X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
آسمانی ها - زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)
زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)
زندگی,نامه,امام,موسی,بن جعفر,زندگینامه حضرت محمد,ابوالقاسم,خصوصیات,ولادت پیامبر,غسل,و نماز,بر,بدن,پیامبر
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 17 فروردین 1392 توسط گمنام

زندگینامه حضرت محمد(ص)

ولادت

به اتفاق علمای شیعه،در این روز هنگام فجر روز جمعه 17 ربیع الاول  در مکه معظمه  ولادت با سعادت حضرت سید الأنبیاء محمد مصطفی (ص) واقع شده شده است. ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.

نام آن حضرت محمد(ص)، و کنیه ایشان ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله، و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.هنگام ولادت، نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع می گشت.نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز  لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.

ملائکه مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام آن حضرت یافتند، و رضوان خادم بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریق ها و تشت های طلا و نقره و زمرد بهشت حاظر کردند و برای حضرت آمنه شربت ها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آب های بهشت غسل دادند و به عطرهای  فردوس معطر کردند.

معجزات ولادت آن حضرت

در روز ولادت آن حضرت هر بتی که در هرجای عالم بود به رو در افتاد و چهارده کنگره از ایوان کسری فرو ریخت . دریاچه ساوه که آن را می پرستیدند خشک و بدل به نمکزار شد. در وادی ساوه که سالها بود کسی در آن آب ندیده بود آب جاری شد. آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و ساحران همه باطل شد. و طاق کسری از میان به دو نیم شد که تا امروز نمایان است.

هنگام ولادت آن حضرت این ندا از آسمان شنیده شد: (( جاء الحقَ و ذهق الباطل، إنَّ الباطل کان زهوقا)).

خصوصیات حضرت

هرگز مگس بر بدن مبارک آن حضرت نمی نشست، هرگاه  چشم مبارکش خواب بود دلش بیدار بود. و می دید و می شنید چنانکه در بیداری می شنید. حضرت از قفای خود چنان می دید که از پیش روی میدید.

بر هر حیوانی که سوار می شد هرگز پیر و لاغر نمی شد. آن حضرت حماری به نام یعفور داشتند. هر زمان که فرمان می داد فلان مرد را حاضر کن، به در خانه اش می رفت و سر بر در می کوفت و به اشاره او را حاضر می کرد.

از خصوصیات ولادت پیامبر (ص) آن بود که ختنه کرده و ناف بریده و پاک از آلایش خون و غیره متولد شد. همچنین در وقت ولادت از پا به زیر آمد نه از سر.هنگام ولادت رو به کعبه به سجده افتاد، و چون سر از سجده برداشت دست بسوی آسمان بلند کرد و به وحدانیت خدا و رسالت خود اقرار نمود، و سپس نوری از او ساطع گردید که مشرق و مغرب عالم را روشن نمود.

معجزات حضرت

پیامبر (ص) معجزات بسیاری داشتند که از جمله آنه نمونه های زیر است:

1. مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران.

2. سخن گفتن پیامبر (ص) با حیوانات.

3. آگاهی بر همه لغت ها و قدرت سخن گفتن به همه آنها.

4.  مهر نبوت بر پشت مبارکش جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زیادتی کی کرد.

5. آب از میان انگشتان مبارکش جاری شد، به قدری که جمعی سیراب شدند.

6. سنگریزه در دست مبارکش تسبیح می گفت و مردم می شنیدند.

7. وجود مقدسش در آفتاب سایه ای نداشت.

8. هرگاه آب دهان مبارک را به چاهی می افکند در آن چاه برکت به هم می رسید و پر از آب می شد.  آب مبارک را به هر صاحب دردی  می مالید شفا می یافت.

9.  دست مبارک پیامبر (ص) به هر طعامی که می رسید با برکت می شد و از طعام کم، جماعت را سیر می کرد.

10. هرگاه بر زمین نرم راه می رفت جای پایش نمی ماند،و هنگامی که بر سنگ سخت راه می رفت اثر پای مبارکش می ماند.

روز ولادت حضرت روز شریف و با برکتی است که از قدیم الایام صالحین از آل محمد (ص) حرمت نگه داشته اند، و حق این روز را ادا کرده و روزه گرفته اند. کسی که 17 ربیع الاول را روزه بگیرد خداوند متعال ثواب یک سال روزه را به او می دهد. در این روز صدقه دادن و زیارت مشاهد مشرفه و انجام خیرات و مسرور کردن اهل ایمان مستحب است.

ازدواج حضرت

پیامبر (ص) 15 سال قبل از بعثت در 10 ربیع الاول با حضرت خدیجه کبری (ع) ازدواج نمودند. از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم می شود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش، علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجاراتی که داشت، به عقل و کیاست نیز مزیت داشت  و در آن زمان او را طاهره، مبارکه،سیده نسوان و ملکه بطحاء می گفتند.او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را می کشید و همیشه از علماء علائم نبوت آن حضرت را جویا می شد.  هنگامی که خدمت پیامبر (ص) شرفیاب شد، اول از مهر نبوت سوال کرد و آن را زیارت کرد و اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام (ص) و کمال محبتش بیه آل عبد المطلب مشهور است که کاشف از علم و محبت و ادب او است. در همان روزی که حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه (ع) ایمان آورد.

حضرت خدیجه (ع) از مال و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت او بود و هر روز اموال او زیاد تر می شد. بر بام خانه او قبّه ای از حریر سبز با طناب های ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.

افراد زیادی مانند عقبه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هریک چهار صد کنیز و غلام داشتند، و ابو جهل و ابو سفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند. ولی آن حضرت قبول نفر مودند و هیچ شوهری اختیار نکردند و باکره و عذراء بودند تا سرانجام خودشان در سن 25 یا 28 سالگی پیشنهاد ازدواج به    پیامبر (ص)  دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاص انجام شد.

خداوند دو پسر به نام نام های قاسم و عبد الله که به آنه طیب و طاهر هم می گفتند، به آن دو بزرگوار عنایت فرمود و تنها دخترشان فاطمه (ع) بود، و دیگران دختر خوانده های پیامبر (ص)  و دختران خواهر خدیجه (ع) بودند که بعد از فوت پدرشان حضرت خدیجه (ع) احتیاجاتشان را بر آورده می کرد تا اینکه مادرشان ، هاله فوت کرد که تحت سرپرستی پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (ع) در خانه خدیجه (ع) قرار گرفتند. لذا در بین مردم مشهور شد که آنها دختران رسول خدایند(ص).

در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر صدیقه طاهره (س)  ام الأئمه معصومین (ع) و همسر  امیر المونین (ع) ، و جده حضرات معصومین (ع) است.

حضرت خدیجه (ع) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (ص) زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود پیامبر (ص) همسر دیگری اختیار ننمود. همچنین حضرت خدیجه (ع) جمیع اموال خود را به پیامبر (ص) واگذار نمود.

عایشه می گوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه(ع) را به خیر یاد نکند، چندان که یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسو الله ، تا کی خدیجه را یاد می کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده!  خداوند بهتر از اورا ( منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرده! پیامبر (ص) از سخن من در غضب شد و فرمود: نه بخدا قسم! بهتر از خدیجه نصیب من نشده . به من ایمان آورد هنگامی که همه کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد  در وقتی که مردم مرا از خود دور می کردند. خداوند متعال از خدیجه(ع) کبری به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرار داد.    

 

 

 

 

 

بعثت پیامبر (ص)

مبعث مبارک پیامبر (ص) در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر (ص) در 27 رجب بوده است . این روز یکی از اعیاد بزرگ است، و روزی است که حضرت رسول (ص)به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل (ع) بر پیامبری آن حضرت نازل شد. غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 ماه رمضان و بعضی در 12 ربیع الاول می دانند.

در این روز صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیرالمونین (ع) وارد شده است.

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء(ع) می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز، بسیاری بت می پرستیدند: بت سنگی، چوبی ،فلزی، و گاهی از جنس خرما.  دختران را زنده به گور می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ و خون ریزی بودند. دنیا غرق در ضلالت و گمراهی بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات  و سرور کائنات حضرت محمد بن عبد الله (ع) گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود،  و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی  را با آداب و مراسمی خاص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

طبق بعضی روایات هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ، ایشان را فرا گرفته بود، به حدی بود که هیچکس را یارای آن نبود که حضرت را نظر کند. از کنار هر درخت و گیاه و سنگ که   می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند: (( السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا رسو الله)).

هنگامی که آن حضرت وارد خانه خدیجه (ع) شدند،  از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور گشت، خدیجه (ع) عرض کرد: (( ای محمد، این چه نور است که از شما مشاهده می کنم))؟ آن حضرت فرمودند: (( این نور پیامبری است)). سپس خطاب به حضرت خدیجه(ع) فرمودند: بگو: (( لا اله الا الله محمد رسوالله )). خدیجه (ع) عرض کرد: سالها است که من پیامبری شما را می دانم.سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر (ص) شهادت دادند.

در این هنگام آن حضرت فرمودند: (( ای خدیجه، احساس سرما می کنم. جامه ای بر من بپوشان)). حضرت جامه بر خود کشید و خوابید.از جانب حق تعالی ندا رسید: { یا ایها المُدّثَّر، قُم فأنذِر و رَبَّکَ فَکَبَّر ...}: ای جامه به خود پیچیده، برخیز و مردم را بترسان از عذاب پروردگار خود، و تکبیر بگو و پروردگارت را زیاد یاد کن)). آن حضرت برخاست و انگوش در گوش مبارک گذاشت و فرمود: (( الله اکبر، الله اکبر)) پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.

پیامبر(ص) سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آم و عرض کرد: (( خداوند متعال فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی)). سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.

شهادت رسول خدا(ص)

شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبد الله (ص) در 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی به وسیله سمّ بوده است، و طبق روایاتی آن دو زن ایشان را مسموم کرده اند!

در 24 صفر بیماری حضرت محمد (ص) شدت یافت. پیامبر (ص) هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد پیامبر (ص) حاضر نمودند. پیامبر (ص) روی مبارک خویش را از آنان برگردانید و فرمود: (( حبیبم را نزد من حاضر کنید)) سپس دنبال علی بن ابی طالب (ع) فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و کلماتی به ایشان فرمود.  هنگامی که علی بن ابی طالب (ع) از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبکر به او گفتند: (( خلیلت به تو چه گفت))؟ فرمود: (( هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز می شود)).

وصایای پیامبر(ص)

پیامبر (ص) در لحظات  آخر عمر خود وصیت هایی به امیرالمونین (ع) فرمودند: و جبرئیل و میکائیل و ملائکه  مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبر (ص) می فرمود و امیر المونین (ع) می شنید این بود: (( حقت را می برند و خُمست را غصب می کنند و پرده احترامت(حرمتت) را می درند و محاسنت به خون سرت رنگین می شود)).

امیرالمونین (ع) می فرمایند: (( هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و با صورت روی زمین افتادم)). بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا (س) و حسنین(ع) فرمودند.  سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمونین (ع) تحویل داده شد.

غسل و نماز بر بدن پیامبر (ص)

امیرالمونین (ع) پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نمازخواندند. مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند و در فکر نماز بر پیامبر (ص) و دفن آن حضرت بودند. امیرالمومنین(ع) آمدند و فرمودند: (( رسول خدا (ص) امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش))  ، کنایه از این که برای نماز بر آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم.  در این هنگام مردم دسته دسته وارد می شدند و بدون امام آیه { إن الله و ملائکته یُصلون علی النّی، یا  ایها الذین آمنو صلّوا علیهِ وسلَّمو تسلیماََ}  را سه بار می گفتند و  بیرون می آمدند.

دفن بدن مبارک پیامبر (ص)

 بعد حضرت مولی الموحدین(ع) فرمودند: خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من حضرت را در حجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم. و آن حجره، حجره حضرت زهرا (س) بود، که دلیل بر این مطلب زیاد است.

 امیر المونین (ع) با کمک دیگران قبری حفر کردند  و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پیامبر (ص) را باز کرد و گونه راست را  بر زمین گذاشته  درِِ لحد را بستند و خاک روی آن ریختند.

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)

ولادت حضرت

بنابر فرمایش امام حسن عسکری (ع)حضرت موسی بن جعفر (ع) در ماه ذی الحجه 127 هجری در((ابواء)) بین مکه و مدینه به دنیا آمد.اسم شریف آن حضرت موسی و کنیه مشهورش ابوالحسن و ابو ابراهیم است.القاب آن حضرت،کاظم و صابر و صالح و امین است. اما لقب مشهورآن حضرت همان کاظم است یعنی:خاموش و فرو برنده خشم.

پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق (ع) و مادر آن حضرت علیا مخدَره حمیدۀ مصفّا است.امام جعفر صادق  فرموده اند:

((حمیده)) تصفیه شده از هر دنس و بدی مانند شمش  طلا است. و پیوسته ملائکه او را حراست و پاسبانی می نمودند.تا به من رسید ،به سبب آن کرامتی که از حق تعالی است برای من و حجت بعد از من.

کمال الدین شافعی  درباره موسی بن جعفر(ع) می گوید:اوست امام کبیر القدر،عظیم الشأن،کثیر التهجَد، مُجدّ در اجتهاد ،مشهور به عبادات،مواظب بر طاعات،مشهور به کرامات.شب را با سجده و قیام به روز می آورد و روز را با تصدق و صیام به آخر می رسانید.

و به سبب حلم بسیار و گذشتش از جرم تقصیر کنندگان  در حقش«کاظم» خوانده شد.آن حضرت در مقابل کسی که به او بدی کرده بود احسان می کرد.وکسی را که به او جنایتی کرده مورد عفو قرار می داد. به جهت کثرت عبادتش «عبد صالح»نامیده شد و به «باب الحوائج الی الله » معروف شد.زیرا که هرکس متوسل به آن جناب شده به حاجت خود رسیده،

دلائل ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجه

1.روایت امام حسن عسکری (ع) که حضرت موسی بن جعفر (ع) در ماه ذی الحجه 127 هجری در((ابواء)) بین مکه و مدینه به دنیا آمدند.

2.ابو بصیر نقل می کند در سالی که حضرت کاظم(ع) متولد شدند من در خدمت امام صادق(ع) به سفر حج رفتم                  (ماه ذی الحجه ایام حج) چون به منزل (ابواء) رسیدیم حضرت برای ما چاشت طلبید، و غذای بسیار و نیکو آوردند،در اثنای خوردن طعام پیکی از جانب (حمیده) عیال  آن حضرت به خدمت آن امام بزرگوار آمد و عرض کرد حمیده می گوید: چون اثر ظاهر شد شما را خبر کنم...پس حضرت شاد و خوشحال برخاست و رفت و بعد اندک زمانی شکفته و خندان برگشت،در حالی که        آستین های خود را بالا زده بود.عرض کردیم خداوند دهان شما را همیشه خندان و  دل شما را شاد گرداند.حال حمیده چگونه است؟ حضرت فرمودند:حق تعالی پسری به من عطا کرد که بهترین خلق خداست...

3.منهال قصاب می گوید:در ایام حج از مکه به قصد تشرف به مدینه بیرون رفتم.هنگامی که به  ابواء رسیدم دیدم خداوند مولودی به حضرت صادق عطا فرموده است. من زودتر از آن حضرت به مدینه وارد شدم و آن حضرت یک روز بعد ازمن وارد شد و سه روز مردم را اطعام کرد..

 4. اگر چه احتمالی بیشتر نیست):در 15 ذی الحجه بنابر مشهور ولادت حضرت هادی (ع) است،و حال اینکه از امام زمان(عج) این دعای شریف منقول است:اللهمَ إنی أسئلک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثَانی و ابنه علی بن محمد المنتخب............

پس کلام امام عصر دلالت بر ولادت حضرت جواد(ع) و امام هادی (ع) در ماه رجب دارد. و بنابر روایت ابن عیاش حضرت هادی(ع) در2 یا 5 رجب متولد شده اند.از طرفی کنیه امام کاظم (ع) ابو الحسن سپس ابراهیم است و کنیه امام هادی (ع) نیز ابو الحسن است.شاید مطالبی که درباره ولادت ابوالحسن (ع) در ذی الحجه ذکر شده مراد امام هادی (ع) نباشد بلکه حضرت                موسی بن جعفر (ع)  باشد . چراکه روایت ولادت حضرت کاظم (ع) در ذی الحجه و ولادت  امام هادی (ع) در ماه رجب است.

مسمومیت حضرت

ایشان را در 23 رجب سال 183 هجری به دستور هارون ملعون در زندان بغداد زهر داده و مسموم شدند.

شهادت حضرت

25 رجب ،در این روز در سال 183 هجری بنابر بر مشهور امام موسی بن جعفر (ع)،در حبس سندی بن شاهک به شهادت رسیدند.هارون ملعون به ظاهر برای زیارت ولی در حقیقت برای دستگیر نمودن موسی بن جعفر (ع) و فرستادن آن حضرت از مدینه به بغداد به مسجد النبی(ص) آمد.

ـ خلفای ظالم در دوران امامت آن حضرت

آن حضرت 20 سال داشتند که امامت به ایشان منتقل شد و مدت 35 سال امامت فرمودند.در این مدت بعد از شهادت امام صادق (ع) مقداری همزمان با ابو جعفر منصور دوانقی بودند که او معترض آن حضرت نشد.

بعد از منصور، قریب به ده سال ایام خلافت مهدی بود،او حضرت را به عراق طلبید و حبس کرد.شبی امیر المؤمنین را در خواب دید که به او فرمود:((فَهَل عَسَیتُم إن تَولّیتُم أن تُفسدوا فی الارضِ و تُقطَّعوا أرحامَکُم)) وقتی بیدار شد مراد حضرت را دانست و حضرت موسی بن جعفر(ع) را از زندان آزاد کرد.

پس از مهدی ،پسرش هادی خواست آن حضرت را محبوس کند  ولی اجل او را محلت نداد،چه این که کمتر از یک سال بیشتر خلافت نکرد.خلافت به هارون که رسید امام (ع) را از زندانی به زندان دیگر فرستاد.تا در سال چهاردهم خلافتش آن حضرت را در سن 55سالگی  به زهر جفا شهید کرد.

غسل و تدفین حضرت

پس از شهادت، بدن شریف حضرت را طبق دستور هارون با جامه های کهنه،جهت اهانت به آن بزرگوار،روی نردبانی گذاردند و چهار حمال به دوش گرفتند.و کسی جلو جنازه صدا می زد((هذا امام الرافضه)) این امام رافضیان است.

امام رضا (ع)قبلا متوجه غسل و کفن و نماز آن حضرت شده بودند.سپس شیعیان آمدند و گل آو ردند و احترام کردند  و در محل فعلی حرم مطهر،بدن آن حضرت را دفن کردند.تعداد فرزندان آن حضرت 37 نفرند،شهادت آن حضرت در 5 یا 6 یا 24 رجب نیز ذکر شده است.

 

 

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 2
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 206
بازديد ماه : 5150
بازديد سال : 18184
کل بازديدها : 49957
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 0
تعداد نظرات : 6