X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
آسمانی ها - 34- یوم الهریر، آخرین و شدیدترین روز جنگ صفین
34- یوم الهریر، آخرین و شدیدترین روز جنگ صفین
نیزه زدن قرآن ها بعد از واقعه هریر کیفیت جنگ در یوم الهریر بسم الله الرحمنالرحیم یومالهریر،  آخرین و شدیدترین روز جنگ صفین حضور سلیم در شدیدترین مرحله جنگ صفین ابان می گوید : از سلیم بن قیس شنیدم در حالیکهاز او پرس
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 1 تیر 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

یوم الهریر،  آخرین و شدیدترین روز جنگ صفین

حضور سلیم در شدیدترین مرحله جنگ صفین

ابان می گوید : از سلیم بن قیس شنیدم در حالیکه از او پرسیدم : آیا در صفین حاضر بودی؟  گفت : آری.  پرسیدم : آیا در روز ((هریر)) هم حاضر بودی؟  گفت : آری.  گفتم : در آن روز در چه سنّی بودی؟  گفت : چهل سال ( از این جمله معلوم می شود سلیم دو یا چهار سال قبل از هجرت به دنیا آمده است،  زیرا جنگ صفین در سال 36شروع و در سال 38ختم شده است.  اگر عمر سلیم در آن ایام چهل سال باشد تولد او دو یا چهار سال قبل از هجرت می شود.  برای توضیح بیشتر به ص 18 مقدمه مراجعه شود).

گفتم : پس برایم نقل کن،  خدا رحمتت کند.

خطابه مالک اشتر در یوم الهریر

سلیم گفت : آری،  هرچه را فراموش کنم این حدیث را فراموش نمی کنم.  سپس گریه کرد و گفت : آنان صف بستند و ما صف بستیم،  مالک اشتر همراه اسب سیاهی بیرون آمد در حالیکه اسلحه اش را بر اسبش آویخته بوده و نیزه در دستش بود و با آن به سرهایمان فرود می آورد و می گفت : (( صفهای خود را منظم کنید)).

وقتی گروه های لشکر را دسته بندی و صفها را منظم کرد سوار بر اسبش پیش آمد تا بین دو صف ( منظور از دوصف ، اهل عراق و اهل شام است ) ، ایستاد و پشت به اهل شام نمود و رو به ما کرد و حمد وثنای الهی به جا آورد و بر پیامبر (ص) درود فرستاد و سپس گفت :

اما بعد ، از قضا و قدر الهی این بود که در این مکان از زمین جمع شویم به خاطر اجلهایی که نزدیک شده ( ((ب)) : در این مکان از زمین جمع نشده ایم مگر به خاطر اجلهایی که نزدیک شده است ) ، و اموری که شدت یافته است . سیاست گذار ما در این جنگ ، آقای مسلمین و امیرالمؤمنین (ع) و افضل وصیین و پسر عموی پیامبرمان و برادرش و وارث اوست و شمشیر های ما شمشیر های خداوند است ( (( الف)) خ ل : و شمشیری از شمشیر های خداوند است ) ، و رئیس آنان پسر خورنده جگر ها ( اشاره به هند مادر معاویه است که جگر حضرت همزه (ع) را در دهان گذاشت ) ، و پناهگاه نفاق و باقی مانده احزاب است که آنان را به شقاوت و آتش رهبری می کند . ما در جنگ با ایشان از خداوند امید ثواب داریم و آنان انتظار عقاب دارند .

آنگاه که تنور جنگ داغ شد و به خروش آمد ( ((د)) : غبار جنگ برخاست ) ، و اسبان بر کشته های ما و آنان تاختند ، ما در جنگ با آنان امید پیروزی داریم . در آن هنگام جز سر و صدای نامفهوم و همهمه چیزی نشنوم .

ای مردم ، چشمان را ببندید و دندانهای پیشین را فشار دهید ، که اینگونه در زدن سر ها شدید تر است . با رویتان به استقبال دشمن بروید و دسته شمشیر هایتان را به دست راست بگیرید و بر مغز ها فرود بیاورید و با نیزه ها به پایین سینه چپ بزنید که کشنده است .

به شدت حمله کنید مانند قومی که برای خونخواهی پدرانشان و گرفتن انتقام برادرانشان آمده اند و کینه دشمنشان را در دل دارند و خود را برای مرگ آماده کرده اند ، تا ذلیل نشوید و در دنیا برایتان عار نماند .

کیفیت جنگ در یوم الهریر

سپس دو لشکر با یکدیگر درگیر شدند و بین آنان امر عظیمی در گرفت ، و با هفتاد هزار کشته از بزرگان عرب از یکدیگر جدا شدند .

جنگ در روز پنجشنبه از وقتی که آفتاب بالا آمده بود تا هنگامی که ثلث اول شب گذشت ادامه داشت . در آن دو لشکر حتی یک سجده به جا آورده نشد تا آنکه زمان چهار نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا گذشت ( یعنی نماز ترس که به حالت ایستاده و بدون رکوع و سجود خوانده می شود بجا آوردند ، چنانکه از امام باقر (ع) در این زمینه حدیثی وارد شده است که فرمود : (( ....نماز مردم در آن روز جز تکبیر در هنگام نماز چیز دیگری نبود )). به بحارالانوار : ج 32ص 615 ح 482مراجعه شود )

خطابه امیرالمؤمنین (ع) بعد از جنگ هریر

سلیم گفت : سپس امیرالمؤمنین (ع) برای خطابه به پا خاست و فرمود : (( ای مردم ، کار شما به اینجایی که می بینید رسید و به دشمنان شما هم مثل آن رسید ، و جز نفس آخر باقی نمانده است ( ((ب)) و ((د)) : آخرین نفر است ) ، کارها وقتی پیش می آید آخر آن با اول آن سنجیده می شود . این قوم در مقابل شما بدون آنکه دین داشته باشند مقاومت کردند تا درباره شما به اینجایی که می بینید رسیدند . و من انشاءالله صبح به سراغ آنان خواهم رفت و آنان را در پیشگاه الهی به محاکمه خواهم کشید )).

نیزه زدن قرآن ها بعد از واقعه هریر

این خبر به معاویه رسید و وحشت زیادی او را گرفت ، و همه اصحابش و اهل شام از این جریان احساس شکست کردند .

معاویه عمرو عاص را فراخواند و گفت : ای عمرو ، فقط همین یک شب را فرصت داریم تا آنکه صبح به سراغمان آید ، نظر تو چیست ؟ عمرو عاص گفت : می بینم مردان کم شده اند ، و آنان که باقی مانده اند در مقابل مردان او نمی توانند مقاومت کنند و تو هم مثل علی نیستی . او بر مسئله ای با تو می جنگد و تو بر سر چیز دیگری می جنگی . تو بقاء را می خواهی و او فنا را می خواهد . اهل شام اگر علی بر آنان غالب شود آن چنان از او نمی ترسند که اهل عراق اگر بر آنان غالب شوی از تو می ترسند .

ولی مسئله ای را به آنان القا کن که اگر آن را ردّ کنند به اختلاف می افتند و اگر هم بپذیرند باز به اختلاف می افتند ! آنان را به کتاب خدا دعوت نما و قرآنها را بر سر نیزه ها کن ، که به مقصود خود ، خواهی رسید و من این نقشه را برای تو ذخیره کرده بودم .

نامه معاویه به عنوان حیله به امیرالمؤمنین (ع) در آخر صفین

معاویه درستی نقشه عمرو عاص را فهمید و گفت : راست گفتی ، ولی فکری به نظرم رسیده است که با آن بر علی حیله کنم : (( شام را به عنوان مصالحه از او بخواهم )) ، و این اولین چیزی بود که مرا از آن محروم کرد .

عمرو عاص خندید و گفت : ای معاویه ، ترا چه رسد به مکر با علی ؟! ولی اگر می خواهی بنویسی بنویس !

سلیم می گوید : معاویه به دست مردی از (( سکاسک )) به نام (( عبدالله بن عقبه )) این نامه را برای علی (ع) فرستاد :

(( امّا بعد ، اگر تو میدانستی که جنگ کار ما و تو را به اینجا می کشاند و ما هم میدانستیم هیچکدام این جنایت را بر دیگری روا نمی داشتیم . و اگر عقلهایمان بر ما غالب باشد ، این مقدار از فرصت باقی مانده که گذشته را ترمیم و آینده را اصلاح می کنیم .

من از تو شام را درخواست کرده بودم به شرط آنکه اطاعت و بیعتی را بر من لازم نکنی ، ولی تو قبول نکردی ، و خداوند آنچه منع کردی به من عطا فرمود . و من امروز تو را دعوت می کنم به آنچه دیروز دعوت کردم .

تو هم از بقاء امید نداری مگر آنچه من امید دارم و از فناء نمی ترسی مگر آنچنانکه من می ترسم . به خدا قسم جگر ها نازک شده و مردان از میان رفته اند . ما همگی فرزندان عبد مناف هستیم ، و بعضی از ما بر بعض دیگری فضیلتی ندارد که عزیزی به خاطر آن ذلیل شود یا ذلیلی به غلامی برده شود . والسلام )).

جواب امیرالمؤمنین (ع) به حیله معاویه

سلیم می گوید : وقتی علی (ع) نامه معاویه را خواند خندید و فرمود : (( تعجب از معاویه و حیله او بر من است ))! سپس حضرت ، نویسنده اش ، عبیدالله بن ابی رافع را صدا زد و فرمود : بنویس :

امّا بعد ، نامه تو به دستم رسید که در آن یادآور شده بودی : (( اگر تو و ما میدانستیم که جنگ نسبت به ما و تو به این حد می رسد ، هیچکدام این جنایت را بر دیگری روا نمی داشتیم )) ، ای معاویه ما و تو در مرحله نهایی از جنگ هستیم که هنوز به آن نرسیده ایم .

امّا اینکه شام را درخواست کردی ، من چیزی را که دیروز به تو ندادم امروز هم نمی دهم . و امّا اینکه (( در ترس و امید هردو مساوی هستیم )) ، تو در شکّ قوی تر از من در یقین نیستی ، و اهل شام هم بر دنیا از اهل عراق نسبت به آخرت حریص تر نیستند .

و امّا اینکه گفتی (( ما فرزندان عبدمناف هستیم و هیچکدام بر دیگری فضیلتی  نداریم )) ، ما چنین هستیم ، ولی (( امیّه )) همچون (( هاشم )) نیست ، و (( حرب )) همچون عبدالمطلب ، و (( ابوسفیان )) همچون ابوطالب ، و آزاد شده همچون هجرت کننده ، و منافق همچون مؤمن و مدعی باطل همچون مدعی حق نیست . فضیلت مقام نبوّت پیامبر (ص) در دست ما است که با آن بر عرب حاکم شدیم و عجم راتحت اختیار خود در آوردیم . والسلام .

سخنان عمرو عاص و اشعار او در شماتت معاویه

سلیم می گوید : وقتی نامه علی (ع) به دست معاویه رسید آن را از عمرو عاص پنهان کرد . سپس او را صدا زد و نامه را به او داد تا بخواند. عمرو عاص او را سرزنش کرد ، و این در حالی بود که عمرو عاص او را از نوشتن نامه منع کرده بود ، و بعد از روزی که امیرالمؤمنین (ع) عمرو عاص را از روی اسبش به زمین انداخت احدی از قریش بیش از او به آن حضرت احترام نمی کرد .

عمرو عاص ( این اشعار را درباره معاویه ) گفت :

      اَلا لِلّهِ دَرُّکَ یَا بْنَ هِنْدٍ           وَ دَرُّ الْمَرْء ذِی الْحٰالِ الْمَسُودِ

          اَتَطْمَعُ لٰا اَباً لَکَ فِی عَلِیٍّ           وَ قَدْ قُرِعَ الْحَدِیدُ عَلَی الْحَدِیدِ

وَ تَرْجُوا اَنْ تُخَادِعَهُ بِشَکٍّ           وَ تَرْجُوا اَنْ یَهَابِکَ بِالْوَعِیدِ

وَ قَدْ کَشَفَ الْقِنَاعَ وَ جَرَّ حَرْباً           یَشِیبُ لِهَوْلِهَا رَاْسُ الْوَلِیدِ

لَه جا واهُ مُظْلِمَة طَحُول           فَوَارِسُهَا تَلَهِّبُ کَالاُسْودِ

یَقُولُ لَهَا اِذَا رَجَعَتْ اِلَیْهِ           وَ قَابَلَ بِاالطِّعَانِ الْقَوْمَ عُودی

فَاِنْ وَرَدَتْ فَاَوَّلُهَا وُرُوداً           وَ اِنْ صَدَرَتْ فَلَیْسَ بِذِی وُرُودٍ

وَ مَا هِیَ مِنْ اَبِی حَسَنٍ بِنُکْرٍ           وَ مَا هِیَ مِنْ مَسَائِکَ بِالْبَعِیدِ

وَ قُلْتَ لَهُ مَقَالَةَ مُسْتَکِینٍ           ضَعِیفِ الْقَلْبِ مَنْقَطِعِ الْوَرِیدِ

طَلِبْتَ الشَّامَ حَسْبُکَ یَا بْنَ هِنْدٍ           مِنَ السَّوْءآتِ وَ الرَّاْیِ الزَّهِیدِ

وَ لَوْ اَعْطَاکَهَا مَا ازددْت عِزّاً           وَ مَالَکَ فِی اسْتِزَادِکَ مِنْ مَزِیدٍ

فَلَمْ تَکْسِرْ بِهَذَا الرَّاْیِ عُوداً           سِویٰ مَا کَانَ لَا بَلْ دُونَ عُودٍ

معنای اشعار چنین است :

ای پسر هند ، جزای تو با خدا باشد ، و جزای هر کسی که صاحب حال بدی باشد . ای بی پدر ، تو درباره علی طمع می کنی ، در حالیکه آهن بر آهن کوبیده شده است ( کنایه از به هم خوردن شمشیرها و نیزه ها در میدان جنگ است ) ، تو امید داری با شکّ خود بر او حیله کنی و او از ترساندن تو بترسد ؟ و این درحالی است که او نقاب برافکنده و جنگی پیش آورده که از ترس آن بچه تازه به دنیا آمده پیر می شود .جنگی که جذبه ای تاریک و پُر دارد ، و اسب سواران آن مانند شیران حمله ور می شوند . ( این بیت از شعر در عبارت عربی مغلق است و عین عبارت چنین است :

له جاواه مظلمة طحولفوارسها تلهّب کالاسود )

هرگاه جنگ به سوی او برگردد و با طعنه نیزه ها با دشمن مقابله کند به جنگ می گوید : دوباره برگرد ! اگر جنگ وارد شود اول کسی است که به آن داخل می شود و اگر بیرون رود او وارد آن نمی شود .

این مطلب از ابوالحسن غیر عادی نیست ، و آن مطلب از بدی تو بعید نیست ، تو با او مانند شخص بیچاره ضعیف القلبی که رگ دلش پاره شده سخن گفتی .

ای پسر هند ، در بدی و نظر بیهوده همین ترا بس که شام را طلب کردی . اگر آن را به تو عطا هم می کرد باز عزّتت فزون نمی شد و تو هم از این زیاده طلبی اضافه ای بدست نیاوردی . تو با این نظریه چوبی را نشکستی بلکه کم تر چوبی را هم نشکستی ، و همان شد که قبلا بود .

افتضاح معاویه و عمرو عاص

معاویه گفت : به خدا دانستم مقصودت از این مطالب چه بود .

عمروعاص گفت : مقصودم چه بود ؟ گفت : از نظریه من عیب جویی کنی و بر خلاف من سخن بگویی و به علی احترام کنی به خاطر اینکه در روزی که به مبارزه او رفتی مفتضح کرد ( این عبارات در ((الف)) خ ل چنین است : معاویه گفت : از نظریه ام در اینکه با تو مخالفت و از تو سرپیچی کرد عیب بگیری . و تعجب از تو است که رأی مرا تقبیح می کنی و علی را به بزرگی یاد می کنی در حالیکه او آبروی تو را برده است . عمروعاص گفت : تقبیح رای تو درست است ، ولی به بزرگی یاد کردن علی ، تو به احترام او بیش از من معرفت داری ولی آن را پنهان می کنی و من آن را علنی می نمایم ....).

عمروعاص خندید و گفت : مخالفت با تو و سرپیچی از سخن تو درست است ، ولی آبرو ریزی من ، کسی که در میدان جنگ به مبارزه با علی مفتضح نشده است ، و اگر تو هم میخواهی چنین اقدامی نسبت به او داشته باشی انجام بده !

معاویه سکوت کرد و سخنان آن دو بین اهل شام شایع شد .

( علامه امینی در الغدیر : ج 2ص 161به نقل از کتاب صفین نصر بن مزاحم از ابن عباس روایت کرده که گفت : روزی از روزهای صفین عمروعاص متعرض امیرالمؤمنین (ع) شد به طمع اینکه غفلتا ضربتی بر آن حضرت وارد کند . حضرت بر او حمله کرد ، و همین که خواست با او درگیر شود ، عمروعاص خود را از روی اسبش به زمین انداخت و لباسش را بالا زد و پایش را باز کرد تاعورتش پیدا شد !!!

امیرالمؤمنین (ع) روی مبارک را از او گردانید و عمروعاص خاک آلوده بر خاست و پیاده پا به فرار گذاشت و خود را به لشکرش رسانید . اهل عراق گفتند : یا امیرالمؤمنین (ع) ، این مرد فرار کرد ؟ فرمود : میدانید که بود ؟ گفتند : نه . فرمود : او عمروعاص‌ بود ، با عورت خود با من روبه رو شد و مرا به رَحِم و فامیلی قسم داد ، و من روی خود را از او برگرداندم . عمروعاص نزد معاویه برگشت . معاویه به او گفت : چه کردی ؟ گفت : علی با من روبه رو شد و مرا بر زمین زد . معاویه گفت : اول خدا را حمد کن و بعد از عورت خود تشکر کن !!!).

______________________________

روایت از کتاب سلیم :

بحار : ج 32ص 609ح 481

روایت از غیر سلیم :

کتاب صفین : ص 470-477

نهج البلاغه : ص 374باب کتب شماره 17

مروج ذهب مسعودی : ج 3ص 13

الامامة و السیاسة : ص 117

کنز الفوائد : ج 2ص 201

شرح نهج البلاغة ابن میثم : ج 4ص 389

الاخبار الطوال : ص 188

جمهرة و سائل العرب : ص 479

........................................

منبع : کتاب اسرار آل محمّد علیهم السلام ( کتاب سلیم بن قیس هلالی ) - تألیف ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ؛ ترجمه اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی .





برچسب ها: ,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 44
افراد آنلاين : 3
بازديد ديروز : 179
بازديد ماه : 43
بازديد سال : 19274
کل بازديدها : 51047
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6