X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
آسمانی ها - - خلاصه ای از زندگانی سلیم و تاریخچه کتاب
- خلاصه ای از زندگانی سلیم و تاریخچه کتاب
خلاصه ای از زندگانی سلیم و تاریخچه کتاب بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه قسمت اوّل خلاصه ای از زندگانی سلیم و تاریخچه کتاب ابوصادقسلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ( نام کامل سلیم با این خصوصیّات در کتابهای زی
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 22 مرداد 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

قسمت اوّل

خلاصه ای از زندگانی سلیم و تاریخچه کتاب

ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ( نام کامل سلیم با این خصوصیّات در کتابهای زیر مذکور است : رجال برقی : ص ٤ . فهرست شیخ طوسی : ص ٨١ . رجال نجاشی : ص ٦ خلاصة الاقوال : ص ٨٢ . عوائد الایام : ص ٢٩٠ . ضوابط الاسماء : ص ٣٩ . روضات الجنات : ج ٤ص ٦٥ . ) از اصحاب خاصّ امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین علیهم السلام است و محضر امام باقر (ع) را هم درک کرده است ( رجال برقی : ص ۴ و ٧ و ٨ و ٩. رجال شیخ طوسی : ص ٤٣ و ٦٨ و ٧٤ و ٩١ و ١٢٤ . فهرست ابن ندیم : ص ٢٧٥ . خلاصة الاقوال : ص ٨٣ .) .

او از اقدم علمای شیعه و بزرگان اصحاب ائمّه علیهم السلام و مورد وثوق آنان بوده و نزد ایشان از محبوبیّت خاصّی برخوردار بوده است .

کتاب سلیم به عنوان اولین کتاب در موضوع حدیث و تاریخ است که پس از رحلت پیامبر (ص) تألیف شده ، و با گذشت چهارده قرن محفوظ مانده و بدست ما رسیده است .

ولادت و نَسَب سلیم و اوائل زندگی او

سلیم از طایفه بنی هلال بن عامر است که از فرزندان حضرت اسماعیل بن ابراهیم خلیل الله (ع) بوده و در نواحی حجاز سکنی داشته اند و بعد ها به شام و عراق آمده اند ( معجم قبائل العرب : ج ٣ ص ١٢٢١.  اللباب : ج ٣ ص ٣٩٦ . ) .

ولادت سلیم دو سال قبل از هجرت در منطقه کوفه بوده ( تاریخ ولادت سلیم از آنجا بدست می آید که سلیم در حدیث ۳۴ کتاب تصریح می کند که در آخرین روز های جنگ صفّین در سال ٣٨ هجری چهل سال داشته است . در نتیجه سال تولد او ، دو سال قبل از هجرت می شود . برای دستیابی به تاریخ دقیق جنگ صفّین به کتاب (( صفّین )) نصر بن مزاحم : ص ٤٧٣ مراجعه شود ) ، و او هنگام وفات پیامبر (ص) دوازده سال داشته است .

سلیم در زمان حیات پیامبر (ص) و نیز بعد از آن حضرت در زمان حکومت ابوبکر در مدینه نبوده ، و در جریانات سقیفه و شهادت حضرت زهرا (س) شخصا حضور نداشته است . او در سنین نوجوانی که در حدود پانزده سال داشته در اوائل حکومت عمر و قبل از سال شانزدهم هجرت وارد مدینه شده است ( تعیین سال شانزدهم برای آن است که در این سال ، سلمان به عنوان حاکم مدائن از مدینه به آن شهر رفته است . از آنجا که سلیم احادیث بسیاری از سلمان و نیز در مجلسی که سلمان و ابوذر و مقداد هر سه حضور داشته اند نقل کرده ، باید ورود سلیم به مدینه چند سال قبل از حکومت سلمان در مدائن باشد ) .

سلیم در جوّ حاکم بعد از پیامبر (ص)

سلیم با ورود به مدینه متوجه جوّ حاکم و شرائط فرهنگی و علمی آن دوره خاصّ گردید . مردمی که اهل بیت پیامبرشان را رها کرده و بابِ مدینه علم ، امیرالمؤمنین (ع) را خانه نشین نموده بودند ، و راه جهل را پیش گرفته به جاهلیّت بر می گشتند .

از سوی دیگر حاکمین غاصب ، سیاست منع شدید از نقل و جمع و تدوین سنّت پیامبر (ص) را مطرح کرده بودند تا مردم را بکلی از دین و معارف آن بیگانه نمایند ، و فقط نامی از اسلام بر جامعه مسلمین حاکم باشد .

این وضع که در زمان ابوبکر ایجاد شده بود ، در حکومت عمر شدّت یافت و اقدام به حبس و تأدیب عاملین نشر معارف دینی نمود و نوشته های آنان سوزانده شد . سلیم بن قیس در سنین نوجوانی ، وارد چنین جوّ تاریک و رعب آوری شد .

جهاد علمی سلیم در زمان عمر

سلیم با دیدن چنین جوّ فکری ظلمانی ، مخفیانه دست بکار جمع آوری و تدوین تاریخ و معارف صحیح اسلام گردید . هدف او این بود که نسلهای آینده مسلمین از حقایق دینشان آگاه باشند ، و خیانتها و ضلالتهای حاکمان غاصب مردم را به جهنّم نکشاند ، چنانکه امام صادق (ع) می فرماید :

(( عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ فِی الثَّغْرِ الَّذِی یَلِی اِبْلِیسَ وَ عَفَارِیَتُه ، یَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلیٰ ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ اَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیْهِمْ اِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ النَّوَاصِبُ )) ( بحارالانوار : ج ٢ ص ٥ ح ٨) ، (( علمای شیعیان ما در مرزی هستند که در سوی دیگر آن ابلیس و دار و دسته اش هستند . اینان مانع از شیاطین می شوند که به ضعفای شیعیان ما حمله کنند ، و از اینکه ابلیس و پیروان ناصبی اش بر آنان مسلّط شوند )) .

سلیم برای رسیدن به این هدف ، پس از شناخت حقیقت ، ارتباط خود را با امیرالمؤمنین (ع) و اصحاب گرامش سلمان و ابوذر و مقداد و امثال آنان محکم نمود و از چشمه پر فیض اهل بیت علیهم السلام سیراب شد .

او به دور از چشم حاکمان ، آنچه از ایشان می شنید ثبت می کرد و جزئیات وقایع تاریخی را سؤال می کرد . در همان حال با صحابه دیگر هم تماس می گرفت و از آنان هم می پرسید ، تا بدینوسیله اسناد تاریخ را نزد دوست و دشمن محکم کرده باشد .

سلیم در زمان عثمان

در سال بیست و سوّم هجرت ، عثمان به حکومت رسید . در این زمان سلیم از اصحاب خاصّ امیرالمؤمنین (ع) به شمار می رفت و پنهانی به برنامه خود در ثبت حدیث و تاریخ ادامه  می داد ، در حالیکه ممنوعیّت های قبلی همچنان ادامه داشت و شدّت یافته بود .

در زمان عثمان ، سلیم همچنان ارتباط قوی با ابوذر و مقداد داشت در حالیکه سالها بین او و سلمان جدایی افتاده بود ، چه آنکه از سال ١٦ هجری سلمان به مدائن رفته و در آنجا از دنیا رفته بود .

در این سالها ، سلیم به همراه ابوذر در سفر حجّ حاضر شد و خطابه او در کنار کعبه را ثبت کرد و همراه او به مدینه بازگشت . همچنین در سال ٣٤ هجری که ابوذر به ربذه تبعید شد ، سلیم در آنجا به دیدن او رفت .

سلیم در زمان امیرالمؤمنین (ع)

پس از ٢٥ سال فشار فکری و اجتماعی ، در سال ٣٥ هجری امیرالمؤمنین (ع) خلافت را که حقّ الهی اش بود بدست گرفت ، و تا حدّ امکان در محو بدعتها و زدودن جوّ سیاه جهل و ظلمت از اجتماع مسلمانان سعی فرمود .

در همان اوایل حکومت حضرت ، آنانکه روش امیرالمؤمنین (ع) را نمی پسندیدند و در پی ادامه و تجدید بدعتهای ابوبکر و عمر و عثمان بودند و هوسهای شیطانی در سر می پروراندند ، در مقابل آن حضرت عَلَم مخالفت برافراشتند .

در اینجا سلیم همچنانکه با قلم به یاری حقّ مشغول بود ، جهاد خود را با شمشیر تکمیل نمود و شخصا در میدانهای جنگ حضور یافت و در صف اوّل مبارزین به عنوان ((شرطة الخمیس)) که فدائیان امیرالمؤمنین (ع) بودند به جنگ و جهاد پرداخت ، و در همان حال آنچه در میدان های جنگ دید در کتابش ثبت نمود . اینک سنّ سلیم به ٣٧ سالگی رسیده بود .

سلیم در جنگ جمل

سلیم بن قیس به همراه امیرالمؤمنین (ع) از مدینه به بصره آمد و از اوّل تا آخر جنگ جمل به عنوان یکی از پنج هزار فدائی امیرالمؤمنین (ع) در صفّ اوّل میدان جنگ شمشیر زد .

او در کتابش تعداد افراد لشکر در جنگ جمل ، و خصوصیّات افراد و کیفیت جنگ و آنچه بعد از آن در بصره اتفاق افتاد و حتّی خطابه امیرالمؤمنین (ع) بعد از جنگ را ثبت کرد .

سلیم در جنگ صفّین

در اواسط سال ٣٦ هجری ، سلیم به همراه امیرالمؤمنین (ع) از بصره به کوفه آمد و از آنجا در طلیعه لشکر آن حضرت عازم صفّین شد ، و تا سال ٣٨ که جنگ صفّین ١٧ ماه ادامه داشت حاضر در جنگ بود . همچنین در جنگ                    (( یوم الهریر )) که شدید ترین و آخرین روز جنگ صفّین بود و در یک شبانه روز بیش از هفتاد هزار نفر بقتل رسیدند ، سلیم شخصا حضور داشت و حدودا چهل سال از عمر او می گذشت .

او در کتابش ، مکاتبات امیرالمؤمنین (ع) را با معاویه به دقت ثبت کرد و خطابه های آن حضرت در جنگ را نوشت . همچنین کیفیت جنگ هریر و داستان حکمین و بر نیزه نمودن قرآن ها را در کتابش نوشت . در بازگشت از صفّین هم در قضیه راهبی که مسلمان شد و کتابهای حضرت عیسی (ع) را به امیرالمؤمنین (ع) تحویل داد حاضر بود و تمامی جریان را در کتابش نوشت .

او در اواخر سال ٣٨به ملاقات امام سجّاد (ع) مشرّف شد که در سنّ شیر خوارگی در محضر امیرالمؤمنین (ع) بود . در همین ایام به مدائن رفت و در آنجا با حذیفه ملاقات کرد .

سلیم در جنگ نهروان تا شهادت امیرالمؤمنین (ع)

در سال چهلم هجرت که جنگ نهروان واقع شد سلیم در آن شرکت داشت و مطالبی از آن واقعه را در کتابش ثبت کرد .

پس از آن ، سلیم در کوفه به همراه امیرالمؤمنین (ع) برای جنگ تازه ای با معاویه آماده می شد که در ماه رمضان همان سال شهادت آن حضرت پیش آمد . چنین حادثه ای برای شخصی همچون سلیم بس دردناک بود .

او که از اولیاء امیرالمؤمنین (ع) بود در سه روز آخر عمر شریف آن حضرت ملتزم حضور بود ، و وصیّت نامه حضرتش را به نقل از لبان مبارک آن حضرت نوشت .

سلیم در زمان امام حسن مجتبی (ع)

پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع) ، سلیم از اصحاب وفادار امام مجتبی (ع) بود . هنگامی که معاویه به عنوان صلح وارد کوفه شد سلیم حاضر بود ، و خطابه آن حضرت در مقابل معاویه را ثبت کرد .

در طول حکومت معاویه ، سلیم فعالیّت علمی خود را ادامه داد و بدعتها و جنایات معاویه ، و نیز اقدامات او در وضع و تحریف احادیث را به دقت در کتابش ثبت کرد .

سلیم در زمان امام حسین (ع)

پس از شهادت امام مجتبی (ع) ، سلیم از ملتزمین و خواصّ اصحاب حضرت سیّد الشهداء (ع) بود ، و سن او در این هنگام حدود ٥٠ سال بود .

از سال ٤٩ هجری که زیاد از طرف معاویه حاکم کوفه شد سلیم توانست با تقیّه کامل ، خود را از شرّ او حفظ کند ، و حتّی با ایجاد ارتباط مخفیانه با نویسنده زیاد ، نامه سرّی معاویه را استنساخ کرد و آن را به عنوان یک سند تاریخی مهم ثبت کرد که احدی غیر از سلیم بر آن دست نیافته است .

در سال ٥٠ هجری که معاویه به بهانه حج به مدینه آمده بود ، سلیم هم از کوفه به مدینه آمد و گزارشی از سفر معاویه به مکه و مدینه و اقدامات او بر علیه شیعه تهیه کرد .

در سال ٥٨ هجری ( دو سال قبل از مرگ معاویه ) ، امام حسین (ع) در منی بیش از ٧٠٠ نفر از صحابه و تابعین را جمع کرد و برای آنان خطابه ای بر علیه معاویه ایراد کرد . سلیم در آن مجلس حضور داشت و فرمایشات حضرت را به طور کامل در کتابش نوشت . در این ایام بیش از شصت سال از عمر سلیم می گذشت .

در سال ٦١ هجری که مصیبت عظمیٰ یعنی شهادت امام حسین (ع)اتفاق افتاد ، در صفحات تاریخ مطلبی از احوال سلیم دیده نمی شود . به احتمال قوی او هم از زندانیان ابن زیاد بوده است که نتوانستند امام (ع) را یاری کنند .

سلیم در زمان امام زین العابدین و امام باقر علیهما السلام

پس از شهادت حضرت سیّد الشهداء (ع) سلیم از اصحاب امام سجّاد (ع) گردید و در حضور آن حضرت خدمت امام باقر (ع) را هم که در سنین هفت سالگی یا بیشتر بودند درک کرد .

در این سالها که در حجاز جریان ابن زبیر و در عراق جریان مختار ادامه داشت ، در کتاب سلیم و تاریخچه زندگی او مطلبی نمی بینم ، ولی ظاهرا تا زمان حجاج سلیم در کوفه بوده است .

تألیف و زندگی علمی سلیم

با نزدیک شدن به سالهای آخر عمر سلیم ، بسیار بجاست فعالیّت های علمی شصت ساله او را مورد بازنگری قرار دهیم ، و از لابلای آن اخلاق و روحیات او را بررسی می کنیم .

سلیم بن قیس به عنوان یک مؤلف ، از آن جهت مورد توجه خاص است که در اکثر مطالب کتابش شخصا حضور داشته و یا از کسانی که شخصا حضور داشته اند نقل کرده است ، و در نقل خود جز موثّقین به کسی اعتماد نکرده است .

با در نظر گرفتن این مطلب ، گردآوری و تألیف کتاب سلیم در چهار دوره انجام گرفته که به صورت زیر قابل توضیح است :

از آنجا که سلیم از اوّل راه حق را تشخیص داد ، توانست با امیرالمؤمنین (ع) و اصحاب خاصّ آن حضرت یعنی سلمان و ابوذر و مقداد و امثال ایشان ارتباط قوی برقرار کند . مطالبی که در طول ٣٠ سال مستقیما از ایشان نقل کرده یک چهارم کتاب او را تشکیل می دهد .

از اوائل حکومت عمر ، سلیم شخصا در بسیاری از وقایع حضور داشت و شاهد بسیاری از بدعت گذاری های عمر و نیز احتجاجات امیرالمؤمنین (ع) بر علیه حاکمین بود که ربع دوّم کتابش به این دوره مربوط می شود .

طی پنج سال خلافت ظاهری امیرالمؤمنین (ع) سلیم شاهد جنگهای جمل و صفین و نهروان و نیز بسیاری از خطبه های آن حضرت بوده و آنها را ثبت کرده است . این بخش هم ربع دیگری از کتاب او را تشکیل می دهد .

بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) از سال ٤٠ تا سال ٧٦ که سلیم از دنیا رفت ، در اثر جوّ وحشتناکی که معاویه بر علیه شیعیان حاکم کرده بود سلیم توانست فقط گوشه هایی از وقایع آن دوره را در کتابش ثبت کند ، و این بخش ربع چهارم کتاب اوست .

بنابراین می توان اذعان داشت که سلیم قسمت اعظم کتابش را از سال دوازدهم هجری تا سال ٤٠ نوشته که از چهارده سالگی تا چهل و دو سالگی او می شود و یک چهارم بقیه را در طول ٣٤ سال اخیر عمرش نوشته است .

روحیات و اخلاقیات سلیم

در یک جمع بندی از زندگانی سلیم می توان روحیات و اخلاقیات او را چنین تحلیل کرد :

بسیار کم اند افرادی که بتوانند مرد میدان شمشیر باشند و درهمان حال در میدان های علم و قلم گام نهند ، چرا که هریک از دو جهت اقتضای روحی خاصی دارد و جمع بین هر دو را مشکل می نماید .

سلیم بن قیس از کسانی است که این دو جنبه در او جمع شده است . او با قدم در میدانهای هولناک جنگ های جمل و صفین و نهروان ، وظیفه خطیر خود را در جنبه های عقیدتی و عملی به انجام رساند . در حالیکه قبل از آن و همزمان با جنگها و بعد از آن دست از فراگیری معارف و تاریخ و نیز تألیف و تدوین آنها برنداشت و در نتیجه این یادگار گرانقدر را برای ما باقی گذاشت .

از سوی دیگر ، او صاحب همتی بلند و تلاشی بی وقفه بود و کتاب حاضر نتیجه سعی و کوشش بی امان او در طول ٦٠ سال است .

از همه اینها گذشته دو روحیّه بسیار مهم در سلیم بوده که در سایه آن توانسته است چنین کتابی تألیف نماید و آن را حفظ کند و به نسلهای بعد از خود برساند .

اوّل : کتمان و اجتناب از شهرت

با توجه به اینکه سلیم فقط در پنج سال حکومت امیرالمؤمنین (ع) آزاد بوده و قبل و بعد از آن در شرایط اختناق بسیار شدیدی بسر می برده ، پیدا است که جز با حالت کتمان نمی توان چنین کتابی را تألیف کرد . در حکومت عمر و عثمان که تدوین حدیث به هر صورتی ممنوع بود ، سلیم نه تنها کتابی تدوین کرد بلکه مطالب آن هم بر ضد حکومت وقت بود ، که اگر از کار او مطلع می شدند هم خود او و هم کتابش را نابود می کردند !

بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) که بار دیگر اختناق شدید اجتماعی بر علیه شیعیان در دوران معاویه و یزید و مروانیان حاکم شد ، سلیم آن قدر در کتمان کار خود با مهارت عمل کرد که توانست اضافه بر حفظ کتاب خود و ادامه تدوین آن ، از اسرار معاویه هم اطلاع پیدا کند و آنها را در کتاب خود ثبت کند که نامه محرمانه معاویه به زیاد از نمونه های آن است .

دوّم : دقت و جستجو در ثبت مطالب

این اخلاق که باید همراه تألیف باشد در سلیم به حد بالایی وجود داشت ، آن هم در عصری که هنوز قواعد مفصلی برای تألیف کتاب مطرح نبوده است .

سلیم هنگام یادگیری مطالب ، سؤالاتی را که احتمالا بذهن خطور می کند شخصا مطرح می کرد و جواب آنها را نیز می گرفت . از سویی زمان روایت و مکان آن و شرایطی که در آن اتفاق افتاده همه را ثبت می نمود . او برای اطمینان و محکم کاری ، مطالب را بر ائمّه علیهم السلام عرضه می کرد تا یکبار دیگر از صحّت آن اطمینان حاصل کند .

سلیم برای بدست آوردن جزئیّات بیشتر قضایا ، یک جریان را از چند نفر سؤال می کرد و به مسافرت هایی اقدام می نمود . او سؤالات مهمّی در جنبه های عقیدتی از ائمّه علیهم السلام پرسیده و جواب آنها را ثبت کرده است . حتی گاهی از دشمنان اهل بیت علیهم السلام درباره کار ها و بدعتهایشان سؤال می کرد و از زبان خودشان اقرار می گرفت .

هرگاه سلیم متوجه یک واقعه مهم در بلاد اسلامی می شد سعی می کرد شخصا حاضر شود تا دقیقا آنچه اتفاق می افتد ثبت نماید که حضور او در سفر معاویه به مدینه از نمونه های آن است .

پس از چنین زحمات طاقت فرسا و تلاش بی وقفه ، و نیز در سایه کتمان شدید و دقت کامل در ثبت و ضبط قضایا ، اینک سلیم ثمره شصت سال زحمتش را در مقابل خود می بیند . و در این حال با آخرین ضربه از طرف دشمنان امیرالمؤمنین (ع) رو به رو می شود . اینک سلیم و کتابش با چنگال خون آشامی همچون حجّاج رو به رو هستند ، و این سلیم است که باید آخرین تصمیم را بگیرد .

سلیم در زمان حجّاج

در سال ٧۵ هجری ،  حجاج بن یوسف سقفی از طرف عبدالملک بن مروان حاکم عراق شد و وارد کوفه گردید.  از اولین کسانی که حجاج سراغشان  را گرفت سلیم بن قیس بود ،  چرا که سابقه او با امیرالمؤمنین (ع) روشن بود .

به همین جهت با ورود حجاج  ،  سلیم بن قیس به همراه کتابش از  عراق فرار کرد و به ایران آمد تا در سرزمین فارس در نزدیکی شیراز به شهر بزرگی به نام (( نوبندجان )) ( این شهر در آن زمان بسیار بزرگ و خوش آب و هوا بوده است . هم اکنون از این شهر روستایی بنام ((نوبندگان )) بین شیراز و فسا باقی مانده است ) رسید . سلیم در این تبعید ناخواسته که علّتی جز ولایت امیرالمؤمنین (ع) نداشت ، هفتاد و هفت سالگی عمر خود را می گذراند .

ارتباط سلیم با ابان ابی عیّاش در ایران

در شهر نوبندجان ، سلیم با جوانی که ١٤ سال از عمرش می گذشت و نامش (( ابان )) بود ملاقات کرد . البته جنبه آشنایی بین سلیم و ابان برای ما معلوم نیست که آیا فامیل بوده اند و یا سابقه دوستی داشته اند یا یک اتفاق و تصادف بوده است . ولی به هر حال سلیم در حانه پدری ابان بن ابی عیّاش اقامت کرد .

ابان در آن سنین قرائت قرآن را آموخته بود ولی از آنچه بعد از پیامبر (ص) بر اهل بیت علیهم السلام رفته بود آگاهی نداشت ، چرا که در طول پنجاه سال پس از فتح مناطق فارس و توابعش ، همان دین منسوخ از طرف حاکمان به مردم تفهیم شده بود .

در چنین شرائطی ، مردی همچون سلیم نعمتی عظیم برای ابان بود که حقایق دینی را از او بگیرد ، و آنچه را ندیده از شاهد عینی بپرسد .

سلیم هم در فکر کسی بود که بتواند امانت بزرگ و ثمره عمرش را به خوبی حفظ کند و آن را سالم به نسلهای بعد منتقل کند . لذا به فکر تربیت عقیدتی ابان افتاد و آهسته آهسته او را با حقایق گذشته تاریخ اسلام آشنا کرد و وقایع بعد از پیامبر (ص) را برای او تشریح نمود و بدینوسیله او را متوجه شرائط موجود نمود .

ابان درباره مدتی که با سلیم معاشرت داشته چنین می گوید :

(( او پیرمردی اهل عبادت بود و چهره ای نورانی داشت . بسیار پر تلاش ، صاحب نفسی بزرگوار و حزنی طولانی بود . او استتار را دوست می داشت و از اشتهار پرهیز می کرد )) .

سلیم هم درباره ابان گفته است :

(( من با تو معاشرت داشتم و جز آنگونه که دوست می داشتم چیزی ندیدم )) .

بدین ترتیب شرائط عقیدتی و فکری بین ابان و سلیم برای تحویل کتاب آماده شده بود .

تصمیم سلیم درباره کتاب

دیری نگذشت که سلیم احساس کرد در سرزمین غربت ، عمرش به پایان خود نزدیک می شود و مهم ترین مسئله برای او حفظ کتابش بود . کتابی که سر تا سر آن بیان مظلومیت اهل بیت علیهم السلام و افشای بدعتها و جنایات غاصبین خلافت بود و می توانست چراغ هدایتی برای نسلهای آینده باشد تا بتوانند دوستان را از دشمنان تشخیص دهند .

سلیم نگران کتابی بود که با تمام وجود در راه تألیف و حفظ آن فداکاری کرده بود و مطالب آن را به طور شفاهی از خود معصومین علیهم السلام یا از اصحابشان گرفته بود . کتابی که در بردارنده نکات و گوشه های بسیار دقیقی از تاریخ اسلام بود و او در بدست آوردن آنها زحمت فراوان کشیده بود . کتابی که در یک نگاه مجموعه ای از معارف و تاریخ اسلام بود که می بایست به عنوان پایه تولّی و تبرّی تلقی شود .

در مسائل مربوط به تولّی شامل مطالبی همچون امامت دوازده امام علیهم السلام و ذکر نام ایشان ، فضائل اهل بیت علیهم السلام ، احتجاج ها و اتمام حجت های امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و اصحابشان در مقابل غاصبین خلافت و بیانات کاملی از ائمّه علیهم السلام در معارف اسلام بود .

از سوی دیگر در جنبه های تبرّی شامل پیشگوئی های پیامبر (ص) درباره اختلافات امّت و فتنه های بعد از آن حضرت و نیز درباره ظلم قریش و غصب حقوق اهل بیت علیهم السلام ، رفتار منافقین در زمان پیامبر (ص) ، اخبار مفصّلی از غصب خلافت و شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن (ع) ، ذکر مطاعن غاصبین خلافت بخصوص اصحاب صحیفه ملعونه ، گوشه های مهمّی از جنگ های جمل و صفّین و نهروان ، اخباری از فتنه های معاویه بعد از    امیرالمؤمنین (ع) و جنایات او نسبت به شیعیان بود .

از یک سو با توجه به محتوای کتاب ممکن بود در دسترس ماندن آن ، آن را بدست نا اهلان برساند و مسئله‌ ای ایجاد کند ، و از سوی دیگر از بین بردن آن به قیمت نابود کردن زحمات پر ارزش او بود .

به همین جهت سلیم گاهی به فکر از بین بردن کتابش می افتاد ، ولی اقدامی نمی کرد زیرا متوجه بود که چنین سرمایه علمی گرانبها را نباید بدست تلف سپرد ، و از سوی دیگر در پی کسی بود که بتواند امانتش را به او بسپارد .

بالاخره فردی که توانست به عنوان حافظ کتابش به او اعتماد کند کسی جز ابان بن ابی عیّاش تربیت شده خود سلیم نبود .

وصیّت سلیم و تحویل کتاب به ابان

سلیم پس از فرار از شرّ حجاج و ورود به شهر نوبندجان بیش از یک سال دوام نیاورد و بیمار شد .  همینکه آثار مرگ را در خود دید مخفیانه مسئله کتابش را با ابان در میان گذاشت و سرگذشت خود را در تألیف کتاب برای او تشریح کرد و او را متوجه این نکته نمود که مطالب این کتاب برای جامعه ای که با سیره ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه پرورش یافته اند قابل تحمّل نخواهد بود و نباید در دسترس هر نااهلی قرار بگیرد .

بعد از آن ، طی برنامه ای دقیق کتاب خود را رسما به او تحویل داد که مراحل آن چنین بود :

اولا : ابان را از نظر اعتقادی و امانتداری مورد آزمایش قرار داد و از هر دو جهت مطمئن شد .

ثانیا : سه شرط اساسی با ابان قرار داد و در مورد آنها عهد و پیمان الهی از او گرفت ، که آنها از این قرارند :

یک : تا سلیم زنده است از کتاب و مطالب آن به کسی خبر ندهد .

دو : پس از رحلت او نیز کتاب و مطالبش را جز به موثّقین از شیعه خبر ندهد .

سه : هنگام مرگ کتاب را به شخصی موثّق و دیندار از شیعه بسپارد .

ثالثا : تمام کتاب را برای ابان قرائت کرد و او به دقت گوش فرا داد تا در مطالب آن جای ابهامی نماند .

رابعا : با دست مبارکش کتاب را بطور رسمی بدست ابان داد و به عبارت دیگر آن را تحویل او داد تا در ادای امانت وظیفه خویش را بطور کامل به انجام رسانده باشد .

وفات سلیم بن قیس

در اواخر سال ٧٦ هجری ، سلیم در شهر نوبندجان فارس در سن ٧٨ سالگی بدرود حیات گفت و ظاهرا در همان شهر به خاک سپرده شد . ( تعیین سال ٧٦ به عنوان سال رحلت سلیم از مجموعه قرائن زیر بدست آمده است :

حجاج در سال ٧٥ هجری به عنوان حاکم عراق وارد کوفه شد . طبق تصریح ابان در سرآغاز کتاب سلیم ، حجاج پس از ورود به عراق فورا سراغ سلیم را گرفته و سلیم هم بی وقفه فرار کرده و به نوبندجان آمده است . همچنین ابان تصریح می کند که پس از ورود به نوبندجان دیری نپایید که سلیم از دنیا رفت . بنابراین از سال ٧٥ زمان زیادی نگذشته که سلیم از دنیا رفته که اگر حداکثر حساب کنیم سال ٧٦ می شود ) .

او در حالیکه بیش از شصت سال از عمر شریفش را در راه احیاء ولایت اهل بیت علیهم السلام سپری کرده بود بدیدار موالیانش شتافت و این یادگار بزرگ را از خود بر جای گذاشت . رحمت خدا بر روان پاکش باد .

کتاب سلیم در نوبندجان و بصره

پس از سلیم ، ابان بن ابی عیّاش در نوبندجان به مطالعه کتاب سلیم پرداخت ، و آنچه درباره مطالب کتاب از او شنیده بود شخصا دریافت . به همین جهت تصمیم گرفت به شهر های بزرگ اسلامی سفر کند تا آگاهی بیشتری درباره دینش پیدا کند .

او کتاب سلیم را به همراه خود برداشت و عازم بصره نزدیک ترین شهر به منطقه فارس شد در بصره کتاب سلیم را به حسن بصری نشان داد ، و او پس از مطالعه کتاب مطالب آن را مورد تأیید قرار داد و گفت : (( تمام احادیث آن حق است که از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) و غیر ایشان شنیده ام )) .

ابان ، بصره را به عنوان وطن دوّم خود انتخاب نمود و طبق قوانین آن عصر خود را به طایفه ((بنی عبدالقیس)) ملحق نمود و نام او در شمار آن قبیله ثبت شد .

کتاب سلیم در مکه و مدینه

ابان از بصره به همراه کتاب سلیم عازم سفر حج شد . او در مکه با بیش از صد نفر از اصحاب پیامبر (ص) و تابعین ملاقات کرد و از آنان احادیثی فرا گرفت .

بعد از آن ، مقصد او رسیدن به حضور امام زین العابدین (ع) بود تا هر سؤال و مشکلی دارد از امام زمانش بپرسد و از حجت خدا فرا گیرد ، و این برای اطمینان کامل خود و نسلهای آینده بود و برای اینکه هرگونه سؤال اعتقادی برایش حل شود .

کتاب سلیم در محضر امام زین العابدین (ع)

ابان در حالیکه کتاب سلیم را همراه داشت خدمت امام سجّاد (ع) رسید . ابوالطفیل و عمر بن ابی سلمة دو صحابی پیامبر (ص) نیز در خدمت حضرت حضور داشتند .

او کتاب سلیم را خدمت آن حضرت تقدیم نمود ، تا کلامی درباره کتاب و مؤلّفش از آن حضرت بشنود .

امام (ع) دستور دادند تا کتاب سلیم نزد آن حضرت قرائت شود . ابوالطفیل و عمر بن ابی سلمة ، سه روز ، - از صبح تا شب - در حضور امام زین العابدین (ع) می نشستند و کتاب را می خواندند و آن حضرت استماع می فرمودند .

این برنامه ، عنایتی بس عجیب را در شأن این کتاب می رساند که امام معصوم علیهم السلام سه روز بنشیند تا کتاب یکی از اصحابش را که از دنیا رفته در محضرش بخوانند . قرائت کنندگان هم دو نفر از بزرگان اصحاب پیامبر (ص) بودند که تا آن زمان حیات داشتند . اهمیّت دیگر مطلب اینکه امام (ع) بدون قرائت هم می توانستند مطلبی درباره کتاب بفرمایند ، ولی شکل رسمی قرائت را اجرا کردند تا هیچ شبه ای در بین نماند و همه بدانند آن حضرت کلمه کلمه کتاب را مورد توجه قرار داده اند .

پس از قرائت کامل کتاب ، همه در انتظار سخن امام (ع) بودند . لبان مبارک حضرت با کلامی نورانی در شأن سلیم و کتابش گشوده شد و فرمودند :

(( سلیم راست گفته است ، خدا او را رحمت کند . همه این ها احادیث ما است که نزد ما شناخته شده است )) .

این سخن در حقیقت امضا و مهر تأیید الهی از لسان حجة الله بود ، که اصالت و اعتبار کتاب سلیم را به ثبت رسانید و آن را جاودانی ساخت و سندی محکم برای این کتاب بنیادی اسلام گردید .

ابوالطفیل و عمر بن ابی سلمة هم گفتند : (( تمام احادیث آن را از امیرالمؤمنین (ع) و از سلمان و ابوذر و مقداد شنیده ایم )) .

پس از آن ، ابان سؤال مهمّی در رابطه با کتاب خدمت امام (ع) مطرح کرد و عرضه داشت : اکنون که مطالب آن صحیح و مورد تأیید است ، پس تکلیف امّت اسلامی چه می شود که اکثرشان از راه شما اهل بیت منحرفند ؟ آیا واقعا همه آنانکه دین شما اهل بیت را نپذیرفته اند در هلاکت اند ؟

امام (ع) در پاسخ به این سؤال ، دو حدیث متواتر بین همه مسلمانان را مطرح کردند و فرمودند: آیا این حدیث را شنیده ای که پیامبر (ص) فرموده است :

(( مَثَل اهل بیت من چون کشتی نوح است که هرکس بر آن سوار شد نجات یافت و هرکس بر جای ماند هلاک شد ، و مَثَل اهل بیتم همچون باب حطّه در بنی اسرائیل است )) ؟ ( ((باب حطّه)) در بنی اسرائیل دری بوده که همه باید هنگام عبور از آن در مقابل خدای عزوجل سر تعظیم فرود می آوردند . اهل بیت علیهم السلام از این جهت به ((باب حطّه)) تشبیه شده اند که همه مردم باید در مقابل ایشان سر تعظیم فرود آورند و سخن ایشان را بپذیرند ، تا بدینوسیله در مقابل خداوند اظهار تعظیم و خضوع نموده باشند . به بحارالانوار : ج ١٣ ص ١٨٠ - ١٨٥ ) . ابان اقرار کرد که این حدیث را بطور متواتر به نقل از پیامبر (ص) شنیده است .

ابوالطفیل و عمر بن ابی سلمة گفتند : ما هم این حدیث را از لبهای مبارک پیامبر (ص) شنیده ایم .

حضرت فرمود : آیا همین حدیث نگرانی و تعجّب ترا حلّ نمی کند ؟ یعنی اگر اهل بیت علیهم السلام تنها راه نجات هستند و همه امّت فقط باید در مقابل آنان سر تعظیم فرود آورند ، پس این راهی که امّت اسلامی در پیش گرفته اند و از این کشتی نجات تخلف ورزیده و در مقابل هر کسی جز ایشان سر تعظیم فرود آورده اند ، آیا نتیجه ای جز هلاکت در بر خواهد داشت ؟ پس هیچ تعحبی ندارد که معتقد باشیم آن عده از امّت اسلامی که مهم ترین دستور پیامبر خود را که پیروی از اهل بیت علیهم السلام است رها کرده اند ، راه جهنم را پیش گرفته اند و خود را به هلاکت انداخته اند .

از این رهگذر معلوم می شود که کتاب سلیم با محتوای شیعی آن ، به راحتی می تواند تکلیف بقیه فِرَق اسلامی را تعیین کند ، و این را قبل از کتاب سلیم احادیث متواتر منقول از پیامبر (ص) تعیین نموده است .

به هر حال ، این مجلس پس از سه روز با این نتیجه گرانبها در مورد سلیم و کتابش پایان یافت ، و اینکه ابان پس از چند روز به همراه کتاب سلیم به بصره باز می گردد .

جهاد علمی ابان

ابان پس از بازگشت به بصره ، بدون آنکه تشیّع خود را علنی کند با محدّثین بزرگ و علمای دینی آن عصر ارتباط بر قرار کرد و از آنان حدیث اخذ می کرد ، تا کم کم در شمار محدّثین و معتمدین زمان خود درآمد ، به طوریکه طایفه بنی عبدالقیس بوجود فقیهی چون او افتخار می کردند .

ابان در همین حال ، ارتباط خود را با امام سجّاد (ع) و اصحاب آن حضرت حفظ کرده بود ، و بدور از چشم دشمن با آنان رفت و آمد داشت .

در آغاز قرن دوّم هجری که ممنوعیّت تدوین حدیث رسما لغو شد ، محدّثین و مورّخین آزادانه به انتشار آنچه جمع کرده بودند پرداختند و بدین ترتیب ده ها کتاب تألیف شد . ولی چه انتظاری می توان داشت از جامعه ای که حدود یک قرن راه انحراف را آموخته بودند و هرچه به عنوان دین فرا گرفته بودند سبّ و شتم و لعن اهل بیت علهیم السلام بود ؟! آیا این آزادی نشر حدیث ، نتیجه ای جز انتشار میراث عُمَر و معاویه ثمر دیگری داشت ؟! آیا کتابهای تدوین شده در آن شرائط جز مجموعه ای از اکاذیب بود ؟

البته در چنین فرصتهایی ، ائمّه علیهم السلام و همچنین اصحابشان حداکثر استفاده را بردند و تا حدّی معارف اصیل تشیّع را در معرض دید جهانیان قرار دادند ، که ابان بن ابی عیّاش نیز از این زمره به حساب می آمد .

درگیری ابان با علمای مخالف شیعه

در این گیرو دار ، حاکمان و نیز علمای مخالفین متوجه انتشار و مقبولیّت معارف شیعه در بین مردم شدند ، ولی کمی دیر شده بود که بتوانند مانع آن شوند . لذا برای ایجاد سدّ در مقابل چشمه زلال معارف اهل بیت علیهم السلام اقدام به دو کار اساسی نمودند :

اولا : از طریق علمای معروف خود ، تهمتهای ناروا به علمای شیعه نسبت می دادند که کم ترین آن نسبت نسیان و عدم دقت بود .

ثانیا : خود تشیّع را به عنوان یک جرم به حساب می آوردند ، و به مجرد تشیّع راوی حدیث را ساقط می کردند اگر چه موثّق بودن حدیث او مورد قبول بود .

از جمله کسانی که به این تهمت ها مبتلا شد ، ابان بن ابی عیّاش بود . او که تا دیروز مورد اعتماد بزرگان علمای مخالفین واقع شده بود و صدها حدیث به نقل از او روایت کرده بودند و از نظر تقوا و عبادت هم او را در درجه بالایی قبول داشتند و به وجود او افتخار می کردند ، به محض اینکه از تشیّع او - که عمری آن را مخفی کرده بود - مطّلع شدند شروع به طعن و تعرّض به شخصیّت او نمودند و سخنان ناروا در حق او شایع ساختند و یکباره از او کناره گرفتند . این اهانتها پس از مرگ او نیز ادامه یافت تا آنجا که آثار این خیانت در صفحات تاریخ باقی ماند و بسیاری از آنانکه به امثال شعبة بن حجاج و سفیان ثوری اعتماد می کردند ، طعن های آنان را هم علیه ابان می پذیرفتند ، ولی علمای شیعه در طول تاریخ با اعتماد کامل بر او کتاب سلیم را به نقل از او روایت می کرده اند .

تحقیق کتاب سلیم بدست ابان

ابان بن ابی عیّاش در طول زمانهایی که در بصره یا غیر آن با ائمّه علیهم السلام و اصحابشان تماس داشت ، آنچه در رابطه با کتاب سلیم و مطالب آن بدست می آورد در محل مناسب آن اضافه می کرد . تأییدات ائمّه علیهم السلام را نسبت به احادیث کتاب ثبت می کرد ، و در چند مورد احادیث جدیدی که ارتباطی با احادیث سلیم داشت به آن اضافه می نمود .

البته در همه این موارد کاملا مشخص می کرد که چه مقدار از حدیث از طرف او اضافه شده است . بدین ترتیب نسخه های کتاب سلیم که اکنون در دست ما است ، شامل تحقیقات ابان ، اوّلین ناقل آن از سلیم است که در حضور ائمّه علیهم السلام انجام داده و به کتاب ملحق نموده است ( برای نمونه به احادیث ٦ ، ١٠ ، ١٢ ، ٣٧ و ٥٨ ملاحظه شود ) .

ابان در زمان امام باقر و امام صادق علیهما السلام

در زمان امام زین العابدین (ع) ابان از اصحاب آن حضرت به شمار می آمد ، و پس از شهادت آن حضرت در زمره اصحاب امام باقر (ع) بود و با اصحاب آن حضرت ارتباط قوی داشت . بعد از آن حضرت در شمار اصحاب امام صادق (ع) در آمد و از علمای بزرگ شیعه بود ، و تا آن لحظه به خوبی از عهده حفظ کتاب سلیم برآمده بود .

انتقال کتاب از ابان به ابن اذینه

در این حال که عُمْرِ ابان از ٧٠ می گذشت در فکر کسی بود که بتواند کتاب سلیم را به او تحویل دهد تا وصیّت سلیم را به خوبی عمل کرده باشد .

اتفاق عجیبی که در سال ١٣٨ هجری در ٧٦ سالگی ابان اتفاق افتاد این بود که یک شب سلیم را در عالم رؤیا دید . سلیم نزدیکی مرگ او را خبر داد و گفت :

((ای ابان ، تو در این روز ها از دنیا می روی ، درباره امانت من تقوی پیشه کن و آن را ضایع مکن و به وعده ای که به من در مورد کتمان آن داده ای عمل کن ، و آن را جز نزد مردی از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) که صاحب دین و آبرو باشد مسپار)) .

این خواب از رؤیا های صادقه بود ، چه آنکه یکماه از آن نگذشته ابان از دنیا رفت . در پی این رؤیا ، ابان خود را در مقابل بزرگترین مسؤلیّت عُمْرِ خود دید . او برای تحویل کتاب سلیم ، عمر بن اذینه بزرگ علمای شیعه در بصره را انتخاب کرد که یکی از اصحاب امام صادق (ع) بود و بعد از آن حضرت در شمار اصحاب امام موسی کاظم (ع) در آمد .

از آنجا که ابان و ابن اذینه هر دو از طایفه ((بنی عبدالقیس)) بودند ، احتمال می رود ارتباط نزدیک آن دو از این جهت هم باشد ، گذشته از جنبه عقیدتی که اصل علّت ارتباط بود .

صبح آن شب که ابان سلیم را خواب دید با ابن اذینه ملاقات کرد و رؤیای شب گذشته را و نیز اجمالی از تاریخچه کتاب را با او در میان گذاشت . سپس کتاب را رسماً به او تحویل داد و او هم مانند سلیم تمام کتاب را برای ابن اذینه قرائت کرد .

بدین ترتیب ، امانت سلیم را به بزرگ مردی از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) که مورد اعتماد بود سپرد و دقیقا به وصیّت سلیم عمل کرد . ناگفته نماند که ابان مطالب کتاب سلیم را در طول عمرش برای افراد مورد اعتمادی نقل کرده ، ولی کتاب را فقط به ابن اذینه تحویل داده است .

وفات ابان بن ابی عیّاش

بیش از یکماه از تحویل کتاب سلیم به ابن اذینه نگذشته بود که ابان در ماه رجب سال ١٣٨هجری در بصره از دنیا رفت ، و به حقّ مسئولیّت بزرگ خود در مورد کتاب را به خوبی به انجام رساند .  رحمت خدا بر روح پاکش باد .

کتاب سلیم در دست محدّثین بزرگ

تا این مرحله کتاب سلیم ، از دست مؤلّف عظیم الشأن آن به عالمی بزرگ چون ابان بن ابی عیّاش ، و از دست او به بزرگ علمای شیعه در بصره یعنی ابن اذینه منتقل شد . اکنون مراحل بعدی در حفظ کتاب او را پی می گیریم :

کتاب سلیم پس از وفات ابان ، توسط ابن اذینه به دست هفت نفر از بزرگان محدّثین رسیده است : ابن ابی عمیر ، حماد بن عیسی ، عثمان بن عیسی معمر بن راشد بصری ، ابراهیم بن عمر یمانی ، همام بن نافع صنعانی ، عبدالرزاق بن همام صنعانی .

این عدّه از نسخه اصلی نسخه برداری کردند ، و از آنجا که با یکدیگر معاصر بودند احادیث کتاب را گاهی به نقل از یکدیگر و گاهی از خود نسخه نقل می کردند . اینان ناقلین اوّلیه نسخه کتاب سلیم بودند که نسخه های بعد ، از روی نسخه های آنان استنساخ شده و تا امروز بدست ما رسیده است .

با توجه به مدارک موجود ، محدّثینی که در مراحل بعد کتاب سلیم به دستشان رسیده معرفی می کنیم : اسانیدی که امروزه کتاب سلیم را برای ما نقل می کند به هفت سند منتهی می شود . چهار سند آن به شیخ طوسی ، و یک سند آن به محمد بن صبیح بن رجا ، و یک سند به ابن عقده ، و یک سند به شیخ کشّی ، و یک سند به حسن بن ابی یعقوب دینوری منتهی می شود .

این هفت سند به سه نفر از بزرگان محدّثین یعنی ابن ابی عمیر و حماد بن عیسی و عبدالرزاق بن همام - که قبلا نامشان ذکر شد - بر می گردد . یعنی نسخه های کتاب سلیم نزد این سه نفر بوده و بدست ایشان انتشار یافته است که توضیح آن چنین است :

اوّل : نسخه عبدالرزاق ، که به چهار طریق به دست ما رسیده است : طریق ابن عقده متوفّای ٣٣٣ ، طریق محمد بن همام بن سهیل متوفّای ٣٣٢ ، طریق حسن بن ابی یعقوب دینوری متوفّای قرن سوم ، طریق ابوطالب محمد بن صبیح بن بن رجا در دمشق سال ٣٣٤ .

نسخه سوّم و چهارم تا امروز متداول است و نسخه هایی از آن هم اکنون در کتابخانه های خطّی موجود است .

دوّم : نسخه حماد بن عیسی ، که از طریق شیخ طوسی و شیخ نجاشی با اسناد متّصل برای ما نقل شده است .

سوّم : نسخه ابن ابی عمیر ، که از طریق شیخ طوسی با اسناد متّصل به دست شیخ حرّ عاملی و علّامه مجلسی رسیده است . هم اکنون نسخه هایی از آن در کتابخانه های خطّی وجود دارد و چاپهای اوّل کتاب سلیم هم از روی همین نسخه ها انجام شده است .

سلسله متّصل علماء در نسخه برداری از کتاب سلیم

به عنوان نمونه ، یکی از اسنادی که نسخه کتاب سلیم را در یک سلسله متصل از زمان سلیم تا کنون برای ما نقل کرده اند و همگی از بزرگان علمای شیعه محسوب می شوند بیان می شود تا ارزش کتاب و توجه خاصّ علماء به این کتاب بیشتر روشن شود . ترتیب این سند چنین است :

مؤلّف کتاب ، سلیم بن قیس هلالی متوفّای ٧٦ هجری که از اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین و امام باقر علیهم السلام است ، کتابش را به ابان تحویل داده است .

ابان بن ابی عیّاش متوفّای ١٣٨ هجری که از اصحاب امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق علیهم السلام است ، کتاب را به بزرگ علمایِ شیعه در بصره عمر بن اذینه تحویل داده است .

ابن اذینه متوفّای حدود ١٦٨ هجری که از اصحاب امام صادق و امام موسی کاظم علیهما السلام است ، کتاب را به یکی از بزرگترین علمای شیعه یعنی محمد بن ابی عمیر تحویل داده است .

ابن ابی عمیر متوفّای ٢١٧ هجری که از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد علیهم السلام است ، کتاب را برای سه نفر از بزرگان علمای شیعه نقل کرده است که عبارتند از :

یک . عالم بزرگِ قم احمد بن محمد بن عیسی از علمای قرن سوّم که از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام بوده است .

دو . شیخ معتمد یعقوب بن یزید سلمی از علمای قرن سوّم که از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام بوده است .

سه . شیخ جلیل محمد بن حسین بن ابی الخطاب متوفّای ٢٦٢ هجری که از اصحاب امام جواد و امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام بوده است .

این سه نفر از بزرگان اصحاب ائمّه علیهم السلام بوده اند و هر یک صاحب تألیفات بسیاری هستند .

بزرگِ علمای قم عبدالله بن جعفر حمیری که در سال ٣٠٠ هجری زنده بوده و از اصحاب امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام است ، به نقل از سه عالم مذکور کتاب سلیم را روایت کرده است .


عالم بزرگ شیعه ابوعلی محمد بن همام بن سهیل متوفّای ٣٣٢ هجری کتاب سلیم را به نقل از عبدالله حمیری و عبدالرزاق بن همام از علمای قرن سوّم نقل کرده است .

عالم بزرگ شیعه هارون بن موسی تلعکبری متوفّای ٣٨٥ هجری به نقل از شیخ ابوعلی محمد بن همام کتاب سلیم را روایت کرده است .

محدّث جلیل حسین بن عبیدالله غضائری متوفّای ٤١١ هجری کتاب را به نقل از تلعکبری روایت کرده است .

شیخ طوسی متوفّای ٤٦٠ هجری کتاب سلیم را از ابن غضائری نقل کرده است . شیخ طوسی که اکثر اسانید کتب شیعه به او منتهی می شود و صاحب کتابخانه عظیم در بغداد بوده و مؤسّس حوزه علمیه نجف اشرف است کتاب را برای سه نفر نقل کرده است :

یک . محدّث بزرگ شهر آشوب جدّ صاحب مناقب ، از علمای قرن پنجم .

دو . فقیه صالح محمد بن احمد بن شهریار خزانه دار حرم امیرالمؤمنین (ع) ، از علمای قرن ششم

سه . عالم جلیل شیخ ابوعلی فرزند شیخ طوسی ، از علمای قرن ششم .

این سه نفر هم کتاب را به این تفصیل روایت کرده اند :

- شیخ شهر آشوب نسخه اش را برای نوه اش ابن شهر آشوب صاحب کتاب مناقب نقل کرده است و صاحب مناقب در سال ٥٦٧ هجری در شهر حلّه کتاب سلیم را نقل کرده است .

- شیخ ابن شهریار کتاب را برای عالم بزرگ شیخ ابوالحسن عریضی نقل کرده است و شیخ عریضی در سال ٥٩٧ هجری کتاب را برای شیخ فقیه محمد بن کال نقل کرده است .

- شیخ ابوعلی فرزند شیخ طوسی کتاب را برای دو نفر روایت کرده است :

یک . شیخ فقیه حسن بن هبة الله بن رطبة سوراوی ، که او هم در کربلا به سال ٥٦٠ هجری کتاب را روایت کرده است .

دو . شیخ امین حسین بن احمد بن طحال مقدادی که شیخ ابوعلی در سال ٤٩٠ هجری کتاب را برای او نقل کرده است . شیخ مقدادی هم در سال ٥٢٠ هجری در نجف کتاب را برای شیخ هبة الله بن نما نقل کرده است . شیخ ابن نما هم در سال ٥٦٥ هجری در شهر حلّه کتاب سلیم را نقل کرده است .

این نسخه های کتاب که با این اسناد عالی از شیخ طوسی نقل شده دست به دست توسط علمای بزرگ همچنان نقل و استنساخ شده و نسخه های آن تکثیر گردیده تا به دست دو عالم بزرگ شیعه یعنی شیخ حرّ عاملی متوفّای ١١٠٤ و علّامه مجلسی متوفّای ١١١١ رسیده است .

علّامه مجلسی تمام نسخه های خود را در کتاب بحارالانوار در ابواب مناسب هر حدیث منعکس نموده است .

نسخه شیخ حرّ عاملی هم از روی نسخه عتیقه ای به سال ١٠٨٥ در اصفهان استنساخ شده است سپس آن نسخه به دست فرزندانش و بعد به دست افراد معینی رسیده که نامشان در اوّل نسخه مذکور است . در آخرین مرحله به دست شیخ محمّد سماوی در سال ١٣٧٠ در نجف رسیده است و بار ها از روی آن نسخه برداری شده تا چاپ نجف کتاب سلیم از روی همان نسخه انجام شده است . و خود نسخه هم اکنون در کتابخانه آیة الله حکیم در نجف است .

نسخه دیگری در سال ٦٠٩ هجری استنساخ شده و به دست علّامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی رسیده که هم اکنون نسخه ای از روی آن با مهر علّامه مجلسی در کتابخانه دانشگاه تهران نگهداری می شود .

نسخه های دیگری که سابقه آنها به سال ٣٣٤ هجری بر می گردد ، ابتدا در یمن بوده و سپس به دمشق منتقل شده است . هم اکنون بیش از ده نسخه از آن موجود است و در کتابخانه های ایران و عراق و هند نگهداری می شود .

نسخه دیگری به خط کوفی با قدمت هزار ساله که در ایران بوده در سالهای اخیر مفقود شده است .

امروزه بیش از شصت نسخه خطّی از کتاب سلیم قابل معرّفی است ، و در همین حال بیش از ٢٤ نسخه خطّی آن در کتابخانه های عمومی و خصوصی موجود است ، و نُسَخ بسیاری هم در طول تاریخ در دست علما بوده است که در کتابهای خود آنها را ذکر کرده اند .

با نگاهی به تاریخچه کتاب سلیم در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله آن ، نسخه های آن را در شهر های مختلف اسلامی می یابیم که عبارتند از : مکه و مدینه از شهر های حجاز ، صنعا و بندر مخا از شهر های یمن ، نجف و کربلا و حلّه بغداد و بصره و کوفه از شهر های عراق ، دمشق از شهر های شام ، اصفهان و قم و مشهد و تهران و یزد از شهر های ایران ، لکنهو و بمبئی و فیض آباد از شهر های هند .

بدین ترتیب در می یابیم که این کتاب در هر دوره ای از تاریخ اسلام با منزلت و ارزش خاصّش مورد توجه علما بوده و به عنوان اولین و قدیمی ترین میراث عقیدتی و علمی اسلام حفظ شده است و به عنوان یک کتاب مرجع ، از مطالب آن در علوم مختلف از جمله فقه و اصول و رجال و حدیث و تاریخ و تفسیر استفاده های وافری برده اند .از نیمه قرن دوّم چهاردهم به تحقیق و چاپ متن عربی کتاب سلیم تحت اشراف علمای بزرگ اقدام شده و در اواخر این قرن به زبان اردو ترجمه و چاپ شده است .

در آغاز قرن پانزدهم اقدام به ترجمه فارسی آن نیز شده و در سطح وسیعی انتشار یافته است .

خدا را شکر که این امانت ذیقیمت سلیم و محصول عمر او را که با اقتباس از انوار علوم ائمّه علیهم السلام و با کمک اصحابشان تألیف نموده ، به دست محدّثین و علمای بزرگ حفظ نموده است .

در شأن چنین عالمانی امام هادی (ع) فرموده اند :

((لَوْ لَا مَنْ یَبْقیٰ بَعْدَ غَیْبَةِ قَائِمِنا مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ اِلَیْهِ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِاللهِ مِنَ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ اَحَدٌ اِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِهِ))( بحارالانوار : ج ٢ ص ٦ ح ١٢ ) ، (( اگر نبود علمایی که بعد از غیبت قائم ما باقی می مانند و به او دعوت می کنند و به سوی او راهنمایی می نمایند و با حجّت های الهی از دین دفاع می کنند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یاران او و ناصبیان نجات می دهند ، اگر اینان نبودند احدی نمی ماند مگر آنکه از دین خود بر می گشت)) .

در اینجا یک دوره خلاصه از زندگانی سلیم و تاریخچه کتابش پایان می پذیرد ، که در واقع ترسیمی از یک جهاد علمی و فداکاری دینی است و آمادگی لازم را برای مطالعه دسترنج شصت ساله مؤلّف و تشکر از زحمات هزار و چهار صد ساله علما برای حفظ آن ، در ذهن خواننده ایجاد می کند .

........................................

منبع : کتاب اسرار آل محمّد علیهم السلام ( کتاب سلیم بن قیس هلالی ) - تألیف ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ؛ ترجمه اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی .

 





برچسب ها: ,,,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 249
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 575
بازديد ماه : 5972
بازديد سال : 19006
کل بازديدها : 50779
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6