X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



آسمانی ها - زندگینامه چهارده معصوم
زندگینامه چهارده معصوم
12,خلاصه زندگی ا,مام زمان عج,از ولادت,تا ظهور,عسکری,زندیگنامه,هادی,جوادع,ولادت,شهادت,رضا,موسی,بن جعفر,امام جعفر,صادق,محمد,باقر,سجاد,زندگینامه,امام حسین,علیه السلام,2 زندگی,نامه امام,حسن,ع,ازدواج,و فاطمه,زندیگنامه حضرت زهرا,کوثر,داستان انعقاد
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 17 فروردین 1392 توسط گمنام

زندگینامه حضرت محمد(ص)

ولادت

به اتفاق علمای شیعه،در این روز هنگام فجر روز جمعه 17 ربیع الاول  در مکه معظمه  ولادت با سعادت حضرت سید الأنبیاء محمد مصطفی (ص) واقع شده شده است. ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.

نام آن حضرت محمد(ص)، و کنیه ایشان ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله، و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.هنگام ولادت، نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع می گشت.نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز  لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.

ملائکه مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام آن حضرت یافتند، و رضوان خادم بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریق ها و تشت های طلا و نقره و زمرد بهشت حاظر کردند و برای حضرت آمنه شربت ها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آب های بهشت غسل دادند و به عطرهای  فردوس معطر کردند.

معجزات ولادت آن حضرت

در روز ولادت آن حضرت هر بتی که در هرجای عالم بود به رو در افتاد و چهارده کنگره از ایوان کسری فرو ریخت . دریاچه ساوه که آن را می پرستیدند خشک و بدل به نمکزار شد. در وادی ساوه که سالها بود کسی در آن آب ندیده بود آب جاری شد. آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و ساحران همه باطل شد. و طاق کسری از میان به دو نیم شد که تا امروز نمایان است.

هنگام ولادت آن حضرت این ندا از آسمان شنیده شد: (( جاء الحقَ و ذهق الباطل، إنَّ الباطل کان زهوقا)).

خصوصیات حضرت

هرگز مگس بر بدن مبارک آن حضرت نمی نشست، هرگاه  چشم مبارکش خواب بود دلش بیدار بود. و می دید و می شنید چنانکه در بیداری می شنید. حضرت از قفای خود چنان می دید که از پیش روی میدید.

بر هر حیوانی که سوار می شد هرگز پیر و لاغر نمی شد. آن حضرت حماری به نام یعفور داشتند. هر زمان که فرمان می داد فلان مرد را حاضر کن، به در خانه اش می رفت و سر بر در می کوفت و به اشاره او را حاضر می کرد.

از خصوصیات ولادت پیامبر (ص) آن بود که ختنه کرده و ناف بریده و پاک از آلایش خون و غیره متولد شد. همچنین در وقت ولادت از پا به زیر آمد نه از سر.هنگام ولادت رو به کعبه به سجده افتاد، و چون سر از سجده برداشت دست بسوی آسمان بلند کرد و به وحدانیت خدا و رسالت خود اقرار نمود، و سپس نوری از او ساطع گردید که مشرق و مغرب عالم را روشن نمود.

معجزات حضرت

پیامبر (ص) معجزات بسیاری داشتند که از جمله آنه نمونه های زیر است:

1. مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران.

2. سخن گفتن پیامبر (ص) با حیوانات.

3. آگاهی بر همه لغت ها و قدرت سخن گفتن به همه آنها.

4.  مهر نبوت بر پشت مبارکش جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زیادتی کی کرد.

5. آب از میان انگشتان مبارکش جاری شد، به قدری که جمعی سیراب شدند.

6. سنگریزه در دست مبارکش تسبیح می گفت و مردم می شنیدند.

7. وجود مقدسش در آفتاب سایه ای نداشت.

8. هرگاه آب دهان مبارک را به چاهی می افکند در آن چاه برکت به هم می رسید و پر از آب می شد.  آب مبارک را به هر صاحب دردی  می مالید شفا می یافت.

9.  دست مبارک پیامبر (ص) به هر طعامی که می رسید با برکت می شد و از طعام کم، جماعت را سیر می کرد.

10. هرگاه بر زمین نرم راه می رفت جای پایش نمی ماند،و هنگامی که بر سنگ سخت راه می رفت اثر پای مبارکش می ماند.

روز ولادت حضرت روز شریف و با برکتی است که از قدیم الایام صالحین از آل محمد (ص) حرمت نگه داشته اند، و حق این روز را ادا کرده و روزه گرفته اند. کسی که 17 ربیع الاول را روزه بگیرد خداوند متعال ثواب یک سال روزه را به او می دهد. در این روز صدقه دادن و زیارت مشاهد مشرفه و انجام خیرات و مسرور کردن اهل ایمان مستحب است.

ازدواج حضرت

پیامبر (ص) 15 سال قبل از بعثت در 10 ربیع الاول با حضرت خدیجه کبری (ع) ازدواج نمودند. از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم می شود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش، علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجاراتی که داشت، به عقل و کیاست نیز مزیت داشت  و در آن زمان او را طاهره، مبارکه،سیده نسوان و ملکه بطحاء می گفتند.او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را می کشید و همیشه از علماء علائم نبوت آن حضرت را جویا می شد.  هنگامی که خدمت پیامبر (ص) شرفیاب شد، اول از مهر نبوت سوال کرد و آن را زیارت کرد و اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام (ص) و کمال محبتش بیه آل عبد المطلب مشهور است که کاشف از علم و محبت و ادب او است. در همان روزی که حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه (ع) ایمان آورد.

حضرت خدیجه (ع) از مال و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت او بود و هر روز اموال او زیاد تر می شد. بر بام خانه او قبّه ای از حریر سبز با طناب های ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.

افراد زیادی مانند عقبه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هریک چهار صد کنیز و غلام داشتند، و ابو جهل و ابو سفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند. ولی آن حضرت قبول نفر مودند و هیچ شوهری اختیار نکردند و باکره و عذراء بودند تا سرانجام خودشان در سن 25 یا 28 سالگی پیشنهاد ازدواج به    پیامبر (ص)  دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاص انجام شد.

خداوند دو پسر به نام نام های قاسم و عبد الله که به آنه طیب و طاهر هم می گفتند، به آن دو بزرگوار عنایت فرمود و تنها دخترشان فاطمه (ع) بود، و دیگران دختر خوانده های پیامبر (ص)  و دختران خواهر خدیجه (ع) بودند که بعد از فوت پدرشان حضرت خدیجه (ع) احتیاجاتشان را بر آورده می کرد تا اینکه مادرشان ، هاله فوت کرد که تحت سرپرستی پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (ع) در خانه خدیجه (ع) قرار گرفتند. لذا در بین مردم مشهور شد که آنها دختران رسول خدایند(ص).

در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر صدیقه طاهره (س)  ام الأئمه معصومین (ع) و همسر  امیر المونین (ع) ، و جده حضرات معصومین (ع) است.

حضرت خدیجه (ع) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (ص) زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود پیامبر (ص) همسر دیگری اختیار ننمود. همچنین حضرت خدیجه (ع) جمیع اموال خود را به پیامبر (ص) واگذار نمود.

عایشه می گوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه(ع) را به خیر یاد نکند، چندان که یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسو الله ، تا کی خدیجه را یاد می کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده!  خداوند بهتر از اورا ( منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرده! پیامبر (ص) از سخن من در غضب شد و فرمود: نه بخدا قسم! بهتر از خدیجه نصیب من نشده . به من ایمان آورد هنگامی که همه کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد  در وقتی که مردم مرا از خود دور می کردند. خداوند متعال از خدیجه(ع) کبری به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرار داد.    

 

 

 

 

 

بعثت پیامبر (ص)

مبعث مبارک پیامبر (ص) در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر (ص) در 27 رجب بوده است . این روز یکی از اعیاد بزرگ است، و روزی است که حضرت رسول (ص)به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل (ع) بر پیامبری آن حضرت نازل شد. غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 ماه رمضان و بعضی در 12 ربیع الاول می دانند.

در این روز صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیرالمونین (ع) وارد شده است.

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء(ع) می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز، بسیاری بت می پرستیدند: بت سنگی، چوبی ،فلزی، و گاهی از جنس خرما.  دختران را زنده به گور می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ و خون ریزی بودند. دنیا غرق در ضلالت و گمراهی بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات  و سرور کائنات حضرت محمد بن عبد الله (ع) گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود،  و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی  را با آداب و مراسمی خاص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

طبق بعضی روایات هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ، ایشان را فرا گرفته بود، به حدی بود که هیچکس را یارای آن نبود که حضرت را نظر کند. از کنار هر درخت و گیاه و سنگ که   می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند: (( السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا رسو الله)).

هنگامی که آن حضرت وارد خانه خدیجه (ع) شدند،  از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور گشت، خدیجه (ع) عرض کرد: (( ای محمد، این چه نور است که از شما مشاهده می کنم))؟ آن حضرت فرمودند: (( این نور پیامبری است)). سپس خطاب به حضرت خدیجه(ع) فرمودند: بگو: (( لا اله الا الله محمد رسوالله )). خدیجه (ع) عرض کرد: سالها است که من پیامبری شما را می دانم.سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر (ص) شهادت دادند.

در این هنگام آن حضرت فرمودند: (( ای خدیجه، احساس سرما می کنم. جامه ای بر من بپوشان)). حضرت جامه بر خود کشید و خوابید.از جانب حق تعالی ندا رسید: { یا ایها المُدّثَّر، قُم فأنذِر و رَبَّکَ فَکَبَّر ...}: ای جامه به خود پیچیده، برخیز و مردم را بترسان از عذاب پروردگار خود، و تکبیر بگو و پروردگارت را زیاد یاد کن)). آن حضرت برخاست و انگوش در گوش مبارک گذاشت و فرمود: (( الله اکبر، الله اکبر)) پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.

پیامبر(ص) سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آم و عرض کرد: (( خداوند متعال فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی)). سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.

شهادت رسول خدا(ص)

شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبد الله (ص) در 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی به وسیله سمّ بوده است، و طبق روایاتی آن دو زن ایشان را مسموم کرده اند!

در 24 صفر بیماری حضرت محمد (ص) شدت یافت. پیامبر (ص) هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد پیامبر (ص) حاضر نمودند. پیامبر (ص) روی مبارک خویش را از آنان برگردانید و فرمود: (( حبیبم را نزد من حاضر کنید)) سپس دنبال علی بن ابی طالب (ع) فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و کلماتی به ایشان فرمود.  هنگامی که علی بن ابی طالب (ع) از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبکر به او گفتند: (( خلیلت به تو چه گفت))؟ فرمود: (( هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز می شود)).

وصایای پیامبر(ص)

پیامبر (ص) در لحظات  آخر عمر خود وصیت هایی به امیرالمونین (ع) فرمودند: و جبرئیل و میکائیل و ملائکه  مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبر (ص) می فرمود و امیر المونین (ع) می شنید این بود: (( حقت را می برند و خُمست را غصب می کنند و پرده احترامت(حرمتت) را می درند و محاسنت به خون سرت رنگین می شود)).

امیرالمونین (ع) می فرمایند: (( هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و با صورت روی زمین افتادم)). بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا (س) و حسنین(ع) فرمودند.  سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمونین (ع) تحویل داده شد.

غسل و نماز بر بدن پیامبر (ص)

امیرالمونین (ع) پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نمازخواندند. مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند و در فکر نماز بر پیامبر (ص) و دفن آن حضرت بودند. امیرالمومنین(ع) آمدند و فرمودند: (( رسول خدا (ص) امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش))  ، کنایه از این که برای نماز بر آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم.  در این هنگام مردم دسته دسته وارد می شدند و بدون امام آیه { إن الله و ملائکته یُصلون علی النّی، یا  ایها الذین آمنو صلّوا علیهِ وسلَّمو تسلیماََ}  را سه بار می گفتند و  بیرون می آمدند.

دفن بدن مبارک پیامبر (ص)

 بعد حضرت مولی الموحدین(ع) فرمودند: خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من حضرت را در حجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم. و آن حجره، حجره حضرت زهرا (س) بود، که دلیل بر این مطلب زیاد است.

 امیر المونین (ع) با کمک دیگران قبری حفر کردند  و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پیامبر (ص) را باز کرد و گونه راست را  بر زمین گذاشته  درِِ لحد را بستند و خاک روی آن ریختند.

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 26 اسفند 1391 توسط گمنام

زندگی نامه امام علی (ع)

ولادت

اولین امام مؤمنین خلیفه خدا بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین (ص)،برادر ، پسر عمو، وزیر و داماد او ، سید الو صیین،       امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام، داخل کعبه معظمه به دنیا آمد، که قبل از او و بعد از او مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد.

القاب امیر المؤمنین (ع)

اسم شریفش علی (ع) است. صاحب کتاب الانوار می گوید: علی بن ابی طالب (ع) در کتاب خدا 300 اسم دارد. مشهور ترین القاب حضرت  امیر المؤمنین  است که این لقب مخصوص آن حضرت است، و ابن شهر آشوب 850 لقب برای آن حضرت ذکر نموده.

مشهورترین کنیه های آن حضرت ابو الحسن است. اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتاب های مختلف آسمانی به  زبان های مختلف دارند ..... چه اینکه آن حضرت در نزد اهل آسمان معروف به ((شمساطیل)) است. در زمین ((جمحائیل))، در لوح     ((قنسوم))، در قلم ((منصوم))، در عرش ((معین))، نزد رضوان ((امین))، نزد حور العین ((اصب)) است، در صحف ابراهیم (ع) ((حزبیل)) است، در عبرانیه (( بلقیاطیس))، در سریانیه ((شروحیل))، در تورات ((ایلیا))، در زبور ((اریا))، در انجیل ((بریا))

در صحف (( حجر عین))، در قرآن علی (ع) است.

از القاب دیگر ایشان: ابو الائمه، خلیل النبوه، المخصوص بالاخوه، یعسوب الایمان، یعسوب الدین، میزان الاعمال، سیف ذی الجلال

صالح المؤمنین، وارث علم النبیین، الحاکم فی یوم الدین، شجره التقوی، حجه الله البالغه، نعمه الله السابغه،الصراط الواضح،      الامام الناصح ، الوصی،البر، التقی، النبأ العظیم، الصدیق الرشید، الزکی، نور الله التام، سید الوصیین، کلمه الرحمن، الباقر العلوم الادیان، التالی سور القرآن، الثاقب لحجاب الشیطان، الجامع لاحکام القرآن  و...

والدین امیر المؤمنین (ع)

پدر والا مقام آن حضرت، سید بطحاء حضرت ابو طالب (ع) ، و مادر آن حضرت ، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف، بانوی حرم حضرت ابو طالب (ع) است که انوار امامت و ولایت اولا از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین (ع) بود، بلکه بعد از وفات عبد المطلب (ع) که شش یا هشت سال از سن مبارک          پیامبر (ص) گذشته بود و آن حضرت به ابو طالب(ع) سپرده شده بود- فاطمه بنت اسد در حق پیامبر (ص) مادری کرد.

و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا (ص) آن حضرت را مادر خطاب می کرد.

همچنین بعد از وفات خدیجه کبری (ع) ، پیامبر فاطمه زهرا(س) را به فاطمه بنت اسد (ع) سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود ، آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستی  می کرد تا زمانی که از دنیا رفت.

آن حضرت در سال چهارم هجری در طیبه از دنیا رفت. و در بقیع مدفون شد. هنگامی که امیر المؤمنین(ع) خبر فوت والده اش را به پیامبر  (ص) دادند آن حضرت فرمودند : ((او مادر من بود))  بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه (ع) را به آنها دفن کنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود: (( چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم )) حدیث ولادت علی (ع) هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد (ع) مادر آن حضرت  دارد.

نور امیر المؤمنین(ع) در اصلاب پدران

نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل شده تا به عبد المطّلب رسید و بعد آن نور دو قسم شد . نوری در پیشانی مبارک عبد الله (ع) پدر بزرگوار پیامبر (ص) که آن نور بعدا به پیشانی آمنه (ع) و سپس در صورت خاتم الانبیاء(ص) منتقل شد.نصف دیگر نور در پیشانی ابو طالب (ع) قرار گرفت.

خداوند به ابو طالب(ع) چند فرزند عطا فرمود: عقیل، طالب، جعفر، فاخته یا ام هانی، جمانه و علی امیر المؤمنین (ع). هنگامی که خداوند علی (ع) را به ابو طالب(ع) و فاطمه بنت اسد (ع) داد آن نور در صورت فاطمه بنت اسد (ع) درخشندگی می کرد.

محل ولادت امیر المؤمنین (ع)

مکان ولادت امیر المؤمنین  (ع)  اشرف بقاع  یعنی حرم است. اشرف اماکن حرم مسجد است، و اشرف بقاع مسجد کعبه است.

مولودی جز آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است، آن هم در سید ایام، روز جمعه، در ماه حرام و در بیت الحرام !!

امیر المؤمنین (ع) سه روز چشم مبارک را باز نکرد، تا او را خدمت پیامبر (ص) آوردند. آنجا بود که چشم باز کرد. آن حضرت فرمود: (( او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص علم خویش قرار دادم)) . سپس آن حضرت را به آغوش کشید.

و به منزل ابوطالب (ع) آورد.

پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین (ع)

جابر بن عبد الله انصاری می گوید: راهبی بود به نام ((مثرب بن رعیب)) که 190 سال عبادت کرده بود، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود، روزی از خدا خواست که یکی از اولیانش را به او بنمایاند. خداوند جناب ابو طالب(ع) را نزد او فرستاد و بعد از آنکه راهب دانست این آقا چه کسی است، به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب، خداوند به تو پسری عطا می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است. هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو مثرب راهب ، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیر المؤمنین (ع) شهادت می دهد.

هنگام رفتن ابوطالب (ع) خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند. فاطمه بنت اسد(ع) همسر جناب ابو طالب (ع) هم خرمایی  که پیامبر (ص) به آن حضرت داده بودند میل فرمود، و به ابو طالب (ع) هم دادند و آن حضرت هم میل فرمودند.

پیامبر (ص) فرمودند: این خرما را کسی می خورد که مقر به توحید و  نبوت  من باشد.

بعد از آنکه پدر و مادر آن حضرت، میوه های بهشتی را میل فرمودن وجو حضرت مولی  الموحدین علی بن ابی طالب (ع) به وجود آمد. هنگامی که فاطمه بنت اسد (ع) حامل آن وجود شریف شد ، به زیبایی و نورانیتش افزوده شد.

انعقاد نطفة امیر المؤمنین (ع)

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد(ع) قرار گرفت در مکه زلزله شد، و قریش بت ها را به کوه ابو قبیس  آوردند. ولی زلزله بیشتر شد و بت ها به صورت به زمین افتادند. آنان به ابو طالب (ع) پناه بردند، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود: (( مردم، در این شب اتفاق مهمی افتاده است. خداوند خلقی را آفرید که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار  به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود. پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید)). سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود: پروردگارا من و آقای من، تو را می خوانم به محمدیت  پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانی که بر سرزمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمایی)).  دیگران آمین گفتند. دعا که تمام شد زلزله پایان یافت . عرب ها در زمان جاهلیت تا گرفتار می شدند این دع را می خواندند و گرفتاری برطرف می شد.

آن حضرت با جعفر بن ابی طالب (ع) در شکم مادر صحبت کرد که او بیهوش شد. همچنین فاطمه بنت اسد(ع) به طواف  گرد خانه خدا می رفت، ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بت ها نصب شده اند  نزدیک شود، و  حال آنکه مادرش برای عبادت، خانه خدا را طواف می کرد. زمانی دیگر، بت ها در مقابل آن فرزند به دنیا نیامده به صورت به زمین می افتادند. شیر درنده طائف در برابر ابوطالب (ع)تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت: (( شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر خدا (ص) و مربی شیر خدا هستی.

مادر امیر المؤمنین (ع) در کعبه

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابو طالب (ع) احساس درد کرد، ولی با قرائت نامی مخصوص آرامش پیدا کرد. هنگامی که جناب ابو طالب خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد (ع) بیاورد، از گوشه خانه ندایی رسید: (( ای ابو طالب،   صبر کن  چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند)).

 هنگام صبح فاطمه بنت اسد(ع)  ندایی  شنید:(( ای فاطمه به خانه ما بیا)). ابو طالب (ع) و پیامبر (ص) آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند. عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه (ع) وارد مسجد الحرام شد و  در مقابل کعبه ایستاد  و نگاهی به سوی آسمان نمود و فرمود: (( پروردگارا، من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو  آمده اند  ایمان دارم . من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم  و او بوده که این خانه را بنا کرده است.  تو را قسم می دهم و از تو می خواهم  به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست. که این ولادت را بر من آسان فرمایی)).

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد (ع) داخل شد. هرچه کردند قفل در کعبه را  باز کنند ممکن نشد. و دانستند حکمت خداوند در کار است.

فاطمه بنت اسد (ع) می فرماید: (( هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حواء، ساره، آسیه، مادر موسی بن عمران (ع)  و مریم مادر عیسی آمدند. آنان به من سلام کردند و در مقابلم نشستند)).

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء (ص) انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالب (ع) نیز انجام دادند. چه این که فاطمه بنت اسد (ع)       در  هنگام ولادت پیامبر (ص)  حضور داشت  و به ابو طالب(ع)  ماجرا را  خبر داد. حضرت ابو طالب (ع) قبلا به او فرموده بود:

(( 30 سال صبر کن تا خدا موجودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء (ص) مگر در نبوت ، که وصی و وزیر او خواهد شد)).

روز ولادت امیر المؤمنین (ع)

روز جمعه علی بن ابی طالب (ع) مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه  راست کعبه طلوع فرمود. همین که بر زمین کعبه قدم نهاد، به سجده افتاد و دست هارا سوی آسمان بلند نمود و فرمود: (( اشهد ان لا اله الا الله، و انّ محمد رسول الله، و اشهد ان علیا ولیٌّ  محمد رسول الله، بمحمد یختم الله نبوة  و بی یختم الوصیه و انا امیر المؤمنین)) :

((شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست، و محمد(ص)  پیامبر خداوند است و علی وصی رسول الله (ص) است. به محمد (ص) نبوت، ختم می شود و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیر المؤمنین)). سپس فرمود:(( جاء الحقٌّ و ذهق الباطل)) ((حق آمد و باطل رفت)).

در این هنگام که وجود سرا پا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود، بت هایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمان ها نورانی شد. شیطان فریاد برآورد:

(( وای بر بت ها و بت پرستان از این فرزند)).

 

شهادت

 .ضربت خوردن امیر المؤمنین (ع)

در 19 ماه رمضان سال 40 هجری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن  ملجم منافق  بر فرق مبارک امیر المؤمنین (ع) ضربت وارد شد.

در 13 ماه رمضان سال 40 هجری مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیر المؤمنین (ع) بعد از فارغ شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی دٌرربار در حقایق اسلام،  در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبیٰ (ع) فرمودند: ((13 روز گذشته است)). از امام حسین (ع) پرسیدند: (( چند روز باقی مانده است))؟ امام حسین (ع) فرمود : (( 17 روز باقی مانده است)).  در این هنگام امیر المؤمنین (ع)  دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: (( نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود)).   

در شب 16 ماه رمضان سال 40 هجری امیر المؤمنین (ع) در خواب پیامبر (ص) را دیدند، و آن حضرت  به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیر المؤمنین (ع) بشارت دادند، و امیر المؤمنین (ع) به دخترشان ام کلثوم (ع) خبر دادند. در شب نوزدهم امیر المؤمنین (ع) روزه را در منزل ام کلثوم (ع) افطار نمودند.

در شب 19 رمضان سال 40 هجری وردان و شبیب که  با ابن ملجم در شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه بودند، در حین درگیری کشته شدند.

 در سال چهلم  گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و برکشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیر المؤمنین (ع)  و عمر عاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم کشتن امیر المؤمنین (ع) را بر عهده گرفت  و وارد کوفه شد  و با کمک قطام بنت اخضر  که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستی شبیب بن بجره  و وردان بن مجالد تصمیم خود را عملی کرد.

در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، امیر المؤمنین (ع) وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان  به:((یا ایهاالناس، الصلاة))  بلند شد.

سپس آن حضرت مشغول نماز شد . هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولی شمشیرش خطا کرد. بلا فاصله  ابن ملجم لعنة الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت  را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، و صدای مبارکش بلند شد: (( بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فٌزت و رب الکعبه))

صدای جبرئیل بلند شد: ((تهدمت والله ارکان الهدی وانطسمت والله نجوم السماء اعلام التقی وانفصمت والله عروة الوثقی قتل بن عم محمد المصطفی، قتل وصی المجتبی، قتل علیٌ مرتضی، قتل والله سید الاوصیاء ، قتله اشق الاشقیاء))

  

  

 

 

 

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 26 اسفند 1391 توسط گمنام
،

زندیگنامه حضرت زهرا(س)

ولادت

در 20 جمادی الثانی سال  پنجم بعثت حضرت حور اء انسیه، عذراء بتول،ام ابیها، حضرت فاطمه

زهرا (س) در مکه مکرمه به دنیا آمدند.

انعقاد نطفه فاطمه (س)

داستان انعقاد نطفه حضرت زهرا (س):

1.  در شب معراج  خداوند سیبی به پیامبر (ص) هدیه داد که از عظمت خلقت و بوی و رنگ و

زیبایی آن،ملائکه تعجب کردند. خداوند امر فرمود تا پیامبر (ص) آن را میل کند.هنگامی که آن سیب را شکافت، نوری از آن درخشید. جبرئیل(ع) گفت: بخور یا رسوالله،که این نور منصوره فاطمه،دختری است که از صلب تو خارج می شود. در بعضی روایات است که از رطب بهشتی هم خاتم الأنبیاء(ص) میل فرمودند.

2. در 10 شعبان سال چهارم هجری ، جبرئیل بر پیامبر(ص) در ابطح نازل شد و فرمان کناره گیری از حضرت خدیجه(ع) را به مدت  40 شبانه روز- به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا (س)- ابلاغ فرمود.

با اینکه آن حضرت علاقه وافری به خدیجه (ع) داشت و این کار برای آن حضرت پر مشقت بود، ولی برای خدیجه(ع) پیام داد که برای مدتی به خانه نمی آیم  و به منزل فاطمه بنت اسد (ع) می روم.

شب ها در را ببند و در بستر آسایش کن. پیامبر(ص) شب ها به منزل فاطمه بنت اسد(ع) می آمد. هر شب هنگام افطار، خرما و انگور و غذای بهشتی  می آوردند. با آب بهشتی و حوله، دست آن حضرت را شسته و تمیز می کردند. امیر المؤمنین (ع) حسب دستور پیامبر(ص) جلو در می نشست که کسی  نیاید و در آن غذای بهشتی با پیامبر(ص) شریک شود. در شب چهلم دستور رسید به خانه خدیجه (ع) برو که خداوند به خود سوگند خورده که امشب از صلب تو ذریه پاک و طیبه ای بیافریند.  ضرت از جا بر خاسته و به منزل خدیجه آمدند.

حضرت خدیجه(ع) می فرماید: (( سوگند به آن کسی که آسمان را برافراشته و آب را از زمین جوشانیده، حضرت از من دور نشده  بودکه سنگینی وجود فاطمه(س) را در خود احساس کردم))

دوران بارداری خدیجه(ع)

هنگامی که حضرت خدیجه (ع) دوران حمل خود را می گذراند،حضرت فاطمه(س)از داخل شکم با مادر صحبت می فرمود، و او را دل داری می داد و به صبر و پایداری دعوت می فرمود.

پیامبر (ص) به خدیجه(ع) فرمودند: ((جبرئیل به من بشارت داد که این مولود دختر است، و او موجودی پاک و با برکت است. خداوند متعال نسل و ذریه مرا از او قرار می دهد،و از نسل او امامانی در امت قرار خواهد داد که بعد از پایان یافتن وحی او،جانشینانش بر روی زمین باشند)).

هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل،سراغ زنان قریش فستادند، ولی کسی برای کمک نیامد، چه اینکه آنها راضی به ازدواج حضرت خدیجه(ع) با پیامبر (ص) نبودند، و خدیجه(ع) از این برخورد آنها غمناک شد.

در همین حال، چهار زن بلند بالا که شبیه زنان بنی هاشم بودند بر او وارد شدند. یکی از آنان به او گفت: (( ای خدیجه،غمگین میباش که ما فرستادگان پروردگار تو هستیم. ما خواهران توایم،من ساره هستم و این آسیه و همنشین تو در بهشت و این مریم دختر عمران  و این صفوراء دختر شعیب است. خداوند ما را نزد تو فرستاده، تا در کارهای مربوط به زنان به تو کمک کنیم)). یکی از آنان در سمت راست او، دیگری در سمت چپش،سومی پیش روی آن حضرت و چهارمی پشت سر او نشستند.

فاطمه(س) به دنیا آمد

علیا مخدره خدیجه  کبری (ع)، حضرت فاطمه زهرا (س) را پاک و پاکیزه بر زمین نهاد.در این هنگام نوری از وجودش درخشید که تمام خانه مکه را روشن کرد، و این نور در شرق و غرب درخشش نمود. بانویی که پیش روی خدیجه (ع) بود، حضرت  فاطمه(س) را برداشت و با آب کوثر شستشو داد، و پارچه سفیدی که از شیر سفیدتر و از مشک و انبر خوشبوتر بود بیرون آورد. یکی را بر بدن او پیچیده، دیگری را بر سرش انداخت و سپس از او خواست که سخن بگوید.

حضرت فاطمه(س) لب به سخن گشود، و فرمود: (( اشهد ان لا اله الا الله، و انَ ابی رسول الله سید الأنبیاء و انَ بعلی سید الاوصیاء و انَ ولدی سادة الاسباط)): ((گواهی می دهم که جز الله خدایی نیست، و پدرم فرستاده ی خدا و سرور پیامبران  است، و شوهرم سرور جانشینان  و فرزندانانم آقای نوادگان و اسباط هستند)).

بعد بر یکایک آنان سلام کرده و هر یک را به اسم صدا زد. آنان بر چهره او تبسم کردند، و حورالعین و بهشتیان یکدیگر را به ولادت حضرت زهرا (س) بشارت دادند. در آسمان نوری درخشان پدید آمد که ملائکه تا آن روز چنان نوری را ندیده بودند، و لذا نام حضرت را ((زهرا)) گذاشتند. بانویی که پیش روی خدیجه(ع) نشسته بود ، به او گفت: (( او را پاکیزه و آراسته و با برکت دربر گیر، که در نسل و ذریه اش برکت قرار داده شده است)).

خدیجه (ع) حضرت را با شادی و خشنودی از دست او گرفته، و سینه در دهانش گذارده و دهان او را پر از شیر کرد،  و این گونه بود که فاطمه(س) رشد جسمی خویش را آغاز کرد.

شهادت

امام کاظم (ع) می فرماید: (( إن فاطمة صدیقة الشهیده)): ((همانا فاطمه(س) راستگو و شهیده است)).

در سوم جماد الثانی سال یازده هجری در روز سه شنبه شهاد ت حضرت بتول عذراء مظلومه  مضروبه حضرت سیدة النساء فاطمه زهرا(س) به وقوع پیوسته است.

بعد از شهادت و دفن پیامبر(ص)  سه بار به منزل امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا(س) هجوم آورده،  و در هر بار به طریقی جسارت بر اهل بیت(ع) کردند.  در یکی از این دفعات ، که در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل آن حضرت شدند، حضرت صدیقه(س) پشت  در بودند.

با اینک می دانستند حضرت  پشت در است، با لگد و فشار در را باز کردند، و میخ در، سینه آ ن مخدره را آزرد و محسن (ع) سقط شد و پهلوی آن حضرت شکست. آن  حضرت بیهوش روی زمین قرار گرفت، و حضرت مولی الموحدین (ع) را با سر پای برهنه و دست بسته بسوی مسجد بردند.

وقتی  حضرت زهرا(س) به هوش آمدند  به دنبال امیرالمؤمنین(ع) رفتند، و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل کوچه جلو چشم همسرش اسد الله الغالب امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع)، با تازیانه و غلاف شمشییر بر بدن حضرت صدیقه شهیده (س) زدند  که طبق بعضی روایات از بازوی ایشان خون جاری شد  و باز بیهوش روی زمین قرار گرفتند.

روز های حزن فاطمه(س)

بعد از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شکسته و محزون کنار قبور شهدای احد  می رفت  و می گریست، و مرگ خود را از خداوند طلب می کرد، تا اینک آهسته آهسته درد و جراحت های بدن بیشتر شد، و از آن به بعد نزدیک مدینه زیر درختی می نشست وگریه و ناله می کرد، منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیرالمؤمنین (ع) سایبانی ساختند که مشهور به ((بیت الاحزان)) شد.

روز به روز بر شدت بیماری بی بی افزوده می شد. سینه شکسته و مجروح، بازوی ورم کرده،صورت نیلی، محسن سقط شده، غم پیامبر(ص)، مظلومیت امیرالمؤمنین (ع)، کار را به جایی رساند که آن حضرت در بستر بیماری افتاد،  و وصیت های خویش را به امیرالمؤمنین (ع) فرمود: ((شبانه مرا زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما، قبرم مخفی باشد و ابوبکر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند. عایشه و غیر عایشه  نیز بر جنازه من حاضر نشوند)).

مدینه در شهادت فاطمه(س)

روز شهادت آن حضرت،مدینه مثل روز شهادت خاتم الأنبیاء(ص) شده بود. کوچک و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل، امیرالمؤمنین  و حسنین و زینبین (ع) و فضه خادمه و اسماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده ای از گل های سر سبد اصحاب امیرالمؤمنین (ع): سلمان، ابوذر ، مقداد، عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن کردند.

در بقیع چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقداری آب ریختند. فردای آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولی امیرالمؤمنین(ع) اجازه نفرمودند.

احتمالات  در محل دفن آن  حضزت متعدد است، ولی زیارت آن حضرت در مسجد النبیَ((ص)، حجره خود آن حضرت-که در زمان ما جزء صحن مسجد است- بین محراب و منبر، در بقیع وارد شده است.

اصبغ بن نباته(ره) نقل می کند که از امیرالمؤمنین(ع) از علت شبانه دفن شدن فاطمه زهرا(س) سؤال شد. آن حضرت(ع) فرمودند: همانا او بر گروهی خشمناک بود  و نمی خواست که بر جنازه اش حاضر باشند و حرام است بر دوستان آن گروه که بر جنازه یکی از فرزندان او نماز گزارند.

اقوال در شهادت آن حضرت

1.  سی روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

2.  چهل روز بعد از شهادت پیامبر(ص)(8 ربیع الثانی)

3. چهل و پنج روز بعد از شهادت  پیامبر(ص)

4. شصت روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

5. هفتاد روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

6. هفتاد و دو روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

7. هفتاد و پنج روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

8. هشتاد و پنج روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

9. نود روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

10. نود و پنج روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

11. روز 21 رجب

12. 25 رجب

13. سوم ماه رمضان

14. 6 ماه بعد از شهادت پیامبر(ص)

15. 8 ماه بعد از شهادت پیامبر(ص)

 

 

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 26 اسفند 1391 توسط گمنام

ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا(س)

در 18 ذی الحجه سال 2 هجری آقا و سرور ما خاتم الانبیاء (ص) علی (ع) را به سیده نساء العالمین فاطمه زهرا بتول (س)  تزویج فرمود. این ماجرا بعد از رجوع از جنگ بدر در روز سه شنبه 6 ذی الحجه واقع شده است. امام صادق (ع) می فرماید: (( اگر خداوند متعال امیرالمومنین(ع) را خلق نمی کرد، در تمام زمین انسانی که کفو و شایسته همسری با فاطمه (س) باشد یافت نمی شد))، از آدم ابوالبشر و بعد از او.

خواستگاری از فاطمه (س)

هنگامی که سن مبارک بتول عذرا حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) نه سال کامل شد، از اطراف و اکناف اهل مدینه و عظمای قبایل و رؤسای عشایر و صاحبان مکنت و ثروت به خواستگاری حضرت آمدند.  عده ای از منافقین هم این جرئت را به خود دادند که با کمال بی شرمی به خواستگاری آن حضرت بیایند.

هنگام خواستگاری بعضی از آنها رسول اکرم (ص) بسیار ناراحت شدند.و به عده ای از منافقین که اعتراز کردند ، فرمودند: (( من شما را رد نکردم، بلکه خدا شما را رد کرده و امر فاطمه(س) از جانب خداوند متعال معین می شود)). آنان غافل از این بودند که این گوهر گرانبها را خداوند در سایه عزت و حراست حفظ نموده  و او را در خور استعداد ابناء دنیا از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است، بلکه او را برای وصی پیامبر(ص) علی بن ابی طالب (ع) ذخیره فرموده است.

از امام حسین(ع) روایت شده که فرمود: روزی حضرت رسول (ص) در خانه ام سلمه بود. فرشته ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد  که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بو. او عرض کرد: من صرصائیلم. خداوند مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم: (( نور را با نور تزویج کن)). حضرت فرمود: (( چه کسی را با چه کسی))؟ گفت: (( فاطمه را با علی بن ابی طالب)). لذا پیامبر(ص) فاطمه (س) را در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل به عقد علی (ع) در آورد و این عقد در زمین بود.

در این هنگام پیامبر(ص) به شانه های صرصائیل نگریست و دید نوشته است: (( لا اله الا الله، محمد رسوالله، علی بن ابی طالب مقیم الحجه)).فرمود: ای صرصائیل، از کی این جمله بین شانه های تو نوشته شده است؟ دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند متعال دنیا را بیافریند.

مراسم عروسی

هنگامی که حضرت فاطمه(س) در شب ازدواج به خانه علی (ع) می بردند، پیامبر(ص) از جلو ایشان ، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ ایشان، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حرکت می کردند  و در آن حال خدا را تسبیح می گفتند و تقدیس می کردند، و این تسبیح و تقدیس آنه تا طلوع فجر ادامه داشت.

جبرئیل زمام ناقه ای که آن حضرت را می بردند و اسرافیل رکاب و میکائیل دنبال  آن را گرفته بود، و پیامبر(ص) جامه ی فاطمه (س) را منظم می کرد، و هفتاد هزار نفر ملک با دیگر فرشتگان تکبیر می گفتند، ام به حسب ظاهر سلمان ناقه را گرفته بود و حمزه و عقیل و جعفر (ع) از اهل بیت از قفای حضرت فاطمه (س) و بنی هاشم با شمشیر های کشیده می آمدند،و همسران پیامبر(ص) از پیشرو می آمدند.

پیامبر(ص) آنها را به مسجد طلبید و دست فاطمه (س) را در دست علی (ع) نهاد و فرمود: (( بارک الله فی ابنه رسوالله)) ، و نیز فرمود : (( هذه ودیعتی)) ، و بعد از مراسمی مخصوص، پیامبر(ص) در حق آنها و نسل ایشان دعا کرد. سپس فرمود: (( مرحبا به بحرین یلتقیان و نجمین یقترنان)).

سپس پیامبر (ص) نزد ایشان بیرون آمد و چهار چوب در را گرفت و فرمود: ((طهَّر کما الله  و طهَّر نسلکما،انا سلمُ لمن سالکما و حربُ لمن حاربکما، أستودعکما الله و أستخلفه علیکما)).

آنگاه همه به منزل خود رفتند  و از زنان جز اسماء کسی نزد غاطمه (س) نماند، و این به خاطر وصیت حضرت خدیجه (ع)  که هنگام وفات گریست  و از اسماء عهد و پیمان گرفت که در شب عروسی حضرت فاطمه (س) آن حضرت را تنها نگذارد.  اسماء  هم به عهد خود وفا کرد، و چون ماجرا را برای پیامبر (ص) نقل کرد، آن حضرت یاد خدیجه (ع) کرد و گریست و در حق اسماء دعا کرد.

مهریه حضرت زهرا

در مقدار و نوع مهریه آن حضرت روایات مختلفی شده است:

-  یک لباس مشکی بلند و یک پوست گوسفند و مقداری عطر

-  یک لباس نرم وملایم و یک زره و زیر اندازی از پوست قوچ

-  یک لباس نرم وملایم مشکی بلند و یک زره حطمی.

-  چهار صد و هشتاد درهم.

-  چهار صد مثقال درهم.

پانصد درهم، که علامه مجلسی و ابن شهر  آشوب (ره) می فرمایند: اصحّ اقوال همین قول است.

-  زره حطمی که ارزش آن سی درهم بود.

-  درع حطمی و پوست قوچ یا میش.

-  یک شتر.

-  یک پنجم زمین، پیامبر (ص) فرمود: (( در آسمان معین شده که مهریه آن حضرت یک پنجم زمین است. پس هرکه در زمین راه برود در حالی که با او و فرزندانش دشمن باشد، قدم زدن او تا روز قیامت در زمین حرام است)) .

-  امام باقر (ع) فرمود: مهر فاطمه یک پنجم زمین و دو سوم بهشت است، و در زمین چهار نهر فرات، نیل، نهروان و بلخ برای حضرت فاطمه(س) است. خداوند به پیامبر(ص) فرمود: (( ای محمد، تو فاطمه را به مهریه پانصد درهم به ازدواج علی درآور تا سنتی در بین امت تو باشد)).

ولیمه عروسی

اثاث منزل و ولیمه عروسی حضرت زهرا(ع) چنین بود که پیامبر (ص) به امیرالمومنین (ع) فرمود: (( زره خود را بفروش)). آن حضرت زره را فروخت و در خدمت پیامبر(ص) آورد. پیامبر(ص) مقداری را جهت تهیه غذای عروسی به ام سلمه دادند . بنابر روایات، نصف از لوازم غذا را پیامبر(ص) و نصف دیگر را امیر المومنین(ع) تهیه نمودند.

جهازیه حضرت زهرا(س)

مقداری را هم به بلال و عمار دادند  که از بازار لوازم خانه را خریداری کنند. یک پیراهن، یک عدد روسری،قطیفه سیاه خیبری یا عبای سیاه، پرده نازک پشمی، یک عدد حصیر از بافته های قریه هجر، آسیای دستی، یک عدد طشت مسی، مشک برای آب آوردن، کاسه ای سفالین، مشکی مخصوص خنک کردن آب، ابریقی که طرف بیرونش رنگ شده بود، کوزه سفالین، پوست گوسفند.

امیرالمومنین (ع) می فرماید: در آن شب که دختر پیامبر(ص)  به خانه من آمد، بسترمان جز یک پوست گوسفند نبود.

در جای دیگر از آن حضرت نقل شده که فرمود: من با فاطمه (س) در حالی ازدواج کردم که جز یک پوست گوسفند چیزی نداشتیم که شب بر روی آن می خوابیدیم و روز علوفه شترمان را بر روی آن می ریختیم و خدمتگذاری در خانه نداشتیم.

در روایتی دیگر می فرماید: پیامبر(ص) به خانه ما آمد در حالی که ما بر روی خود قطیفه ای انداخته بودیم که اگر از طول، آن را به روی خود می کشیدیم، پهلویمان خالی میشد و اگر از عرض می انداختیم سر و پاهایمان بدون روپوش می ماند.

بعضی از اهل سنت نقل کرده اند : هنگامی که فاطمه(س) به خانه علی (ع) رفت، در خانه آن حضرت جز ریگ پهن شده، کوزه سفالین، بالش و ظرفی برای آب نیافت.

عروسی و شرکت کنندگان

در بعضی روایات آمده است که 29 یا 30 روز بعد از خرید، امیر المونین (ع) صبر کرد تا اینکه  جعفر و عقیل(ره) به آن حضرت گفتند: از پیامبر(ص) بخواه که همسرت را به خانه بیاوری. بعضی از همسران پیامبر(ص) گفتند: ما از پیامبر(ص) خواهش می کنیم  که شما همسرت را بیاوری.

پیامبر(ص) فرمود: (( ما انتظار داریم خود او بیاید و از ما درخواست کند)). امیرالمونین (ع) می فرماید: عرض کردم: (( حیا مانع من می شود)). پیامبر(ص) اجازه مجلس عروسی و ولیمه را فرمودند، و به امیرالمونین (ع) فرمدند: (( هرکس را دوست داری دعوت کن)). زنان به کار زن ها و امیرالمونین(ع) و عمار و بلال و چند نفر دیگر به کار مجلس مرد ها که در مسجد بود ، می رسیدند.

اصحاب با هدایای خود در جشن عروسی آن دو نور الهی شرکت کردند، و از ولیمه عروسی که به دستور پیامبر(ص) فراهم آمده بود، میل کردند. در آن مجلس 4000 نفر از آن طعام خوردند و پیامبر(ص)  غذایی برای امیر المونین (ع) و فاطمه (س) فرستاد، در حالی که چیزی از  آن غذا کم نشد و همچنان بجای ماند، با وجود اینکه سه روز از آن تناول می کردند.

شب با مراسمی مخصوص،حسب الامر پیامبر(ص)  آن دو بزرگوار را به حجره ام سلمه آوردند. ام سلمه می گوید: هنگامی که خورشید غروب کرد، پیامبر(ص)  فرمود: (( فاطمه را بیاور)). من رفتم و دست فاطمه (س) را گرفته در حالی که لباسش بر زمین کشیده می شد و از خجالت و شرم عرق از چهره اش جاری بود، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش آوردم. هنگامی که خدمت آن حضرت رسید، از شدت خجالت پایش لغزید. پیامبر(ص)  فرمود: (( خداوند تو را از لغزش های دنیا و آخرت نگه دارد)).

هنگامی که پیش روی آن حضرت قرار گرفت، چادر را از صورت فاطمه (س) کنار زد تا علی چهره او را ببیند. سپس دست او را در دست علی (ع) قرار داد و این گونه بود که زندگی نورانی آغاز شد.

ثمره ازدواج نورانی

ثمره این ازدواج مبارک و نورانی و الهی پنج فرزند بود. دو امام معصوم (ع)، آقا و مولایمان حضرت مجتبی (ع) و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله (ع)، دو دختر حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری (س) و جناب ام کلثوم (س)، که این فرزندان در زمان حیات پیامبر(ص)  در مدت 9 سال به دنیا آمدند. آخرین فرزند ایشان حضرت محسن (ع) بود که بعد از شهادت پیامبر(ص) به مدت چند روز به وسیله ضربه های پشت در و دیوار و کتک های منافقین و ظالمین به شهادت رسید. حضرت فاطمه (س) نه سال و 75 روز یا 95 روز در منزل امیرالمونین (ع) زندگی کرد تا آنکه بعد از شهادت حضرت محسن (ع) به شهادت رسید.

ازدواج آسمانی

بین ازدواج آن حضرات  در آسمان و تزویج آنها در زمین چهل روز فاصله بود . در اول یا ششم ذی الحجه در حالی که طرف ایجاد عقد خداوند متعال و طرف قبول جبرئیل و خطبه خوان راحیل بود. شاهدان حاملان عرش و 70 هزار نفر از فرشتگان بودند. نثار کننده این عروسی رضوان خزانه دار بهشت، و آنچه  نثار شد ، درّ و یاقوت و مرجان، و حجله دار این زفاف اسماء یا ام ایمن بود و نتیجه این ازدواج ائمه اطهار(ع).

اقوال در روز ازدواج حضرت

عقد در ربیع الاول و ازدواج هم در ربیع الاول، عقد در اول ذی الحجه و ازدواج هم در ششم ذی الحجه بعد از جنگ بدر، عقد در چند شب باقی مانده از صفر و ازدواج در ذی الحجه، عقد در محرم و ازدواج در ذی الحجه ، عقد در اول ذی الحجه سال دوم حجرت، یا در 25 ذی الحجه، یا سه روز مانده از ماه صفر سال 2 هجرت، یا در 15 رجب پنج ماه پس از هجرت، و ...

 

 





برچسب ها: ,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 5 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه امام حسن (ع)

ولادت حضرت

شب نیمه رمضان سال سوم هجری  دومین امام شیعیان،حضرت ابو محمد حسن بن علی بن ابی طالب (ع) در شهر مدینه به دنیا آمدند.

القاب آن حضرت:سید،سبط،امین،اثیر،حجت،برّ، نقی، تقی، زکی، مجتبیٰ،زاهد.

رنگ مبارکش سرخ وسفید،دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود.گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود.گردن مبارک در نور و صفا مانند نقره صیقل زده،میانه بالا و شانه هایی گشاده داشت. و از همه مردم خوشروتر بود.خضاب بسیار می کرد و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.

در روز هفتم ولادت آن حضرت ، مادرش فاطمه زهرا (س) آن مولود مبارک را در پارچه ای حریری که جبرئیل (ع) آن را برای پیامبر(ص) از بهشت آورده بود،پیچید و خدمت رسول  گرامی (ص) آورد، و حضرت نام مبارکش را ((حسن )) نهاد. و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.

شهادت حضرت

  در هفت صفر سال 50 هجری امام مجتبیٰ (ع) در سن 47 سالگی در مدینه به شهادت رسیدند. ولی بین علمای امامیه شهادت حضرت 28 صفر ماه صفر است.

رسول خدا (ص) درباره حضرت مجتبیٰ (ع) فرموده اند: کسی که بر او بگرید کور نمی شود روزی که چشم ها نمی بیند، و کسی  که بر آن حضرت محزون باشد دلش محزون نمی شود، روزی که دل ها محزون است، و کسی که  حضرت را در بقیعش زیارت کند قدمش بر صراط ثابت می ماند روزی که قدم ها بر صراط می لغزد... .

نسب شریف  آن حضرت (ع)

از طرف مادر، جدشان خاتم الانبیاء و المرسلین محمد بن عبد الله (ص)،جده شان جناب خدیجه بنت خویلد              ام المؤمنین (س) است.

از طرف پدر، جدشان سید بطحا حضرت ابو طالب (ع) ، جده شان جناب فاطمه بنت اسد (ع) است .

پدر: مولی الموالی امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) . مادر : سیده النساء فاطمه زهراء (س) برادرانی مانند: حضرت سید الشهدا (ع) و ابا الفظل العباس (ع) و خواهرانی همچون زینب کبری و ام کلثوم (ع).

بعضی از صفات حضرت  

در جود و سخاوت زبان زد همگان بود، به حدی که در طول عمر شریف سه بار مالشان را ـ  حتی کفش خود راـ  در راه خدا تقسیم کردند.

حلم و صبر آن حضرت تعجب همه را بر انگیخته بود. مروان با آن بغض و عنادی ای که داشت بعد از تیر باران شدن جنازه می آید و تابوت آن حضرت را به دوش می کشد. هنگامی که امام حسین (ع) از او سؤال می کند: تا دیروز غیظ و کینه او را داشتی و امروز تابوت او را به دوش می کشی؟ در پاسخ می گوید: با کسی این کار ها را کردم که حلم او برابر با کوه ها بود.

عمر شریف آن حضرت

مشهور طبق روایت حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) عمر شریف آن حضرت (ع) 47 سال و چند ماه بوده است.

شهادت حضرت

بعد از آتش بس بین حضرت (ع) و معاویه ، امام (ع) به مدینه برگشتند و ده سال در آنجا بودند تا اینکه معاویه جعده دختر اشعث کندی آن حضرت را مسموم کرد.

مدت مسمومیت حضرت چهل روز طول کشید. هنگامی که ارتحال  حضرت نزدیک شد امام حسین (ع) بار دیگر فرزندان امیر المؤمنین (ع) را طلبیدند، و ودایع امامت و کتب رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین و سلاح آن حضرت را به امام حسین سپردند

و به آن چه امیر المؤمنین (ع) به آن حضرت وصیت فرموده بودند اهل بیت و شیعیانش را وصیت فرمود که امام بعد از من برادرم امام حسین(ع)  است ، دستور اتش  را اطاعت کنید و از مخالفت با او بپرهیزید.

سپس فرمود: شما را به خدا می سپارم و او خلیفه من بر شما است، چشمان مبارک خود را بست و دو دست و پا را دراز کرد. و از دنیا رفت در حالی که می فرمود: لا اله الا الله.

صدای گریه و ناله از منزل حضرت بلند شد،و مدینه از ناله و زجه مانند روزی شده بود که رسول خدا (ص) از دنیا رفت.  برادران،اولاد، شیعیان صدا به نوحه و ناله بلند کرده، امام حسین در حالی که اشک می ریخت  متوجه غسل و حنوت و کفن برادر شدند، سپس بر آن مظلوم نماز خواندند و  جنازه را برای تجدید عهد با رسول خدا(ص)  به طرف روضة منورة نبویه بردند و آن وقایع اتفاق افتاد. بدن را به بقیع آوردند، امام حسین (ع) داخل قبر شد و بدن برادر را دفن کرد و هنگام خروج از قبر در حالت گریه می فرمود: ءأدهن رأسی أم أطیب محاسنی و رأاسک معفور و انت سلیب؟ بکائی طویل  و  الدموع  العزیزه و  انت  بعید  و  المزار  قریب

                             

                             

 

 

             





برچسب ها: ,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 3 آذر 1391 توسط گمنام

زندگینامه امام حسین (ع)

ولادت

 در روز 3 شعبان سال 4 هجری آقای شهیدان  و سرور و سالار  شیعیان  و دلباختگان، اشک هر مؤمن،امام زاهد عابد،شهید غریب،

عطشان نینوا حضرت ابا عبد الله الحسین الشهید  (ع)  عالم را به نور خود منوّر کردند. اقوال دیگر در ولادت آن حضرت پنجم شعبان ، و سیزده ماه رمضان و آخر ربیع الاول سال 3 هجری و پنجم جمادی الاولی و دوازدهم رجب است.

القاب

نام مبارک آن حضرت در  تورات شبیر و در انجیل طاب است. پدرشان مولانا و مقتدانا امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) و مادرشان حضرت صدیقه  کبری فاطمه زهرا (س) است.

کنیه آن حضرت عبدالله  و کنیه خاص آن حضرت ابو علی است. القاب حضرت الشهید،السعید،السبط الثانی،الامام الثالث،الرشید

الطیب،الوفی،السید،الزکی،المبارک،تابع لمرضات الله است.

پیامبر (ص) در ولادت امام حسین (ع)

هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به  پیامبر گرامی (ص) رسید،به خانه امیرالمؤمنین (ع) آمدند و به اسماء فرمودند تا  مولود را بیاورد . اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و در خدمت رسول اکرم (ص) آورد.پیامبر در گوش راست حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند. روز اول یا هفتم ولادت ، امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد:

سلام خداوند بر تو ای پیامبر، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار، که به عربی حسین گفته می شود. چون علی(ع)  برای شما  بسان هارون  برای موسی بن عمران است، جز آنکه شما خاتم پیامبرانی.

به این ترتیب نام پر عظمت ((حسین))  از جانب پروردگار  برای دومین فرزند فاطمه (س) انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها

برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت به خدمت پیامبر (ص) رسیدند و از خاک قبر  آن بزرگوار  برای پیامبر (ص) آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند.

یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که فطرس ملک یا دردائیل پناه به آن امام مظلوم برد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش بازگردانید.

دوران زندگی امام حسین (ع)         

آن حضرت شش ماه و چند ماه با جد گرامی خود رسول اکرم (ص) بود. مدت سی سال با پدر بزرگوار خود مولای متقیان امیر المؤمنین (ع) زندگی کرد، و در جمل ،صفین و نهروان شرکت داشت.

در دوران زمامداری غاصبانه عمر،امام حسین (ع) در سن ده سالگی وارد مسجد شد. و خلیفه دوم را بر منبر پیامبر (ص) مشاهده کرد که سخن می گفت. از منبر بالا رفت و فریاد زد:(( ای دروغگو! از منبر پدرم رسول خدا (ص) فرود آی نه منبر پدرت))!

بعد از شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه  و شریک رنج های  امام حسن (ع) بود، و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه  دهان آلوده  خود را به بد گویی  پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین (ع) و برادرش امام حسن (ع) می گشایند.

پس از آنکه امام حسن مجتبیٰ (ع) را مظلومانه شهید کردند؛ امامت به آن وجود سراپا جود رسید.و بعد از مصائب و اذیت ها و زخم زبان ها، در روز عاشورا آن حضرت را به شهادت رسانیدند.

شهادت

ایشان در روز دهم محرم سال61 هجری که روز شنبه یا جمعه بوده،آقا و مولایمان حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) در سن 58 سالگی (و یا 56و یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر،مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند. این روز روز باریدن خون از آسمان است.، و روزی است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین (ع) در آن به وقوع پیوسته است.

چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند ، تا ظهور حضرت مهدی (عج)گریه کنان  نزد قبر آن حضرت ماندگارند.  در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.

رأس امام حسین (ع) در کوفه

عصر عاشورا رأس مطهر و نورانی امام حسین (ع) را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.

خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند، از مصیبت عظمای آن روز.





برچسب ها: ,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 3 آذر 1391 توسط گمنام


زندگی نامه امام سجاد (ع)

ولادت

 در روز 5 شعبان سال 38 هجری در زمان  امیرالمومنین (ع) آقا و مولا یمان حضرت سید الساجدین،زین العابدین ، علی بن الحسین(ع) به دنیا آمد. آن حضرت  در روز شنبه در منزل حضرت زهرا(س) به دنیا آمدند.

نام آن حضرت ،علی (ع) است. و مشهورترین لقب مبارکش زین العابدین و سجاد است. و فرزند سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و مادرشان  شهربانو (شاه زنان) (ع) است.

امام سجاد دو سال از عمر با برکتش را با جدش امیرالمؤمنین بود. و مقداری از عمر شریفش همراه عموی مکرم و مظلومش امام مجتبیٰ (ع) و پدر والا مقامش امام حسین (ع) سپری شد.در واقعه جانسوز کربلا شاهد شهادت پدر،برادر،عمو و بستگان و اصحاب (ع) بود، همراه با عمه اش زینب کبری (ع) و دیگر اسرا به کوفه و شام رفتند. در کوفه و شام  جسارت ها به آن حضرت و اهل بیت (ع) نمودند.  ولی با خطبه هایی نورانی از امامت و عصمت اهل بیت(ع)  دفاع فرمود. در کاخ یزید در حالی که با چند تن دیگر از خاندان امامت به یک ریسمان بسته شده بودند. رو به یزید کرده، فرمودند:

((ما ظنُّك بر سول الله لو  رآنا موثَّقين فی الحبال ..........)): ای یزید ،به نظر تو اگر رسول خدا (ص) مارا چنین در بند ببیند چه می کند؟

در ولادت آن حضرت اقوال دیگری به این ترتیب وجود دارد:19 ربیع الاول،15 جمادی الاولی، 15 جمادی الاخر،5 رجب و .....

در روز ولادت نیز اختلاف است که روز یکشنبه بوده یا سه شنبه یاپنجشنبه یا جمعه؟ در سال ولادت نیز اختلاف است که 36،37 یا  38هجری بوده است.

شهادت

در سال 94 بنابر مشهور یا 95 هجری ،امام سجاد (ع) در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله  به آن حضرت دادند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه  کربلا در مصائب جانگداز  شهادت پدر و برادران و عمو و بستگان و اسارت عمه ها  و خواهرانش ،گریان بودند.

امام باقر (ع) آن  حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش امام حسن مجتبیٰ (ع) به خاک سپردند.سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقها و علماء ((سنة الفقهاء)) گفتند.

در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد:12 محرم، محرم 18، محرم 19، و 1 صفر.

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه امام محمد باقر(ع)

ولادت حضرت

حضرت امام محمد بن علی  باقر العلوم (ع) در روز جمعه اول رجب سال 57 هجری در مدینه متولد شدند.ولادت آن حضرت روزهای سوم و ششم صفر و پنجم و بیست دوم رجب هم  ذکر شده است.

نام مبارک آن حضرت محمد،کنیه ایشان ابو جعفر و القاب حضرت باقرالعلوم، الشاکرلله ،امین،هادی،شبیه است.و لقب اخیر بخاطر شباهت آن حضرت به پیامبر(ص) است.

پدر بزرگوارش حضرت زین العابدین علی بن الحسین (ع) و مادر آن حضرت ام عبدالله فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است.

امام باقر (ع) اولین علوی است که از پدر و مادر نسب شریفش به پیامبر (ص) و امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا (ع) می رسد.امام صادق (ع) درباره ام عبد الله می فرماید:جدّه ام صدّیقه بود و در میان فرزندان امام حسن (ع) زنی به درجه و مرتبه او نرسید.در  عظمت و شرافت این بانو همین بس که با حضرت سید الساجدین علی بن الحسین (ع) و باقرالعلوم (ع) در واقعه کربلا حضور داشت.و همراه آن بزرگواران و زینب کبری و دیگر اهلبیت (ع) به اسارت رفت و وقایع کوفه و شام را دید.

شهادت حضرت

7 ذی الحجه ،در چنین روزی مصادف با دوشنبه سال 114 هجری امام باقر (ع) توسط هشام بن عبد الملک مسموم و شهید شد.در شب شهادت به امام صادق(ع) فرمودند.:من امشب جهان را بدرود خواهم گفت. هم اکنون پدرم علی بن الحسین(ع) را دیدم که شربتی گوارا  نزد من آورد و نوشیدم ، و مرا به سرای جاوید و دیدار حق بشارت داد.در روایت دیگری فرمودند: ای فرزند گرامی،مگر نشنیدی که حضرت علی بن الحسین (ع) از پس دیوار مرا ندا کرد ((ای محمد بیا،زودباش که ما انتظار تو را میکشیم)) آن حضرت چندین روز  و به قولی سه روز در حالت درد از اثر سم به سر می بردند تا به شهادت رسیدند.فردای آن روز بدن مطهر و پاک آن دریای دانش خدایی را در خاک بقیع کنار مزار امام حسن مجتبی (ع) و امام سجاد (ع) به خاک سپردند.آن حضرا هشتصد درهم برای تعزیه و ماتم خود وصیت کرده بود. حضرت صادق فرمودند:پدر فرمود ((ای جعفر،از مال من مقداری وقف کن برای ندبه کنندگان که ده سال در منی در موسم حج بر من گریه کنند،و مراسم ماتم را تجدید نمایند)) آقا و مولایمان امام محمد باقر(ع) در کربلا شرف حضور داشت.شب یازدهم،بازار کوفه، کنار سر های مطهر،اسارت شام و مجلس یزید را دیده است و هر زمان که متذکر شهادت حسین بن علی (ع) و اسارت عمه هایش می شد. اشک از چشم مبارکش مانند دُرّ جاری میگشت.





برچسب ها: ,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

ولادت حضرت

در 17ربیع الاول سال 83 هجری ولادت با  سعادت امام جعفر صادق (ع) در مدینه منوره اتفاق افتاده است.نام مبارک آن حضرت جعفر و کنیه شریفش ابو عبدالله و لقب نورانی حضرت صادق است.پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (ع) و مادر گرامی آن حضرت   ام فروه است که امام صادق (ع) درباره ایشان می فرمایند:مادرم از بانوان با ایمان و پرهیز کار بود،وخدا نیکو کاران را دوست دارد.

امام صادق (ع) هفت پسر و سه دختر داشتند.که عبارتند از امام موسی کاظم(ع)،اسماعیل ،عبدالله،محمد دیباج،علی عریضی،عباس،ام فروه،اسماء،فاطمه.

در شمایل آن حضرت گفته اند:آن حضرت میانه قد و افروخته رو و سفید بدن و کشیده بینی و موهای ایشان سیاه و مجعّد و بر گونه اشان خال سیاهی بود.

شهادت حضرت

امام صادق(ع) در 25 شوال سال 148 هجری در به شهادت رسیدند.در شهادت حضرت،نیمه رجب و و نیمه شعبان و 25رجب را گفته اند. اکثر قریب به اتفاق شهادت آن حضرت را در ماه شوال می دانند.

شهادت آن حضرت به سبب انگور زهر آلودی بود که که منصور به آن حضرت خورانید مدت  امامت آن حضرت 34 سال و عمر شریفشان 65 سال بود.

دوران امامت همزمان با 7 نفر از زمام داران غاصب بود که عبارتند از: هشام بن عبدالملک،ولید بن یزید بن عبد الملک،یزید  بن ولید،ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیه و سفّاح  و منصور دوانقی از بنی عباس.

 

 





برچسب ها: ,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)

ولادت حضرت

بنابر فرمایش امام حسن عسکری (ع)حضرت موسی بن جعفر (ع) در ماه ذی الحجه 127 هجری در((ابواء)) بین مکه و مدینه به دنیا آمد.اسم شریف آن حضرت موسی و کنیه مشهورش ابوالحسن و ابو ابراهیم است.القاب آن حضرت،کاظم و صابر و صالح و امین است. اما لقب مشهورآن حضرت همان کاظم است یعنی:خاموش و فرو برنده خشم.

پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق (ع) و مادر آن حضرت علیا مخدَره حمیدۀ مصفّا است.امام جعفر صادق  فرموده اند:

((حمیده)) تصفیه شده از هر دنس و بدی مانند شمش  طلا است. و پیوسته ملائکه او را حراست و پاسبانی می نمودند.تا به من رسید ،به سبب آن کرامتی که از حق تعالی است برای من و حجت بعد از من.

کمال الدین شافعی  درباره موسی بن جعفر(ع) می گوید:اوست امام کبیر القدر،عظیم الشأن،کثیر التهجَد، مُجدّ در اجتهاد ،مشهور به عبادات،مواظب بر طاعات،مشهور به کرامات.شب را با سجده و قیام به روز می آورد و روز را با تصدق و صیام به آخر می رسانید.

و به سبب حلم بسیار و گذشتش از جرم تقصیر کنندگان  در حقش«کاظم» خوانده شد.آن حضرت در مقابل کسی که به او بدی کرده بود احسان می کرد.وکسی را که به او جنایتی کرده مورد عفو قرار می داد. به جهت کثرت عبادتش «عبد صالح»نامیده شد و به «باب الحوائج الی الله » معروف شد.زیرا که هرکس متوسل به آن جناب شده به حاجت خود رسیده،

دلائل ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجه

1.روایت امام حسن عسکری (ع) که حضرت موسی بن جعفر (ع) در ماه ذی الحجه 127 هجری در((ابواء)) بین مکه و مدینه به دنیا آمدند.

2.ابو بصیر نقل می کند در سالی که حضرت کاظم(ع) متولد شدند من در خدمت امام صادق(ع) به سفر حج رفتم                  (ماه ذی الحجه ایام حج) چون به منزل (ابواء) رسیدیم حضرت برای ما چاشت طلبید، و غذای بسیار و نیکو آوردند،در اثنای خوردن طعام پیکی از جانب (حمیده) عیال  آن حضرت به خدمت آن امام بزرگوار آمد و عرض کرد حمیده می گوید: چون اثر ظاهر شد شما را خبر کنم...پس حضرت شاد و خوشحال برخاست و رفت و بعد اندک زمانی شکفته و خندان برگشت،در حالی که        آستین های خود را بالا زده بود.عرض کردیم خداوند دهان شما را همیشه خندان و  دل شما را شاد گرداند.حال حمیده چگونه است؟ حضرت فرمودند:حق تعالی پسری به من عطا کرد که بهترین خلق خداست...

3.منهال قصاب می گوید:در ایام حج از مکه به قصد تشرف به مدینه بیرون رفتم.هنگامی که به  ابواء رسیدم دیدم خداوند مولودی به حضرت صادق عطا فرموده است. من زودتر از آن حضرت به مدینه وارد شدم و آن حضرت یک روز بعد ازمن وارد شد و سه روز مردم را اطعام کرد..

 4. اگر چه احتمالی بیشتر نیست):در 15 ذی الحجه بنابر مشهور ولادت حضرت هادی (ع) است،و حال اینکه از امام زمان(عج) این دعای شریف منقول است:اللهمَ إنی أسئلک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثَانی و ابنه علی بن محمد المنتخب............

پس کلام امام عصر دلالت بر ولادت حضرت جواد(ع) و امام هادی (ع) در ماه رجب دارد. و بنابر روایت ابن عیاش حضرت هادی(ع) در2 یا 5 رجب متولد شده اند.از طرفی کنیه امام کاظم (ع) ابو الحسن سپس ابراهیم است و کنیه امام هادی (ع) نیز ابو الحسن است.شاید مطالبی که درباره ولادت ابوالحسن (ع) در ذی الحجه ذکر شده مراد امام هادی (ع) نباشد بلکه حضرت                موسی بن جعفر (ع)  باشد . چراکه روایت ولادت حضرت کاظم (ع) در ذی الحجه و ولادت  امام هادی (ع) در ماه رجب است.

مسمومیت حضرت

ایشان را در 23 رجب سال 183 هجری به دستور هارون ملعون در زندان بغداد زهر داده و مسموم شدند.

شهادت حضرت

25 رجب ،در این روز در سال 183 هجری بنابر بر مشهور امام موسی بن جعفر (ع)،در حبس سندی بن شاهک به شهادت رسیدند.هارون ملعون به ظاهر برای زیارت ولی در حقیقت برای دستگیر نمودن موسی بن جعفر (ع) و فرستادن آن حضرت از مدینه به بغداد به مسجد النبی(ص) آمد.

ـ خلفای ظالم در دوران امامت آن حضرت

آن حضرت 20 سال داشتند که امامت به ایشان منتقل شد و مدت 35 سال امامت فرمودند.در این مدت بعد از شهادت امام صادق (ع) مقداری همزمان با ابو جعفر منصور دوانقی بودند که او معترض آن حضرت نشد.

بعد از منصور، قریب به ده سال ایام خلافت مهدی بود،او حضرت را به عراق طلبید و حبس کرد.شبی امیر المؤمنین را در خواب دید که به او فرمود:((فَهَل عَسَیتُم إن تَولّیتُم أن تُفسدوا فی الارضِ و تُقطَّعوا أرحامَکُم)) وقتی بیدار شد مراد حضرت را دانست و حضرت موسی بن جعفر(ع) را از زندان آزاد کرد.

پس از مهدی ،پسرش هادی خواست آن حضرت را محبوس کند  ولی اجل او را محلت نداد،چه این که کمتر از یک سال بیشتر خلافت نکرد.خلافت به هارون که رسید امام (ع) را از زندانی به زندان دیگر فرستاد.تا در سال چهاردهم خلافتش آن حضرت را در سن 55سالگی  به زهر جفا شهید کرد.

غسل و تدفین حضرت

پس از شهادت، بدن شریف حضرت را طبق دستور هارون با جامه های کهنه،جهت اهانت به آن بزرگوار،روی نردبانی گذاردند و چهار حمال به دوش گرفتند.و کسی جلو جنازه صدا می زد((هذا امام الرافضه)) این امام رافضیان است.

امام رضا (ع)قبلا متوجه غسل و کفن و نماز آن حضرت شده بودند.سپس شیعیان آمدند و گل آو ردند و احترام کردند  و در محل فعلی حرم مطهر،بدن آن حضرت را دفن کردند.تعداد فرزندان آن حضرت 37 نفرند،شهادت آن حضرت در 5 یا 6 یا 24 رجب نیز ذکر شده است.

 

 

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه حضرت رضا (ع)

 ولادت حضرت

در روز پنجشنبه 11ذوالقعده سال 148 هجری امام رضا (ع) در شهر مدینه طیبه به دنیا آمدند.در ولادت آن حضرت 11 ذی الحجه و 11 ربیع الاول نیز ذکر شده است.

پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و مادر شان  ام البنین نجمه است.نام مبارکشان علی است و کنیه آن حضرت ابو الحسن است.القاب حضرت سراج الله،نور الهدا، قرة عین المؤمنین،مکیدة الحدین ،کفو الملک،کافی الخلق ،رب السریر،رئاب التدبیر،(به معنای مصلح)،فاضل،صابر،وفیَ،صدیق،رضیَ.

هنگامی که آن حضرت به دنیا آمدند امام موسی بن جعفر (ع) دستور دادند فرزندشان را بیاورند.آن حضرت را در پارچه ای سفید پیچیده و به خدمت پدر آوردند.آن حضرت در گوش راست حضرت رضا (ع) اذان و در گوش چپ آن حضرت اقامه فرمود،و آب فرات به کام مبارک ریخت و سپس به مادر مکرمه اش نجمه (ع)برگردانیدند.

حرکت امام رضا(ع) از مکه به طرف مرو

در 25 ذوالقعده سال 200هجری  امام رضا (ع) از مدینه به سوی مرو حرکت کردند.مامون رجاء بن ضحَاک  را برای آوردن آن حضرت مامور کرد.و به او دستور داد که حضرت را از راه اهواز بیاورد و از  طریق کوفه و قم عبور ندهد.هنگامی که خواستند حضرت را به طرف خراسان حرکت  دهند داخل مسجد رسول خدا (ص) شد تا با آن حضرت وداع کند.و این کار را چند مرتبه انجام داد و هر بار کنار قبر شریف می رفتند و بر میگشتند.صدای مبارک،به گریه ناله بلند بود.جلو رفتم و سلام عرض کردم.حضرت(ع) فرمود :فلانی! مرا زیارت کن چه این که من از جوار جدم رسول خدا (ص) به طرف خراسان می روم و در غربت می میرم و در جنب هارون دفن می شوم.

 من هم به طرف طوس حرکت کردم تا اینکه حضرت به شهادت رسیدند و در جنب هارون دفن شدند . حضرت رضا(ع) می فرمایند:هنگامی که خواستم از مدینه خارج شوم خانواده ام را جمع کردم و به آن ها امر کردم که بر من گریه کنند به گونه ای که من صدای آنان را بشنوم.بعد 12000دینار را بین آنان تقسیم کردم و گفتم:همانا من به نزد زن و فرزندم باز نخواهم گشت.

 

شهادت آن حضرت 

  حضرت ثامن الحجج مولانا  علی بن موسی الرضا(ع)در آخر صفر سال 203 هجری  بنابر اصح دو سال پس از وفات حضرت معصومه(ع) به شهادت رسیدند.سن مبارک آن حضرت 49 یا 51 یا 55 سال بوده است.بنابر نقلی حضرت در 27 صفر به شهادت رسیده اند،ولی مشهور آخر ماه صفر است.در 28 صفر مامون انگور مسموم یا آب انار زهر آلود را به اجبار به حضرت رضا(ع) خورانید.

آزارهای مامون نسبت به حضرت

مامون از آزار وجسارت نسبت حضرت کوتاهی نکرد.و حتی حضرت را جندین ماه در سرخس مقیداً زندانی کرد. پس از ولایتعهدی.ابتدای گرفتاری آن حضرت به خاطر معاشرت،با مامون منافق ملعون بود.

او به حسب ظاهر در تعظیم و احترام  حضرت می کوشید.اما در باطن با آزار و اذیت،حجت خدا را به مرگ خویش راضی نموده بود.

یاسر خادم می گوید:هر جمعه که حضرت از مسجد جامع مراجعت می کرد. با بدنی عرق دار و غبار آلود دست به درگاه الهی بر میداشت و می گفت:«بارالها اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است،مرگ مرا برسان»آن حضرت پیوسته در غم حزن بود تا  در غربت رحلت فرمود.

مامون پس از آنکه یک شبانه روز امر شهادت آن حضرت را کتمان کرد.سراغ محمد پسر امام صادق (ع) و جماعتی  از آل ابو طالب فرستاد تا سلامت بدن امام را ببینند.و پس از آن شروع به گریه و زاری نمود!!

دفن بدن مبارک آن حضرت

پس از غسل و کفن و نماز بر بدن شریف حضرت،که توسط امام جواد (ع) انجام شد آن حضرت را جلو قبر هارون در خانه  حمید بن قحطبه،مکان فعلی دفن کردند.بنابر بعضی روایات مامون از ترس فتنه مردم دستور به دفن شبانه آن حضرت داد.مدت امامت آن حضرت 20 سال بود.سن شریف امام جواد (ع) هنگام شهادت امام رضا (ع) 7سال چند ماه بود.

 

 





برچسب ها: ,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه حضرت جواد (ع)

تولد حضرت

حضرت جواد الائمه (ع)بنابر مشهور در دهم ماه رجب سال 195هجری به دنیا آمده اند.اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است:15 ماه رمضان،17 رمضان،آخر ذی القعده،13 رجب.

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا (ع) و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است،که حضرت رضا (ع) نام ایشان را خیزران نهادند.

نام آن حضرت محمد و کنیه ایشان ابو جعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است. حضرت رضا (ع) آن حضرت را با کنیه یاد می کردند و می فرمودند:«ابو جعفر به من نامه نوشته است» و نامه هایی که از ایشان می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود وهنگامی که امام (ع) میخواستند نامه برای امام جواد(ع) بنویسند،آن حضرت را به بزرگی و احترام خطاب قرار می دادند.و فرمودند: ابو جعفر وصی و جانشین من در خانواده ام بعد از من است. یک روز در زمان کودکی حضرت جواد(ع)، آن را نزد پدر بزرگوارش امام رضا آوردند.آن حضرت فرمود:«این مولودی است که برای شیعه مبارک تر از او به دنیا نیامده است» چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا (ع) گذشته بود ،و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند.و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند.هنگامی که خداوند حضرت جوادالائمه (ع) را به مولایمان رضا(ع) داد،نگرانی و شک و تردید مردم برطرف شد.

شهادت حضرت

ایشان در سال 220  هجری در آخر ذوالقعده به زهر معتصم به شهدت رسیدند.و هنگام شهادت از سن مبارکشان 25 سال و 3 ماه و 12 رو گذشته بود.در شهادت آن حضرت 5 ذی القعده ،11 ذی القعده، 5 ذی الحجه سال 219 هجری ،6ذی الحجه،آخر ذی الحجه  هم گفته شده است.

بعد از شهادت حضرت رضا(ع) مأمون حضرت جواد (ع)را به بغداد طلبید  و دخترش ام الفضل را به آن حضرت تزویج نمود.پس از مدتی که آن حضرت از سوء معاشرت مأمون بسیار ناراحت بودند برای حج به مکه  تشریف بردند.سپس به مدینه رفتند و در آنجا بودند.تا مأمون به درک واصل شد و برادرش معتصم جانشین او شد. معتصم حسادت خاصی نسبت به آن حضرت داشت. و آن امام معصوم(ع) را همراه ام الفضل به بغداد احضار کرد.آن حضرت در حضور اکابر شیعه و ثقات اصحاب خود  در مدینه امام هادی(ع) را  امام بعد از خود معرفی کردند. و ودایع امامت را تسلیم ایشان نمودند.و در 28محرم سال 220هجری وارد بغداد شدند.ام الفضل به تحریک عمویش معتصم،و به قولی جعفر بن مأمون امام (ع) را در سن  سالگی25 مسموم کرد.فرزندان امام جواد این بزرگواران هستند:امام هادی (ع) ،موسی مبرقع،ام کلثوم،حکیمه،خدیجه،أمامه،فاطمه،ابو احمد حسین،ابو موسی عمران،زینب،ام محمد،میمونه.

 

 





برچسب ها: ,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 27 مرداد 1391 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه زندگی امام زمان(عج) از ولادت تا ظهور

سالروز ولادت با سعادت آن حضرت شب جمعه نیمه شعبان سال دویست وپنجاه و پنج هجری می باشد.پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری(ع) و مادر مکرمه اش حضرت نرجس خاتون (ع) است.

حضرت علی (ع) درباره غربت امام زمان (عج) می فرماید:

«صاحب هذالامر،الشرید،الطرید،الفرید،الوحید» صاحب این امر آن کسی است که رانده شده ،طرد شده، یگانه و تنها است .

وداود بن کثیر گوید:از حضرت امام موسی کاظم (ع) درباره امام مهدی (عج) سوال کردم ،فرمود:

«هو الطرید، الوحید،لغریب،لغائب عن اهله......» او (امام زمان علیه السلام) طرد شدهو تنها و غریب، و غائب از

اهل  خود می باشد. و همچنین امام صادق (ع) درباره غیبت حضرتش ناله می زند و می گوید:

سیدی غیبتک  نفت رقادی،و ضیقت علی مهادی،و ابتزت راحة فؤادی،سیدی غیبتک أوصلت مصابی بفجایع الابد.

آقای من ،غیبت تو خواب را ازمن گرفته است،و محل آسایش مرا تنگ کرده،و راحتی قلبم را گرفته،آقای من غیبت تو

مصیبت مرا به درد همیشگی وصل نموده...........

این احادیث شریفه به ما می فهمانند  که آن حضرت غریب است در نتیجه،نباید از او غافل باشیم،سعی کنیم روز وشب

برای فرجش دعا نماییم واین امام غایب را یاری نماییم تا با فرج مقدسش از غربت نجات یابد وخودمان را مورد

توجه او قرار دهیم، وبا هوشیاری کامل،به فرمایش ولی عصر(عج) عمل نماییم که در توقیع خود اسحاق بن یعقوب

فرمود:«.... وأکثروا دعا بتعجیل الفرج ،فإن ذلک فرجکم...» «..برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید،پس براستی که فرج

گشایش شما این است...

پس غمها وشرو بدی با فرج آن امام بر طرف می گردد همانگونه که حضرت علی (ع) می فرماید: ....یذهب الشر

ویبقی الخیر....

....وهمه بدیها و شرارت ها(در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) برطرف می گردد و خیر وشایستگی می ماند

حضرت رضا فرمود: ...وقتی آن حضرت خروج کند،زمین به نور پروردگار، خود روشن ومیزان عدل میان مردم

گذاشته شود،احدی،احدی را ظلم نمی کند .

امام باقر (ع) فرمود:هرکس قائم اهل بیت مرا درک کند،از هر عاهتی . آفتی شفا خواهد یافت و از هر ضعفی  قوی

خواهد شد.ودر ارشاد شیخ مفید آمده است

هرگاه قائم خروج کرد عدل حکم می کند،و به او راه ها ایمن می شود،و زمین برکات خود را بیرون می آورد و

هر حقی به سوی اهل آن حق بر می گردد و باقی نمی ماند اهل دینی مگر آنکه اظهار اسلام کند و اعتراف به ایمان

می کند.

انشاء الله  دوران باشکوه ظهور حضرت مهدی (عج)فرا می رسد وعالم با ظهورش گلستان می شود. با امید واری

کامل  از دعا برای فرج آن حضرت در شب وروز دست بر نداریم وقطب عالم امکان ،حضرت مهدی را یاری نماییم.

منابع

1-بحارالانوار51/120

2-بحارالانوار51/151

3-کمال الدین2/352

4-مکیال المکارم 2/176

5-بحارالانوار52/92

6- بحارالانوار52/321

7- بحارالانوار 52/335

8- بحارالانوار 52/338

9-امام مهدی(ع) از ولادت تا ظهور762

10-اعلام الوری 434

11- به نقل از عقد الدرر:159باب7

12-نجم الثاقب 166

13-نجم الثاقب 177

14-کشف الغمه 524

15-نجم الثاقب 177 به نقل از عیون

16- امام مهدی(ع) از ولادت تا ظهور770

17-از ارشاد مفید 2/384

18-کشف الغمه 2/465





برچسب ها: ,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 27 مرداد 1391 توسط گمنام

                                              بسم الله الرحمن الرحیم 

                                           
                                      زندگینامه امام حسن عسکری(ع)                           

ولادت

امام حسن عسکری(ع) در 8ربیع الثانی جهان را به قدوم خود منور فرمودند. و به روایت مصباح،،تقویم المحسنین  و دروس شهید ولادت حضرت در چهارم این ماه بوده است اقوال دیگری نیز در ولادت آن حضرت وجود دارد که عبارتند از8 ربیع الاول و 10 ربیع الثانی.

پدر آن حضرت  امام هادی (ع) و مادر محترمه اش بانویی است که نامش حدیث یا حدیثه یا سوسن یا سلیل است. محل ولادت حضرت مدینه و مشهور ترین القاب ایشان زکی ، نقی  و کنیه حضرتش ابو محمد است.

آن حضرت را برای زیر نظر داشتن و کنترل رفت و آمدها در محل سکونت سپاهیان ترک تبار دربار عباسی مسکن داده بودند.

و از همین جاست که به آن حضرت (عسکری) می گویند.

مسمومیت امام حسن عسکری  (ع)

امام حسن عسکری (ع) در اثر زهر مسموم شد و بیماری حضرت آغاز گردید. بنابر  قولی شهادت امام حسن عسکری (ع) در سال 260 هجری بوده است.

و به  قولی دیگر در چهارم ربیع الاول وبه قولی دیگر در هشتم ربیع الاو بوده.

شهادت امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری  (ع) در سال 260 هجری در سن 28 سالگی  به دست معتمد عباسی به شهادت رسیدند.معتمدبه عباسیین سفارش میکرد که بر آن حضرت تنگ بگیرند . او و معتزو مهتدی چندین مرتبه امام حسن عسکری  (ع)  را  حبس کردند. آن حضرت 22 ساله بودند که امام هادی  (ع)  به شهادت رسیدند . و مدت امامت آن حضرت شش سال بود. در شبی که فردای آن روز به شهادت رسیدند. نامه های زیادی به مردم مدینه نوشتند. هنگام صبح بعد از آنکه امام عصر(عج) آن حضرت را وضو دادند  و جوشانده ای به حضرتش دادند به شهادت  رسیدند .

وقتی مردم سامرا  با خبر شدند ، همهع بازارها بسته شد و مردم در کنار منزل حضرت جمع شدند .  وزراء  واتباع خلیفه و بنی هاشم و علویات داخل منزل بودند .

امام زمان (عج) آن حضرت را غسل داده وبعداز کفن آن حضرت،بدن مطهر را جهت نماز آوردند . جعفر برادر حضرت جلو آمد که بر بدن مبارک نماز بخواند که طفلی گندم گون ،پیچیده موی، گشاده دندان مانند پاره ماه بود از حجره بیرون آمد و ردای جعفر را کشید  و او را آز آن مکان دور کرد و  بر پدر بزرگوارش نماز خواند.و  آن حضرت را نزد قبر پدر بزرگ وارش حضرت هادی  (ع) دفن نمودند.

جعفر این واقعه را برای معتمد نقل کرد همه جارا در جستجوی حضرت گشتند ولی اثری از آن حضرت ندیدند.





برچسب ها: ,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 27 مرداد 1391 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم


زندیگنامه امام هادی (ع)

ولادت امام هادی (ع)

امام هادی (ع) بنابر مشهور ر 15 ذی الحجه در سال 212 یا214 هجری در قریه صریا نزدیکی مدینه به دنیا آمد.ولادت آن بزرگوار  در 27 جمادی الاخر و 1و2و3و5و8 و13 رجب و27و29 ذی الحجه هم نقل شده.

نام مبارک آن حضرت ((علی)) نام پدرشان جوادالائمه (ع) و نام مادرشان سمانه مغربیه معروف به سیده است.کنیه شریفش   ابو الحسن ثالث  است . القاب حضرت : نجیب ،مرتضی، هادی،نقی،عالم ،فقیه، امین،موئتمن ،الطبیب،عسکری، فقیه عسکری

و ابن الرضا.

شهادت امام هادی (ع)

شهادت امام علی النقی (ع) در سال 254 هجری بنابر مشهور در سن 41 سالگی بوده است .مرحوم کلینی شهادت آن حضرت را در 26 جمادی الاخر نقل فرمده اند. و قول 25 جمادی الاخر هم نقل شده. مشهور بر این است که آن حضرت 6یا8سال و 5ماه داشت که پدر بزرگوار ایشان  جواد الائمه (ع) به شهادت رسیدند.و آن حضرت به منصب کبرای امامت و خلافت عظمی رسیدند. ایام حیات امام هادی (ع) مصادف بود با خلافت بنا حق مأمون ،معتصم،واثق،متوکل،منتصر،مستعین،مستعز لعنه الله علیهم.و آخرالأمر معتز آن حضرت را با زهر شهید کردند.

مدت عمر مبارک آن حضرت 41 سال وچند ماه بود.13 سال در مدینه اقامت فرمودند،و بقیه ایام امامت خویش را به اجبار متوکل در سامرا بودند.حاکم مدینه به متوکل نوشت که اگر تورا به مکه و مدینه حاجتی است علی بن محمد (ع) را ازاین دیار بیرون ببر که همه را مطیع خود ساخته است . در مدینه اسباب اذیت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوکل زیاد کردند.

تا زمانی که آن حضرت را به سامرا بردند. و جسارتها کردند.تا اینکه معتز آن حضرت را شهید کزد.امام عسکری (ع) غسل و کفن و نماز بر  پیکر مطهرشان را بجا آوردند.و بعدا به ظاهر این امورات توسط دیگران انجام شد. و ایشان را در منزل خود در مکان فعلی حرم مطهر دفن نمودند.





برچسب ها: ,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 35
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 14
بازديد ماه : 197
بازديد سال : 1394
کل بازديدها : 33167
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6