X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
آسمانی ها - حکمت هایی از نهج البلاغه
حکمت هایی از نهج البلاغه
نهج البلاغه حضرت علی ع                                              
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 5 مرداد 1392 توسط گمنام
                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم                                                    
                  حکمت های نهج البلاغه

فصل اول 
- دوستی:
الْمَوَدََّهُ قَرَابَتُ مُسْتَفَادَتٌ
دوستی خویشاوندی اکتسابی است. - شِکوه: مَنْ اَصْبَحَ یَشْکُو مُصِیبَهً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ اَصْبَحَ یَشْکُو رَبَّهُ
آن کس که از مصیبت وارد شده شِکوه کند از خدا شکایت کرده.
-تهیدستی :
الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ
فقر، شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ میسازد. - دل نبستن به دنیا : مَنْ زَهِدَ فِی الْدُّنْیَا اسْتَهَانَ بالْمُصیِبَات
و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت هارا ساده پندارد. 
- فراموشی مرگ:
عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَی مَنْ یَمُوتُ
در شگفتم از آن کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است.
-جهاد زن : جِهَادُ الْمَرْاَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ
جهاد زن، شوهرداری شایسته است.
- راستگویی:
مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَی مَا عَلَیْه
آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حقی که بر گردن او بوده را ادا کرده.
- بدترین دوست :
شَرُّ الاِخْوَانِ مَنْ تُکُلِّفَ لَهُ
بدترینِ دوست آن که برای او به رنج و زحمت افتی. 
- جدایی دوستان:
اِذَا احْتَشَمَ الْمُوْمِنُ اَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَه
وقتی مومن دوستش را شرمنده می سازد زمینه جدایی را فراهم می کند
- شادابی دلها:
اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْاَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَاءِفَ الّحِکَمِ
این قلبها خسته و افسرده می شوند همچون بدنها، برای رفع ملالت آنها لطاءف حکمت آمیز زیبا و جالب انتخاب. 
- قصاص چرا؟:
وَالْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّ مَاء
خداوند (قصاص) را برای پاسداری از خون ها واجب کرد
- تجارت با خدا : اِذَا اَمْلَقْتُم فَتَاجِرُوا اللهَ بِا لصَّدَقَتِ آن گاه که فقیر و نیازمند شدید، با خداوند به وسیله صدقه تجارت کنید. - جراَت و جسارت: اِذَا هِبْتَ اَمراً فََعْ فِیهِ فَاِنَّ شِدَّتَ تَوَقَّیهِ اَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ هنگامی که از چیزی زیاد می ترسی خود را در آن بیفکن که (گاه) آن ترس از خود آن چیز سخت تر است. - غریب واقعی : الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِه شخصی که فقیر است، در شهرش نیز غریب است . - خطر ناسپاسی : یَابْنَ آدَمَ اِذَا رَاَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ اَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذرْهُ ای فرزند آدم هنگامی که ببینی پروردگارت پی در پی نعمت ها یش را بر تو می فرستد در حالی که تو معصیت او را می کنی بترس ( که مجازات سنگینی در انتظار تو است). - شوق بهشت : فَمَنِ اشْتَاقَ اِلَی الْجَنَّتِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَات کسی که مشتاقِ بهشت باشد از شهوات و تمایلات سرکش بر کنار می رود. - آمادگی برای مرگ : مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ اِلَی الْخَیْرَاتِ آن کس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند. - درست اندیشیدن : فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْم آن کس که خوب بفهمد، به اعماق دانش آگاهی پیدا می کند.
- امر به خوبی ها فَمَنْ اَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُوْمِنِین آن کسی که امر به معروف کند پشت مومنان را محکم کرده است. - نهی از بدی ها : مَنْ نَهَیٰ عَنِ الْمُنْکَرِ اَرْغَمَ اَنُوفَ الْکَافِرِین کسی که نهی از منکر نماید بینی کافران را به خاک مالیده . 
فصل دوم
- در جستجوی اسرار دیگران:
فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ اِلَی الْحَقّ
آن کس که به دنبال اوهام و جستجوی اسرار دیگران برود به حق باز نمی گردد.
- خطر لجاجت:
مَنْ شَاقَّ وَ عُرَتْ طُرُقُهُ وَ اَعْضَلَ عَلَیْهِ اَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ
آن کس که به عناد و لجاج پردازد، راه ها برایش پر از سنگ و ناهموار و کار ها بر او سخت و پیچیده می شوند و در تنگنا قرار میگیرد.
- نیکی و نیکوکار:
فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه
کسی که کار نیک انجام می دهد خودش از آن کار بهتر است، و انجام دهنده کار شر، از آن کار بدتر است( چرا که آنچه در دل دارند بیش از آن است که انجام می دهند).
- آرزو های طولانی:
مَنْ اَطَالَ الْاَمَلَ اَسَاءَ الْعَمَلَ کسی که آرزویش طولانی کند عملش خواهد کرد. - واجب یا مستحب: لَا قُرْبَتَ بِالنَّوَافِلِ اِذَا اَضَرَّتْ بِالفَرَاءِضِ کار های مستحب اگر به واجبات زیان رساند موجب قرب خدا نمی شود . - یادی از یک دوست: فِی ذِکْرِ خَبَّابِ بْنِ الْاَرَتِّ یَرْحَمُ اللهُ خَبَّابِ بْنَ الْاَرَتِّ فَلَقَدْ اَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَاءِعاً وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ وَ رَضیَ عَنِ اللهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً در یاد یکی از یاران، {خبّاب بن ارت} فرمود: خدا خبّاب بن ارت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد، و از روی فرمانبرداری هجرت کرد، و با قناعت زندگی گذراند، و از خدا راضی بود، و مجاهد زندگی کرد.
- بصیرت مومن:
لَوْ ضَرَبّتُ خیْشُومَ الْمُوْمِنِ بِسَیفِی هَذَا عَلَی اَنْ یُبْغِضَنِی مَا اَبْغَضَنِی اگر با شمشیرم بر بینی مومن بزنم که دشمن من شود، با من دشمنی نخواهد کرد . - کینه توزی منافق: لَوْ صَبَبْتُ الْدُّنْیَا بِحَمَّاتِهَاعَلَی الْمُنَافِقِ عَلَی اَنْ یُحِبَّنِی مَا اَحَبَّنِی اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد.
- اخلاقی:
اِحْذَرُوا صَوْلَتَ الْکَرِیمِ اِذَا جَاعَ وَ اللَّءِیمِ اِذَا شَبِعَ
از یورش بزرگوار و جوانمرد به هنگام گرسنگی و تهاجم انسان پست به هنگام سیری بپرهیز.
- فقر وغنا:
الْغِنیٰ فِی الْغُرْبَتِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَتٌ بی نیازی در غربت وطن است. و نیازمندی در وطن غربت است؛ زیرا انسان بی نیاز هر کجا که باشد وسایل برایش فراهم و افراد را می گیرند. ولی نیازمند اقوام و بستگان نیز رهایش می کنند. - دوست خوب: مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که بشارت داد . - یک پشتیبان: الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ شفاعت کننده، چونانبال و پر در خواست کننده است. - تکالیف الهی: اِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ اَمَرَ عِبَادَهُ تَخْییراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً وَ کَلَّفَ یَسیِراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسِیرا خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالی که اختیار دارند، و نهی فرمود تا بترسند، احکام آسانی را واجب کرد، و چیز دشواری را تکلیف نفرمود. 
- کیفر و پاداش الهی : اَعْطَی عَلَی الْقَلِیلِ کَثِیراً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُطَعْ مُکْرَهَاً خداوند پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانی بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمی شود.
- ارزش هرکس:
قِیمَتُ کُلِّ امْرِءٍ مَا یُحْسِنْهُ قیمت و ارزش هرکس به اندازه کاری است که بخوبی می تواند انجام دهد. 
- استقامت:
عَلَیکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْاِیمَانِ کَالرَّاْسِ مِنَ الْجَسَد وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَاْسَ مَعَهُ وَ لَا فِی اِیمَانٍِ لَا صَبْرَ مَعَهُ بر شما باد بر شکیبایی، که شکیبایی، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر است ، ارزشی ندارد . - رابطه با خدا: مَنْ اَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ اَصْلَحَ اللهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد نمود - توشه آخرت: فَتَزَوَّدُوا فِی الدُّنْیَا مِنَ الدُّنْیَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ اَنْفُسَکُمْ غَدَاً بنابراین در دنیا توشه ای تهیه کنید که در جهانِ آخرت شما را از عذاب و آتش الهی حفظ کند - امروز برای کار : اِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَدَاً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ امروز هنگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل ! . - بکار بستن حکمت : رَحِمَ اللهُ امْرَاَ سَمِعَ حُکْمَاً فَوَعَی وَ دُعِیَ اِلَیٰ رَشَادٍ فَدَنَا خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد، و چون هدایت شود بپذیرد.
فصل سوم - محبوب ترین بنده :
عِبَادَ اللهِ اِنَّ مِنْ اَحَبِّ عِبَادِ اللهِ اِلَیْهِ عَبْدَاً اَعَانَهُ اللهُ عَلَی نَفْسِهِ
ای بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، که خدا اورا در پیکار با نفس یاری داده است.
- اندیشه،الهام،بینایی:
رَحِمَ اللهُ امْرَاَ تَفَکَّرَ فَاعْتَبَرَ وَعْتَبَرَ فَاْبّصَرَ
خدا بیامرزد کسی را که بدرستی فکر کند، و پند گیرد، و آگاهی یابد، و بینا شود
- خود شناسی: مِنهَا الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ کَفَیٰ بِالْمَرْءِ حَهْلَاً اَلَّا یَعْرِفُ قَدْرَهُ دانا کسی است که قدر خود را بشناسد.و برای نادانی انسان همین بس که از قدر خویش بی خبر مانَد . - ايمان وسیله تقرب: اِنَّ اَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتِوَسِّلُونَ اِلَی اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی الْاِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ همانا بهترین چیزی که انسانها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ايمان به خدا و ايمان به پیامبر(ص).
- جهاد قله اسلام : الْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَاِنَّهُ ذِرْوَتُ الْاِسْلَامِ و جهاد در راه خدا قله مرتفع اسلام . - نماز راه و رسم مسلمانی اِقَامَ الصَّلَاتِ فَاِنَّهَا الْمِلَّتُ به پا داشتن آیین اسلام است. - آخرت فروشی : لَا تَبِعْ آخِرَتَکَ بِدُنْیَاکَ آخرتت را به دنیایت مفروش . - امر به معروف: وَاْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ اَهْلِه
فرزندم به نیکی امر کن تا خود اهل نیکی باشی.
- دقت در دین:
تَفَقَّهْ فِی الدِّین دین را نیکو بیاموز . - احسان اَحْسِنْ کَمَا تُحِِّبُ اَنْ یُحْسَنَ اِلَیْک نیکی کن، همان طور که دوست داری نسبت به تو نیکی کنند. - مرز سخن گفتن: لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ اِن قَلَّ مَا تَعْلَمْ آنچه نمی دانی نگو، گرچه آنچه را می دانی اندک است. - راز داری : الْمَرْءُ اَحْفَظُ لِسِرِّه انسان اسرار خویش را بهتر از هرکس دیگر نگه داری می کند . - لب فرو بستن: لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ اَنْ یُقَالَ لَکْ آنچه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو. - ساماندهی کار آخرت: مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِهِ اَصْلَحَ اللهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللهِ حَافِظٌ کسی که کار آخرتش را اصلاح نماید، خدا هم زندگیش را در دنیا اصلاح فرماید. و آنکه خودش به خودش پند و اندرز دهد.خدا اورا در سایه حفظ و حمایتش بنهد . - فقیه واقعی: 
الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَتِ اللهِ وَ لَمْ یُوْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللهِ وَ لَمْ یُوْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللهِ
فقیه کامل کسی است که مردم را از آمرزش خدا ماْیوس، و از مهربانی او نومید نکند،و از عذاب ناگهانی خدا ایمن نسازد.
- ارزش یقین: نَوْمٌ عَلَی یَقِینِ خَیْرٌ مِنْ صَلَاتٍ فِی شَکٍّ
خوابیدن همراه با یقین، برتر از نماز گزاردن با شک و تردید است.
- بررسی اخبار: 
اعْقِلُوا الْخَبَرَ اِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایَتٍ لَا عَقْلَ رِوَایَتٍ فَاِنَّ رُوَاتَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ
چون روایتی را شنیدید، آن را بفهمید عمل کنید،نه بشنوید و نقل کنید، زیرا راویان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندک اند.
- آخرالزمان:
یَاْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُقَرَّبُ فِیهِ اِلَّا الْمَاحِلْ
روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چین را.
- شک به خدا:
عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اللهِ وَ هُوَ یَرَیٰ خَلْقَ اللهِ 
در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد.
- سرمای بهاری و پاییزی: 
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی اَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ فَاِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْاَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْاَشْجَارِ اَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَ آخِِرُهُ یُورِقُ بپرهیزد از سرما در آغازش (در پاییز) و استقبال کنید از آن در آخرش (نزدیک بهار) زیرا در بدنها همان می کند که با درختان می کند. در آغاز خشک می کند و در آخر برگ می آورد. - دوست آن باشد که... لَا یَکُونُ الصِّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّی یَحْفَظُ اَخَاهُ فِی ثَلَاثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ فَاتِهِ - تقدیر الهی: تَنْزِلُ الْمَعُونَتُ عَلَیٰ قَدْرِ الْمَءُونَتِ کمک الهی به اندازه نیاز فرود می آید - ظرفیت دلها : یَا کُمَیْلُ بْنَ زِیَادٍ اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ اَوْعِیَتٌ فَخیْرُهَا اَوْعَاهَا ای کمیل بن زیاد این قلبها بسان ظرفهایی هستند، که بهترین آنها، فراگیرترین آهاست . - مردم شناسی النَّاسُ ثَلَاثَتٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیُّ وَ مُتِعَلِّمٌ عَلَی سَبِلِ نَجَاتٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ اَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقِ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍِ لَمْ یَسْتَضِیءُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلجَءُوا اِلَی رُکْنٍ وَثِیقْ مردم سه گروهند: اول علمای الهی، دوم دانش طلبانی که در راه نجات دنبال تحصیل علمند و سوم احمقان بی سر و پا که دنبال هر صدایی می دوند و با هر بادی حرکت می کنند همانها که با نور علم روشن نشده اند و به ستون محکمی پناه نبرده اند. - علم یا ثروت: یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالَ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ اَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفََقَتُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَی الْاِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ ای کمیل: دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو باید نگهبان باشی مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد، و مقام و شخصیتی که با مال بدست آمده با نابودی مال، نابود گردد. - استبداد راْی: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَاْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا هرکس خود رای شد هلاک شد. - لقمه ای گلوگیر : 
کَمْ مِنْ اَکْلَتٍ مَنَعَتْ اَکَلَاتٍ
بسیار می شود که یک وعده غذا(غذای نا مناسب) جلوی وعده های متعدد غذا را می گیرد.
- آشنایی با آراء دیگران: 
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَءِ 
کسی که از افکار دیگران استقبال کند موارد خطا را می شناسد( یعنی با مشورت به اشتباه نمی افتد).
- وسیله ریاست و مدیریت:
آلَتَ الرِّیَاسَتِ سَعَتُ الصَّدْرِ
بردباری و تحمل سختی ها، ابزار ریاست است.
- حاصل کوتاهی:
ثَمَرَتُ التَّفْرِطِ النَّدَامَتُ وَ ثَمَرَتُ الْحَزْمِ السَّلَامَتُ 
ثمره تفریط پشیمانی است، و ثمره دور اندیشی سلامت.
- سخن یا سکوت: 
لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا اَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست،چنانکه در سخن نا آگاهانه نیز خیری نخواهد بود.
- شکیبایی : مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ اَهْلَکَهُ الْجَزَعُ کسی که صبر و شکیبایی او را نجات ندهد، بی تابی او را از پای در می آورد. - تجربه اندوزی: مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَتِ نگه داری تجربه، بخشی از موفقیت است. - مسیر رشد: مَنْ خَافَ اَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبْصَرَفَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ کسی که از خدا بترسد ایمنی می یابد، کسی که عبرت گیرد بینا می شود و کسی که بینا گردد می فهمد، و آن کس که فهم دارد دانا می شود.
- تحمل سختی ها: اَغْضِ عَلَی الْقَذَی وَ الْاَلَمِ تَرْضَ اَبَداً 
مشکلات را تحمل کن و چشم خود را بر خاشاک و رنج ها فرو بند، تا همیشه راضی باشی - سروری: 
بِاحْتِمَالِ الْمُوءَنِ یَجِبُ السُّءْدَدُ
با پرداخت هزینه ها، بزرگی و سروری ثابت گردد.
- زکات واجب دینی:
اِیتَاءُ الزَّکَاتِ فَاِنَّهَا فَرِیضَتٌ وَاجِبَتٌ
پرداختن زکات تکلیف واجب الهی است.
- روزه سپر آتش:
صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَاِنَّهُ جُنَّتٌ مِنَ الْعِقَابِ
روزه ماه رمضان، سپری برابر عذاب الهی است
- صدقه آشکار:
صَدَقَتُ الْعَلَانِیَتِ فَاِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَتَ السُّوءِ
صدقه های آشکار که از مرگ های ناگهانی و بد پیش گیری می کند.
- کار خوب:
صَنَاءِعُ الْمَعْرُوفِ فَاِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ
نیکو کاری، انسان را از لغزش ها و شکست های خوار کننده باز می دارد.

                                                                                       والسَّلام





برچسب ها: ,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 68
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 179
بازديد ماه : 67
بازديد سال : 19298
کل بازديدها : 51071
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6