آسمانی ها - 1392/5
<-Description->
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 30 مرداد 1392 توسط گمنام
بسم الله الرحمن الرحيم
توحيد و خداشناسی
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا فِی تَوَحُّدِهِ، وَ دَنَا فِی تَفَرُّدِهِ، وَ جَلَّ فِی سُلْطَانِهِ، وَ عَظُمَ فِی اَرْکَانِهِ، وَ اَحَاطَ بِکُلِّ شَيْءٍ عِلْماً وَ هُوَ فِی مَکَانِهِ، وَ قَهَرَ جَمِیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهَانِهِ. مَجِیداً لَمْ یَزَلْ مَحْمُوداً لَا یَزَالُ.
خدا را سپاس و ستایش می گویم؛ خدایی که یگانه و بلند مرتبه است. خدایی که یکتا و به همه چیز نزدیک است. خدایی که سلطنتش عظیم و با جلالت؛ و ارکانش بزرگ و با عظمت است. خدایی که در جای خود، به همه چیز آگاه است؛ و با قدرت و برهان خود، بر همه آفریده هایش مسلط است. بزرگی و عظمت او از بین نمی رود. او همیشه ستوده می شود.

بَارِئُ الْمَسْمُوکَاتِ وَ دَاحِی الْمَدْحُوَّاتِ وَ جَبَّارُ الْأرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ. قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَ الرُّوحِ.
او همان خدایی است که آسمان ها را آفریده، و زمین را گسترده، و بر آنها حکمرانی می کند. او پاک و منزه است. او پروردگار فرشتگان و روح القدس است.

مُتَفَضِّلٌ عَلَى جَمِیعِ مَنْ بَرَاَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلَى جَمِیعِ مَنْ أنشَأهُ، یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَ الْعُیُونُ لَا تَرَاهُ، کَرِیمٌ حَلِیمٌ ذُو أنَاةٍ.
فضل و رحمت او، همه آفریدگانش را فرا گرفته؛ وجود و کرمش، بر همه موجودات سایه افکنده است. او هر چشمی را می بینید، ولی چشم ها او را نمی بینند. کریم و صبور و بردبار است.

قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَيْءٍ رَحْمَتُهُ، وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ، لَا یَعْجَلُ بِانْتِقَامِهِ، وَ لَا یُبَادِرُ إلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذَابِهِ.
مهر و رحمتش را بر همه چیز گسترده؛ و با نعمت هایش، بر همه منت نهاده است. مجازات گناه کاران را به تأخیر می اندازد، و در عذاب آنها عجله نمی کند.

قَدْ فَهِمَ السَّرَائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمَائِرَ، وَ لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَکْنُونَاتِ، وَ لَا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیَّاتُ.
هر چیزی که پوشیده و پنهان باشد، برای او آشکار و پیداست و از آن خبر دارد. پوشیده ها از او پنهان نمی ماند، و نهان ها از او مخفی نیست.

لَهُ الْإحَاطَةُ بِکُلِّ شَيْءٍ، وَ الْغَلَبَةُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ، وَ الْقُوَّةُ فِی کُلِّ شَيْءٍ وَ الْقُدْرَةُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ، وَ لَیسَ مِثْلُهُ شَیْءٌ، وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیْءِ حِینَ لَا شَیْءَ.
به همه چیز احاطه دارد، و بر همه مسلط است. بر هر چیزی قدرت دارد و در انجام هرکاری تواناست. هیچ چیز شبیه او نیست. او از هیچ، همه چیز را پدید آورده است.

دَائِمٌ قَائِمٌ بِالْقِسطِ. لَا إلَه‌َ إلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ.
زوال و نیستی در او راه ندارد. هرگز ظلمی از او سر نمی زند. خدایی جز او نیست. خداوندی که عزيز و حکیم است.

جَلَّ عَنْ اَنْ تُدْرِکْهُ الْاَبْصَارُ، وَ هُوَ یُدْرِکُ الْاَبْصَارَ، وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.
خداوند برتر از آن است که چشمی او را ببیند، ولی او چشم ها را می بینید. در فکر و خیال نمی گنجد. او به همه چیز آگاه است.

لَا یَلْحَقُ أحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعَایَنَةٍ، وَ لَا یَجِدُ اَحَدٌ کَیْفَ هُوَ مِنْ سِرٍّ وَ عَلَانِیَةٍ، إلَّا بِمَا دَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلَى نََفْسِهِ.
هیچکس نمی تواند او را ببیند و توصیف کند؛ و کسی از ویژگی های پنهان و آشکار او چیزی نمی داند، مگر آن مقدار که خدای عزوجل، خود، به او بشناساند.

وَ اَشْهَدُ أنَّهُ اللهُ الَّذِي مَلَاَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَ الَّذِي یَغْشَی الْاَبَدَ نُورُهُ، وَ الَّذِي یُنَفِّذُ اَمْرَهُ بِلَا مُشَاوَرَةِ مُشِیرٍ، وَ لَا مَعَهُ شَرِیکٌ فِی تَقْدِیرٍ، وَ لَا تَفَاوُتٍ فِی تَدْبِیرٍ.
شهادت می دهم او خدایی است که تمام روزگار، از قداست و پاکی اش، پر شده است؛ خدایی که نورش، ابدیت را فرا گرفته است؛ خدایی که دستورش را بدون مشورت با کسی، اجرا می کند؛ و در تقدیر امورش، شریکی نمی گیرد؛ و در اداره کارها، دچار اختلاف نمی شود.

صَوَّرَ مَا اَبْدَعَ عَلَى غَیْرِ مِثَالٍ، وَ خَلَقَ مَا خَلَقَ بِلَا مَعُونَةٍ مِنْ اَحَدٍ وَ لَا تَکَلُّفٍ وَ لَا احْتِیَالٍ.
بدون داشتن الگو و نمونه، آفریدگانش را شکل داده؛ و بدون یاری گرفتن از کسی، آنها را آفریده است. آفرینش، برایش زحمتی ندارد، و برای آن نیازمند فکر و چاره اندیشی نیست.

اَنشَاَهَا فَکَانَتْ، وَ بَرَاَهَا فَبَانَتْ، فَهُوَ اللهُ الَّذِي لَا إلَه‌َ إلَّا هُوَ، الْمُتْقِنُ الصَّنْعَةِ، الْحَسَنُ الصَّعِینَةِ، الْعَدْلُ الَّذِي لَا یَجُورُ، وَ الْاَکْرَمُ الَّذِي تَرْجِعُ إلَیْهِ الْاُمُورُ.
آفریده ها زمانی بوجود آمدند، که او به آنها هستی داد؛ و هنگامی، ظاهر شدند، که آنها را آفرید. آری؛ او آن خدایی است که معبودی جز او نیست. ساختنش محکم و استوار، و ساخته هایش نیکو و زیباست.. او همان عادلی است که هرگز ظلم نمی کند، و همان بخشنده ای است که همه چیز به سویش باز می گردد.

وَ اَشْهَدُ أنَّهُ الَّذِي تَوَاضَعَ کُلُّ شَيْءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَ خَضعَ کُلُّ شَيْءٍ لِهَیْبَتِهِ.
شهادت می دهم که او خدایی است که همه چیز در برابر قدرتش تواضع می کند، و در برابر هیبتش خضوع می نماید.

مَلِکُ الْاَمْلَاکِ، وَ مُفَلِّکُ اَفْلَاکِ، وَ مُسَخِّرُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْرِی لِاَجَلٍ مُسَمًّی،، یُکَوِّرُ الَّیْلَ عَلَى النَّهَارِ، وَ یُکَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى الَّیْلِ، یَطْلُبُهُ حَثِیثاً.
او پادشاه پادشاهان است. کهکشان ها را می گرداند، و خورشید و ماه به دست او می چرخند. همه اینها، تا زمانی معین، به حرکت خود ادامه می دهند. شب و روز، به سرعت به دنبال یکدیگر می روند؛ او شب را در دل روز، و روز را در دل شب، می پوشاند.

قَاصِمُ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ، وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ.
هر ستمکار لجبازی را در هم می شکند و هر شیطان سرپیچی را هلاک می کند.

لَمْ یَکُنْ مَعَهُ ضِدٌّ وَ لَا نِدٌّ، اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ. إلَهٌ وَاحِدٌ وَ رَبُّ مَاجِدٌ.
هیچ چیز نمی تواند با او مخالفت کند و چیزی با او برابری نمی کند. او یکتا و بی نیاز است. نه چیزی را زاییده، و نه خود، زاییده چیزی است. برای او هیچ نظیر و همتایی نیست. او آن خدای یگانه و پروردگار با عظمت است.

یَشَاءُ فَیُمْضِی، وَ یُرِیدُ فَیَقْضِی، وَ یَعْلَمُ فَیُحْصِی، وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی، وَ یُفْقِرُ وَ یُغْنِی، وَ یُضْحِکُ وَ یُبْکِی، وَ یَمْنَعُ وَ یُعْطِی.
اگر چیزی را بخواهد، آن را حتمی می کند؛ و اگر اراده نماید، آن را انجام می دهد؛ و هرچه می داند، به شماره در می آورد. می میراند و زنده می کند؛ فقیر می کند و بی نیاز می سازد؛ گاهی می خنداند، گاهی می گریاند؛ گاهی عطا می کند، گاهی عطا نمی کند.

لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.
سلطنت از آن اوست؛ حمد و سپاس، شایسته اوست؛ خیر و نیکی به دست اوست. او به هر کاری تواناست.

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ، وَ یُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ، لَا إلَه‌َ إلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ.
شب را در روز، و روز را در شب وارد می کند. هیچ خدایی جز او نیست؛ همان خدایی که با عزت است و گناه بندگانش را می آمرزد.

مُجِیبُ الدُّعَاءِ، وَ مُجْزِلُ الْعَطَاءِ، مُحْصِ الْاَنْفَاسِ، وَ رَبُّ الْجَنَّةِ وَ النَّاسِ.
او دعای بندگان را اجابت می کند. بخشش های او به آفریدگانش بزرگ و بی شمار است. شمارش نفس ها به دست اوست. او پروردگار جن و بشر است.
لَا یُشْکِلُ عَلَیْهِ شَیْءٌ، وَ لَا یُضْجِرُهُ صُرَاخُ الْمُسْتَصْرِخِینَ، وَ لَا یُبْرِمُهُ إلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ، الْعَاصِمُ للصَّالِحِینَ، وَ الْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحِینَ، وَ مَوْلَی الْعَالَمِینَ.
او آن خدایی است که چیزی برایش مشکل و پیچیده نمی شود. فریاد دادخواهان، او را آزار نمی دهد؛ و اصرار آنها، او را خسته نمی کند. او خدایی است که از بندگان صالح خود، محافظت می کند؛ و به رستگاران توفیق می دهد؛ و همگان را سرپرستی می نماید.

الَّذِي اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ، اَنْ یَشْکُرَهُ وَ یَحْمَدَهُ.
خداوند بر همه مخلوقاتش حق دارد که او را شکر و سپاس کنند.

أحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ وَ الضَّرَاءِ، وَ شِدَّةِ وَ الرِّخَاءِ، وَ اُومِنُ بِهِ وَ بِمَلَائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ.
او را در سختی و گرفتاری، و در آرامش و آسایش، حمد و سپاس می گویم. من بخدا و فرشتگانش ایمان دارم؛ و کتاب های آسمانی و پیامبران الهی پذیرفته ام.

اَسْمَعُ اَمْرَهُ، وَ اُطِیعُ وَ اُبَادِرُ إلَی کُلِّ مَا یَرْضَاهُ، وَ اَسْتَسْلِمُ لِقَضَائِهِ، رَغْبَةً فِی طَاعَتِهِ، وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لِاَنَّهُ اللهُ الَّذِي لَا یُؤْمِنُ مَکْرُهُ، وَ لَا یُخَافُ جَوْرُهُ.
همواره گوش به فرمان او هستم؛ به هرچه او راضی است، عمل می کنم؛ و در برابر خواسته هایش تسلیم هستم؛ زیرا به اطاعت او مشتاقم و از عذابش ترس و هراس دارم. او خدایی است که از تدبیرش، هیچ کس در امان نیست. او خدایی است که همه از او آسوده خاطراند، زیرا ظلم نمی کند.

وَ اُقِرُّ لَهُ عَلَى نَفْسِی بِالْعُبُودِیَّةِ، وَ اُشْهِدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ.
در برابر خدا به بندگی خود اقرار می کنم. و شهادت می دهم که او پروردگار من است.


منبع: غدیر خم کامل ترین پیام \\\"روایت احتجاج طبرسی\\\"




برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 12 مرداد 1392 توسط گمنام
                                                بسم الله الرحمن الرحيم
                                               احکام اسلام، حلال و حرام

مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ الْحَجَّ وَ الصَّفَا، وَ الْمَرْوَةَ، وَ الْعُمْرَةَ، مِنْ شَعَائِراللهِ، فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أوِعْتَمَرَ، فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِ، أنْ یُطَوَّفَّ بِهِمَا، وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً، فَإِنَّ اللهَ شَاکِرٌ عَلِیم.
ای مردم! حج، عمره، صفا و مروه از نشانه های دین خداست. هر کس به حج خانه خدا برود، یا عمره به جا آورد، باید سعیِ بین صفا و مروه کند. هر کس به میل خود، عمل نیکی انجام دهد، خدا به آن آگاه است و قدر شناسی می کند.

مَعَاشِرَ النَّاسِ! حِجِّوا الْبَیْتَ فَمَا وَرَدَهُ أهْلُ بَیْتٍ إِلَّا اسْتَغْنَوْا، وَ لَا تَخَلَّفُوا عَنْهُ إِلَّا افْتَقَرُوا.
ای مردم! به حج خانه خدا بروید که هرکس به حج برود، دیگر گرفتار فقر نمی شود؛ و مبادا حج را ترک کنید، که دچار فقر و تنگ دستی خواهید شد.

مَعَاشِرَ النَّاسِ! مَا وَقَفَ بِالْمَوْقُوفِ مُؤْمِنٌ، إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ، مَا سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ، إلَی وَقْتِهِ ذَلِکَ، فَإِذَا انْقَضَتْ حُجَّتُهُ، اسْتُونِفَ عَمَلَهُ.
ای مردم! هر که در سرزمین مشعر، منی و عرفات بماند، خدا همه گناهان گذشته اش را می آمرزد و در پایان حج، هیچ گناهی برایش نمی ماند، و باید کارهای شایسته را از نو آغاز کند.

مَعَاشِرَ النَّاسِ! الْحُجَّاجُ مُعَانُونَ، وَ نَفَقَاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ، وَ اللهُ لَا یُضِیعُ أجْرَ الْمُحْسِنِینَ.
ای مردم! خدا به حاجیان کمک می کند و هر چه برای حج خرج کنند، به آنها بر می گرداند؛ خدا پاداش نیکوکاران را، کامل عطا می کند.

مَعَاشِرَ النَّاسِ! حِجِّوا الْبَیْتَ، بِکَمَالِ الدِّينِ وَ التَّفَقُّّهِ، وَ لَا تَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشَاهِدِ، إِلَّا بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلَاعٍ.
ای مردم! با دین کامل و بینش عمیق به حج بروید؛ از گناهان دست بردارید؛ و بدون توبه بر نگرديد.

مَعَاشِرَ النَّاسِ! أقِیمُو الصَّلَاةَ، وَ آتُو الزّکَاةَ، کَمَا أمَرَکُمُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ.
ای مردم! همان گونه که خدا دستور داده، نماز را بپا دارید، و زکات مالتان را بپردازید.

لَئِنْ طَالَ عَلَیْکُمُ الأمَدُ، فَقَصَّرّتُمْ أو نَسِیتُمْ، فَعَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَ مُبَیِّنٌ لَکُمْ، الَّذی نَصَبَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ، بَعْدِی وَ مَنْ خَلَّفَهُ اللهُ مِنِّی وَ مِنْهُ، یُخْبِرُکُمْ بِمَا تَسْئَلُونَ عَنْهُ، وَ یُبَیَّنُ لَکُمْ مَا لَا تَعْلَمُونَ.

اگر با گذشت زمان، دین خدا را فراموش کردید یا در وظایفتان کوتاهی کردید ، به امیرالمؤمنین على علیه السلام مراجعه کنید؛ او سرپرست و صاحب اختیار شما است و دین را برایتان بیان می کند. خدا پس از من او را انتخاب کرده، است. امیرالمؤمنین على علیه السلام و فرزندانش، جانشینان من هستند و خدا آنها را معین کرده است؛ هرچه می خواهید از آنها سوال کنید، تا به شما پاسخ دهند؛ و هر چه نمی دانید بپرسید، تا برایتان بیان کنند.

ألَا إِنَّ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ، أکْثَرُ مِنْ أنْ اُحْصِیَهُمَا وَ اُعَرِّفَهُمَا، فَآمُرَ بِالْحَلَالِ وَ أنْهَی عَنِ الْحَرَامِ، فِی مَقَامٍ وَاحِدٍ.
بدانید که حلال و حرام خدا آن قدر زیاد است که من نمی توانم همه آنها را یک جا بشمارم، و برایتان معرفی کنم؛ پس در یک کلام شما را به انجام همه واجبات و دوری از همه گناهان، سفارش می کنم.


فَاُمِرْتُ أنّ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ، وَ الصَّفْقَةَ لَکُمْ، بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، فِی عَلِیٍّ أمِیرَالمُؤْمِنِینَ، وَ الْأئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ، الَّذِینَ هُمْ مِنِّی وَ مِنْهُ، أئِمَّةٌ قَائِمَةٌ، مِنْهُمُ الْمَهْدِیُّ، إلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ، الَّذی یَقْضِی بِالْحَقِّ،
اکنون می خواهم به دستور خداوند متعال، از شما بیعت بگیرم، با من و علی بیعت کنید و امامت او و فرزندانش را قبول نمایید. آنها از من و علی می باشند؛ امامت آنها تا آخرینشان، مهدی، ادامه پیدا می کند. امامت در آنها خواهد بود، تا روز قیامت که به حق در میان مردم حکم می شود.

مَعَاشِرَ النَّاسِ! وَ کُلُّ حَلَالٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیْهِ، أو حَرَامٍ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ، فَإنِّی لَمْ أرْجِعْ عَنْ ذَلِکَ وَ لَمْ اُبَدِّلْ، ألَا فَاذْکُرُوا ذَلِکَ، وَ احْفَضُوهُ، وَ تَوَاصَوْا بِهِ، وَ لَا تُبَدِّلُوهُ وَ لَا تُغَیِّرُوهُ.
ای مردم! هر چه از حلال و حرام خدا برایتان گفته ام، تغییر نمی کند؛ حلال خدا همیشه حلال و حرام او همیشه حرام خواهد بود؛ از آنها مراقبت کنید و هرگز تغییر شان ندهید. آنها را از یاد نبرید و یکدیگر را به انجام واجبات و دوری از گناهان توصیه کنید.

ألَا وَ إنِّی اُجَدِّدُ الْقَوْلَ. ألَا فَاَقِیمُوا الصَّلَاةَ، وَ آتُو الزّکَاةَ، وَ أمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ، وَ انْهَوْ عَنِ الْمُنْکَرِ.
باز هم تکرار میکنم : نماز را به پا دارید و زکات مالتان را بپردازید، و یکدیگر را به کار های پسندیده وادار کنید و از کار های ناپسند باز دارید.


ألَا وَ إِنَّ رَأْسَ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْیَ عَنْ الْمُنْکَرِ، أنْ تَنْتَهُوا إلَى قَوْلِی، وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ، وَ تَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ، وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخَالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أمْرٌ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مِنِّی، وَ لَا أمْرَ بِمَعْرُوفٍ وَ لَا نَهْیِ عَنْ مُنْکَرٍ، إِلَّا مَعَ إمَامٍ مَعْصُومٍ.
بدانید که مهم ترین و بالا ترین امر به معروف و نهی از منکر، این است که سخن مرا بفهمید و به دیگران برسانید؛ آنها را دعوت کنید که این سخنانم را بپذیرند و با آن مخالفت نکنند؛ زیرا هر چه گفتم، هم فرمان خدا است و هم فرمان من. هر امر به معروف و نهی از منکری باید با امام معصوم همراه باشد.

مَعَاشِرَ النَّاسِ! الْقُرْآنُ یُعَّرِّفُکُمْ ، أنَّ الْأئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَ عَرَّفْتُکُمْ أنَّهُمْ مِنِّی وَ أنَا مِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ اللهُ في کِتَابِهِ \\\"و جعلها کَلِمَةً بَاقِیَةً في عَقِبِهِ\\\" وَ قُلْتُ : لَنْ تَضِّلُوا، مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا.
ای مردم! خدا در کتاب خود می فرماید :\\\"خدا آن کلمه را در نسل او، تا قیامت باقی گذاشت. \\\"معنای این آیه این است که : امامانِ بعد از امیرالمؤمنین على علیه السلام، از فرزندان او هستند. من به شما گفتم که علی از من و من از على هستم؛ تا وقتی که به آنها چنگ بزنید و از آنها دست بر ندارید، گمراه نمی شوید.

منبع :غدیر کامل ترین پیام \\\" روایت احتجاج طبرسی \\\"




برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 12 مرداد 1392 توسط گمنام





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 5 مرداد 1392 توسط گمنام
                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم                                                    
                  حکمت های نهج البلاغه

فصل اول 
- دوستی:
الْمَوَدََّهُ قَرَابَتُ مُسْتَفَادَتٌ
دوستی خویشاوندی اکتسابی است. - شِکوه: مَنْ اَصْبَحَ یَشْکُو مُصِیبَهً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ اَصْبَحَ یَشْکُو رَبَّهُ
آن کس که از مصیبت وارد شده شِکوه کند از خدا شکایت کرده.
-تهیدستی :
الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ
فقر، شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ میسازد. - دل نبستن به دنیا : مَنْ زَهِدَ فِی الْدُّنْیَا اسْتَهَانَ بالْمُصیِبَات
و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت هارا ساده پندارد. 
- فراموشی مرگ:
عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَی مَنْ یَمُوتُ
در شگفتم از آن کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است.
-جهاد زن : جِهَادُ الْمَرْاَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ
جهاد زن، شوهرداری شایسته است.
- راستگویی:
مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَی مَا عَلَیْه
آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حقی که بر گردن او بوده را ادا کرده.
- بدترین دوست :
شَرُّ الاِخْوَانِ مَنْ تُکُلِّفَ لَهُ
بدترینِ دوست آن که برای او به رنج و زحمت افتی. 
- جدایی دوستان:
اِذَا احْتَشَمَ الْمُوْمِنُ اَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَه
وقتی مومن دوستش را شرمنده می سازد زمینه جدایی را فراهم می کند
- شادابی دلها:
اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْاَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَاءِفَ الّحِکَمِ
این قلبها خسته و افسرده می شوند همچون بدنها، برای رفع ملالت آنها لطاءف حکمت آمیز زیبا و جالب انتخاب. 
- قصاص چرا؟:
وَالْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّ مَاء
خداوند (قصاص) را برای پاسداری از خون ها واجب کرد
- تجارت با خدا : اِذَا اَمْلَقْتُم فَتَاجِرُوا اللهَ بِا لصَّدَقَتِ آن گاه که فقیر و نیازمند شدید، با خداوند به وسیله صدقه تجارت کنید. - جراَت و جسارت: اِذَا هِبْتَ اَمراً فََعْ فِیهِ فَاِنَّ شِدَّتَ تَوَقَّیهِ اَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ هنگامی که از چیزی زیاد می ترسی خود را در آن بیفکن که (گاه) آن ترس از خود آن چیز سخت تر است. - غریب واقعی : الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِه شخصی که فقیر است، در شهرش نیز غریب است . - خطر ناسپاسی : یَابْنَ آدَمَ اِذَا رَاَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ اَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذرْهُ ای فرزند آدم هنگامی که ببینی پروردگارت پی در پی نعمت ها یش را بر تو می فرستد در حالی که تو معصیت او را می کنی بترس ( که مجازات سنگینی در انتظار تو است). - شوق بهشت : فَمَنِ اشْتَاقَ اِلَی الْجَنَّتِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَات کسی که مشتاقِ بهشت باشد از شهوات و تمایلات سرکش بر کنار می رود. - آمادگی برای مرگ : مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ اِلَی الْخَیْرَاتِ آن کس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند. - درست اندیشیدن : فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْم آن کس که خوب بفهمد، به اعماق دانش آگاهی پیدا می کند.
- امر به خوبی ها فَمَنْ اَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُوْمِنِین آن کسی که امر به معروف کند پشت مومنان را محکم کرده است. - نهی از بدی ها : مَنْ نَهَیٰ عَنِ الْمُنْکَرِ اَرْغَمَ اَنُوفَ الْکَافِرِین کسی که نهی از منکر نماید بینی کافران را به خاک مالیده . 
فصل دوم
- در جستجوی اسرار دیگران:
فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ اِلَی الْحَقّ
آن کس که به دنبال اوهام و جستجوی اسرار دیگران برود به حق باز نمی گردد.
- خطر لجاجت:
مَنْ شَاقَّ وَ عُرَتْ طُرُقُهُ وَ اَعْضَلَ عَلَیْهِ اَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ
آن کس که به عناد و لجاج پردازد، راه ها برایش پر از سنگ و ناهموار و کار ها بر او سخت و پیچیده می شوند و در تنگنا قرار میگیرد.
- نیکی و نیکوکار:
فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه
کسی که کار نیک انجام می دهد خودش از آن کار بهتر است، و انجام دهنده کار شر، از آن کار بدتر است( چرا که آنچه در دل دارند بیش از آن است که انجام می دهند).
- آرزو های طولانی:
مَنْ اَطَالَ الْاَمَلَ اَسَاءَ الْعَمَلَ کسی که آرزویش طولانی کند عملش خواهد کرد. - واجب یا مستحب: لَا قُرْبَتَ بِالنَّوَافِلِ اِذَا اَضَرَّتْ بِالفَرَاءِضِ کار های مستحب اگر به واجبات زیان رساند موجب قرب خدا نمی شود . - یادی از یک دوست: فِی ذِکْرِ خَبَّابِ بْنِ الْاَرَتِّ یَرْحَمُ اللهُ خَبَّابِ بْنَ الْاَرَتِّ فَلَقَدْ اَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَاءِعاً وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ وَ رَضیَ عَنِ اللهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً در یاد یکی از یاران، {خبّاب بن ارت} فرمود: خدا خبّاب بن ارت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد، و از روی فرمانبرداری هجرت کرد، و با قناعت زندگی گذراند، و از خدا راضی بود، و مجاهد زندگی کرد.
- بصیرت مومن:
لَوْ ضَرَبّتُ خیْشُومَ الْمُوْمِنِ بِسَیفِی هَذَا عَلَی اَنْ یُبْغِضَنِی مَا اَبْغَضَنِی اگر با شمشیرم بر بینی مومن بزنم که دشمن من شود، با من دشمنی نخواهد کرد . - کینه توزی منافق: لَوْ صَبَبْتُ الْدُّنْیَا بِحَمَّاتِهَاعَلَی الْمُنَافِقِ عَلَی اَنْ یُحِبَّنِی مَا اَحَبَّنِی اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد.
- اخلاقی:
اِحْذَرُوا صَوْلَتَ الْکَرِیمِ اِذَا جَاعَ وَ اللَّءِیمِ اِذَا شَبِعَ
از یورش بزرگوار و جوانمرد به هنگام گرسنگی و تهاجم انسان پست به هنگام سیری بپرهیز.
- فقر وغنا:
الْغِنیٰ فِی الْغُرْبَتِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَتٌ بی نیازی در غربت وطن است. و نیازمندی در وطن غربت است؛ زیرا انسان بی نیاز هر کجا که باشد وسایل برایش فراهم و افراد را می گیرند. ولی نیازمند اقوام و بستگان نیز رهایش می کنند. - دوست خوب: مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که بشارت داد . - یک پشتیبان: الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ شفاعت کننده، چونانبال و پر در خواست کننده است. - تکالیف الهی: اِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ اَمَرَ عِبَادَهُ تَخْییراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً وَ کَلَّفَ یَسیِراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسِیرا خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالی که اختیار دارند، و نهی فرمود تا بترسند، احکام آسانی را واجب کرد، و چیز دشواری را تکلیف نفرمود. 
- کیفر و پاداش الهی : اَعْطَی عَلَی الْقَلِیلِ کَثِیراً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُطَعْ مُکْرَهَاً خداوند پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانی بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمی شود.
- ارزش هرکس:
قِیمَتُ کُلِّ امْرِءٍ مَا یُحْسِنْهُ قیمت و ارزش هرکس به اندازه کاری است که بخوبی می تواند انجام دهد. 
- استقامت:
عَلَیکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْاِیمَانِ کَالرَّاْسِ مِنَ الْجَسَد وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَاْسَ مَعَهُ وَ لَا فِی اِیمَانٍِ لَا صَبْرَ مَعَهُ بر شما باد بر شکیبایی، که شکیبایی، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر است ، ارزشی ندارد . - رابطه با خدا: مَنْ اَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ اَصْلَحَ اللهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد نمود - توشه آخرت: فَتَزَوَّدُوا فِی الدُّنْیَا مِنَ الدُّنْیَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ اَنْفُسَکُمْ غَدَاً بنابراین در دنیا توشه ای تهیه کنید که در جهانِ آخرت شما را از عذاب و آتش الهی حفظ کند - امروز برای کار : اِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَدَاً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ امروز هنگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل ! . - بکار بستن حکمت : رَحِمَ اللهُ امْرَاَ سَمِعَ حُکْمَاً فَوَعَی وَ دُعِیَ اِلَیٰ رَشَادٍ فَدَنَا خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد، و چون هدایت شود بپذیرد.
فصل سوم - محبوب ترین بنده :
عِبَادَ اللهِ اِنَّ مِنْ اَحَبِّ عِبَادِ اللهِ اِلَیْهِ عَبْدَاً اَعَانَهُ اللهُ عَلَی نَفْسِهِ
ای بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، که خدا اورا در پیکار با نفس یاری داده است.
- اندیشه،الهام،بینایی:
رَحِمَ اللهُ امْرَاَ تَفَکَّرَ فَاعْتَبَرَ وَعْتَبَرَ فَاْبّصَرَ
خدا بیامرزد کسی را که بدرستی فکر کند، و پند گیرد، و آگاهی یابد، و بینا شود
- خود شناسی: مِنهَا الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ کَفَیٰ بِالْمَرْءِ حَهْلَاً اَلَّا یَعْرِفُ قَدْرَهُ دانا کسی است که قدر خود را بشناسد.و برای نادانی انسان همین بس که از قدر خویش بی خبر مانَد . - ايمان وسیله تقرب: اِنَّ اَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتِوَسِّلُونَ اِلَی اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی الْاِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ همانا بهترین چیزی که انسانها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ايمان به خدا و ايمان به پیامبر(ص).
- جهاد قله اسلام : الْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَاِنَّهُ ذِرْوَتُ الْاِسْلَامِ و جهاد در راه خدا قله مرتفع اسلام . - نماز راه و رسم مسلمانی اِقَامَ الصَّلَاتِ فَاِنَّهَا الْمِلَّتُ به پا داشتن آیین اسلام است. - آخرت فروشی : لَا تَبِعْ آخِرَتَکَ بِدُنْیَاکَ آخرتت را به دنیایت مفروش . - امر به معروف: وَاْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ اَهْلِه
فرزندم به نیکی امر کن تا خود اهل نیکی باشی.
- دقت در دین:
تَفَقَّهْ فِی الدِّین دین را نیکو بیاموز . - احسان اَحْسِنْ کَمَا تُحِِّبُ اَنْ یُحْسَنَ اِلَیْک نیکی کن، همان طور که دوست داری نسبت به تو نیکی کنند. - مرز سخن گفتن: لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ اِن قَلَّ مَا تَعْلَمْ آنچه نمی دانی نگو، گرچه آنچه را می دانی اندک است. - راز داری : الْمَرْءُ اَحْفَظُ لِسِرِّه انسان اسرار خویش را بهتر از هرکس دیگر نگه داری می کند . - لب فرو بستن: لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ اَنْ یُقَالَ لَکْ آنچه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو. - ساماندهی کار آخرت: مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِهِ اَصْلَحَ اللهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللهِ حَافِظٌ کسی که کار آخرتش را اصلاح نماید، خدا هم زندگیش را در دنیا اصلاح فرماید. و آنکه خودش به خودش پند و اندرز دهد.خدا اورا در سایه حفظ و حمایتش بنهد . - فقیه واقعی: 
الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَتِ اللهِ وَ لَمْ یُوْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللهِ وَ لَمْ یُوْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللهِ
فقیه کامل کسی است که مردم را از آمرزش خدا ماْیوس، و از مهربانی او نومید نکند،و از عذاب ناگهانی خدا ایمن نسازد.
- ارزش یقین: نَوْمٌ عَلَی یَقِینِ خَیْرٌ مِنْ صَلَاتٍ فِی شَکٍّ
خوابیدن همراه با یقین، برتر از نماز گزاردن با شک و تردید است.
- بررسی اخبار: 
اعْقِلُوا الْخَبَرَ اِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایَتٍ لَا عَقْلَ رِوَایَتٍ فَاِنَّ رُوَاتَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ
چون روایتی را شنیدید، آن را بفهمید عمل کنید،نه بشنوید و نقل کنید، زیرا راویان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندک اند.
- آخرالزمان:
یَاْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُقَرَّبُ فِیهِ اِلَّا الْمَاحِلْ
روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چین را.
- شک به خدا:
عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اللهِ وَ هُوَ یَرَیٰ خَلْقَ اللهِ 
در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد.
- سرمای بهاری و پاییزی: 
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی اَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ فَاِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْاَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْاَشْجَارِ اَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَ آخِِرُهُ یُورِقُ بپرهیزد از سرما در آغازش (در پاییز) و استقبال کنید از آن در آخرش (نزدیک بهار) زیرا در بدنها همان می کند که با درختان می کند. در آغاز خشک می کند و در آخر برگ می آورد. - دوست آن باشد که... لَا یَکُونُ الصِّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّی یَحْفَظُ اَخَاهُ فِی ثَلَاثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ فَاتِهِ - تقدیر الهی: تَنْزِلُ الْمَعُونَتُ عَلَیٰ قَدْرِ الْمَءُونَتِ کمک الهی به اندازه نیاز فرود می آید - ظرفیت دلها : یَا کُمَیْلُ بْنَ زِیَادٍ اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ اَوْعِیَتٌ فَخیْرُهَا اَوْعَاهَا ای کمیل بن زیاد این قلبها بسان ظرفهایی هستند، که بهترین آنها، فراگیرترین آهاست . - مردم شناسی النَّاسُ ثَلَاثَتٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیُّ وَ مُتِعَلِّمٌ عَلَی سَبِلِ نَجَاتٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ اَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقِ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍِ لَمْ یَسْتَضِیءُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلجَءُوا اِلَی رُکْنٍ وَثِیقْ مردم سه گروهند: اول علمای الهی، دوم دانش طلبانی که در راه نجات دنبال تحصیل علمند و سوم احمقان بی سر و پا که دنبال هر صدایی می دوند و با هر بادی حرکت می کنند همانها که با نور علم روشن نشده اند و به ستون محکمی پناه نبرده اند. - علم یا ثروت: یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالَ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ اَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفََقَتُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَی الْاِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ ای کمیل: دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو باید نگهبان باشی مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد، و مقام و شخصیتی که با مال بدست آمده با نابودی مال، نابود گردد. - استبداد راْی: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَاْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا هرکس خود رای شد هلاک شد. - لقمه ای گلوگیر : 
کَمْ مِنْ اَکْلَتٍ مَنَعَتْ اَکَلَاتٍ
بسیار می شود که یک وعده غذا(غذای نا مناسب) جلوی وعده های متعدد غذا را می گیرد.
- آشنایی با آراء دیگران: 
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَءِ 
کسی که از افکار دیگران استقبال کند موارد خطا را می شناسد( یعنی با مشورت به اشتباه نمی افتد).
- وسیله ریاست و مدیریت:
آلَتَ الرِّیَاسَتِ سَعَتُ الصَّدْرِ
بردباری و تحمل سختی ها، ابزار ریاست است.
- حاصل کوتاهی:
ثَمَرَتُ التَّفْرِطِ النَّدَامَتُ وَ ثَمَرَتُ الْحَزْمِ السَّلَامَتُ 
ثمره تفریط پشیمانی است، و ثمره دور اندیشی سلامت.
- سخن یا سکوت: 
لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا اَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست،چنانکه در سخن نا آگاهانه نیز خیری نخواهد بود.
- شکیبایی : مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ اَهْلَکَهُ الْجَزَعُ کسی که صبر و شکیبایی او را نجات ندهد، بی تابی او را از پای در می آورد. - تجربه اندوزی: مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَتِ نگه داری تجربه، بخشی از موفقیت است. - مسیر رشد: مَنْ خَافَ اَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبْصَرَفَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ کسی که از خدا بترسد ایمنی می یابد، کسی که عبرت گیرد بینا می شود و کسی که بینا گردد می فهمد، و آن کس که فهم دارد دانا می شود.
- تحمل سختی ها: اَغْضِ عَلَی الْقَذَی وَ الْاَلَمِ تَرْضَ اَبَداً 
مشکلات را تحمل کن و چشم خود را بر خاشاک و رنج ها فرو بند، تا همیشه راضی باشی - سروری: 
بِاحْتِمَالِ الْمُوءَنِ یَجِبُ السُّءْدَدُ
با پرداخت هزینه ها، بزرگی و سروری ثابت گردد.
- زکات واجب دینی:
اِیتَاءُ الزَّکَاتِ فَاِنَّهَا فَرِیضَتٌ وَاجِبَتٌ
پرداختن زکات تکلیف واجب الهی است.
- روزه سپر آتش:
صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَاِنَّهُ جُنَّتٌ مِنَ الْعِقَابِ
روزه ماه رمضان، سپری برابر عذاب الهی است
- صدقه آشکار:
صَدَقَتُ الْعَلَانِیَتِ فَاِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَتَ السُّوءِ
صدقه های آشکار که از مرگ های ناگهانی و بد پیش گیری می کند.
- کار خوب:
صَنَاءِعُ الْمَعْرُوفِ فَاِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ
نیکو کاری، انسان را از لغزش ها و شکست های خوار کننده باز می دارد.

                                                                                       والسَّلام





برچسب ها:
موضوعات
احکام خمس
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 1166
افراد آنلاين : 1
بازديد ديروز : 158
بازديد ماه : 1416
بازديد سال : 1416
کل بازديدها : 56971
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 211
تعداد نظرات : 6