X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



آسمانی ها - 19- ازدواج مدّت دار
19- ازدواج مدّت دار
ازدواج مدّت دار بسم الله الرحمن الرحیم ازدواجمدّت دار شیعیمی گوید:متعةالنساء،یعنی ازدواج با عقد مدّت دار در آیین اسلام، رواست. بنابراین، نزد ما جایز است.خداوند متعال می فرماید:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

ازدواج مدّت دار

شیعی می گوید:

متعة النساء، یعنی ازدواج با عقد مدّت دار در آیین اسلام، رواست. بنابراین، نزد ما جایز است. خداوند متعال می فرماید: پس در آنچه از آن (زنان) بهره گرفتید، حقّ ایشان را بپردازید. این واجب است.پس از (پرداخت این) بایسته، در آن چه با هم توافق کردید، بر شما باکی نیست که خداوند بس و دانا و فرزانه است.( {فَمَا اسْتَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَاٰتوهُنَّ أُجورَهُنَّ فَریضَةً وَ لَا جُناحَ عَلَیْکُم فیما تراضَیْتُم بِهِ مِنْ بَعدِ الْفَرِیضَةِ إنَّ اللهَ کانَ عَلیماً حَکیماً} نساء (٤): ٢٤.)

در قرآن کریم آیه ای که نسخ کننده ی حکم این آیه باشد نیامده است. پس تا روز قیامت... حلال است.

سنّی می گوید:

متعة النساء نزد ما حرام است؛ چرا که خلیفه، عمر بن خطاب آن را سخت ممنوع کرد. به نقل [فخرالدین] رازی، او گفت:

دو بهره مندی در روزگار رسول خدا [صل الله علیه و آله] بود که من آن را حرام اعلام می کنم و (به جا آرنده آن دو را) کیفر می کنم.

ازدواج مدّت دار و بهره مندی در حج.(مفاتیح الغیب: ٥٠/١٠ و ١٦٥/٥؛ شرح ابن ابی الحدید: ١٦٥/١٦؛ السنن الکبری: ٢٠٦/٧؛ أحکام القرآن للجصاص: ٣٤١/٤؛ المغني لا بن قدامه: ٥٧١/٧؛ الشرح الکبیر: ٥٣٧/٧؛ سنن البیهقی: ٢٠٦/٧؛ کنزالعمال: ٥١٩/١٦؛الدر المنثور:١٤٠/٢.)

در دیگر جا نیز گفت:

ای مردمان! دو متعه را خدا و رسول او حلال کردند؛ امّا من حرام می کنم و پی گیرِ [کیفر] کننده ی آن خواهم بود!(إسلامٌ بلا مذاهب (چاپ پنجم): ٢٠.)

اَبشیهی از رسول خدا (ص) روایت می کند که فرمود:

اگر پس از من پیامبری می بود، او عمر بود!(المستطرف: ١٣٧/١؛ فیض القدیر: ٣٢٥/٥.)

فَیّومی توضیح می دهد که:

ازدواج متعه، پیوند زناشویی مدّت دار است.

آن گاه آیه مورد استناد شیعه را در روا بودن نکاح متعه ذکر می کند و آن را از آیات محکم(یعنی حکم آن نسخ نشده است؛ چنانکه شیعه بر آن است.) می داند. پس می افزاید:

عامّه، (به پیروی از عمر و به رغم قرآن کریم) بر خلاف شیعیان، آن را حرام دانسته اند.(مصباح المنیر(چاپ مصر،١٣١٣): ٩٧/٢.)

محمّد بن منصور بر مأمون وارد شد. او داشت مسواک می زد و به خشم [با خود] می گفت: دو بهره مندی در روزگار رسول الله (ص) و ایام ابوبکر (رض) مجاز بود؛ امّا من از آن ها جلوگیری می کنم!!! جُعَل!(جُعَل گونه ای از سوسک های سرگین خوار است و نیز به معنای مرد سیاه چرده ی زشت رو یا لج باز.)تو کیستی که با کار رسول خدا (ص) یا بوبکر مخالفت می کنی (مرآة الجنان و عبرة الیقضان: ١٣٧/٢.)؟!([اسماعیل بن محمّد]اصفهانی در الترغیبُ [و التترهیب] از [عبدالله] بن عمر نقل می کند که گفت: رسول الله (ص) فرمود: <<ايمان مؤمن هرگز کامل نخواهد بود مگر آنکه خواسته اش با آنچه من آورده ام همراه باشد .>> الدرالمنثور: ١٧/٢.

این سخن عمر - دو متعه در روزگار... - در پی خواسته دل بود یا پیروی از آنچه پیامبر خدا (ص) از سوی خداوند آورده است؟

رسول اکرم (ص) فرمود: <<هرکه از سنّت من روی گرداند، از من نیست.>> آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: {قُلْ: إنْ کُنتُم تُحِبّونَ اللهَ فَاتَّبِعونی؛ یُحبِبکُمُ اللهُ وَ یَغفِرْ لَکُم ذُنوبَکُم...} بگو: اگر خدای را دوست می دارید، پس از من پیروی کنید تا خداوند دوست تان داشته باشد و گناهانتان را بیامرزد. آل عمران (٣): ٣١.

ابن ابی حاتِم [رازی] به روایت حَوشَب [بن عقیل بن مسلم] از حسن [بن یسار بصری؟] گزارش می دهد که در توضیح آیه، گفت: نشان آن که بندگان، خداوند را دوست دارند این است که از سنّت فرستاده اش پیروی کنند. الدر المنثور: ١٧/٢.

یافعی از ذوالنون مصری - که از اولیای بزرگ عارف می شماردش - این جمله را نقل قول کرده است: از نشانه های دوستدار در راه خدا، پیروی از حبیب خدا (ص) است در خوی و رفتار و خواسته ها و سنّت های آن حضرت. مرآة الجِنان: ١٥١/٢.

[محمّد علي] صابونی در تفسیر آیه، از ابن کثیر (در مختصر: ٢٢٧/١) نقل می کند که می گوید: این آیه هرکه را مدعی محبّت خداست و به سیرت محمّدی نمی رود، محکوم می کند. چنین کسی در چنین ادعایی دروغگوست؛ مگر آنکه در همه ی اقوال و کردار هایش، از شریعت محمّدی پیروی کند. صفوة التفاسیر: ١٧/٢.

دکتر علی بن محمّد ناصر فقیهی، رئیس هیأت تحریریه ی مجله ی الجامعة الاسلامیة در مدینه منوّره می نویسد: خداوندگار همان آفریننده ی دارنده ای است که - هرگونه بخواهد - در ملک خود، تصرّف و برای خلق خویش شریعت تعیین می کند. او صَلاح ایشان و سرنوشتشان را بهتر می داند (چه می فرماید ): {لَا یَعلَمُ مَن خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ؟}: آیا آنکه آفریده است و خُردبین و آگاه است نمی داند؟![ملک(٦٧): ١٥]

خداوند هرکه را به تشرییع بپردازد، دروغگو بر خدا و افترا زننده خوانده است؛ زیرا حلال و حرام کردن را تنها حقّ خدا می داند (و می فرماید: { وَ لَا تَقولوا لِما تَصِفُ ألْسِنَتُکُم الْکَذِبَ: هٰذا حَلالٌ وَ هٰذا حَرامٌ؛ لِتَفتَروا عَلَی اللهِ الْکَذِبَ!إنَّ الَّذینَ یَفتَرونَ عَلَی اللهِ الْکَذِبَ لَا یُفلِحونَ }: به هر گونه دروغی که زبانتان باز می گوید، مگویید: این حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بندید! آن ها که به خدای دروغ می بندند، رستگار نمی شوند. نحل (١٦): ١١٦.

این (قانون گذاری) حقّی است برای خدا و هیچ مخلوقی را نسزد که از خداوند پیش افتد و از خود، برای بندگان شریعت آورد. این شریک شدن در ویژگی های خاصّ خدا است. آنان که این تشریع را می پذیرند و به آن دل می سپرند و بدان عمل می کنند، به خدا شرک ورزیده اند. الجامعة الإسلامیّة بالمدینة المنورة (سال ١٥اُم، ١٤٠، شماره ی ٥٨): ١١٢.

بدین ترتیب، دکتر فقیهی مشرک بودن پیشوای خود عمر بن خطّاب را تأیید کرده است؛ چنانکه غزالی حنبلی خارج شدن او را از اسلام؛ زیرا او با حرام کردن دو متعه، شریعت وضع کرد و گفت: دو متعه در روزگار رسول الله (ص) بود؛ امّا من آن دو را... (این تشریع است) و تشریع ویژه ی خداوند - تعالی - است.

وی همچنین هر سنّی پذیرنده ی این قانون را مشرک دانسته است. فَیّومی در المصباح المنیر پس از ذکر آیه روا بودن مُتعه ی زنان... می گوید: [عالمان سنّی] همگی ازدواج متعه را حرام دانسته اند. این نشان می دهد که اسلام اینان اسلام عمر است و آن ها بندگان اویند و از بندگی خدا بهره ای ندارند.

احمد بن تیمیّه ی حَرّانی گفته است: خداوند متعال می فرماید: {اِتَّخَذوا أحبارَهُم وَ رُهبانَهُم أرباباً مِن دونِ اللهِ وَ الْمَسِیحَ بْنَ مَریَمَ؛ وَ ما أُمِروا إلَّا لِیَعْبُدوا إلٰهاً واحِداً لَا إلٰهَ إلَّا هُوَ؛ سُبحانَهُ عَمّا یُشرِکونَ!}: (یهودان) عالمان و راهبان خویش را به جای الله، معبود های خود گرفته اند و نیز مسیح فرزند مریم را. آن جز بر این فرمان نبوده اند که خداوند را به عنوان معبود یکتا بپرستند که جز او معبودی نیست. او از آنچه با وی انباز می خوانند به دور است. توبه (٩): ٣١. در [سنن] تِرمذی و منابع دیگر، حدیث عدّی بن حاتِم نگاشته آمده است که [به رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم ] گفت: یا رسول الله! چگونه آن ها را پرستیدند؟ فرمود: حلال را بر ایشان حرام و حرام را حلال کردند و آن ها نیز از ایشان اطاعت کردند. این پرستیدن آنها بود.منهاج السنة النبویّة:١١/١.[البته متن حدیث مورد استناد ابن تیمیّه در مأخذ وی (الجامع الصحیح ٥: ٢٧٨=کتاب تفسیر القرآن: ٤٨، باب ١٠ح ٣٠٩٥) با اندکی تغییر دیده می شود.]

آیا برای سنّی قابل درک است که اگر درست بداند که عمر دو متعه را حرام کرد، مشمول آیه و از مصادیق آن شده است یا نه ؟

ابوحامد غزالی می گوید: نبیّ مصون از گناه، کسی است که ایمان جز با همراهی با او محقّق نمی شود و کفر جز به مخالفت با وی. إحیاء علوم الدین.

وهْبی سلیمان اَلبانی می نویسد: اسلام آن است که بر پایه ی یکتایی خدای - تعالی - و اطاعت او و فرستاده اش(ص) بر پا شده است و اجازه ی تبدیل احکام خود را به کسی نمی دهد؛ نه به کشیشان و نه عالمان و نه حاکمان و نه آحاد ملّت؛ نه به مراعات مصلحتی و نه برای سیاستی! مجله ی الدعوة السعودیة (سال ١٣٩٧،شماره ٦٨٢).

استاد خالد محمّد خالد، نویسنده معاصر مصری نیز می نویسد وقتی مصلحت ایجاب کرد، عمر بن خطّاب متن صریح و مقدّس دینی قرآن و سنّت را رها کرد و به مصلحت پاسخِ آری گفت.الدیمُقراطیّة أبداً (المطبعة العمومیة، دمشق، ١٩٥٨،چاپ سوم):١٥٥.

وی آنگاه مثال هایی برای مخالفت با متن های صریح یاد می کند و امر نَسَفی گفته است: رد کردن متن های صریح کفر است. عقاید النسَّفي.

از سخن وهبی سلیمان اَلبانی دانستیم که اسلام به کسی - در هر پایه ای که باشد - هرگز اجازه نمی دهد که احکام خود را، نه برای مصلحتی و نه به سیاستی، تغییر دهد؛ اما عمر بن خطّاب، پیشوای سنّیان و خلیفه دوم، خود را به تحریم حکم خدا و حلال کردن هرچه بخواهد مجاز می یابد؛ بی آنکه در دل، ناراحتی احساس کند. به قول احمد بن تیمیّه حَرّانی، عمر خطا ها و گرفتاری هایی داشت و چه گرفتاری هایی! تطهیر الفؤاد من نفس الاعتقاد (مصر،١٣١٨): ١١.

خداوند - تعالی - ما را از مخالفت با دین خود نگاه دارد و به لطف خویش، در راه پیروی از پیشوایان معصوم از خطای گفتار و کردار ... توفیق دهد!

                                                                                                                        اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 





برچسب ها: ,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 34
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 27
بازديد ماه : 4702
بازديد سال : 10399
کل بازديدها : 42172
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6