کمی بعد از آن را هم گفته اند .

ابان از صحابه ائمّه علیهم السلام

( رجال برقی : ص ٩رجال شیخ طوسی : ص ٨٣ و ١٠٦ و ١٥٦. کتاب حاضر : ص ١٩٦( در سرآغاز کتاب سلیم ) .

ابان از اصحاب امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق علیهم السلام بوده و در زمان آن حضرت از دنیا رفته است . این مطلب از روایاتی که ابان نقل کرده پیدا است ، و در رجال برقی و رجال شیخ طوسی صریحا ذکر شده است .

سخنان علما درباره ابان بخاطر شرایط سخت تقیّه که در زمان حجّاج حاکم بود ، ابان مذهب حقیقی خود یعنی تشیّع را در اوایل زندگی مخفی می کرد تا از این رهگذر بتواند کتاب سلیم و صدها حدیثی را که از اهل بیت علیهم السلام به او رسیده بود حفظ کند ، و از عهده این مهم بخوبی برآمد .

ولی پس از مرگ حجّاج و در حکومت عمر بن عبدالعزیز که آزادی نسبی در اجتماع راه پیدا کرد با کنار رفتن شرایط شدید تقیّه ، ابان بیشتر شناخته شد و اعتقادات واقعی او هم کم کم آشکار شد . بسیاری از علمای عامّه که احادیث بسیاری از ابان نقل کرده بودند و او را به عنوان یکی از استوانه های علمی جامعه بحساب می آوردند با اطلاع از تشیّع ابان چنان برآشفتند و زبان به طعن او گشودند که ذکر بعضی سخنان ایشان شرم آور و دور از ادب است .

البته این عکس العملها ریشه ای جز بغض امیرالمؤمنین (ع) و حبّ ابوبکر و عمر نداشت ، و ابان هم جرمی جز محبّت اهل بیت علیهم السلام و بغض دشمنانشان نداشت .

این سخنان ناروا که از سوی امثال شعبه و سفیان ثوری و احمد حنبل و وکیع بن جراح و یحیی بن معین و امثالشان منتشر شد ، همچنان در کتابهای رجالی و تاریخی باقی ماند و موجب اشتباه عدّه ای شد بطوری که همان تصویر نادرست را برای معرفی ابان در نظر گرفته اند .

در همین حال بسیاری از متأخرین از علمای شیعه ، متوجه عظمت مقام ابان شده اند و منشأ این سخنان ناروا به او را پیدا کرده اند ، و به موشکافی در وثاقت و مقام علمی ابان پرداخته و شخصیت واقعی او را معرفی کرده اند .

با صرف نظر از ذکر سخنان قبیح عامه که درباره ابان گفته اند - گرچه در موارد بسیاری مدح او را هم گفته اند - فقط به ذکر آدرس آنها اکتفا می نماییم :

میزان الاعتدال : ج ١ص ١٠ و ١١ و ١٢ و ١٤ و ١٥. التاریخ الکبیر ( بخاری ) : ج ١ص ٤٥٤شماره ١٤٥٥ احوال الرجال : شماره ١٥٧ . الضعفا و المتروکین ( نسائی ) : ص ٣١ شماره ٢١. المجروحین (ابن حبّان) : ج 1ص ٩٦. الطبقات الکبری : ج ٧ص ٢٥٤ . الضعفا الکبیر : ج ١ص ٣٨ . الضعفا و المتروکین ( دار قطنی ) : شماره ١٠٣ . المعارف ( ابن قتیبة ) : ص ٢٣٩ . الضعفا الصغیر (بخاری) : ص ٣٢ . الجرح و التعدیل ( ابن جماعة ) : ج ٢ص ١٠٨٧ . الکامل ( ابن عدی ) ج ١شماره ١٣٤ . الضعفا ( عقیلی ) : شماره ٦ . تهذیب الکمال ( مزی ) : شماره ٢٥ . تقریب التهذیب :ج١ص٣١. الدوری : شماره ٣٦٢٥ و ٤٣٥٠ . تاریخ ابن معین : ج ٤ص ١٤٦ . العلل ( ابن حنبل ) : ج ١ص ١٣٥ . الجرح و التعدیل ( ابن حاتم ) : ج ١ص ٢٩٥١ .

اینک به سخنان علمای شیعه درباره ابان می پردازیم :

شیخ برقی و شیخ طوسی در رجالشان ابان را از اصحاب امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق علیهم السلام شمرده اند . شیخ طوسی در یک مورد درباره او کلمه (( تابعی ضعیف )) بکار برده و در دو مورد دیگر مطلبی نگفته است .

ابن غضائری معروف که قبلا مطالبی درباره کتاب رجال منسوب به او گفته شد ، درباره ابان کلمه (( تابعی ضعیف )) را بکار برده است . علّامه حلّی نیز گفته : (( بخاطر سخن ابن غضائری ، در روایات ابان توقّف می کنیم )) . ( رجال برقی : ص ٩ . رجال شیخ طوسی : ص ٨٣ و ١٠٦ و  ١٥٦ . خلاصة الاقوال : ص ٢٠٧) .

در توضیح و تبیین آنچه از شیخ طوسی و ابن غضائری و علّامه حلّی نقل شد ، چند نکته از چند عالم بزرگ تقدیم می شود ( اعیان الشیعة : ج ٥ص ٥٠ . کشف الاستار : ج ٢ص ٣٠ . تهذیب المقال : ج ١ص ١٨٢ ) :

یک . علّامه سیّد محسن امین می گوید : منشأ تضعیف شیخ طوسی و علّامه حلّی نسبت به ابان ، سخن ابن غضائری است ، و ابن غضائری و رجالش معلوم الحال هستند .

دو . علّامه صفائی  خوانساری می گوید : شیخ طوسی فقط در اصحاب امام باقر (ع) ابان را تضعیف کرده و در دو مورد دیگر کلمه (( تضعیف )) را نیاورده است . علت این مسئله معلوم نیست ، و شاید سخن مخالفین منشاء گفته شیخ طوسی باشد ، در حالیکه تضعیف مخالفین باید مدح حساب شود .

سه . علّامه موحد ابطحی می گوید : شاید کلمه (( تابعی ضعیف )) در کلام شیخ طوسی اشتباه از (( تابعی صغیر )) باشد ، چنانکه در کتب عامّه آمده که ابان از بزرگان تابعین نیست ، و حتی در میزان الاعتدال آمده که ابان (( تابعی صغیر )) است .

اکنون به سخنان متأخرین توجه می کنیم که متوجه ریشه مسئله شده اند و شخصیت واقعی ابان را تبیین کرده اند . ( منهج المقال : ص ١٥ . استقصاء الافحام : ج ١ص ٥٦٣ ، ٥٦٤ ، ٥٦٦ اعیان الشیعة : ج ٥ ص ٥٠ . تهذیب المقال : ج ١ص ١٨٢ و ١٨٣ . الجامع فی الرجال : ج ١ ص ۱۱کشف الاستار : ج ٢ص ١٢٣ . رسالة فی کیفیة استنباط الاحکام ( نسخه خطی ) ) :

یک . شیخ استرآبادی می گوید : اصل تضعیف ابان از طرف مخالفین بوده و بخاطر تشیّع او است .

دو . علّامه میر حامد حسین می گوید  : (( ابان بن ابی عیّاش نزد خود عامّه هم از بزرگان علمای مورد احترام و از موثّقین بشمار می آمده ، ولی بعد او را تضعیف کرده اند و نسبت مفتری و کذّاب به او داده اند )) . سپس چند جمله از سخنان قبیح علمای عامّه را ذکر کرده و بعد از آن مطلبی گفته که خلاصه اش این است : (( بنابراین علمای عامّه و همین کسانی که سخنان ناروا را درباره ابان گفته اند در حالیکه عُمری احادیث او را نقل می کرده اند ، مستحق همان سخنان ناروایی هستند که خودشان به روایت کنندگان از ابان نسبت داده اند )) .

سه . علّامه سیّد محسن امین می گوید : دلیل بر شیعه بودن ابان سخن سخن احمد بن حنبل است که می گوید : (( ابان گرایش خاصّی داشت )) که منظور او همان تشیّع است . شعبة بن حجاج رئیس بدگویان درباره ابان ، کسی است که ضدیّت او با تشیّع معروف است .گذشته از آنکه شعبة تصریح می کند که آنچه گفته از روی گمان است نه یقین !! و این ظن و گمان در مقابل تصریحهایی که خود عامه بر وثاقت ابان دارند ارزشی ندارد . اضافه بر اینکه سخنان خود شعبه نیز اشکالی به ابان وارد نمی کند ، زیرا او احادیث ابان را منکر و ناشناخته تلقّی می کند و پیدا است که امثال فضائل امیرالمؤمنین (ع) و روایات شیعی در احکام شرعی باید برای شعبه و امثال او ناشناخته باشد .

جالب تر اینکه برای تضعیف ابان به چند خواب دیدن تمسّک کرده اند که از نظر رجالیین فاقد ارزش علمی است .

چهار . علامه موحد ابطحی می گوید : اکثر تضعیفات ابان ، با اعتماد بر سخن شعبه است که در مورد ابان بیش از اندازه بدگویی کرده است . آنچه هم به عنوان تضعیف نقل کرده اند چیزی جز عناد نیست زیرا یکی از سه جهت را مطرح کرده اند : خوابهایی که بر علیه ابان دیده اند !! روایت ابان از ضعفایی که آنان ضعیف دانسته اند ! روایات منکر و ناشناخته او که به عنوان مثال فضائل اهل بیت علیهم السلام را شمرده اند !

در هر سه این اشکالات ، چیزی جز جنبه عناد با تشیّع منظور نیست و تضعیف او به هر حال از جهت مذهب است .

پنج . مولی حیدر علی شیروانی می گوید : ابان در زمان امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق علیهم السلام مطالب کتاب سلیم را نقل می کرده و از اصحاب آن امامان علیهم السلام بشمار می آمده است . بزرگان علما نیز روایات او را به عنوان اعتماد بر او نقل می کرده اند .

شش . علّامه شیخ موسی زنجانی می گوید : به نظر من روایات ابان مورد قبول است همانطور که عدّه ای از متأخرین علمای شیعه متوجه این نکته شده اند . نظر آنان هم به روایات متقدّمین مانند شیخ صفّار و شیخ صدوق و ابن ولید و دیگران است که به آنچه درباره ابان گفته شده اعتنا نکرده اند و روایات او را نقل کرده اند . اضافه بر آنکه روایات ابان از نظر محتوا و مطلب نشان می دهد که او شیعه بوده و از اعتقاد بالایی برخوردار بوده است .

نتیجه سخن درباره ابان

یک جمع بندی از آنچه تاکنون درباره ابان ذکر شد نتیجه زیر را در بر خواهد داشت :

آنچه در اعتبار کتاب سلیم از ائمّه علیهم السلام و از علما نقل شد و اینکه در طول چهارده قرن علما به نقل کتاب سلیم و احادیث آن توجه خاصّی داشته اند ، همه اینها به تأیید ابان بر می گردد ، زیرا با توجه به اینکه تنها ناقل کتاب سلیم ابان بن ابی عیّاش بوده و هرگونه تأیید کتاب سلیم و احادیث آن در درجه اوّل به معنای تأیید ابان است که کتاب به دست او رسیده و توسط او نقل شده است .

پیدا است که این عدّه کثیر از علما ، در صدد تأیید کتابی نبوده اند که به سند ضعیفی روایت شده باشد ، چنانکه علّامه خوانساری می گوید :                                                                                                                               (( وقتی این همه اسناد کتاب سلیم ، همگی به ابان منتهی می شود این خود کاشف از وثاقت ابان است )) .

توجه خاص به روایاتی که ابان نقل کرده نیز راه مناسبی برای مطالعه احوال اوست که با چه کسانی در ارتباط بوده و اعتقاد او در چه حدّ بالایی بوده است .

سخنان علمای عامه درباره ابان ، نیز بهترین دلیل بر تشیّع و وثاقت او نزد شیعه است که مخالفین را چنان برآشفته است .

همچنین دقت علمای شیعه در کشف واقعیّت درباره ابان درخور تقدیر است که توانسته اند یکی از حقایق تاریخی و رجالی شیعه را این چنین ریشه یابی کنند و آن را در آئینه حقیقت جلوه گر سازند .

تعریف رجال مذکور در اسناد کتاب سلیم

نام اشخاصی که در اسناد کتاب سلیم قرار دارند در بخش پنجم این مقدمه با اشاره به مقام علمی و اجتماعی ایشان ذکر شد . بحث های رجالی درباره هر یک از اشخاص موجود در اسناد کتاب سلیم برای اهل فن براحتی قابل مراجعه به مقدمه متن عربی است و برای عموم تا حدی موجب تطویل به حساب می آید . به همین جهت از مطرح کردن آن در ترجمه فارسی صرف نظر شد .

در اینجا بد نیست یادآور شویم که گذشته از وثاقت روایان موجود در اسناد کتاب سلیم ، شخصیّتهای مهمّی در اسناد کتاب هستند که هریک به تنهایی برای اعتماد به کتاب کافی اند . علمای بزرگی همچون این اذینه که رئیس علمای شیعه در بصره و از اصحاب امام کاظم (ع) بوده است ، و نیز ابن ابی عُمیر که موثق ترین علمای شیعه و از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهما السلام بوده و روایات او بدون ذکر سند مورد قبول علما است . همچنین نظیر احمد بن محمد بن عیسی که رئیس علمای قم و از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام است ، و یا عبدالله بن جعفر حمیری که بزرگ علمای قم در زمان امام حسن عسکری (ع) بوده ، و یا ابوعلی بن همام و تلعکبری که از علمای والا مقام شیعه در اوائل قرن چهارم بوده اند .

از سوی دیگر مؤلفین بزرگی در اسناد کتاب سلیم بچشم می خورند همچون ابن ولید استاد شیخ صدوق و شیخ طوسی شیخ نجاشی و ابن شهر آشوب و شیخ ابوعلی فرزند شیخ طوسی و امثال اینان که هریک استوانه علمی زمان خود بوده اند ، و روایات هریک از اینان می تواند موجب اعتماد کامل بر کتاب سلیم و احادیث آن باشد .

اضافه بر همه اینها ، وجود بیست و یک سند برای یک کتاب آن هم با گذشت چهارده قرن از تاریخ تألیفش - که صدها کتاب در طول آن از بین رفته اند و اثری از آنها نمانده - دلیل روشنی بر عنایت الهی و توجه ائمّه معصومین علیهم السلام به این کتاب است که در این زمان طولانی پایه هایی استوار برای این کتاب مهیّا کرده اند ، تا برای همیشه به عنوان افتخار شیعه اثنا عشری در جهان اسلام جلوه گر باشد و معارف اصیل اسلام را به جهان عرضه نماید .

.....................................

منبع : کتاب اسرار آل محمّد علیهم السلام ( کتاب سلیم بن قیس هلالی ) - تألیف ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ؛ ترجمه اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی .





برچسب ها: ,,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 165
افراد آنلاين : 3
بازديد ديروز : 81
بازديد ماه : 888
بازديد سال : 11355
کل بازديدها : 43128
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6