X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



آسمانی ها - 15- اختلاف مذاهب
15- اختلاف مذاهب
اختلاف مذاهب سنّی ترتیب جانشینی بسم الله الرحمن الرحیم اختلاف مذاهب سنّی می گوید:مذاهب اسلامی چهارتاست:حنفی به پیشوایی ابوحنیفه نعمان بن ثابت، متولد ٨٠هجری.شافعی به پیشوایی محمّد بن اِدریس، مت
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 مهر 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم


اختلاف مذاهب


سنّی می گوید:

مذاهب اسلامی چهارتاست:
حنفی به پیشوایی ابوحنیفه نعمان بن ثابت، متولد ٨٠هجری.
شافعی به پیشوایی محمّد بن اِدریس، متولد ١٥٠هجری.
مالکی به پیشوایی مالک بن اَنَس، متولد ٩٥هجری.
حنبلی به پیشوایی احمد بن حنبل شیبانی، متولد ١٦٤هجری.
این چهار مذهب همه درست و مشروع است و مسلمانان هرکدام را بپذیرند و به فتواهای آن عمل کنند، درست است و مذهب دیگری درست نیست!
شیعی می گوید:
این روشن است که مذاهب چهارگانه سنّی همه پس از رسول خدا (ص) پدید آمده است. از این رو آیین های نوظهور است و به هیچ کدام آنها شرعا نمی شود عمل کرد و هرکه یکی از پیشوایان این مذاهب را تقلید کند و از رأی او پیروی و به فتواهای او عمل کند، از حق گمراه و از راه راست دور شده است؛ زیرا هیچ یک از ایشان به امامانی که از اهل بیت علیهم السلام و خاندان رسول خدا (ص) اند و آن حضرت تأکیداً به پیروی ایشان و فراگیری احکام شرعی از آن ها فرمان داده است، رجوع نکرده اند.
فرموده ی رسول خدا (ص) چنین است:
((من در میان شما،  دو یادگار گران می گذارم؛ نخستین آن ها کتاب خدا است که دارای هدایت و روشنی است. آن را فرا دست گیرید و بدان چنگ زنید (و پس از تأکید و تشویق رجوع به کتاب خداوند، فرمود:) دیگری خاندان من است. درباره خاندانم، خدا را یادآوری می کنم... خدا را... خدارا...!(ر.ک همین کتاب: ٤١ پاورقی ١.(ترتیب جانشینان)
روایت دیگر آن حضرت چنین است:
((من در میان شما، دو چیز گران به جا می نهم، کتاب خدا و خاندانم، خویشان نزدیکم را. اگر به هر دو چنگ زنید، به گمراهی نخواهید افتاد. آن دو - تا وقتی کنار حوض کوثر نزد من آیند - از هم جدا نخواهند شد. از آن ها چیز بیاموزید و نخواهید که به آنها چیزی بیاموزید که از شما داناترند.)) (ر.ک همین کتاب: ٤١پاورقی ٣.(ترتیب جانشینی)
در حدیث دیگر آن حضرت آمده است:
((ای مردم ! من در میان شما، یادگاری نهاده ام که اگر آن را بگیرید، گم راه نخواهید بود؛ کتاب خداوند و خویشان نزدیک، خاندانم را.)) (أیُّهَا النَّاسُ ! إنِّي قَدْ تَرَکْتُ فیکُم ما إنْ أخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا؛ کِتابَ اللهَ وَ عِتْرَتِي أهْلَ بَیْتِی. الجامع الصحیح (سنن ترمذی، تحقیق ابراهیم عطوة، دار إحیاء التراث العربی، بیروت): ٦٦٢/٥). )
هرکس از راهی که پیامبر خدا (ص) نموده و بدان خوانده است، دور شود، از حق جدا و ناگزیر به وادی گمراهی در افتاده است؛ چنان که بی تردید از احادیثِ صحیحِ اشاره شده دانسته می شود. خداوند بلند مرتبه می فرماید: از حق که بگذری، جز گمراهی چیست؟ به کجا می شوید؟!( {...فَما ذا بَعدَ الحَقِّ إلَّا ضَّلالُ؟ فَأَنَّي تُصرَفونَ؟} یونس (١٠):٣٢.)
اساساً، در یک دین، تعدّد مذاهب چه معنی دارد؟ تنها اسلام آیین ما است و خدای متعالِ یکتا و بی انباز، خداوندگار ما و حضرت خاتم، محمّد بن عبدالله (ص) پیغامبرمان - که جز او، پیامبری نیست و فقط حضرت علی بن ابی طالب (ع) خلیفه و وصیّ آن حضرت، امام ماست و پس از او، فرزندش امام حسن (ع)، آن گاه حضرت حسین بن علی (ع) و به ترتیب، امام زین العابدین علیّ بن الحسین و حضرت محمّد بن علی باقر و امام جعفر صادق و حضرت موسی بن جعفر کاظم و حضرت علیّ بن موسی الرضا و امام جواد محمّد بن علی و حضرت هادی علیّ بن محمّد و امام حسن عسکری و بالاخره...فرزندش پیشوای منتظَر مهدی دوازدهمینِ امامان علیهم السلام است. او - که ظهورش نزدیک باد - صاحب روزگار ما و از دیدگان پنهان است. درود خدا بر همگی ایشان ! پیامبر اکرم (ص) یکایک ایشان را به عنوان امامان و جانشینان خویش به نام یاد فرموده است. ابن حجر در الصواعق المحرقه آورده است که رسول خدا (ص) فرمود:
((این آیین به ١٢ پیشوا - که همگی از تبار قریش اند - عزت خواهد داشت. آن ها در برابر دشمنان، آن را یاری می کنند.)) ( لا یَزالُ هٰذا الأمْرُ عَزیزاً... یَنْصُرونَ عَلیٰ مَنْ ناواهُمْ عَلَیْهِ إلیٰ إثْنَيْ عَشَرَ خَلیفَةً کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ؛ الصواعق المحرقة: ١١؛ مسند احمد: ٨٩/٥؛ صحیح مسلم: ٤/٦؛ صحیح ابن حبان: ٤٣/١٥؛ المعجم الکبیر: ١٩٩/٢؛ الاستیعاب: ٦٥٦/٢؛ کنزالعمال: ٣٢/١٢؛ التاریخ الکبیر البخاری: ٤١١/٨؛ تاریخ مدینة دمشق: ٢٨٨/٢١؛ البدایة و النهایة: ٢٤٧/٦؛ سنن ابی داود: ٢٠٧/٢؛ تاریخ الخلفاء: ٥.)
ابن حجر می افزاید:
این روایت را عبدالله بن احمد، به سند صحیحِ حدیثی، نقل کرده است.
اینان ١٢امام ما و جانشینان پیامبر خدا (ص) اند؛ همگی از قریش.مسلم [نیشابوری] از آن حضرت چنین روایت می کند:
((اسلام به ١٢ خلیفه ی [جای نشین من ] عزّتمند و شکست ناپذیر خواهد بود.)) (لا یَزالُ الْإسْلامُ عَزیزاً مَنیعاً إلیٰ اِثْنَيْ عَشَرَ خَلیفَةً. [صحیح مسلم: ٤/٦].
در این موضوع و این تعداد، روایات سنّی دیگری نیز هست و این شمار جز بر ١٢ امام - که از اهل بیت و خاندان پاک پیامبر مایند - تطبیق نمی کند. ما شیعیان به امامت ایشان پای بندیم و آن ها همگی بر یک آیین اند و در احکام، نظر شخصی و اجتهاد ندارند. هرکدام از پدر خود، امام پیشین، حدیث روایت می کنند... تا به حضرت علیّ بن ابی طالب، امیرمؤمنان (ع) و آن گاه به رسول الله (ص) برسد.
پنجمین امام ما حضرت محمّد بن علی، باقرالعلوم (ع) می فرماید:
((اگر من حدیثی بدون ذکر سند روایت کردم، آن را از پدرم زین العابدین می گویم و آن حضرت از پدرش سالار شهیدان و آن حضرت از پدرش امیرمؤمنان [علیه السلام] و آن حضرت از رسول خدا (ص) و آن حضرت از جیرئیل و او از حق.جلّ جلالُه نقل کرده اند.))  (إذا حَدَّثْتُ بِالْحَدِیثِ فَلَمْ أُسْنِدْهُ فَسَنَدِي فیه أبي زَیْنُ الْعابِدِینَ عَنْ أبِیهِ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ عَنْ أبِیهِ عَليِّ بْنِ أبي طالِبٍ عَنْ رَسُولِ اللهِ (ص) عَنْ جَبْرَئیلَ عَنِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ. إعْلام الوری بأعلام الهدیٰ: (٥٠٨/١-٥٠٩)؛الإرشاد:١٦٧/٢؛کشف الغمة:٣٣٩/٢.)
نیز فرمود:
((بخدا سوگند! اگر به نظر شخصی خود سخن گفته باشیم یا بگوییم، از تباه شدگان خواهیم بود؛ ما روایاتی را که از رسول خدا (ص)، نسل به نسل و بزرگی از بزرگ دیگر، داریم، به مردم بازگو می کنیم.))  (وَاللهِ!لَوْ کُنَّا نُحَدِّثُ أوْ حَدَّثْناهُمْ بِرَأْیِنا لَکُنَّا مِنَ الْهالِکِینَ، وَ لٰکِنَّا نُحِدِّثُهُمْ بِاٰثارٍ عِنْدَنا مِنْ رَسُولِ اللهِ (ص) یَتَوارَثُها کابِرٌ عَنْ کابِرٍ. بحارالانوار: ١٧٢/٢و ١٧٣.)
عبدالرحمان بن عمر لیثی نظر آن حضرت را درباره متعة النساء (=ازداوج منقطع) جویا شد.
آن حضرت به استناد کتاب خدای تعالی و سنت نبوی، آن را روا اعلام فرمود.
او پاسخ گفت که عمر آن را حرام کرده است.
فرمود:
(( من بر گفتار رسول الله (ص) ام [و تو معتقد به سخن عمر]. بیا من و تو ملاعنه کنیم [دعا کنیم که هرکه باطل می گوید به نفرین خدا دچار باشد]؛ بر این پایه که ادعای من این است که سخن رسول خدا حقّ است و گفته ی آن که تو می گویی باطل.)) (أنَا عَلٰی قَوْلِ رَسُولِ اللهِ (ص) فَهَلُمَّ أُلا عِنُکَ أنَّ الْقَوْلَ ما قالَ رَسولُ اللهِ وَ أنَّ الْباطِلَ ما قالَ صاحِبُکَ. الوافی:١٢[؛بحارالانوار: ٣١٧/١٠٣]. و نیز فرمود:
((آثار و سنّت پیغمبر خدای (ص) را پی جویی کنید و به آن پای بند شوید. از پندار های خود پیروی نکنید که گمراه می شوید!)) (اِتَّبِعُوا اٰثارَ رَسُولِ اللهِ (ص) وَ سُنَّتَهُ فَخُذوا بِها وَ لا تَتَّبِعوا أهْواءَ کُمْ فَتَضِلُّوا. الفصول المهمة في أُصول الأئمّة.)
ششمین امام ما حضرت جعفر صادق (ع) نیز می فرماید:
((سخن من سخن پدرم است و سخن پدرم سخن جدّم و سخن آن حضرت سخن امام حسین و آن نیز سخن حضرت مجتبی است که همان سخن امیرالمؤمنین و به همین ترتیب... سخن رسول الله (ص) است و این سخن گفته ی خداوند عزّوجلّ.)) (حَدیثی حَدیثُ أبي وَ حَدیثُ أبي حَدیثُ جَدّي وَ حَدیثُ جَدّي حَدیثُ الْحُسَیْنِ وَ حَدیثُ الْحُسَیْنِ حَدیثُ الْحَسَنِ وَ حَدیثُ الْحَسَنِ حَدیثُ أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ حَدیثُ أمیرِالْمُؤْمِنینَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ (ص) وَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ (ص) قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ. کافی: [٥٣/١].)
نیز فرمود:
((ما پی جوی سخن روایت شده (از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم)ایم.)) (نَحْنُ قَوْمٌ نَتَّبِعُ الْأثَرَ. بحارالانوار: [٣٠٧/٢.] )
[همچنین:]
((بخدا سوگند، به هوای دل و پندار خویش، سخنی بر زبان نمی آریم؛ تنها چیزی می گوییم که خداوندگارمان فرموده است.)) (وَاللهِ! ما نَقولُ بِأهْوائِنا وَ لا نَقولُ بِرَأْیِنا، وَ لا نَقولُ إلّا ما قالَ رَبُّنا. [همان: ١٧٣/٢.]

همچنین فرمود:

(( (هرچه را) از ما (روایت شود) نپذیرید؛ مگر آنچه را با کتاب و سنّت هم آهنگ است... خدای را در نظر بگیرید و اگر مخالف سخن خداوند و سنّت پیامبرمان (ص) به ما نسبت دادند، نپذیرید.)) (لا تَقْبَلُوا عَنَّا إلّا ما وافَقَ الْقُراٰنَ وَ السُنَّةَ... فَاتَّقُوا اللهَ وَ لا تَقْبَلُوا عَلَیْنا ما خالَفَ قَوْلَ رَبِّنا وَ سُنَّةَ نَبِیِّنا (ص). الحدائق الناضرة في أحکام العترة الطاهرة:[٩/١.] )
این چنین احادیث و نیز روایاتی نزدیک به آن ها از دیگر پیشوایان ما نیز در دست است که توضیح آن در اثر دیگر نویسنده العترة مع السنّة لا یفترقان [= عترت و سنّت جدایی ناپذیرند] آمده است.
پیشوایان مذاهب چهارگانه امّا، در فتواها... به عقیده و نظر خود تکیه می کنند. از این رو، در احکام شرعی با هم اختلاف فراوان دارند؛ یکی حکمی را حرام می داند که دیگری حلال دانسته است و به عکس؛ گویی دین بازیچه دست آنها است و واگذار شده به ایشان تا هرچه را بخواهند حلال کنند و هرچه را بخواهند حرام!
از همین رو بود که دانشمندی چون شیخ مرعی امین انطاکی شافعی از مذهب خود و دیگر مذاهب عامّه دست کشید و به مذهب شیعی امامی در آمد. وی کتابی به نام لماذا اخترتُ مذهبَ الشیعةِ مذهبَ أهل البیتِ [= چرا تشیع، آیین اهل بیت را برگزیدم؟ ] نگاشت و به تفصیل، از اختلافات پیشوایان چهارگانه فقهی یاد کرد. کتاب او چاپ شده است و باید یک مسلمان سنّی آن را بخواند تا به حقّ و راه مستقیم راه یابد؛ چنان که نویسنده ی آن کتاب و برادرش شیخ احمد امین انطاکی ره یاب شدند. این برادر نیز کتابی با نام في طریقي إلی التشیّع [=راه یابی من به تشیع]  نوشت که خواندنی است. توفیق نیز از خداوند است.
(گذشته از اختلاف نظر فقهی) اختلافات عقیدتی بسیار هم دارند؛ چندان که یکدیگر را فراوان و تا حدّ تکفیر می کوبند. دکتر احمد افغانی - که خود سنّی است - آن ها را، مذاهب چهارگانه ی در حال جنگ (¡) می نامد. (سرابٌ في إیران: ٥٨.)
برای آگاهی بیشتر از این دسته اختلافات، به اثر دیگر ما مهاتَراتٌ بین أتباع المذاهب الأربعه       [= درگیری هایی میان مذاهب چهارگانه] رجوع کنید تا مصیبت بزرگ را ببینید!
این اختلاف وسیع جز در پی جدا شدن از اهل بیت و عترت پیامبر (ص) امامان معصوم هدایتگر علیهم السلام - که آن حضرت مسلمانان را برای پیشگیری از گمراهی، به پیروی از آنها و پذیرفتن سخنانشان فرمان داده است - پیش نیامده است.
اینک ... شما چه می گویید؟
........................................
منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.





برچسب ها: ,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 30
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 27
بازديد ماه : 4698
بازديد سال : 10395
کل بازديدها : 42168
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6