بیت المال در زمان عمر
بیت المال در زمان عمر,نامه ابوالمختار,به عمر درباره تضییع بیت المال,اعتراض ابن غلّاب به ابوالمختار,عمر نصف اموال کارمندانش را مصادره کرد
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 8 مرداد 1393 توسط گمنام

 

بسم الله الرحمن الرحیم


بیت المال در زمان عمر

نامه ابوالمختار به عمر درباره تضییع بیت المال

ابان می گوید : سلیم گفت : ابوالمختار بن ابی الصعق این اشعار را برای عمر بن خطّاب نوشت :

    اَلَا اَبْلِغْ اَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ رِسَالَةً           فَاَنْتَ اَمِینُ اللهِ فِی الْمَالِ وَ الْاَمْرِ

    وَ اَنْتَ اَمِینُ اللهِ فِینَا وَ مَنْ یَکُنْ           اَمِیناً لِرَبِّ النَّاسِ یَسْلَمْ لَهُ صَدْرِی

 فَلَا تَدَعَنْ اَهْلَ الرَّسَاتِیقِ وَ القُریٰ           یَخُونُونَ مَالَ اللهِ فِی الاُدُمِ الْحُمْرِ

    وَ اَرْسِلْ اِلَی النّعْمَانِ وَ ابْنِ مَعْقِلٍ           وَ اَرْسِلْ اِلَیٰ حَزْمٍ وَ اَرْسِلْ اِلَی بِشْرِ

     وَ اَرْسِلْ اِلَی الْحَجَّاجِ وَ اعْلَمْ حِسَابَهُ           وَ ذَاکَ الَّذِی فِی السُّوقِ مَوْلیٰ بَنِی بَدْرِ

             وَ لَا تَسْنِیَنَّ التَّابِعَیْنِ کِلَیْهِما           وَ صِهْرُ بَنِی غَزْوَانِ فِی الْقَوْمِ ذٰا وَفْرِ

     وَ مَا عَاصِمٌ فِیهَا بِصُفْرٍ عیابُهُ          وَ لَا ابْنُ غَلَّابٍ مِنْ رُمَاةِ بَنِی نَصْرِ

وَ اسْتُلَّ ذٰاکَ الْمَالُ دُونَ ابْنِ مُحْرَزٍ           وَ قَدْ کَانَ مِنْهُ فِی الرَّسَاتِیقِ ذٰاوَفْرٍ

فَاَرْسِلْ اِلَیْهِمْ یَصْدِقُوکَ وَ یُخْبِرُوا           اَحَادِیثَ هَذَا الْمَالِ مَنْ کَانَ ذٰافِکْرِ

         وَ قَاسِمْهُمُ اَهْلِی فِدَائُکَ اِنَّهُمْ           سَیَرْضَوْنَ اِنْ قَاسَمْتَهُمْ مِنْکَ بِالشَّطْرِ

    وَ لَا تَدْعُوَنِّ  لِلشَّهَادَةِ اِنَّنِی           اَغِیبُ وَ لٰکِنّی اَریٰ عَجَبَ الدَّهْرِ

          اَرَی الْخَیْلَ کَاالْجُدْرِانِ وَ الْبَیْضَ کَالدُّمیٰ           وَ خَطِیَّةٍ فِی عِدَّةِ النَّمْلِ وَ الْقَطْرِ

 وَ مِنْ رِیطَةٍ مَطْوِیَّةٍ فِی قِرَابِهَا           وَ مِنْ طَیِّ اَبْرَادٍ مُضَاعَفَةٍ صُفْرٍ

            اِذِالتَّاجِرُ الدارِی جَاءَ بِفَاْرَةٍ           مِنَ الْمِسْکِ رَاحَتْ فِی مَفَارِقِهِمْ تَجْرِی

                  نَنُوبُ اِذَا نَابُوا وَ نَغْزُوا اِذَا غَزَوْا           فَإِنَّ لَهُمْ مَالاً وَ لَیْسَ لَنَا وَفْرِ

(باید توجه داشت که این اشعار را یکی از دوستان عمر به عنوان دلسوزی برای او نوشته و لذا القابی که در اینجا برای عمر آمده از زبان او عینا ترجمه می شود . نکته دیگر اینکه قطعه هایی از این اشعار اشاره به جریان خاصّی است که در ذهن گوینده و مخاطب معلوم بوده و منظور از آن برای ما روشن نیست )یعنی :

بدانید که پیامی را به امیرالمؤمنین ( عمر ) ابلاغ می کنم :

(( تو امین خدا در مال و در کارها هستی ، و تو امین خدا در میان مائی ، و هرکس امین خدای مردم باشد سینه ام در مقابل او تسلیم است .

اهل روستا ها و قصابت را نگذار که مال خدا را با مصرف در خورشهای سرخ رنگ ( ((ب)) : در خورشها و شراب ) مورد خیانت قرار دهند .

سراغ نعمان و ابن معقل و حزم و بشر بفرست . و نیز سراغ حجاج بفرست و حساب او را بدان . او همان کسی است که در بازار غلام طایفه بنی بدر بود . دو نفر تابعین را فراموش مکن و داماد طایفه بنی غزوان هم در بین آنها صاحب ثروت است . عاصم نیز در میان آنان زنبیلش خالی نیست و همچنین ابن غلّاب که از تیراندازان طایفه بنی نصر است .

آن مال از دست ابن محرز ( ابن محرز ، در کتاب فتوح بلاذری بنام (( ابن محرش )) آمده است ) ، گرفته شد در حالیکه او در روستاها اموال زیادی داشت .

سراغ اینان بفرست که سخن راست را برایت بگویند و خبر های این مال را به کسانی که صاحب فکر هستند خبر دهند . ای خاندانم فدایت ! آن اموال را با آنان قسمت کن که اگر تقسیم کنی به نصف آن راضی می شوند . ولی مرا برای شهادت فرا مخوان که من پنهان شده عجائب روزگار را تماشا خواهم کرد .

در اموال آنان اسبها را چون دیوار ، و کلاه خود ها را مانند تصاویر سرخ گونه و نیزه های خطّی به تعداد مورچه ها و قطره های باران ، و لباسهای نرم پیچیده در صندوقها و لباسهای خط دار زرد رنگ بسیار که پیچیده شده می بینم .

هنگامی که تاجر عطر فروش نافه ای از مشک بیاورد در جاده های آنان به راه می افتد . وقتی نوبت به آنان می رسد به ما هم می رسد و وقتی آنان جنگ می کنند ما هم جنگ می کنیم ، در حالیکه آنان اموالی دارند ولی ما اموال زیادی نداریم .

اعتراض ابن غلّاب به ابوالمختار

ابن غلّاب مصری ( ابن غلّاب که نامش خالد بن حرث بود مسئول بیت المال در اصفهان بود و نامش در اشعار ابوالمختار آمده است ) هم این اشعار را گفت:

     اَلَا اَبْلِغْ اَبَا الْمُخْتار اَنِّی اََتَیْتُهُ           وَ لَمْ اَکُ ذٰاقُرْبیٰ لَدَیْهِ وَ لَا صِهْرٍ

وَ مَا کَانَ عِنْدِی مِنْ تُرَاثٍ وَ رِثْتُهُ           وَ لَا صَدَقَاتٍ مِنْ سِبیٰ وَ لَا غَدْرٍ

      وَ لٰکِنْ دَرٰاکِ الرَّکْضِ فِی کُلِّ غَارَةٍ           وَ صَبْرِی اِذَا مَا الْمُوْتُ کَانَ وَ رالسَّمْرِ

   بِسَابِغَةِ یَغْشَی اللُّبَانُ فُضُولُهَا           اُکَفْکِفُهَا عَنَّی بِاَبْیَضَ ذِی وَفْرٍ

یعنی :

(( به ابوالمختار خبر می دهم که من نزد او آمدم در حالیکه نه با او فامیل بودم و نه رابطه دامادی داشتم . میراثی که به ارث برده باشم و صدقاتی که از اسیر کردن و غدر و حیله بدست آورده باشم نداشتم . این اموال را با دویدن های متصل در هر غارتی و صبر در آن هنگام که مرگ پشت سر نیزه ها بود بدست آورده ام که با ذره کامل بلندی که دانه های آن سینه را می پوشاند و با شمشیری بلند آن را از خود دفع می کردم )).

عمر نصف اموال کارمندانش را مصادره کرد

سلیم می گوید : عمر بن خطّاب در آن سال از همه عمّالش نصف اموالشان را بخاطر شعر ابوالمختار به عنوان غرامت گرفت ، ولی از قنفذ عدوی هیچ نگرفت در حالیکه او هم از عمّالش بود ، و آنچه از او گرفته شده بود که بیست هزار درهم بود به او باز گردانید و حتی یک دهم و نصف یک دهم هم از او نگرفت .

از جمله عمّالش که مورد غرامت قرار گرفتند ابوهریره بود که والی بحرین بود .اموال او را شمرد که بیست و چهار هزار رسید و دوازده هزار آن را به عنوان غرامت از او گرفت ( در الغدیر : ج 6ص 277-271به نقل از فتوح البلدان بلاذری نام عدّه ای از عمّال عمر که مورد غرامت قرار گرفتند و نصف اموالشان را گرفت را ذکر کرده که ذیلا ذکر می شود :

ابوبکره ثقفی ، نافع ثقفی ، حجاج بن عتیک ثقفی عامل فرات ، جزء بن معاویه عامل سرّق ، بشر بن محتفز عامل جندی شاپور ، ابن غلّاب مسئول بیت المال اصفهان ، عاصم سلمی عامل مناذر ، سمرة بن جندب مسئول بازار اهواز ، نعمان بن عدی عامل منطقه دجله ، مجاشع داماد بنی غزوان مسئول صدقات بصره ، شبل بجلی مسئول غنیمتها ، ابو مریم بن محرش عامل رام هرمز ، سعد بن ابی وقّاص عامل کوفه ، ابوموسی اشعری عامل کوفه ، عمر و عاص عامل مصر ، عتبه بن ابی سفیان عامل طائف ، ابوهریره عامل بحرین ) .

علت استثنای قنفذ از پرداخت غرامت

ابان می گوید : سلیم گفت : علی (ع) را ملاقات کردم و درباره این کار عمر از آن حضرت سؤال کردم . فرمود : هیچ میدانی چرا نسبت به قنفذ خود داری کرده و از او هیچ غرامت نگرفته است ؟ عرض کردم : نه . فرمود : زیرا او بود که فاطمه را با تازیانه زد آن هنگام که آمده بود بین من و آنها فاصله شود . فاطمه (س) هم از دنیا رفت در حالیکه اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقی مانده  بود .

____________________________

روایت از کتاب سلیم :

بحار : ج 8قدیم ص 223

روایت از غیر سلیم :

فتوح البلدان بلاذری : ص 90و 226و 292

........................................

 

منبع : کتاب اسرار آل محمّد علیهم السلام ( کتاب سلیم بن قیس هلالی ) - تألیف ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ؛ ترجمه اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی .

 

 





برچسب ها: ,,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 1
افراد آنلاين : 1
بازديد ديروز : 13
بازديد ماه : 139
بازديد سال : 23122
کل بازديدها : 54895
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6