X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
آسمانی ها - افتراق امّت به هفتاد و سه گروه
افتراق امّت به هفتاد و سه گروه
افتراق امّت به هفتاد و سه گروه,تعیین فرقه ناجیه
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 19 مرداد 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

افتراق امّت به هفتاد و سه گروه

ابان می گوید : سلیم می گفت : از علی بن ابی طالب (ع) شنیدم که می فرمود :

بزودی امّت به هفتاد و سه گروه متفرّق خواهند شد ، که هفتاد و دو گروه در آتش و یک گروه در بهشت خواهند بود .سیزده گروه از هفتاد و سه گروه محبّت ما اهل بیت را ادّعا می کنند ولی یکی از آنها در بهشت و دوازده گروه در آتش اند.

تعیین فرقه ناجیه

گروه نجات یافته هدایت شده که آرزوی ( بهشت دارند)  و مؤمن و تسلیم و موافق و هدایت کننده اند ، آنان کسانی اند که به من ایمان آورده ( ((ب)) : به من اقتدا کرده اند)  ، و در مقابل امر من تسلیم و مطیع من هستند ( ((ب)) و (((د)) : مطیع من اند. و ولایت مرا دارند)  . از دشمن من بیزاری جسته و مرا دوست می دارند و دشمنم را مبغوض می دارند . آنانکه به حق مت و امامتم و واجب بودن اطاعتم از روی کتاب خدا و سنّت پیامبرش معرفت دارند . در نتیجه ( از عقیده خود ) بر نمی گردند و شک نمی کنند ، بخاطر آنکه خداوند قلبشان را از معرفت حق ما نورانی کرده ( ((ب)) : بخاطر آنکه خداوند حق ما را در قلبهایشان نورانی نموده است )  ، و فضیلتشان را به آنان فهمانده است ، و به آنان الهام کرده و ناصیه ( ناصیه یعنی موی جلوی سر ، و در اینجا کنایه از هدایت خداوند است که راه راست را به ایشان نشان می دهد ) ، آنان را گرفته و در شیعیان ما داخل نموده است ، بطوری که قلبهایشان اطمینان یافته و یقینی پیدا کرده که شکی با آن مخلوط نمی شود .

امامانِ فرقه ناجیه

من و جانشینانم بعد از من تا روز قیامت هدایت کننده هدایت یافته ایم . کسانی که خداوند آنان را در آیه های بسیاری از قرآن در کنار خود و پیامبرش قرار داده ، و ما را پاک نموده و از گناهان معصوم داشته و ما را شاهدین بر خلقش و حجّت در زمینش و خزانه داران علمش و معادن حکمتش و تفسیر کنندگان وحی خود قرار داده است . ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داده ، که نه ما از آن جدا می شویم و نه آن از ما جدا می شود تا در حوض کوثر بر پیامبر (ص) وارد شویم .

هفتاد و سه فرقه در روز قیامت

در بین هفتاد و سه فرقه فقط آن یک گروهند که از آتش و از همه فتنه ها و گمراهی ها و شبه ها نجات یافته هستند و آنها به حق اهل بهشتند . آنان هفتاد هزارند ( ظاهرا هفتاد هزار کنایه از کثرت این عده است نه اینکه به همین تعداد معین باشند ) ، که بدون حساب داخل بهشت می شوند .

همه آن هفتاد و دو گروه به غیر حق متدیّن شده اند و دین شیطان را یاری می دهند ، و (دستوراتشان را) از ابلیس و دوستانش می گیرند . آنان دشمن خدای تعالی و دشمن پیامبرش و دشمن مؤمنین اند و بدون حساب داخل آتش می شوند ، و از خدا و رسولش بیزارند ( ((د)) : از خدا و رسولش بیزارند و خدا و رسولش هم از ایشان بیزارند . به خدا و رسولش ناسزا گفته اند و مشرک شده اند ) . خدا و رسولش را فراموش کرده و به خدا شرک ورزیده و کافر شده اند و غیر خدا را پرستیده اند ، ولی خود هم نمی دانند و گمان می کنند کار درستی می کنند . روز قیامت می گویند : (( بخدا قسم ما مشرک نبودیم ، برای او قسم یاد می کنند همانطور که برای شما قسم می خورند و گمان می کنند بر پایه ای استوارند ، بدانید که آنان دروغگویند )) ( داخل گیومه مضمون آیه 23از سوره انعام و آیه 18از سوره مجادله است ) .

مستضعفین دینی

سلیم می گوید : عرض کردم : یا امیرالمؤمنین ، چه می فرمایید درباره کسی که توقّف کرده است . نه به شما اقتدا کرده و نه شما را دشمن داشته است ؟ دشمنی شما را عقیده خود قرار نداده و تعصّب هم ندارد . ولایت شما را ندارد و از دشمن شما هم بیزاری نمی جوید . او می گوید : (( نمی دانم )) و راست می گوید ( یعنی در اینکه می گوید : (( نمی دانم و نمی توانم حق را تشخیص دهم )) راست می گوید ) .

فرمود : اینان از هفتاد و سه گروه نیستند . پیامبر (ص) از هفتاد و سه فرقه ، اعراض کنندگان از حق را که پرچمی بر افراشته و خود را مشهور کرده اند و به دین خود دعوت می کنند قصد کرده است . یک فرقه از ایشان متدیّن به دین الهی و هفتاد و دو فرقه متدیّن به دین شیطان اند ، که با قبول گفته آنان ولایتشان را می پذیرند و از آنانکه مخالفشان باشند بیزاری می جویند .

اما کسی که خدا را به یگانگی قبول دارد و به پیامبر (ص) ایمان آورده ولی نسبت به ولایت ما و گمراهی دشمن ما شناخت ندارد و عداوتی هم در دل ندارد ، و چیزی را حلال یا حرام نکرده است ، و قبول کرده همه آنچه در بین اختلاف کنندگان امّت اختلافی نیست که خداوند به آنها امر کرده ، و خودداری نموده از آنچه بین اختلاف کنندگان امّت در آن اختلافی نیست که خدا به آن امر کرده یا از آن نهی نموده است . در نتیجه نه عداوتی در دل دارد ( ((ب)) : به ما ظلم نکرده است ) ، و نه چیزی را حرام کرده یا حلال نموده است . او نمی داند و علم آنچه بر او مشکل شده به خدا واگذار نموده است ( ((ب)) : هرگاه نداند می گوید : (( نمی دانم )) و علم آنچه مشکل می شود را به خدا واگذار می کند ) ، چنین شخصی نجات یافته است .

اهل بهشت و اهل جهنّم و اصحاب اعراف

این طبقه بین مؤمنین و مشرکین قرار دارند و قسمت اعظم مردم و اکثریّت آنها هستند . اینها اصحاب حساب و میزان و اعراف هستند و جهنّمی هایی هستند که انبیاء و ملائکه و مؤمنین آنها را شفاعت می کنند . اینها از آتش بیرون آورده می شوند و (( جهنّمیّون )) نامیده می شوند .

( درباره (( جهنّمیّون )) یعنی (( جهنّمی ها )) دو حدیث از بحارالانوار نقل می شود . در ج 8ص 355ح 8از امام صادق (ع) چنین روایت کرده است : پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمود :.....آنگاه که وارد بهشت شدید و با همسرانتان مستقرّ شدید و در منازلتان جای گرفتید خداوند به مالک ( خزانه دار جهنّم ) امر می کند که : (( در های جهنّم را باز کن تا اولیاء من بنگرند به فضیلتی که ایشان را بر دشمنانشان داده ام )) . در های جهنّم باز می شود ، و شما بر آنها مشرف می شوید .

وقتی اهل جهنّم بوی عطر بهشت را می شنوند می گویند : ای مالک ، آیا در تخفیف عذاب از ما طمع کرده ای ؟ ما نسیمی احساس می کنیم ! مالک می گوید : خداوند به من وحی فرموده که درهای جهنّم را باز کنم تا اهل بهشت به شما نگاه کنند .

اهل جهنّم سرهایشان را بلند می کنند . یکی می گوید : ای فلانی ، آیا تو گرسنه نبودی و من تو را سیر نمودم ؟ دیگری می گوید : آیا تو عریان نبودی و من تو را پوشاندم ؟ دیگری می گوید : ای فلانی ، آیا ترسان نبودی و من تو را پناه دادم ؟ آن دیگر می گوید : ای فلانی ، آیا تو برای من سخن نمی گفتی و من آن را پنهان می کردم ( یعنی سرّ تو را فاش نمی کردم)؟اهل بهشت می گویند : آری . اهل جهنّم می گویند : پس از خدا بخواهید تا ما را ببخشد .

اهل بهشت برایشان دعا می کنند ، و آنان را از جهنّم خارج کرده و به بهشت می آورند . آنان در بهشت حالت ملامت شده پیدا می کنند و (( جهنّمیّون )) نامیده می شوند . لذا به اهل بهشت می گویند : از پروردگارتان درخواست کردید و ما را از عذابش نجات داد . حال درخواست کنید تا این نام را از ما بردارد و در بهشت به ما جایی دهد . آنان دعا می کنند ، و خداوند به بادی امر می کند و بر دهان اهل بهشت می وزد و آن نام را فراموششان می کند و در بهشت برایشان جایی قرار می دهد .

همچنین در بحار : ص 8ص 360ح 29از محمد بن مسلم روایت کرده است که از امام صادق (ع) درباره (( جهنّمیّون )) پرسیدم . فرمود : امام باقر (ع) می فرمود : آنان از جهنّم بیرون آورده می شوند و ایشان را کنار چشمه ای نزدیک درِ بهشت می رسانند که (( عین الحیوان )) نامیده می شود . از آب آن بر آنها می پاشند و مانند زراعت رشد می کنند ، و گوشت و پوست و موی ایشان می روید ) .

اما مؤمنین ، اینان نجات می یابند و بدون حساب وارد بهشت می شوند . اما مشرکین ، اینان بدون حساب وارد آتش می شوند . حساب برای اهل این صفات است که بین مؤمنین و مشرکین هستند ، و برای آنانکه قلبشان با اسلام انس داشته ( کلمه (( مؤلّفه قلوبهم )) یعنی کسانی که به طُرق مختلف به سوی اسلام جذب می شوند ) و گناهکارند ( ((ب)) : اعتراف دارند ) ، و برای آنانکه اعمال نیکی را با اعمال بدی مخلوط کرده اند ، و مستضعفینی که نه قدرت بر درک مفاهیم کفر و شرک دارند و نه می توانند دشمنی کنند و نه به راهی هدایت می شوند که مؤمن عارف باشند .

اینان اصحاب اعراف اند ، که خداوند درباره اینان مشیّت دارد : اگر خداوند یکی از اینان را وارد آتش کند بخاطر گناه او است ، و اگر از او درگذرد به رحمت خویش رفتار کرده است .

مؤمن ، کافر ، مستضعف

عرض کردم : اصلحک الله ، آیا مؤمنِ عارفِ داعی ( کلمه ((داعی)) احتمالا به معنای ((دعوت کننده به حق است)) و در ((ب)) : ((با تقوی)) ذکر شده است ) ، داخل آتش می شود ؟ فرمود : نه . عرض کردم:آیا کسی که امامش را نشناسد داخل بهشت می شود ؟ فرمود : نه ، مگر آنکه خدا بخواهد .

عرض کردم : آیا کافر یا مشرک داخل بهشت می شوند ؟ فرمود : جز کافر کسی داخل آتش نمی شود مگر آنکه خدا بخواهد .

عرض کردم اصلحک الله ، هرکس با ایمان به خدا و معرفت به امامش و اطاعت او خدا را ملاقات کند ، از اهل بهشت است ؟ فرمود : آری . اگر خدا را ملاقات کند و از مؤمنینی باشد که خداوند عزوجل می فرماید : (( الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ /سوره بقره /آیه هشتاد و دو )) ، (( الَّذِینَ آمَنُوا وَ کَانُوا یَتَّقُونَ /سوره یونس/آیه شصت و سه )) ، (( الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُلْبَسُوا ایمَانَهُمْ بِظُلْمٍ /سوره انعام /آیه هشتاد و دو )) ، (( آنانکه ایمان آورده و کار های نیک انجام دادند ، آنانکه ایمان آوردند و تقوی پیشه کردند ، آنانکه که ایمان آوردند و ایمانشان را با ظلم نپوشاندند)).

عرض کردم : هرکس از آنان که خدا را با گناهان کبیره ملاقات کند چه می شود ؟ فرمود : او در اختیار مشیّت خداوند است ، اگر او را عذاب کند بخاطر گناه او است و اگر از او بگذرد به رحمت خویش است .

عرض کردم : اگرچه مؤمن است خدا او را داخل آتش می نماید ؟ فرمود : آری ، بخاطر گناهش ! چراکه او از مؤمنینی نیست که خداوند قصد کرده که (( او ولیّ مؤمنین است )) ، زیرا آنانکه خداوند قصد کرده که (( او ولیّ آنان است )) و (( بر آنان ترسی نیست و محزون نمی شوند )) ، آنان کسی اند که تقوی پیشه کنند و اعمال صالح انجام دهند و ایمانشان را به ظلم نپوشانده باشند .

فرق ایمان و اسلام

( در این قسمت مطالب بسیار دقیقی درباره ايمان و اسلام ذکر ذکر شده که احتیاج به تفسیر دارد )

عرض کردم : یا امیرالمؤمنین (ع) ، ایمان چیست و اسلام چیست ؟ فرمود : ایمان اقرار به معرفت است ، و اسلام همان است که به آن اقرار کرده ای و تسلیم و اطاعت از ایشان ( منظور از ((ایشان)) در عبارت بعد روشن شده است که پیامبر (ص) و ائمّه علهیم السلام هستند ) .

عرض کردم : آیا ایمان ، اقرار بعد از معرفت به آن است ؟ فرمود : هرکس که خداوند خود را و پیامبر و امامش را به او بشناساند ، و او اقرار به اطاعت آنان کند مؤمن است .

عرض کردم : معرفت از جانب خداوند و اقرار از سوی بنده است ؟ فرمود : معرفت از جانب خداوند ، دعوت و اتمام حجّت و منّت و نعمت است ؛ و اقرار از سوی خداوند ، قبول بنده است که بر هرکس بخواهد منّت می گذارد . معرفت کار خداوند تعالی در قلب است ، و اقرار کار قلب از سوی خدا و حفظ و رحمت او است .

وظیفه جاهل به حق

پس هرکس که خداوند او را عارف قرار نداده باشد حجّتی بر او نیست ، و وظیفه اش این است که توقّف کند و از آنچه نمی داند خودداری کند . خداوند هم او را بخاطر جهلش عذاب نمی کند ، بلکه برای عملش به اطاعت او را جزای خیر می دهد و برای عملش به معصیت او را عذاب می نماید ( آیا جاهل) می تواند اطاعت کند و می تواند معصیت نماید ، ولی نمی تواند معرفت پیدا کند و می تواند جاهل بماند ؟ این محال است ! هیچکدام از اینها نمی شود مگر با قضا و قدر از سوی خداوند و علم او و کتابش ولی بدون اجبار ، چرا که اگر مجبور باشند معذور خواهند بود و جای سپاس هم ندارند ( یعنی در صورت جبر در گناه خود معذورند و بر کار نیک هم پاداش و سپاسی ندارند ) .

هرکس جاهل باشد می تواند آنچه بر او مشکل شد به ما واگذار نماید . هرکس خدا را بر نعمت شکر کند و از معصیت به درگاه او استغفار کند ، و مطیعین را دوست بدارد و آن را بخاطر اطاعتشان سپاس گوید ، و گناهکاران را مبغوض بدارد و آنان را مذمّت کند ( ((ب)) : و آنان را از معصیت باز دارد ) . همین مقدار او را کفایت می کند اگر علم اینها را به ما واگذار کند .

 

در اوّل نسخه ((ج)) همین حدیث با اضافاتی در آخر آن مذکور است . ذیلا قسمت آخر حدیث که شامل اضافات است آورده می شود :

اصحاب حساب و شهادت

...بعضی از آنان کسانی اند که خداوند ایشان را می آمرزد و بخاطر اقرار و توحید آنها را داخل بهشت می نماید ، و بعضی از آنان در آتش عذاب می شوند و سپس ملائکه و انبیاء و مؤمنین ایشان را شفاعت می کنند . سپس از آتش بیرون آورده می شوند و داخل بهشت می شوند و در آنجا (( جهنّمیّون )) ( توضیح درباره (( جهنّمیّون )) در پاورقی 11گذشت ) نامیده می شوند .

اصحاب اقرار از ایناند ، و میزان و حساب هم جز بر اینان نیست . چون اولیاء خداوند که بخدا و رسولش و حجّت های خدا در زمین و شاهدین او بر خلقش معرفت دارند و به حق آنان اقرار دارند و مطیع آنان هستند بدون حساب وارد بهشت می شوند .معاندینِ ایشان ، که ترسانده شده اند و زیر بار حق نمی روند و دشمنی می کنند و دشمنان خدایند بدون حساب داخل آتش می شوند .

اما آنچه بین این دو است اکثریت مردم اند و اصحاب میزان و حساب و شفاعتند .

دعای امیرالمؤمنین (ع) برای سلیم بن قیس

سلیم می گوید : به امیرالمؤمنین (ع) عرض کردم : عقده مرا گشودی و برایم واضح کردی و سینه ام را شفا بخشیدی . از خداوند بخواه تا مرا در دنیا و آخرت از اولیاء تو قرار دهد ؟ فرمود : خداوندا ، او را از آنان قرار ده .

سپس حضرت رو به من کرد و فرمود : آیا به تو بیاموزم چیزی که از پیامبر (ص) شنیده ام که به سلمان و ابوذر و مقداد آموخت ؟ عرض کردم : بلی ، یا امیرالمؤمنین . فرمود : هر صبح و شام ده مرتبه بگو :(( اَللَّٰهُمَّ ابْعَثْنِی عَلَی الْایمَانِ بِکَ وَ التَّصْدِیقِ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِکَ وَ الْوِلَایَةِ لِعَلِیِّ بْنِ اَبِی طَالِبٍ وَ الْایتَامَ بِالْأَئَمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ، فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِذَلِکَ یَا رَبِّ )) ، یعنی : (( خداوندا ، مرا با ایمان به خودت و تصدیق پیامبرت محمّد (ص) و ولایت علی بن ابی طالب (ع) و اقتدا به امامان از آل محمّد (ص) مبعوث فرما . ای پروردگار ، من به این عقیده راضی هستم)).

عرض کردم : یا امیرالمؤمنین ، سلمان و ابوذر و مقداد این دعا را برایم نقل کردند ، و از هنگامی که از ایشان شنیده ام آن را ترک نکرده ام . فرمود : تا زنده هستی آن را ترک مکن .

______________________________

روایت از کتاب سلیم :

بحار : ج 28ص 14

بحار : ج 68ص 287

الدررُ النجفیة ( بحرانی ) : ص 84

روایت با سند به سلیم :

بصائرالدرجات : ص 83ح 6

اکمال الدین : ج 1ص 240ح 63

کافی : ج 1ص 191ح 5

.....................................

منبع : کتاب اسرار آل محمّد علیهم السلام ( کتاب سلیم بن قیس هلالی ) - تألیف ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ؛ ترجمه اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی .





برچسب ها: ,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 217
افراد آنلاين : 3
بازديد ديروز : 575
بازديد ماه : 5940
بازديد سال : 18974
کل بازديدها : 50747
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6