X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal

آسمانی ها - آرشیو 1393/6
آسمانی ها - آرشیو 1393/6
<-Description->
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

مذهب حق

سنّی می گوید:

ما پیروان مذاهب چهارگانه، اهل سنّت ایم.

شیعی می گوید:

ما شیعیان دوازده امامی، اهل سنّت راستین ایم. گواه راستی سخن و ادّعای ما آن است که ما از همه ی فرمان های پیامبرمان پیروی می کنیم.

یکی از فرموده های حضرتش چنین است:

((من در میان شما، دو یادگار گران می نهم، نخستینِ آن ها کتاب خدا است که هدایت و نور در آن است. کتاب خدا را به دست گیرید و واننهید  ( ... و بسیار به قرآن سفارش فرمود. آن گاه افزود:) دیگری خاندان من. در کار خانواده ی من،  خدای را از یاد مبرید!  خدای را از یاد مبرید!  خدای را از یاد مبرید!  )) (ر. ک همین کتاب: ٤١پاورقی ١.( ترتیب جانشینان)

در حدیث دیگر نیز آمده است:

((من در میان شما دو یادگار گرانبها به جا می گذارم: کتاب خداوند و خانواده و نزدیکانم را. اگر به هردو چنگ زنید، راه گم نخواهید کرد. آن دو تا کنار حوض (کوثر) با هم خواهند بود.

(سعی کنید که) از آن ها بیاموزید؛ نه به آنها بیاموزید که از شما داناترند.)) (ر. ک همین کتاب: ٤١ پاورقی ٣.(بخش ترتیب جانشینان)

نیز فرموده ی اوست:

((امام علی علیه السلام سالار اهل ایمان و سرور مسلمانان و پیشوای پرهیزگاران و پیش گام سپیدرویان نشان دار(روز رستاخیز) است.))(ر. ک همین کتاب: ٣٦پاورقی ٢.(بخش تعیین جانشین) )

همچنین فرمود:

((علی علیه السلام پرچم هدایت است و پیشوای پیروان من و روشنی (راه) فرمانبران از من.)) (ر.ک همین کتاب: ٣٦پاورقی ٣.(بخش تعیین جانشین) )

نیز فرمود:

((هرکه نگوید: علی بهترین مردمان است، کافر است.)) (مَنْ لَمْ یَقُلْ: عَليٌّ خَیْرٌ النَّاسِ فَقَدْ کَفَرَ. کنزالعمال: ٦٢٥/١١؛ منتخب کنزالعمال (در حاشیه مسند احمد): ٣٥/٥؛ تاریخ بغداد: ٤٢١/٧؛ تاریخ مدینة دمشق: ٣٧٢/٤٢؛ تهذیب التهذیب: ٣٧٢/٩؛ کفایة الطالب: ٢٤٦.)

این که فرمود: ((بهترین مردم است)) پس از خودِ آن حضرت است؛ چه هر مسلمانی رسول الله (ص) را برترین و والاترین انسان می داند.

حال که چنین است، جانشین و نایب آن حضرت، همچون حضرتش، بهترین و شایسته ترینِ مردم پس از آن حضرت خواهد بود و چونان جان پیامبر؛ چنان که در آیه ی مباهله ( [آل عمران(٣): ٦١.] ) آمده است.

به استناد این احادیث شریف نبوی - که روایات اهل بیت علیهم السلام آن ها را تقویت و تأیید می کند - ما حضرت علی بن ابی طالب (ع) را پس از رسول الله (ص) امام می دانیم و بعد از حضرت او ، ١١امام از تبار او را.ما با تکیه به سخن نبوی ((اگر هردو را داشته باشید، راه گم نخواهید کرد)) همراه کتاب خدا، این پیشوایان را وا نمی نهیم.

مگر سنّت چیزی جز عمل به سخنان خاتم الانبیا (ص) است؟! 

اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 

 





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

                  بسم  الله الرحمن الرحیم                          


سنّت پیغمبر (ص)     

سنّی می گوید:

برخی از فقیهان بر آن اند که اگر مستحبّی نشان رافضیان (شیعیان) شد، باید آن را ترک کرد تا سنّی از رافضی بازشناخته شود!  این را احمد بن تیمیّه ی حَرّانی از فقیهان سنّی آورده و به تأیید افزوده است:

تمیز یافتن (سنّی از شیعه) از عمل به این مستحب [که نشان شیعه است] بایسته تر است.(منهاج السنة المحمّدیة: ١٤٧/٢.)

شیعی می گوید:

ما سنّت رسول گرامی (ص) را حرمت می نهیم و حتی در مستحبّات با آن مخالفت نمی ورزیم؛ گرچه ببینیم سنّی بدان پای بند است.

اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

گروه رستگاران

سنّی می گوید:

پیغمبر (ص) فرمود:

((امّت من بزودی ٧٣گروه خواهد شد که جز یکی، همه دوزخی اند.)) (سَتُفَرَّقُ اُمَّتِي عَلیٰ ثَلاثٍ وَ سَبْعِینَ فِرقَةٌ کُلُّها فِي النّارِ إلّا فِرقَةٌ واحِدَةٌ؛مسند أحمد: ٣٣٢/٢؛ المطالب العالیة لا بن حجر: ٨٧/٣؛المستدرک: ١٢٩/١؛ مجمع الزوائد: ٢٢٦/٦؛ تفسیر ابن کثیر: ٤٨٢/٢؛تاریخ مدینة دمشق: ٧٣/٦٥؛ میزان الاعتدال: ٤٣٠/٢.)

(این را محمّد بن عمر فخرالدین رازی روایت کرده است)  ، (التفسیر الکبیر (دار الفکر بیروت، ١٤٠١):١٢/١؛الإملاء (پیوست إحیاء العلوم،مصر ١٣٥٧): ٣١.)  گروه رستگار از میان آن دسته ماییم.

شیعی می گوید:

فرقه ناجیه(=گروه رستگار) - از میان ٧٣ گروهی که رسول اکرم (ص)، جز یکی، همه را دوزخی خوانده است - ما شیعیان اثنا عشری هستیم؛ به دلایلی چند :

[١-] حدیث نبوی:

((شیعیان علی همان رستگاران اند، در روز رستاخیز.))  ، (شیعَةُ عَليٍّ هُمُ الفائزونَ یَوْمَ الْقیامَةِ. ینابیع المودّة: ٥٥، مناقب سیدِنا عليٍّ [علیه السلام]: ٣٧، با این اختلاف: <<عليُّ و شیعَته: علی و شیعیانش... >>؛تاریخ مدینة دمشق: ٣٣٣/٤٢؛ أنساب الأشراف:١٨٢/٢؛ کفایة الطالب: ١١٨؛تذکرة الخواص: ٥٩؛ کنوز الحقایق: ٩٨؛ الدر المنثور: ٨٥٩/٨؛ فتح القدیر: ٤٤٧/٥؛ المناقب للخوارزمی:١١١.)

[٢-] سخن حضرت رسول (ص) به امیر مؤمنان (ع):

((تو و پیروانت با خرسندی از خدا و خرسندی او، به درگاه او در خواهید آمد.)) ، (إنَّکَ سَتَقْدَمُ عَلَی اللهِ وَ شیعَتَکَ راضینَ مَرْضیّینَ.مناقب سیدنا عليٍّ [علیه السلام]:٢٥؛ الصواعق المحرقة: ١٥٥؛نهایة ابن الاثیر: ٢٧٦/٣؛ مجمع الزوائد: ١٣١/٩؛ کنز العمال:  ١٥٦/١٣؛ ینابیع المودة: ٤٤٥/٢؛ المعجم الکبیر: ٣١٩/١.)

[٣-] نیز فرموده ی آن حضرت:

((تو و شیعیانت در بهشت، سیراب و به دور از تشنگی، روسپید به کنار حوض خواهید آمد و دشمنانتان (نیز) می آیند؛ اما تشنه کام و گردن بسته خواهند بود.)) ، ( أنتَ وَ شیعَتُکَ فِي الْجَنَّةِ تَرِدونَ عَلَی الْحَوْضِ رِواءً مُرْوَیینَ مُبْیَضَةً وُجوهُکُمْ؛ وَ إنَّ عَدُوَّکُمْ یَرِدونَ عَلَی الحَوْضِ ظِماءً مُقْمَحینَ. الإشاعة لأشراط الساعة(مطبعة السعادة، مصر ١٣٢٥): ٦٤؛ مجمع الزوائد(بیروت،١٩٦٧): ١٣١/٩؛ نورالأبصار (مصر، ١٣١٢): ٧٠؛ الریاض النَّضِرة: ٥٨/١، با افزوده ی <<یا عليُّ أبْشِر...>>؛ مناقب سیدنا عليُّ [علیه السلام]: ٢٩؛ المعجم الکبیر: ٣١٩/١؛المناقب للخوارزمی: ١٢٩؛ینابیع المودة: ٣٥٧/٢؛ الصواعق المحرقة: ٦٦.)

[٤-] هم چنین - در حالی که به مولا علی (ع) اشاره داشت - فرمود: ((او و پیروانش، خود رستگاران در روز رستاخیزند)) ، ( هٰذا وَ شیعَتُهُ هُمُ الفائِزونَ یَوْمَ القیامَةِ. کفایةُ الطالب (تهران، ١٤٠٤): ٣١٣.

[٥-] نیز فرمود: ((سوگند به آنکه جان من بدست او است، این (علي) و پیروانش رستگاران روز واپسین اند.)) ، ( وَ الَّذي نَفْسي بِیَدِهِ، إنَّ هٰذا (علی) وَ شیعَتَهُ هُمُ الفائِزونَ یَوْمَ القیامَةِ. ترجمة عليَّ بن أبي طالب علیه السلام من تاریخ دمشق: ٤٤٢؛ الدرُّ المنثور في التفسیر بالمأثور (مصر): ٣٧٩/٦؛ شواهد التنزیل (بیروت، ١٣٩٣): ٣٦٢/٢؛ ینابیع المودّة: ٦٢ و ٧٢؛ المناقب، خوارزمی (نجف، ١٩٦٥): ٦٢.)

[٦-] هم چنین فرمود:

((علی جان! تو و یارانت در بهشت اید. تو و پیروانت در بهشت اید. گروهی از کسانی که مدّعی دوست داشتن تو اند، اسلام را کوچک می دارند و تنها بر زبان مسلمان اند؛ قرآن می خوانند؛اما از دو لبشان (ترجمه یا تسامح است. تَراقِي، جمع تَرقُوَه (=استخوان حلق) است. ) در نمی گذرد.)) ، ( يا عليُّ ! أنْتَ وَ أصْحابُکَ فِي الْجَنَّةِ، أنْتَ وَ شیعَتُکَ فِي الْجَنَّةِ. ألا إنَّهُ مِمَّنْ یَزْعُمُ أنَّهُ مِمَّنْ یُحِبُّکَ أقوامٌ یُصَغِّرونَ الْإسْلامَ یَلْفِظونَهُ، یَقْرَؤونَ الْقُراٰنَ لا یُجاوِزُ تَراقیَهُمْ. الصواعق المحرقة (المطبعة المیمنیّه،١٣٢٤، مصر): ٩٦.)

دلیل دیگر آنکه فرقه ناجیه ماییم، این است که به کتاب خدای تعالی و عترتت پیامبرمان، امامان دوازده گانه از تبار آن حضرت، چنگ زده ایم و پیغامبر ما (ص) ایمِنی از گمراهی را، در صورت این پایبندی، برایمان تضمین کرده است و ایمن از گم راهی، بی گمان، در روز رستاخیز رستگار است.

آن حضرت فرموده است :

((من در میان شما... دو یادگار گران، کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم را به جا می گذارم. اگر به آن دو چنگ زنید، به گمراهی در نخواهید افتاد. آن دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض (کوثر) نزد من آیند. پس، از آنان بیاموزید و به ایشان نیاموزید که از شما داناترند.)) ، ( ر.ک همین کتاب ٤١ پاورقی ٣.(بخش ترتیب جانشینان).

سنّیان فرقه ها و مذاهب گوناگون اند و هریک پیشوا و امامی دارند.

پیشوای حنفیان ابوحنیفه نعمان بن ثابت است؛

پیشوای شافعیان محمّد بن ادریس است؛

پیشوای مالکیان مالک بن انس است؛

پیشوای حنبلیان احمد بن حنبل است.

این فرقه ها بسیار با هم اختلاف دارند و یکدیگر را نکوهش می کنند. دکتر احمد افغانی آن ها را مذاهب چهارگانه در ستیز با هم می خواند. (سرابُ في إیران: ٥٨.)

پس دعوی آن که این مذاهبِ با هم در ستیز، یک فرقه اند، افسانه ای است که بر بی خردی مدّعیان آن - چنان که آشکار است - گواهی می دهد.

اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 

 





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

ازدواج مدّت دار

شیعی می گوید:

متعة النساء، یعنی ازدواج با عقد مدّت دار در آیین اسلام، رواست. بنابراین، نزد ما جایز است. خداوند متعال می فرماید: پس در آنچه از آن (زنان) بهره گرفتید، حقّ ایشان را بپردازید. این واجب است.پس از (پرداخت این) بایسته، در آن چه با هم توافق کردید، بر شما باکی نیست که خداوند بس و دانا و فرزانه است.( {فَمَا اسْتَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَاٰتوهُنَّ أُجورَهُنَّ فَریضَةً وَ لَا جُناحَ عَلَیْکُم فیما تراضَیْتُم بِهِ مِنْ بَعدِ الْفَرِیضَةِ إنَّ اللهَ کانَ عَلیماً حَکیماً} نساء (٤): ٢٤.)

در قرآن کریم آیه ای که نسخ کننده ی حکم این آیه باشد نیامده است. پس تا روز قیامت... حلال است.

سنّی می گوید:

متعة النساء نزد ما حرام است؛ چرا که خلیفه، عمر بن خطاب آن را سخت ممنوع کرد. به نقل [فخرالدین] رازی، او گفت:

دو بهره مندی در روزگار رسول خدا [صل الله علیه و آله] بود که من آن را حرام اعلام می کنم و (به جا آرنده آن دو را) کیفر می کنم.

ازدواج مدّت دار و بهره مندی در حج.(مفاتیح الغیب: ٥٠/١٠ و ١٦٥/٥؛ شرح ابن ابی الحدید: ١٦٥/١٦؛ السنن الکبری: ٢٠٦/٧؛ أحکام القرآن للجصاص: ٣٤١/٤؛ المغني لا بن قدامه: ٥٧١/٧؛ الشرح الکبیر: ٥٣٧/٧؛ سنن البیهقی: ٢٠٦/٧؛ کنزالعمال: ٥١٩/١٦؛الدر المنثور:١٤٠/٢.)

در دیگر جا نیز گفت:

ای مردمان! دو متعه را خدا و رسول او حلال کردند؛ امّا من حرام می کنم و پی گیرِ [کیفر] کننده ی آن خواهم بود!(إسلامٌ بلا مذاهب (چاپ پنجم): ٢٠.)

اَبشیهی از رسول خدا (ص) روایت می کند که فرمود:

اگر پس از من پیامبری می بود، او عمر بود!(المستطرف: ١٣٧/١؛ فیض القدیر: ٣٢٥/٥.)

فَیّومی توضیح می دهد که:

ازدواج متعه، پیوند زناشویی مدّت دار است.

آن گاه آیه مورد استناد شیعه را در روا بودن نکاح متعه ذکر می کند و آن را از آیات محکم(یعنی حکم آن نسخ نشده است؛ چنانکه شیعه بر آن است.) می داند. پس می افزاید:

عامّه، (به پیروی از عمر و به رغم قرآن کریم) بر خلاف شیعیان، آن را حرام دانسته اند.(مصباح المنیر(چاپ مصر،١٣١٣): ٩٧/٢.)

محمّد بن منصور بر مأمون وارد شد. او داشت مسواک می زد و به خشم [با خود] می گفت: دو بهره مندی در روزگار رسول الله (ص) و ایام ابوبکر (رض) مجاز بود؛ امّا من از آن ها جلوگیری می کنم!!! جُعَل!(جُعَل گونه ای از سوسک های سرگین خوار است و نیز به معنای مرد سیاه چرده ی زشت رو یا لج باز.)تو کیستی که با کار رسول خدا (ص) یا بوبکر مخالفت می کنی (مرآة الجنان و عبرة الیقضان: ١٣٧/٢.)؟!([اسماعیل بن محمّد]اصفهانی در الترغیبُ [و التترهیب] از [عبدالله] بن عمر نقل می کند که گفت: رسول الله (ص) فرمود: <<ايمان مؤمن هرگز کامل نخواهد بود مگر آنکه خواسته اش با آنچه من آورده ام همراه باشد .>> الدرالمنثور: ١٧/٢.

این سخن عمر - دو متعه در روزگار... - در پی خواسته دل بود یا پیروی از آنچه پیامبر خدا (ص) از سوی خداوند آورده است؟

رسول اکرم (ص) فرمود: <<هرکه از سنّت من روی گرداند، از من نیست.>> آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: {قُلْ: إنْ کُنتُم تُحِبّونَ اللهَ فَاتَّبِعونی؛ یُحبِبکُمُ اللهُ وَ یَغفِرْ لَکُم ذُنوبَکُم...} بگو: اگر خدای را دوست می دارید، پس از من پیروی کنید تا خداوند دوست تان داشته باشد و گناهانتان را بیامرزد. آل عمران (٣): ٣١.

ابن ابی حاتِم [رازی] به روایت حَوشَب [بن عقیل بن مسلم] از حسن [بن یسار بصری؟] گزارش می دهد که در توضیح آیه، گفت: نشان آن که بندگان، خداوند را دوست دارند این است که از سنّت فرستاده اش پیروی کنند. الدر المنثور: ١٧/٢.

یافعی از ذوالنون مصری - که از اولیای بزرگ عارف می شماردش - این جمله را نقل قول کرده است: از نشانه های دوستدار در راه خدا، پیروی از حبیب خدا (ص) است در خوی و رفتار و خواسته ها و سنّت های آن حضرت. مرآة الجِنان: ١٥١/٢.

[محمّد علي] صابونی در تفسیر آیه، از ابن کثیر (در مختصر: ٢٢٧/١) نقل می کند که می گوید: این آیه هرکه را مدعی محبّت خداست و به سیرت محمّدی نمی رود، محکوم می کند. چنین کسی در چنین ادعایی دروغگوست؛ مگر آنکه در همه ی اقوال و کردار هایش، از شریعت محمّدی پیروی کند. صفوة التفاسیر: ١٧/٢.

دکتر علی بن محمّد ناصر فقیهی، رئیس هیأت تحریریه ی مجله ی الجامعة الاسلامیة در مدینه منوّره می نویسد: خداوندگار همان آفریننده ی دارنده ای است که - هرگونه بخواهد - در ملک خود، تصرّف و برای خلق خویش شریعت تعیین می کند. او صَلاح ایشان و سرنوشتشان را بهتر می داند (چه می فرماید ): {لَا یَعلَمُ مَن خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ؟}: آیا آنکه آفریده است و خُردبین و آگاه است نمی داند؟![ملک(٦٧): ١٥]

خداوند هرکه را به تشرییع بپردازد، دروغگو بر خدا و افترا زننده خوانده است؛ زیرا حلال و حرام کردن را تنها حقّ خدا می داند (و می فرماید: { وَ لَا تَقولوا لِما تَصِفُ ألْسِنَتُکُم الْکَذِبَ: هٰذا حَلالٌ وَ هٰذا حَرامٌ؛ لِتَفتَروا عَلَی اللهِ الْکَذِبَ!إنَّ الَّذینَ یَفتَرونَ عَلَی اللهِ الْکَذِبَ لَا یُفلِحونَ }: به هر گونه دروغی که زبانتان باز می گوید، مگویید: این حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بندید! آن ها که به خدای دروغ می بندند، رستگار نمی شوند. نحل (١٦): ١١٦.

این (قانون گذاری) حقّی است برای خدا و هیچ مخلوقی را نسزد که از خداوند پیش افتد و از خود، برای بندگان شریعت آورد. این شریک شدن در ویژگی های خاصّ خدا است. آنان که این تشریع را می پذیرند و به آن دل می سپرند و بدان عمل می کنند، به خدا شرک ورزیده اند. الجامعة الإسلامیّة بالمدینة المنورة (سال ١٥اُم، ١٤٠، شماره ی ٥٨): ١١٢.

بدین ترتیب، دکتر فقیهی مشرک بودن پیشوای خود عمر بن خطّاب را تأیید کرده است؛ چنانکه غزالی حنبلی خارج شدن او را از اسلام؛ زیرا او با حرام کردن دو متعه، شریعت وضع کرد و گفت: دو متعه در روزگار رسول الله (ص) بود؛ امّا من آن دو را... (این تشریع است) و تشریع ویژه ی خداوند - تعالی - است.

وی همچنین هر سنّی پذیرنده ی این قانون را مشرک دانسته است. فَیّومی در المصباح المنیر پس از ذکر آیه روا بودن مُتعه ی زنان... می گوید: [عالمان سنّی] همگی ازدواج متعه را حرام دانسته اند. این نشان می دهد که اسلام اینان اسلام عمر است و آن ها بندگان اویند و از بندگی خدا بهره ای ندارند.

احمد بن تیمیّه ی حَرّانی گفته است: خداوند متعال می فرماید: {اِتَّخَذوا أحبارَهُم وَ رُهبانَهُم أرباباً مِن دونِ اللهِ وَ الْمَسِیحَ بْنَ مَریَمَ؛ وَ ما أُمِروا إلَّا لِیَعْبُدوا إلٰهاً واحِداً لَا إلٰهَ إلَّا هُوَ؛ سُبحانَهُ عَمّا یُشرِکونَ!}: (یهودان) عالمان و راهبان خویش را به جای الله، معبود های خود گرفته اند و نیز مسیح فرزند مریم را. آن جز بر این فرمان نبوده اند که خداوند را به عنوان معبود یکتا بپرستند که جز او معبودی نیست. او از آنچه با وی انباز می خوانند به دور است. توبه (٩): ٣١. در [سنن] تِرمذی و منابع دیگر، حدیث عدّی بن حاتِم نگاشته آمده است که [به رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم ] گفت: یا رسول الله! چگونه آن ها را پرستیدند؟ فرمود: حلال را بر ایشان حرام و حرام را حلال کردند و آن ها نیز از ایشان اطاعت کردند. این پرستیدن آنها بود.منهاج السنة النبویّة:١١/١.[البته متن حدیث مورد استناد ابن تیمیّه در مأخذ وی (الجامع الصحیح ٥: ٢٧٨=کتاب تفسیر القرآن: ٤٨، باب ١٠ح ٣٠٩٥) با اندکی تغییر دیده می شود.]

آیا برای سنّی قابل درک است که اگر درست بداند که عمر دو متعه را حرام کرد، مشمول آیه و از مصادیق آن شده است یا نه ؟

ابوحامد غزالی می گوید: نبیّ مصون از گناه، کسی است که ایمان جز با همراهی با او محقّق نمی شود و کفر جز به مخالفت با وی. إحیاء علوم الدین.

وهْبی سلیمان اَلبانی می نویسد: اسلام آن است که بر پایه ی یکتایی خدای - تعالی - و اطاعت او و فرستاده اش(ص) بر پا شده است و اجازه ی تبدیل احکام خود را به کسی نمی دهد؛ نه به کشیشان و نه عالمان و نه حاکمان و نه آحاد ملّت؛ نه به مراعات مصلحتی و نه برای سیاستی! مجله ی الدعوة السعودیة (سال ١٣٩٧،شماره ٦٨٢).

استاد خالد محمّد خالد، نویسنده معاصر مصری نیز می نویسد وقتی مصلحت ایجاب کرد، عمر بن خطّاب متن صریح و مقدّس دینی قرآن و سنّت را رها کرد و به مصلحت پاسخِ آری گفت.الدیمُقراطیّة أبداً (المطبعة العمومیة، دمشق، ١٩٥٨،چاپ سوم):١٥٥.

وی آنگاه مثال هایی برای مخالفت با متن های صریح یاد می کند و امر نَسَفی گفته است: رد کردن متن های صریح کفر است. عقاید النسَّفي.

از سخن وهبی سلیمان اَلبانی دانستیم که اسلام به کسی - در هر پایه ای که باشد - هرگز اجازه نمی دهد که احکام خود را، نه برای مصلحتی و نه به سیاستی، تغییر دهد؛ اما عمر بن خطّاب، پیشوای سنّیان و خلیفه دوم، خود را به تحریم حکم خدا و حلال کردن هرچه بخواهد مجاز می یابد؛ بی آنکه در دل، ناراحتی احساس کند. به قول احمد بن تیمیّه حَرّانی، عمر خطا ها و گرفتاری هایی داشت و چه گرفتاری هایی! تطهیر الفؤاد من نفس الاعتقاد (مصر،١٣١٨): ١١.

خداوند - تعالی - ما را از مخالفت با دین خود نگاه دارد و به لطف خویش، در راه پیروی از پیشوایان معصوم از خطای گفتار و کردار ... توفیق دهد!

                                                                                                                        اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

تقیّه

شیعی می گوید:

هنگامی که در برخورد با کسی که دارای عقیده مخالف است و از او بر خود بیم جان داریم، تقیّه (=خویش نگه داری) بر ما واجب است. قرآن در این باره می فرماید: نباید مؤمنان کافران را به خود بسیار نزدیک بخواهند (و سرپرستی آنان را بپذیرند) که هرکه چنین کند، از خدا بهره ای ندارد؛ مگر آنکه (بخواهید) جان خویش را از آن ها نگاه دارید.( {لَا یَتَّخِذِلْ الْمُؤمِنونَ الْکافِرِینَ أوْلِیاءَ مِنْ دونِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللهِ في شَیءٍ؛ إلّا أن تَتَّقوا مِنْهُمْ تُقاةً...} آل عمران (٣): ٢٨. ) پس مسلمان باید که کرده ها و باور داشت های خود را - وقتی بر جان خود بیم دارد - نهان کند؛ مانند مخالفان نماز بگذارد و همچون ایشان رفتار کند تا از گزند آنان، در امان باشد و خویشتن را از خطر، ایمن داشته باشد.

بر این پایه، از امامان معصوم - که درود خدا بر ایشان باد - سخنانی در وجوب تقیّه به هنگام ترس جانی رسیده است. ما بر این سخنان و کتاب خدای بزرگ تکیه داریم.

سنّی می گوید:

تقیّه چیزی جز پوشیده نگه داشتن حقّ و اظهار باطل نیست!

این سخن احسان الاهی ظهیر پاکستانی است، در نکوهش شیعه بر اعتقاد به تقیّه.

اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

نماز تراویح

شیعی می گوید:

نماز تراویح - که سنّیان در ماه مبارک رمضان به جماعت می گزارند - نه در عهد نبوی بود... و نه از سنّت های آن حضرت است. بنابراین، به جا آوردن آن بدعت در دین آوردن است. این سخن رسول خدا (ص) است که:

((شایسته ترین راه، را راه محمّد (ص) است و بدترین کارها نوآورده ها. هر نوع آورده ای بدعت است و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش.)) ، (وَ إنَّ أفْضَلَ الْهُدیٰ هُدیٰ مُحَمَّدٍ وَ شَرُّ الأُمورِ مُحْدَثاتُها وَ کُلُّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَ کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلالَةُ وَ کُلُّ ضَلالةٍ فِي النّارِ. الجامع الصغیر في أحادیث البشیر النذیر: ٢٤٣/١.)

نیز فرموده است:

((از کارها (و شیوه های)نو، بپرهیزید که بدترین ها تازه های (دین) است. هر تازه ای (در دین) بدعت است و هر بدعتی گمراهی.)) ، ( إیّاکُم وَ مُحدَثاتِ الْأُمورِ! فَإنَّ شَرَّ الْأُمورِ مُحْدَثاتُها، وَ کُلُّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَ کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلالَةُ. سنن ( ابن ماجه: ١٨/١؛ صحیح مسلم: ٢٦٩/٢؛ مسند احمد: ١٢٦/؛ سنن الدرامی: ٤٥/١؛ سنن أبی داود: ٣٩٣/٢؛المستدرک: ٩٧/١؛ صحیح ابن حبّان: ١٧٩/١؛ التمهید لا بن عبد البر: ٢٧٩/٢١؛ کنزالعمال: ١٧٣/١؛ إرواء  الغلیل: ١٠٧/٨؛ تاریخ بغداد: ٢٩٧/١٢.)

سنّی می گوید:

ما سنّیان نماز تراویح به جا می آوریم و آن را مشروع می دانیم؛ گرچه در روزگار رسالت نبوده است. عمر بن خطاب، دوّمین خلفایِ راشدین، بدان فرمان داده است و پیامبر (ص) فرموده است:

اگر پس از من،پیامبری می بود ... او عمر بود!( فیض القدیر:٣٢٥/٥؛المستطرف: ١٣٧/١.)

بخاری در صحیح خود، از عبدالرحمان بن عبدالقادر روایت می کند که:

یک شب... در ماه رمضان، با عمر بن خطاب (رض) به سوی مسجد می رفتم. مردم (در مسجد) پراکنده بودند؛ یکی تنها نماز می خواند و دیگری بر دسته ای پیش نمازی می کرد. عمر گفت: به نظرم... اگر همه را پشت سر یکی به نماز وادارم، بهتر است. آن گاه بر آن شد که اُبّی بن کعب را پیش دارد.

شبی دیگر با وی رفتم. مردم با یک امام نماز می گزاشتند.عمر گفت: بدعت خوبی است این!... و اگر به خواب روند، بهتر از به پاداشتن آن است!!( فتح الباری به شرح صحیح البخاری: ٢٠٤/٣؛ سنن أبی داود: ٢٦١/٢؛ صحیح مسلم: ١٠٩٩/٢؛صحیح البخاری: ٢٥٢/٢؛ السنن الکبری للبیهقی: ٤٩٣/٢؛ شرح نهج البلاغة: ١٥٩/١٢؛ کنزالعمال: ٤٠٨/٨؛ الموطأ للمالک: ٧٣؛ سنن نسایی: ٧١٨/٢؛ إرواء الغلیل: ١٢٢/٧.)

اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

مسح پاها در وضو؟

شیعی می گوید:

ما شیعیان امامی در وضو، روی پا مسح می کشیم؛ چون خداوند فرموده است : بر سرها و پاهاتان تا برآمدگی ها، دست بکشید. ( {...وَمْسَحوا بِرُؤُوسِکُم وَ أرجُلَکُم إلَی الْکَعبَیْنِ...} مائده (٥): ٦.) بنابراین، وضوی دیگر را - چون با کتاب خدا سازگار نیست - باطل می دانیم. اگر وضو - که شرط درستی نماز است؛ زیرا فرموده است: ای آنان که ایمان آورده اند، اگر به نماز برخاستید، چهره هاتان را و دستانتان را تا آرنج ها بشویید و بر سر ها و پاهایتان تا برآمدگی ها، دست بکشید - درست نبود، نماز باطل خواهد بود؛ چه بطلان شرط، بطلان مشروط را در پی دارد. اگر نماز باطل بود، هیچ عملی از مسلمان پذیرفته نیست؛ به دلیل این حدیث شریف ((نماز ستون دین است. اگر پذیرفته شد، دیگر عبادت ها هم پذیرفته است و اگر نه، همه نا پذیرفته است.)) ، (اَلصَّلاةُ عَمودُ الدّینِ، إنْ قُبِلَت ما سِواها وَ إن رُدَّت رُدَّ ما سواها.)

سنّی می گوید:

ما برای وضو، پاهایمان را می شوییم. این کار را عالمان و پیشوایان دینی ما در گذشته و حال می کردند و می کنند. اگر درست نبود که نمی کردند!

اینک...  شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

شستن دست ها در وضو

سنّی می گوید:

ما به هنگام وضو، نخست دستان را از نوک انگشتان تا آرنج ها می شوییم. خداوند متعال می فرماید: چهره ها و دستانتان را تا آرنج ها بشویید.( {...فَاغْسِلوا وُجوهَکُم وَ أیدِیَکُم إلَی المَرافِقِ... } مائده (٥): ٦ ) . واژه ی تا (=إلیٰ) در این جا، پایان را می رساند.

شیعی می گوید:

ما شستن دست ها را در وضو از آرنج ها شروع می کنیم تا سر انگشتان؛ چرا که آیه دو مرز جای شستن را بیان می کند: میان آرنج تا سر انگشتان؛ نه بیشتر و نه کمتر. إلیٰ در اینجا، انتها نیست تا آغاز کردن از سر انگشتان لازم آید. این بر پایه احادیث عترت پاک اهل بیت علیهم السلام امامان ما است که از وضوی رسول الله (ص) گزارش داده اند و امیرالمؤمنین (ع) و اهل بیت علیهم السلام از دیگران و بیگانگان، سیره آن حضرت را بهتر می دانند.

اینک...  شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

نظری دیگر به عدالت صحابه

سنّی می گوید:

صحابه همه عادل اند.

عبدالرؤوف مناوی شافعی:

همه اهل سنّت بر آن اند که صحابه همگی عادل بوده اند. ( فیض القدیر: ٢٦٣/١.)

عبدالملِک جویْنی شافعی:

عدالت بزرگ و کوچک صحابه،  اجماعی (= مورد انفاق همه دانشمندان) است. ( تحذیر العقبري: ١٢/١.)

شیخ محمّد عربی تَبَّانی جزایری:

عدالت صحابه - که رضایت خدا بر ایشان باد - بر هر مسلمانی روشن و ثابت است؛ هم از نظر کتاب و هم سنّت و هم اجماع!! (همان :١٨٠/١.)

شیعی می گوید:

صحابه هم مؤمن پرهیزگار داشته اند و هم منافق و گنه کار و ستمگر و نگون بخت. خدای تعالی می فرماید: اگر منافقان نزد تو آمدند و گفتند: ما گواه ایم که تو فرستاده خداوندی - و خداوند خود می داند که تو فرستاده اویی - خدا گواهی می دهد که منافقان دروغ گویند. آن ها سوگند های خویش را سپر (اهداف خود) قرار داده اند و از راه حق جلوگیری کرده اند. بد کاری است که آنها می کنند! ( { إذا جاءَکَ الْمُنافِقُونَ قالوا: نَشهَدُ إنَّکَ لَرَسولُ اللهِ؛ وَ اللهُ یَعْلَمُ إنَّکَ لَرَسولُهُ، وَ اللهُ یَشْهَدُ إنَّ الْمُنافِقِینَ لَکاذِبونَ. اِتَّخَذوا أیْمانَهُم جُنَّةً فَصَدّوا عَنْ سَبِیلِ اللهِ إنَّهُم ساءَ ما کانوا یَعْمَلونَ } منافقون (٦٣): ١-٢.)

نیز می فرماید: آن گاه که داد و ستد یا سرگرمی ای ببینند، به سویش می شتابند و تو را ایستاده رها می کنند. بگو: آن چه نزد خدا است از بازی و بازرگانی بهتر است و او بهترین روزی ده است ( {وَ إذا رَأوْا تِجارَةً أوْ لَهْواً اِنْفَضُّوا إلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً. قُلْ: ما عِنْدَ اللهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ؛،وَ اللهُ خَیْرُالرَّازِقِینَ.} جمعه (٦٢):١١.)

همچنین گروهی از اصحاب، پس از رحلت حضرت رسول (ص) کژ راهه رفتند. خداوند تعالی ( در پیش گویی از این ارتداد) چنین فرمود: محمّد [صل الله علیه و آله و سلم ] یک فرستاده است و پیش از او، فرستادگان (آمدند و) رفتند. آیا اگر در گذشت یا کشته شد، شما به گذشته هاتان واپس می گرایید ؟( {وَ ما مُحَمَّدٌ إلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرَُسُلُ فَإنْ ماتَ أوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلیٰ أعْقابِکُمْ ....} آل عمران (٣): ١٤٤.)

ما شیعیان درباره صحابه - به استناد آنچه از توصیف کتاب خدا درباره آنها خواندیم - داوری کلّی نمی کنیم و همه را یکجا عادل نمی خوانیم. بخاری از حضرت رسول (ص) روایت کرده است که فرمود:

((من پیش تر از شما ... به کنار حوض خواهم رفت. مردانی از شما را نزد من خواهند آورد که اگر خواستم خم شوم تا از حوض کوثر آب شان دهم، از کنار آب دورشان می کنند. خواهم گفت: خداوندا! یارانم ... یارانم! خداوند خواهد فرمود: نمی دانی پس از تو چه کردند!)) ( ر.ک همین کتاب: ٨٨ پاورقی ٣(بخش عدالت صحابه).

نیز فرمود: ((گروهی از اصحاب مرا به سوی چپ خواهند برد. من می گویم: یارانم ...یارانم! ( خداوند متعال) می فرماید: از وقتی تو ایشان را ترک گفتی، به راه گذشته اشان واپس گرویدند.)) (ر.ک همین کتاب: ٨٩ پاورقی ١.(بخش عدالت صحابه) .

نیز فرمود:

((در یاران من ١٢ منافق است که ٨ تای آن ها هرگز به بهشت در نمی آیند؛ مگر شتر از سوراخ سوزن بگذرد!)) (في أصحابی اِثْنا عَشَرَ مُنافِقاً، مِنْهُمْ ثَمانِیَةُ لَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّیٰ یَلِجَ الْجَمَلُ في سَمِّ الْخِیاطِ. الجامع الصغیر: ٢٢٥/٢؛ صحیح مسلم: ١٢٢/٨؛ السنن الکبری للبیهقی: ١٩٨/٨؛ تفسیر ابن کثیر: ٣٨٧/٢؛ تاریخ الاسلام للذهبی: ٦٤٩/٢؛ مسند احمد: ٣٩٠/٥؛ الخصائص للسیوطی: ٢٨٠/١.)

بنابراین، کتاب و سنّتِ از طریق غیر شیعه رسیده [نیز]، زیاده ستایی اینان درباره ی صحابه را رد می کند. پس کدام اجماع ...؟ کدام کتاب و سنّت در تجلیل از صحابه ...؟

چرا ناراستی و گمراه کردن و این سان نادرست گویی، آقای تَبَّانی؟

آیا این سخن خداوند متعال نیست که ... لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار می دهیم ؟ (  {...فَنَجعَل لَعنَةَ اللهِ عَلَی الْکاذِبینَ } آل عمران (٣): ٦١.)

این گزینه ی بدی است و هنگامی برای شما پشیمانی می آورد که پشیمانی سود نداشته باشد.

گذشته از این، بدگویی برخی صحابه نسبت به یکدیگر گاه تا پایه ی تکفیر پیش می رفت؛ نه خروج از عدالت!

دانشمند معاصر مصری شیخ محمود ابورَیَّه:

برخی صحابه از یکدیگر انتقاد می کردند و بعضی یکدیگر را کافر می خواندند. ( أضواء علی السنّة المحمّدیة (چاپ سوم): ٣٤٢).

تفتازانی:

اصحاب(گاه) با نیزه (و سلاح) با هم می جنگیدند و (گاهی) سخنان ناشایست به هم می گفتند.(شرح المقاصد(استانبول،١٣٠٥):١٠٦.)

اگر با هم چنین بودند، چگونه می توان عادل شان دانست ؟! این آن است که شیعه کاملا رد می کند.

برای اثبات درستی سخن استاد ابورَیَّه و تفتازانی، تنها زخم زبانهای عایشه را نسبت به یک تن از اصحاب بازگو می کنیم که کافی است.

او در طعن عثمان بن عَفّان اموی، سوّمین خلیفه سنّیان، می گفت: لعنت خدا بر نعثل (یعنی عثمان) باد! (شرح نهج البلاغة): ٤٦٥/٤.) نعثل را بکشید که گناه آلود است!( الإمامة و السیاسة):٥٢/١.)... نعثل را بکشید که کافر است!(الإمام علي صوت العدالة الإنسانیّة: ٤؛ تاریخ الکبری: ٤٥٩/٤؛ الکامل في التاریخ: ٢٠٦/٣؛ تذکرة الخواص: ٦١؛ الإمامة و السیاسة: ٤٩/١؛السیرة الحلبیة: ٢٨٦/٣؛ المناقب للخوارزمی: ١١٧.)

استاد عبدالکریم الخطیب، دانشمند معاصر مصر توضیح می دهد: نعثل یهودی ای بود در مدینه که (عایشه) عثمان را بدو تشبیه می کرد. (عليّ بن ابی طالب علیه السلام بقیّة النبوة و خاتم الخلافة: ٢٣٥.)

شیخ محمّد عربی تَبّانی جزایری نیز می گوید:

مردم عثمان - رضی الله عنه - را نعثل لقب داده بودند. ( تحذیر العقبری في محاضرات الخضري: ١٤٢/٢.)

برای آگاهی بیشتر از درگیری های صحابه با هم، به اثر دیگر نویسنده مهاتراتٌ بین صحابة رسول الله (ص) - که در نقد غالیان در اصحاب است - مراجعه فرمایید.

اگر اصحاب چنین اند و خداوند - آن گونه که گذشت - در کتاب خود از ایشان یاد کرده است و رسول الله (ص) آنان را نکوهیده است، چگونه ما شیعیان و پیروان عترت پاک نبوی، همه را یکجا درست کار بدانیم و به مخالفت با قرآن و سنّت پیامبرمان و نیز با خرد خود بپردازیم؟! این همان گمراهی آشکار است.

اینک ... شما چه می گویید؟

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی .





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

اهل بیت پیامبر (ص) کیان اند؟ 

سنّی می گوید :

زنان  پیامبر (ص) از  اهل بیت آن حضرت اند.

شیعی می گوید :

زنان رسول خدا (ص) در شمار اهل بیت حضرتش قرار نمی گیرند ؛ گواه تاریخی این سخن، گفتار [مؤمن بن حسن] شِبْلَنْجی ( در نورالأبصار : ١٠١ ) و [محمّد بن علی ] صَبّان ( در إسعاف الراغبین ) : ١٠٩ ) است :

از طرق گوناگون صحیح، روایت شده است که رسول الله (ص) همراه علی و فاطمه و حسن و حسین [علیهم السلام به   خانه ] آمد.  دست یک یک آنها را گرفت و نزدیک خود کشید.  حسنین را هم به روی پاهای خویش نشاند.  آن گاه رو اندازی بر همه افکند و این آیه را خواند : خداوند خواسته است که پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و پاک و پاکیزه تان سازد( { ...إنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً } احزاب (33) ) . سپس افزود : خداوندا!  اینان اهل بیت من اند.  پلیدی را از ایشان دور دار و پاک و پاکیزه شان سازد.

این دو محدّث می افزایند :

روایت امّ سلمه این دنباله را نیز دارد : من گوشه پارچه را برداشتم تا ( کنار ایشان ) بنشینم.  آن حضرت پار را از دستم رها کرد . گفتم : من هم با شما باشم . یا رسول الله ؟ فرمود : ((تو از زنان پیغمبری و نیک [اما از خاندان، نه ] . ))

اگر همسران آن حضرت در شمار ((اهل بیت)) می بودند، گوشه ی رو انداز را از دست امّ سَلَمه نمی کشید و از نشستن زیر آن جلوگیری نمی فرمود؛ چون او بانوی همسران و از همه والاتر بود.

اینک .... شما چه می گویید ؟

.......................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید ؟/ محمّد رضی رضوی؛ مترجم علی رضوی.

 





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحيم

خاتمه

این بود آنچه نویسنده، به فضل خداوند کریم و بخشنده، توانست در این کتاب گرد آورد. از حق_ سبحانه و تعالى - خواهان ام که این مجموعه، خواننده را به راه راست و درست رهنمون باشد و به نویسنده پاداش آرزو شده اش را به بهترین گونه - در روزی که هیچکس را ایمان آوردن او سود نمی بخشد؛ مگر آنکه در پیش، مؤمن شده باشد یا با این ایمان، نیکی همراه آورده باشد( ‌{...لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَکُنْ اٰمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أوْ کَسَبَتْ فِي إیمانِها خَیْراً...} انعام (158) }_ به نیکی عطا فرماید...  که او برترین امید است. 

محمّد رضی رضوی

      نویسنده کتاب: لماذا نحن شیعة؟                 

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟ /مؤلّف محمّد رضی رضوی؛ مترجم علی رضوی.





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام





برچسب ها:

بسم الله الرحمن الرحیم

دستور پیامبر (ص) به تکلّم امیرالمؤمنین (ع) با خورشید

سلیم می گوید : از ابوذر شنیدم که می گفت :

آقایم محمّد (ص) را دیدم که شبی به امیرالمؤمنین (ع) فرمود : فردا به کوه های بقیع برو و بر مکان بلندی از زمین بایست . وقتی خورشید طلوع کرد بر آن سلام کن . خداوند تعالی به او دستور داده به تو با صفاتی که داری جواب دهد .

تکلّم امیرالمؤمنین (ع) با خورشید در حضور ابوکر و عمر و صحابه

فردا امیرالمؤمنین (ع) بیرون آمد در حالیکه ابوبکر و عمر و عدّه ای از مهاجرین و انصار همراه آن حضرت بودند ، تا به بقیع رسیدند و حضرت بر مکان بلندی از زمین ایستاد همینکه خورشید طلوع کرد حضرت فرمود : (( سلام بر تو ای خلق جدید خدا که مطیع او هستی )) .صدایی از آسمان شنیدند و جواب گوینده ای را که می گفت : (( سلام بر تو ای اوّل ، و ای آخر ، و ای ظاهر ، و ای باطن ، و ای کسی که به هر چیزی عالم هستی))  !

تعجّب و بیهوشی حاضران

وقتی ابوبکر و عمر و مهاجرین و انصار سخن خورشید را شنیدند از هوش رفتند . آنان بعد از چند ساعت به هوش آمدند در حالیکه امیرالمؤمنین (ع) از آن مکان رفته بود!  همگی خود را به حضور پیامبر (ص) رسانیدند و عرض کردند : شما می گویی علی بشری مثل ما است . خورشید او را با سخنانی مخاطب قرار داد که خداوند خود را با آن مخاطب قرار داده است !!

تفسیر گفتار خورشید با امیرالمؤمنین (ع)

پیامبر (ص) فرمود : از او چه شنیدید ؟ گفتند : از خورشید شنیدیم که می گفت : (( سلام بر تو ای اوّل )) ! فرمود : راست گفته است ، او اوّل کسی است که به من ایمان آورده است .

ُمی کند . او مرا غسل و کفن می کند و مرا داخل قبرم می نماید .

گفتند از خورشید شنیدیم که می گفت : (( ای ظاهر )) ! فرمود : راست گفته است ، همه علم من برای او ظاهر شده است .

گفتند : از خورشید شنیدیم که می گفت : (( ای باطن )) ! فرمود : راست گفته است . همه اسرارم در باطن او است .

گفتند : از خورشید شنیدیم که می گفت : (( ای کسی که به هر چیزی عالم هستی )) ! فرمود : راست گفته است . او است عالم به حلال و حرام و واجبات و مستحبات و آنچه از این قبیل است .

همه برخاستند و گفتند : (( محمّد ما را در ظلمت انداخت )) ! ! و بعد از درب مسجد بیرون رفتند .

روایت با سند به سلیم :

عیون المعجزات : ص ٤

روایت از غیر سلیم :

فضائل شاذان : ص ٦٩

ما نزل من القرآن ، به نقل از کنز الفوائد نجفی ، به نقل بحار : ج ٤١ ص ١٨١ . و مدینة المعاجز : ص ٣٣ و تفسیر برهان : ج ٤ ص ٢٨٧

ارشادالقلوب دیلمی : ج ٢ ص ٦٤

الهدایة الکبری ( نسخه خطّی ) : ص ١٧

فرائد المسطین : باب ٣٨

مناقب خوارزمی : ص ٦٨ .

ینابیع المودة : ص ١٤٠

......................................

منبع : کتاب اسرار آل محمّد علیهم السلام ( کتاب سلیم بن قیس هلالی ) - تألیف ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ؛ ترجمه اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی .

 





برچسب ها:
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 3 شهریور 1393 توسط گمنام

اسرار آل محمد علیهم السلام

خواننده گرامی

اینک الفبای شیعه اثنا عشری و سری از اسرار آل محمد علیهم السلام را پیش رو داریم.

این نوشتارِ سلیم است که با همه وجود خود در را راه تألیف آن فداکاری کرده ، و این امانتی است که نسلهای گذشته طی 14قرن در حفظ آن کوشیده اند تا امروز که در اختیار ما قرار گرفته است.

اکنون با توجهی عمیق به استقبال کتابی می رویم که در زمان امیرالمؤمنین (ع) تألیف شده و ائمّه علیهم السلام آن را تأیید کرده اند ، و با نگاهی ژرف به اولین کتاب در تاریخ و معارف اسلام آن را مورد مطالعه قرار می دهیم.

کتابی که در زمان بس پیچیده و ظلمانی ، با رویارویی حکومت های غاصب و مانعین از تألیف و تدوین ، به رشته تحریر درآمده است.

این کتاب گزارشی است از :

فتنه های 24ساعت آخر عمر پیامبر (ص) .

پایه های انحرافی که در سقیفه - پایه ضلالت و تحریف - بنیان گذاری شد.

آنچه در 75روز اوّل پس از رحلت پیامبر (ص) رخ داد و به شهادت سیّده نساء العالمین و فرزندش محسن (ع) انجامید.

تاریخ 25ساله غصب خلافت.

امتحانهای پنج ساله امّت در حکومت امیرالمؤمنین (ع) .

اقدامات خصمانه معاویه طی 15سال حکومت ظالمانه او.

کتابی که گویا وصایای پیامبر اکرم (ص) درباره اهل بیت است ، و از برخورد های پیامبر (ص) با منافقین و مقابله آنان با حضرتش گزارش می دهد .

این کتاب بیانگر ظلمی است که بر امامان شیعه رفته ، و نشانگر آن است که مذهب الهی شیعه چه قربانیانی در راه حفظ مفاهیم اسلام داده ، و چه شهدا و مظلومین والا مقامی در راه مقابله با بدعتها و تحریفها تقدیم کرده است .

باشد که با قدرشناسی از زحمات یکهزار و چهارصد ساله امانتدارنِ شیعه ، در شمارِ محافظین ودایع تشیّع باشیم ، و برای رسیدن به مبانیِ صحیح اعتقادی این کتاب را مورد مطالعه قرار دهیم ، و بدینوسیله در راه احیای امر اهل بیت علیهم السلام انجام وظیفه نموده باشیم.



 

کلام امام صادق (ع) در تأیید کتاب سلیم

امام صادق (ع) فرمود :

(( هرکس از شیعیان و محبّین ما کتاب سلیم بن قیس هلالی نزد او نباشد چیزی از امر ولایت ما نزد او نیست ، و از مسائل مربوط به ما چیزی نمی داند . آن کتاب الفبای شیعه و سرّی از اسرار آل محمّد علیهم السلام است )) .




- خلاصه ای از زندگانی سلیم و تاریخچه کتاب

- بررسی و تحقیق درباره کتاب سلیم

- نام گذاری کتاب سلیم

- اوّل بودن کتاب سلیم

- اعتبار کتاب و احادیث آن به تأیید ائمّه علیهم السلام

- سخنان علما در اعتبار کتاب سلیم

- نقل علما از کتاب سلیم به عنوان مدرکی مورد اعتماد

- کتاب سلیم نزد غیر شیعه

- بررسی جواب مناشقات درباره کتاب سلیم

- اسناد کتاب - تحقیق درباره ابان بن ابی عیاش

- نسخه های خطی کتاب سلیم

- چاپ های کتاب سلیم

- ارزش و فایده نمونه عکسی

- نمونه از نسخه های خطی کتاب سلیم

- نمونه از چاپ های کتاب سلیم

- روش تحقیق و ترجمه کتاب سلیم

- به استقبال کتاب سلیم

- سرآغاز کتاب سلیم

1 - سخنان پیامبر (ص) در آخرین لحظات

2 - باغ امیرالمؤمنین (ع) در بهشت

3 - وقایع سقیفه از لسان براء بن عازب

4 - وقایع سقیفه از لسان سلمان

5 - ابلیس و بنیان گذار سقیفه در روز قیامت

6 - مفاخر امیرالمؤمنین (ع)


7 - افتراق امّت به هفتاد و سه گروه

8 - معنای اسلام و ایمان

9 - توصیف اسلام نسبت به متدیّنین

10 - علت عدم توافق روایات شیعه با روایات مخالفین

11 - اتمام حجّت امیرالمؤمنین در اجتماع مهاجرین و انصار در زمان عثمان

12 - خطبه امیرالمؤمنین (ع) در سال آخر عُمْرِ مبارک


13 - بیت المال در زمان عمر

14- بدعتهای ابوبکر و عمر

15 - احتجاجات امیرالمؤمنین (ع) در مورد ابوبکر و عمر و عثمان

16 - پیشگویی های حضرت عیسی (ع) درباره پیامبر (ص) و امامان علیهم السلام

17 - خطبه امیرالمؤمنین (ع) درباره فتنه ها


18 - کلام امیرالمؤمنین (ع) درباره تأثیر دنیا گرایی در علم و دین

19 - وصیّت ابوذر به امیرالمؤمنین واقعی !

20 - وصیّت ابوذر به امیرالمؤمنین حقیقی

21 - چند ماجرا درباره محبّت پیامبر (ص)

22 - خطبه عمروعاص در شام بر علیه امیرالمؤمنین (ع)

23 - نامه سرّی معاویه به زیاد

24 - اهانت عایشه به امیرالمؤمنین (ع)

25 - نامه ها و مراسلات امیرالمؤمنین (ع) و معاویه در صفّین

26 - احتجاجات قیس بن سعد بر معاویه

27 - گزارش ابن عباس از نوشتن کتف

28 - تعداد و کیفیت دو لشکر در جنگ جمل


29 - احتجاجات امیرالمؤمنین (ع) بر طلحه و زبیر

30 - هزاران باب علم امیرالمؤمنین (ع)

31 - سلونی قبل ان تفقدونی


32 - سخنان امیرالمؤمنین (ع) با رئیس یهود

33 - مهم ترین روایت ابن عباس درباره امیرالمؤمنین (ع)

34 - یوم الهریر، آخرین و شدیدترین روز جنگ صفین

35 - مقطع حسّاسی از جنگ صفّین

36 - امیرالمؤمنین (ع) خادم پیامبر (ص) در سفر ها

37 - سخنان اصحاب صحیفه ملعونه هنگام مرگ

38 - افتراق امّت به اهل حق و اهل باطل و مذبذبین

39 - جریان غدیر خم از لسان ابی سعید خدری

40 - جلوه هایی از فضائل امیرالمؤمنین (ع)


41 - آخرین سخن پیامبر (ص) درباره شیعیان

42 - احتجاجات عبدالله بن جعفر بر معاویه

43 - خطبه همام در صفات مؤمنین

44 - علم غیب پیامبر (ص)


45 - اهانت مردی از قریش به اهل بیت (ع)

46 - بالا ترین فضائل امیرالمؤمنین (ع) از لسان ابوذر و مقداد

47 - فارق بین ایمان و کفر، ولایت علی (ع)

48 - وقایع سقیفه از لسان ابن عباس

49 - ناگفته هایی از جریان ((اِنَّ الرّجل لیهجر))

50 - منع پیامبر (ص) از خوابیدن در مسجد

51 - ندای پیامبر (ص) در حلیّت مسجد برای خاندان آن حضرت

52 - راهنمایی سلمان و ابوذر و مقداد به امیرالمؤمنین (ع) در زمان عمر

53 - علت انتخاب جنگ توسط امیرالمؤمنین (ع) در جمل و صفین

54 - حذر از سه نفر در مورد دین

55 - اعترافات سعد بن ابی وقّاص درباره امیرالمؤمنین (ع)

56 - عدم حضور مهاجرین و انصار در مقابل علی (ع)

57 - سخن سه نفر عزلت گزدیگان از بیعت امیرالمؤمنین (ع)

58 - تبرک به خاک پای امیرالمؤمنین (ع)

59 - دعای امیرالمؤمنین (ع) در جنگهای جمل و صفین و نهروان

60 - بالا ترین فضیلت امیرالمؤمنین (ع) از قرآن

61 - سفارشات پیامبر (ص) با خاندانش در آخرین لحظات عمر

62 - سؤال سلمان درباره وصیّ پیامبر (ص) و جواب الهی

63 - سخنی که غیر علی (ع) نمی تواند بگوید

64 - علم نا متناهی امیرالمؤمنین (ع)

65 - سؤال امیرالمؤمنین (ع) از رئیس یهود و رئیس نصاری

66 - کتاب وقایع نزد امیرالمؤمنین (ع)

67 - سخنان امیرالمؤمنین (ع) در بصره پس از جنگ جمل

68 - عقائد ابراهیم بن یزید نخعی هنگام وفات و اقرار او به ائمّه (ع)

69 - ساعات آخر عمر امیرالمؤمنین (ع)

70 - کمترین اعتقاد یک مؤمن

71 - نشناختن امام یعنی مرگ جاهلیت

72 - دستور پیامبر (ص) به تکلّم امیرالمومنین (ع) با خورشید

73- فایده محبت امیرالمؤمنین (ع)

74- علی (ع) اسبق سابقین و اقرب مقربین

75- پیام مهم ابوذر در ایام حج درباره اهل بیت (ع)

76- خطبه امام حسن (ع) هنگام صلح با معاویه

77- امام حسین (ع) پسر امام و برادر امام و پدر امامان


78- بهشت مشتاق چهار محبوب خدا و رسول

79- انتخاب نا شایست مردم به اهل حق ضرر نمی زند

80- ائمّه (ع) شاهدان بر مردم و امت وسط

81- ائمّه (ع) معدن کتاب و حکمت

82- تفسیر یاسین و آل یاسین

83- سؤال خداوند از ائمّه (ع)

84- عذاب شدید در انتظار ظالمین آل محمد (ع)

85- تفسیر (( زنده بگور)) در قرآن به شهیدان اهل بیت (ع)

86- پایه های کفر

87- علم لازم و علم غیر لازم

88- آیه و دعا برای آسانی وضع حمل

89- بهشت بر فحاش حرام است

90- کم سخن گفتن علامت بینش

91- بشارت پیامبر (ص) درباره حضرت مهدی (عج)

92- مقام علی (ع) در آسمانها و زمین

93- سبقت علی (ع) از همه سابقین

94- شهادت اویس و عمار و خزیمه در صفین

95- اولین کسی که روز قیامت خدمت پیامبر (ص) وارد می شود

96- سنت و بدعت، اجتماع و تفرقه

97- پیشگویی پیامبر(ص) از آینده امت

98- موقعیت شیعه بین مردم





برچسب ها:
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 16
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 81
بازديد ماه : 739
بازديد سال : 11206
کل بازديدها : 42979
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6