X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
آسمانی ها - زندگی نامه امام حسن (ع)
زندگی نامه امام حسن (ع)
2 زندگی,نامه امام,حسن,ع,ازدواج,علی,و فاطمه,زندگینامه حضرت محمد,ابوالقاسم,خصوصیات,ولادت پیامبر,غسل,و نماز,بر,بدن,پیامبر
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 17 فروردین 1392 توسط گمنام

زندگینامه حضرت محمد(ص)

ولادت

به اتفاق علمای شیعه،در این روز هنگام فجر روز جمعه 17 ربیع الاول  در مکه معظمه  ولادت با سعادت حضرت سید الأنبیاء محمد مصطفی (ص) واقع شده شده است. ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.

نام آن حضرت محمد(ص)، و کنیه ایشان ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله، و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.هنگام ولادت، نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع می گشت.نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز  لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.

ملائکه مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام آن حضرت یافتند، و رضوان خادم بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریق ها و تشت های طلا و نقره و زمرد بهشت حاظر کردند و برای حضرت آمنه شربت ها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آب های بهشت غسل دادند و به عطرهای  فردوس معطر کردند.

معجزات ولادت آن حضرت

در روز ولادت آن حضرت هر بتی که در هرجای عالم بود به رو در افتاد و چهارده کنگره از ایوان کسری فرو ریخت . دریاچه ساوه که آن را می پرستیدند خشک و بدل به نمکزار شد. در وادی ساوه که سالها بود کسی در آن آب ندیده بود آب جاری شد. آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و ساحران همه باطل شد. و طاق کسری از میان به دو نیم شد که تا امروز نمایان است.

هنگام ولادت آن حضرت این ندا از آسمان شنیده شد: (( جاء الحقَ و ذهق الباطل، إنَّ الباطل کان زهوقا)).

خصوصیات حضرت

هرگز مگس بر بدن مبارک آن حضرت نمی نشست، هرگاه  چشم مبارکش خواب بود دلش بیدار بود. و می دید و می شنید چنانکه در بیداری می شنید. حضرت از قفای خود چنان می دید که از پیش روی میدید.

بر هر حیوانی که سوار می شد هرگز پیر و لاغر نمی شد. آن حضرت حماری به نام یعفور داشتند. هر زمان که فرمان می داد فلان مرد را حاضر کن، به در خانه اش می رفت و سر بر در می کوفت و به اشاره او را حاضر می کرد.

از خصوصیات ولادت پیامبر (ص) آن بود که ختنه کرده و ناف بریده و پاک از آلایش خون و غیره متولد شد. همچنین در وقت ولادت از پا به زیر آمد نه از سر.هنگام ولادت رو به کعبه به سجده افتاد، و چون سر از سجده برداشت دست بسوی آسمان بلند کرد و به وحدانیت خدا و رسالت خود اقرار نمود، و سپس نوری از او ساطع گردید که مشرق و مغرب عالم را روشن نمود.

معجزات حضرت

پیامبر (ص) معجزات بسیاری داشتند که از جمله آنه نمونه های زیر است:

1. مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران.

2. سخن گفتن پیامبر (ص) با حیوانات.

3. آگاهی بر همه لغت ها و قدرت سخن گفتن به همه آنها.

4.  مهر نبوت بر پشت مبارکش جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زیادتی کی کرد.

5. آب از میان انگشتان مبارکش جاری شد، به قدری که جمعی سیراب شدند.

6. سنگریزه در دست مبارکش تسبیح می گفت و مردم می شنیدند.

7. وجود مقدسش در آفتاب سایه ای نداشت.

8. هرگاه آب دهان مبارک را به چاهی می افکند در آن چاه برکت به هم می رسید و پر از آب می شد.  آب مبارک را به هر صاحب دردی  می مالید شفا می یافت.

9.  دست مبارک پیامبر (ص) به هر طعامی که می رسید با برکت می شد و از طعام کم، جماعت را سیر می کرد.

10. هرگاه بر زمین نرم راه می رفت جای پایش نمی ماند،و هنگامی که بر سنگ سخت راه می رفت اثر پای مبارکش می ماند.

روز ولادت حضرت روز شریف و با برکتی است که از قدیم الایام صالحین از آل محمد (ص) حرمت نگه داشته اند، و حق این روز را ادا کرده و روزه گرفته اند. کسی که 17 ربیع الاول را روزه بگیرد خداوند متعال ثواب یک سال روزه را به او می دهد. در این روز صدقه دادن و زیارت مشاهد مشرفه و انجام خیرات و مسرور کردن اهل ایمان مستحب است.

ازدواج حضرت

پیامبر (ص) 15 سال قبل از بعثت در 10 ربیع الاول با حضرت خدیجه کبری (ع) ازدواج نمودند. از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم می شود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش، علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجاراتی که داشت، به عقل و کیاست نیز مزیت داشت  و در آن زمان او را طاهره، مبارکه،سیده نسوان و ملکه بطحاء می گفتند.او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را می کشید و همیشه از علماء علائم نبوت آن حضرت را جویا می شد.  هنگامی که خدمت پیامبر (ص) شرفیاب شد، اول از مهر نبوت سوال کرد و آن را زیارت کرد و اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام (ص) و کمال محبتش بیه آل عبد المطلب مشهور است که کاشف از علم و محبت و ادب او است. در همان روزی که حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه (ع) ایمان آورد.

حضرت خدیجه (ع) از مال و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت او بود و هر روز اموال او زیاد تر می شد. بر بام خانه او قبّه ای از حریر سبز با طناب های ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.

افراد زیادی مانند عقبه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هریک چهار صد کنیز و غلام داشتند، و ابو جهل و ابو سفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند. ولی آن حضرت قبول نفر مودند و هیچ شوهری اختیار نکردند و باکره و عذراء بودند تا سرانجام خودشان در سن 25 یا 28 سالگی پیشنهاد ازدواج به    پیامبر (ص)  دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاص انجام شد.

خداوند دو پسر به نام نام های قاسم و عبد الله که به آنه طیب و طاهر هم می گفتند، به آن دو بزرگوار عنایت فرمود و تنها دخترشان فاطمه (ع) بود، و دیگران دختر خوانده های پیامبر (ص)  و دختران خواهر خدیجه (ع) بودند که بعد از فوت پدرشان حضرت خدیجه (ع) احتیاجاتشان را بر آورده می کرد تا اینکه مادرشان ، هاله فوت کرد که تحت سرپرستی پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (ع) در خانه خدیجه (ع) قرار گرفتند. لذا در بین مردم مشهور شد که آنها دختران رسول خدایند(ص).

در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر صدیقه طاهره (س)  ام الأئمه معصومین (ع) و همسر  امیر المونین (ع) ، و جده حضرات معصومین (ع) است.

حضرت خدیجه (ع) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (ص) زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود پیامبر (ص) همسر دیگری اختیار ننمود. همچنین حضرت خدیجه (ع) جمیع اموال خود را به پیامبر (ص) واگذار نمود.

عایشه می گوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه(ع) را به خیر یاد نکند، چندان که یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسو الله ، تا کی خدیجه را یاد می کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده!  خداوند بهتر از اورا ( منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرده! پیامبر (ص) از سخن من در غضب شد و فرمود: نه بخدا قسم! بهتر از خدیجه نصیب من نشده . به من ایمان آورد هنگامی که همه کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد  در وقتی که مردم مرا از خود دور می کردند. خداوند متعال از خدیجه(ع) کبری به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرار داد.    

 

 

 

 

 

بعثت پیامبر (ص)

مبعث مبارک پیامبر (ص) در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر (ص) در 27 رجب بوده است . این روز یکی از اعیاد بزرگ است، و روزی است که حضرت رسول (ص)به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل (ع) بر پیامبری آن حضرت نازل شد. غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 ماه رمضان و بعضی در 12 ربیع الاول می دانند.

در این روز صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیرالمونین (ع) وارد شده است.

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء(ع) می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز، بسیاری بت می پرستیدند: بت سنگی، چوبی ،فلزی، و گاهی از جنس خرما.  دختران را زنده به گور می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ و خون ریزی بودند. دنیا غرق در ضلالت و گمراهی بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات  و سرور کائنات حضرت محمد بن عبد الله (ع) گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود،  و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی  را با آداب و مراسمی خاص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

طبق بعضی روایات هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ، ایشان را فرا گرفته بود، به حدی بود که هیچکس را یارای آن نبود که حضرت را نظر کند. از کنار هر درخت و گیاه و سنگ که   می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند: (( السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا رسو الله)).

هنگامی که آن حضرت وارد خانه خدیجه (ع) شدند،  از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور گشت، خدیجه (ع) عرض کرد: (( ای محمد، این چه نور است که از شما مشاهده می کنم))؟ آن حضرت فرمودند: (( این نور پیامبری است)). سپس خطاب به حضرت خدیجه(ع) فرمودند: بگو: (( لا اله الا الله محمد رسوالله )). خدیجه (ع) عرض کرد: سالها است که من پیامبری شما را می دانم.سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر (ص) شهادت دادند.

در این هنگام آن حضرت فرمودند: (( ای خدیجه، احساس سرما می کنم. جامه ای بر من بپوشان)). حضرت جامه بر خود کشید و خوابید.از جانب حق تعالی ندا رسید: { یا ایها المُدّثَّر، قُم فأنذِر و رَبَّکَ فَکَبَّر ...}: ای جامه به خود پیچیده، برخیز و مردم را بترسان از عذاب پروردگار خود، و تکبیر بگو و پروردگارت را زیاد یاد کن)). آن حضرت برخاست و انگوش در گوش مبارک گذاشت و فرمود: (( الله اکبر، الله اکبر)) پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.

پیامبر(ص) سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آم و عرض کرد: (( خداوند متعال فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی)). سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.

شهادت رسول خدا(ص)

شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبد الله (ص) در 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی به وسیله سمّ بوده است، و طبق روایاتی آن دو زن ایشان را مسموم کرده اند!

در 24 صفر بیماری حضرت محمد (ص) شدت یافت. پیامبر (ص) هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد پیامبر (ص) حاضر نمودند. پیامبر (ص) روی مبارک خویش را از آنان برگردانید و فرمود: (( حبیبم را نزد من حاضر کنید)) سپس دنبال علی بن ابی طالب (ع) فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و کلماتی به ایشان فرمود.  هنگامی که علی بن ابی طالب (ع) از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبکر به او گفتند: (( خلیلت به تو چه گفت))؟ فرمود: (( هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز می شود)).

وصایای پیامبر(ص)

پیامبر (ص) در لحظات  آخر عمر خود وصیت هایی به امیرالمونین (ع) فرمودند: و جبرئیل و میکائیل و ملائکه  مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبر (ص) می فرمود و امیر المونین (ع) می شنید این بود: (( حقت را می برند و خُمست را غصب می کنند و پرده احترامت(حرمتت) را می درند و محاسنت به خون سرت رنگین می شود)).

امیرالمونین (ع) می فرمایند: (( هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و با صورت روی زمین افتادم)). بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا (س) و حسنین(ع) فرمودند.  سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمونین (ع) تحویل داده شد.

غسل و نماز بر بدن پیامبر (ص)

امیرالمونین (ع) پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نمازخواندند. مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند و در فکر نماز بر پیامبر (ص) و دفن آن حضرت بودند. امیرالمومنین(ع) آمدند و فرمودند: (( رسول خدا (ص) امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش))  ، کنایه از این که برای نماز بر آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم.  در این هنگام مردم دسته دسته وارد می شدند و بدون امام آیه { إن الله و ملائکته یُصلون علی النّی، یا  ایها الذین آمنو صلّوا علیهِ وسلَّمو تسلیماََ}  را سه بار می گفتند و  بیرون می آمدند.

دفن بدن مبارک پیامبر (ص)

 بعد حضرت مولی الموحدین(ع) فرمودند: خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من حضرت را در حجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم. و آن حجره، حجره حضرت زهرا (س) بود، که دلیل بر این مطلب زیاد است.

 امیر المونین (ع) با کمک دیگران قبری حفر کردند  و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پیامبر (ص) را باز کرد و گونه راست را  بر زمین گذاشته  درِِ لحد را بستند و خاک روی آن ریختند.

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 26 اسفند 1391 توسط گمنام

ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا(س)

در 18 ذی الحجه سال 2 هجری آقا و سرور ما خاتم الانبیاء (ص) علی (ع) را به سیده نساء العالمین فاطمه زهرا بتول (س)  تزویج فرمود. این ماجرا بعد از رجوع از جنگ بدر در روز سه شنبه 6 ذی الحجه واقع شده است. امام صادق (ع) می فرماید: (( اگر خداوند متعال امیرالمومنین(ع) را خلق نمی کرد، در تمام زمین انسانی که کفو و شایسته همسری با فاطمه (س) باشد یافت نمی شد))، از آدم ابوالبشر و بعد از او.

خواستگاری از فاطمه (س)

هنگامی که سن مبارک بتول عذرا حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) نه سال کامل شد، از اطراف و اکناف اهل مدینه و عظمای قبایل و رؤسای عشایر و صاحبان مکنت و ثروت به خواستگاری حضرت آمدند.  عده ای از منافقین هم این جرئت را به خود دادند که با کمال بی شرمی به خواستگاری آن حضرت بیایند.

هنگام خواستگاری بعضی از آنها رسول اکرم (ص) بسیار ناراحت شدند.و به عده ای از منافقین که اعتراز کردند ، فرمودند: (( من شما را رد نکردم، بلکه خدا شما را رد کرده و امر فاطمه(س) از جانب خداوند متعال معین می شود)). آنان غافل از این بودند که این گوهر گرانبها را خداوند در سایه عزت و حراست حفظ نموده  و او را در خور استعداد ابناء دنیا از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است، بلکه او را برای وصی پیامبر(ص) علی بن ابی طالب (ع) ذخیره فرموده است.

از امام حسین(ع) روایت شده که فرمود: روزی حضرت رسول (ص) در خانه ام سلمه بود. فرشته ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد  که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بو. او عرض کرد: من صرصائیلم. خداوند مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم: (( نور را با نور تزویج کن)). حضرت فرمود: (( چه کسی را با چه کسی))؟ گفت: (( فاطمه را با علی بن ابی طالب)). لذا پیامبر(ص) فاطمه (س) را در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل به عقد علی (ع) در آورد و این عقد در زمین بود.

در این هنگام پیامبر(ص) به شانه های صرصائیل نگریست و دید نوشته است: (( لا اله الا الله، محمد رسوالله، علی بن ابی طالب مقیم الحجه)).فرمود: ای صرصائیل، از کی این جمله بین شانه های تو نوشته شده است؟ دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند متعال دنیا را بیافریند.

مراسم عروسی

هنگامی که حضرت فاطمه(س) در شب ازدواج به خانه علی (ع) می بردند، پیامبر(ص) از جلو ایشان ، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ ایشان، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حرکت می کردند  و در آن حال خدا را تسبیح می گفتند و تقدیس می کردند، و این تسبیح و تقدیس آنه تا طلوع فجر ادامه داشت.

جبرئیل زمام ناقه ای که آن حضرت را می بردند و اسرافیل رکاب و میکائیل دنبال  آن را گرفته بود، و پیامبر(ص) جامه ی فاطمه (س) را منظم می کرد، و هفتاد هزار نفر ملک با دیگر فرشتگان تکبیر می گفتند، ام به حسب ظاهر سلمان ناقه را گرفته بود و حمزه و عقیل و جعفر (ع) از اهل بیت از قفای حضرت فاطمه (س) و بنی هاشم با شمشیر های کشیده می آمدند،و همسران پیامبر(ص) از پیشرو می آمدند.

پیامبر(ص) آنها را به مسجد طلبید و دست فاطمه (س) را در دست علی (ع) نهاد و فرمود: (( بارک الله فی ابنه رسوالله)) ، و نیز فرمود : (( هذه ودیعتی)) ، و بعد از مراسمی مخصوص، پیامبر(ص) در حق آنها و نسل ایشان دعا کرد. سپس فرمود: (( مرحبا به بحرین یلتقیان و نجمین یقترنان)).

سپس پیامبر (ص) نزد ایشان بیرون آمد و چهار چوب در را گرفت و فرمود: ((طهَّر کما الله  و طهَّر نسلکما،انا سلمُ لمن سالکما و حربُ لمن حاربکما، أستودعکما الله و أستخلفه علیکما)).

آنگاه همه به منزل خود رفتند  و از زنان جز اسماء کسی نزد غاطمه (س) نماند، و این به خاطر وصیت حضرت خدیجه (ع)  که هنگام وفات گریست  و از اسماء عهد و پیمان گرفت که در شب عروسی حضرت فاطمه (س) آن حضرت را تنها نگذارد.  اسماء  هم به عهد خود وفا کرد، و چون ماجرا را برای پیامبر (ص) نقل کرد، آن حضرت یاد خدیجه (ع) کرد و گریست و در حق اسماء دعا کرد.

مهریه حضرت زهرا

در مقدار و نوع مهریه آن حضرت روایات مختلفی شده است:

-  یک لباس مشکی بلند و یک پوست گوسفند و مقداری عطر

-  یک لباس نرم وملایم و یک زره و زیر اندازی از پوست قوچ

-  یک لباس نرم وملایم مشکی بلند و یک زره حطمی.

-  چهار صد و هشتاد درهم.

-  چهار صد مثقال درهم.

پانصد درهم، که علامه مجلسی و ابن شهر  آشوب (ره) می فرمایند: اصحّ اقوال همین قول است.

-  زره حطمی که ارزش آن سی درهم بود.

-  درع حطمی و پوست قوچ یا میش.

-  یک شتر.

-  یک پنجم زمین، پیامبر (ص) فرمود: (( در آسمان معین شده که مهریه آن حضرت یک پنجم زمین است. پس هرکه در زمین راه برود در حالی که با او و فرزندانش دشمن باشد، قدم زدن او تا روز قیامت در زمین حرام است)) .

-  امام باقر (ع) فرمود: مهر فاطمه یک پنجم زمین و دو سوم بهشت است، و در زمین چهار نهر فرات، نیل، نهروان و بلخ برای حضرت فاطمه(س) است. خداوند به پیامبر(ص) فرمود: (( ای محمد، تو فاطمه را به مهریه پانصد درهم به ازدواج علی درآور تا سنتی در بین امت تو باشد)).

ولیمه عروسی

اثاث منزل و ولیمه عروسی حضرت زهرا(ع) چنین بود که پیامبر (ص) به امیرالمومنین (ع) فرمود: (( زره خود را بفروش)). آن حضرت زره را فروخت و در خدمت پیامبر(ص) آورد. پیامبر(ص) مقداری را جهت تهیه غذای عروسی به ام سلمه دادند . بنابر روایات، نصف از لوازم غذا را پیامبر(ص) و نصف دیگر را امیر المومنین(ع) تهیه نمودند.

جهازیه حضرت زهرا(س)

مقداری را هم به بلال و عمار دادند  که از بازار لوازم خانه را خریداری کنند. یک پیراهن، یک عدد روسری،قطیفه سیاه خیبری یا عبای سیاه، پرده نازک پشمی، یک عدد حصیر از بافته های قریه هجر، آسیای دستی، یک عدد طشت مسی، مشک برای آب آوردن، کاسه ای سفالین، مشکی مخصوص خنک کردن آب، ابریقی که طرف بیرونش رنگ شده بود، کوزه سفالین، پوست گوسفند.

امیرالمومنین (ع) می فرماید: در آن شب که دختر پیامبر(ص)  به خانه من آمد، بسترمان جز یک پوست گوسفند نبود.

در جای دیگر از آن حضرت نقل شده که فرمود: من با فاطمه (س) در حالی ازدواج کردم که جز یک پوست گوسفند چیزی نداشتیم که شب بر روی آن می خوابیدیم و روز علوفه شترمان را بر روی آن می ریختیم و خدمتگذاری در خانه نداشتیم.

در روایتی دیگر می فرماید: پیامبر(ص) به خانه ما آمد در حالی که ما بر روی خود قطیفه ای انداخته بودیم که اگر از طول، آن را به روی خود می کشیدیم، پهلویمان خالی میشد و اگر از عرض می انداختیم سر و پاهایمان بدون روپوش می ماند.

بعضی از اهل سنت نقل کرده اند : هنگامی که فاطمه(س) به خانه علی (ع) رفت، در خانه آن حضرت جز ریگ پهن شده، کوزه سفالین، بالش و ظرفی برای آب نیافت.

عروسی و شرکت کنندگان

در بعضی روایات آمده است که 29 یا 30 روز بعد از خرید، امیر المونین (ع) صبر کرد تا اینکه  جعفر و عقیل(ره) به آن حضرت گفتند: از پیامبر(ص) بخواه که همسرت را به خانه بیاوری. بعضی از همسران پیامبر(ص) گفتند: ما از پیامبر(ص) خواهش می کنیم  که شما همسرت را بیاوری.

پیامبر(ص) فرمود: (( ما انتظار داریم خود او بیاید و از ما درخواست کند)). امیرالمونین (ع) می فرماید: عرض کردم: (( حیا مانع من می شود)). پیامبر(ص) اجازه مجلس عروسی و ولیمه را فرمودند، و به امیرالمونین (ع) فرمدند: (( هرکس را دوست داری دعوت کن)). زنان به کار زن ها و امیرالمونین(ع) و عمار و بلال و چند نفر دیگر به کار مجلس مرد ها که در مسجد بود ، می رسیدند.

اصحاب با هدایای خود در جشن عروسی آن دو نور الهی شرکت کردند، و از ولیمه عروسی که به دستور پیامبر(ص) فراهم آمده بود، میل کردند. در آن مجلس 4000 نفر از آن طعام خوردند و پیامبر(ص)  غذایی برای امیر المونین (ع) و فاطمه (س) فرستاد، در حالی که چیزی از  آن غذا کم نشد و همچنان بجای ماند، با وجود اینکه سه روز از آن تناول می کردند.

شب با مراسمی مخصوص،حسب الامر پیامبر(ص)  آن دو بزرگوار را به حجره ام سلمه آوردند. ام سلمه می گوید: هنگامی که خورشید غروب کرد، پیامبر(ص)  فرمود: (( فاطمه را بیاور)). من رفتم و دست فاطمه (س) را گرفته در حالی که لباسش بر زمین کشیده می شد و از خجالت و شرم عرق از چهره اش جاری بود، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش آوردم. هنگامی که خدمت آن حضرت رسید، از شدت خجالت پایش لغزید. پیامبر(ص)  فرمود: (( خداوند تو را از لغزش های دنیا و آخرت نگه دارد)).

هنگامی که پیش روی آن حضرت قرار گرفت، چادر را از صورت فاطمه (س) کنار زد تا علی چهره او را ببیند. سپس دست او را در دست علی (ع) قرار داد و این گونه بود که زندگی نورانی آغاز شد.

ثمره ازدواج نورانی

ثمره این ازدواج مبارک و نورانی و الهی پنج فرزند بود. دو امام معصوم (ع)، آقا و مولایمان حضرت مجتبی (ع) و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله (ع)، دو دختر حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری (س) و جناب ام کلثوم (س)، که این فرزندان در زمان حیات پیامبر(ص)  در مدت 9 سال به دنیا آمدند. آخرین فرزند ایشان حضرت محسن (ع) بود که بعد از شهادت پیامبر(ص) به مدت چند روز به وسیله ضربه های پشت در و دیوار و کتک های منافقین و ظالمین به شهادت رسید. حضرت فاطمه (س) نه سال و 75 روز یا 95 روز در منزل امیرالمونین (ع) زندگی کرد تا آنکه بعد از شهادت حضرت محسن (ع) به شهادت رسید.

ازدواج آسمانی

بین ازدواج آن حضرات  در آسمان و تزویج آنها در زمین چهل روز فاصله بود . در اول یا ششم ذی الحجه در حالی که طرف ایجاد عقد خداوند متعال و طرف قبول جبرئیل و خطبه خوان راحیل بود. شاهدان حاملان عرش و 70 هزار نفر از فرشتگان بودند. نثار کننده این عروسی رضوان خزانه دار بهشت، و آنچه  نثار شد ، درّ و یاقوت و مرجان، و حجله دار این زفاف اسماء یا ام ایمن بود و نتیجه این ازدواج ائمه اطهار(ع).

اقوال در روز ازدواج حضرت

عقد در ربیع الاول و ازدواج هم در ربیع الاول، عقد در اول ذی الحجه و ازدواج هم در ششم ذی الحجه بعد از جنگ بدر، عقد در چند شب باقی مانده از صفر و ازدواج در ذی الحجه، عقد در محرم و ازدواج در ذی الحجه ، عقد در اول ذی الحجه سال دوم حجرت، یا در 25 ذی الحجه، یا سه روز مانده از ماه صفر سال 2 هجرت، یا در 15 رجب پنج ماه پس از هجرت، و ...

 

 





برچسب ها: ,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 5 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه امام حسن (ع)

ولادت حضرت

شب نیمه رمضان سال سوم هجری  دومین امام شیعیان،حضرت ابو محمد حسن بن علی بن ابی طالب (ع) در شهر مدینه به دنیا آمدند.

القاب آن حضرت:سید،سبط،امین،اثیر،حجت،برّ، نقی، تقی، زکی، مجتبیٰ،زاهد.

رنگ مبارکش سرخ وسفید،دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود.گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود.گردن مبارک در نور و صفا مانند نقره صیقل زده،میانه بالا و شانه هایی گشاده داشت. و از همه مردم خوشروتر بود.خضاب بسیار می کرد و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.

در روز هفتم ولادت آن حضرت ، مادرش فاطمه زهرا (س) آن مولود مبارک را در پارچه ای حریری که جبرئیل (ع) آن را برای پیامبر(ص) از بهشت آورده بود،پیچید و خدمت رسول  گرامی (ص) آورد، و حضرت نام مبارکش را ((حسن )) نهاد. و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.

شهادت حضرت

  در هفت صفر سال 50 هجری امام مجتبیٰ (ع) در سن 47 سالگی در مدینه به شهادت رسیدند. ولی بین علمای امامیه شهادت حضرت 28 صفر ماه صفر است.

رسول خدا (ص) درباره حضرت مجتبیٰ (ع) فرموده اند: کسی که بر او بگرید کور نمی شود روزی که چشم ها نمی بیند، و کسی  که بر آن حضرت محزون باشد دلش محزون نمی شود، روزی که دل ها محزون است، و کسی که  حضرت را در بقیعش زیارت کند قدمش بر صراط ثابت می ماند روزی که قدم ها بر صراط می لغزد... .

نسب شریف  آن حضرت (ع)

از طرف مادر، جدشان خاتم الانبیاء و المرسلین محمد بن عبد الله (ص)،جده شان جناب خدیجه بنت خویلد              ام المؤمنین (س) است.

از طرف پدر، جدشان سید بطحا حضرت ابو طالب (ع) ، جده شان جناب فاطمه بنت اسد (ع) است .

پدر: مولی الموالی امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) . مادر : سیده النساء فاطمه زهراء (س) برادرانی مانند: حضرت سید الشهدا (ع) و ابا الفظل العباس (ع) و خواهرانی همچون زینب کبری و ام کلثوم (ع).

بعضی از صفات حضرت  

در جود و سخاوت زبان زد همگان بود، به حدی که در طول عمر شریف سه بار مالشان را ـ  حتی کفش خود راـ  در راه خدا تقسیم کردند.

حلم و صبر آن حضرت تعجب همه را بر انگیخته بود. مروان با آن بغض و عنادی ای که داشت بعد از تیر باران شدن جنازه می آید و تابوت آن حضرت را به دوش می کشد. هنگامی که امام حسین (ع) از او سؤال می کند: تا دیروز غیظ و کینه او را داشتی و امروز تابوت او را به دوش می کشی؟ در پاسخ می گوید: با کسی این کار ها را کردم که حلم او برابر با کوه ها بود.

عمر شریف آن حضرت

مشهور طبق روایت حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) عمر شریف آن حضرت (ع) 47 سال و چند ماه بوده است.

شهادت حضرت

بعد از آتش بس بین حضرت (ع) و معاویه ، امام (ع) به مدینه برگشتند و ده سال در آنجا بودند تا اینکه معاویه جعده دختر اشعث کندی آن حضرت را مسموم کرد.

مدت مسمومیت حضرت چهل روز طول کشید. هنگامی که ارتحال  حضرت نزدیک شد امام حسین (ع) بار دیگر فرزندان امیر المؤمنین (ع) را طلبیدند، و ودایع امامت و کتب رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین و سلاح آن حضرت را به امام حسین سپردند

و به آن چه امیر المؤمنین (ع) به آن حضرت وصیت فرموده بودند اهل بیت و شیعیانش را وصیت فرمود که امام بعد از من برادرم امام حسین(ع)  است ، دستور اتش  را اطاعت کنید و از مخالفت با او بپرهیزید.

سپس فرمود: شما را به خدا می سپارم و او خلیفه من بر شما است، چشمان مبارک خود را بست و دو دست و پا را دراز کرد. و از دنیا رفت در حالی که می فرمود: لا اله الا الله.

صدای گریه و ناله از منزل حضرت بلند شد،و مدینه از ناله و زجه مانند روزی شده بود که رسول خدا (ص) از دنیا رفت.  برادران،اولاد، شیعیان صدا به نوحه و ناله بلند کرده، امام حسین در حالی که اشک می ریخت  متوجه غسل و حنوت و کفن برادر شدند، سپس بر آن مظلوم نماز خواندند و  جنازه را برای تجدید عهد با رسول خدا(ص)  به طرف روضة منورة نبویه بردند و آن وقایع اتفاق افتاد. بدن را به بقیع آوردند، امام حسین (ع) داخل قبر شد و بدن برادر را دفن کرد و هنگام خروج از قبر در حالت گریه می فرمود: ءأدهن رأسی أم أطیب محاسنی و رأاسک معفور و انت سلیب؟ بکائی طویل  و  الدموع  العزیزه و  انت  بعید  و  المزار  قریب

                             

                             

 

 

             





برچسب ها: ,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 19
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 206
بازديد ماه : 5167
بازديد سال : 18201
کل بازديدها : 49974
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 0
تعداد نظرات : 6