X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



آسمانی ها - معنای اسلام و ایمان
معنای اسلام و ایمان
معنای اسلام و ایمان,پایه,های,ایمان
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 8 مرداد 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

1

معنای اسلام و ایمان

( در این حدیث درباره ایمان و اسلام نکات ظریفی ذکر شده که احتیاج به تفسیر و توضیح دارد . در مواردی که مفاهیم پیچیده است به بحار : ج 68ص 356مراجعه شود)  .

ابان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت : از علی بن ابی طالب (ع) شنیدم در حالیکه مردی از آن حضرت درباره ایمان سؤال کرد و گفت : یا امیرالمؤمنین ، مرا از ایمان خبر ده بطوری که از غیر تو از کسی در این باره سؤال نکنم.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود : مردی خدمت پیامبر (ص) آمد و مثل همین که از من پرسیدی از آن حضرت سؤال کرد و مثل سخن تو را گفت . پیامبر (ص) با آن مرد مشغول صحبت شد و به او فرمود : بنشین . آن مرد عرض کرد : ایمان آوردم .

سپس علی (ع) رو به آن مرد کرد و فرمود : هیچ می دانی که جبرئیل به صورت انسانی نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد : اسلام چیست؟  فرمود : (( شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست و اینکه محمّد پیامبر خدا است و بپا داشتن نماز و دادن زکات و حج خانه خدا و روزه ماه رمضان و غسل جنابت))  . عرض کرد : ایمان چیست؟  فرمود : به خدا و ملائکه اش و کتابهایش و پیامبرانش و به زندگی بعد از مرگ و به همه مقدّرات - خیر و شرّ آن و شیرین و تلخ آن - ایمان بیاوری          ( ((به مقدّرات ایمان بیاوری )) یعنی : همه را از جانب خداوند بدانی ) .

وقتی آن مرد برخاست پیامبر (ص) فرمود : این جبرئیل بود ، آمده بود تا دینتان را به شما بیاموزد . و چنین بود که هرگاه پیامبر (ص) به او مطلبی می فرمود او می گفت : (( درست می گویی )) . پرسید : روز قیامت چه زمانی است ؟ فرمود : سؤال شونده از سؤال کننده ( در این باره ) عالِم تر نیست . گفت : راست گفتی .

2

پایه های ایمان

امیرالمؤمنین (ع) بعد آنکه از کلمه (( راست گفتی )) جبرئیل فراغت یافت چنین فرمود: بدانید که ایمان بر چهار پایه بنا شده است : یقین و صبر و عدل و جهاد

یقین

یقین بر چهار شعبه است : شوق و ترس و زهد و انتظار ( هریک از شعبه ها در جمله های بعد توضیح داده می شود )

هرکس مشتاق بهشت باشد شهوات را از یاد می برد ، و هرکس از آتش بترسد از محرّمات پرهیز می کند ، و هرکس نسبت به دنیا زهد و بی اعتنایی کند مصیبتها بر او آسان می شود ( ((ب)) : مصیبتها را آسان می شمارد ) ، و هرکس به انتظار مرگ باشد در خیرات می شتابد .

صبر

صبر بر چهار شعبه است : بصیرت در فهم و درک ( ((ب)) : نظر با حجّت ) ، تأویل و تبیین حکمت ، شناخت عبرتها ( ((د)) : نصیحت گرفتن از عبرتها ) ، سنن پیشینیان .

هرکس در فهم و درک بصیرت داشته باشد در حکمت جستجو و تبیین می کند ، و هرکس در حکمت تبیین کند عبرتها را می شناسد ، و هرکس عبرت را بشناسد حکمت را تأویل و تفسیر می کند ، و هرکس حکمت را تفسیر کند عبرت را می بیند ، و هرکس عبرت را ببیند گویا همراه پیشینیان بوده است .

عدل

عدل بر چهار شعبه است : پیچیده های فهم ، و پوشش علم و شکوفه حکمتها و باغ حلم .

هرکس بفهمد جمله های علم را تفسیر می کند ، و هرکس علم داشته باشد شرایع حکمت بر او عرضه می شود ، و هرکس بردباری کند در کارش افراط نمی کند و به وسیله آن در بین مردم ستوده زندگی می کند .

جهاد

جهاد بر چهار شعبه است : امر به معروف و نهی از منکر ، و راست گویی در جاهای مختلف ، و غضب بخاطر خداوند ، و بغض و عداوت با فاسقین .

هرکس امر به معروف کند کمر مؤمن را محکم می کند ، و هرکس نهی از منکر کند بینی فاسق را ( ((ب)) : منافقین را ) به خاک می مالد ، و هرکس در جاهای مختلف راست بگوید وظیفه ای که بر عهده اش بوده انجام داده است ، و هرکس با فاسقین عداوت داشته باشد و بخاطر خداوند غضب کند خداوند بخاطر او غضب می نماید ( ((د)) : هرکس با فاسقین عداوت داشته باشد برای خدا غضب می کند و هرکس برای خدا غضب کند خدا برای او غضب می کند .

و این است ایمان و پایه ها و شعبه های آن .

کم ترین درجه ایمان و کفر و گمراهی

آن مرد گفت ( در کتاب کافی و معانی الاخبار ، سلیم می گوید : من پرسیدم ) : یا امیرالمؤمنین ، کم ترین چیزی که شخص با آن مؤمن می شود ، و کم ترین چیزی که با آن کافر می شود ، و کم ترین چیزی که با آن گمراه می شود چیست ؟ حضرت فرمود : سؤال کردی جواب را بشنو :

کم ترین چیزی که شخص با آن مؤمن می شود آن است که خداوند خود را به او بشناساند ، و او به پروردگاری و یگانگی خداوند اقرار نماید ، و پیامبرش را به او بشناساند و او به نبوّت و ابلاغ ( رسالت او ) اقرار نماید ، و حجّت خود در زمین و شاهد بر خلقش را به او بشناساند و او به اطاعتش اقرار کند ( این عبارت در کافی چنین است : .... خداوند تبارک و تعالی خود را به او بشناساند و او اقرار به اطاعتش نماید ، و پیامبرش را به او بشناساند و او اقرار به اطاعتش نماید ، و امام و حجّت خود در زمین و شاهد بر خلقش را به او بشناساند و او اقرار به اطاعتش نماید ) .

عرض کرد : یا امیرالمؤمنین ، اگر چه نسبت به همه چیز - غیر آنچه توضیح دادی - جاهل باشد ؟ فرمود : آری ، (فقط) هرگاه به او دستور داده شد اطاعت کند و هرگاه نهی شد بپذیرد .

کم ترین چیزی که شخص با آن کافر می شود آن است ( این عبارت در کتاب کافی چنین است : کم ترین چیزی که بنده با آن کافر می شود این است که کسی گمان کند چیزی را که خدا از آن نهی فرموده ، خدا به آن امر کرده است ، و آنرا دین خود قرار دهد و طبق آن پایه دوستی خود را قرار دهد ، و گمان کند خدایی را که به آن دستور داده را عبادت می کند ، در حالیکه شیطان را عبادت می کند ) ، که چیزی را به عنوان دین بپذیرد و گمان کند که خداوند او را به آن امر کرده - از چیز هایی که خداوند نهی کرده است - بعد آن را دین خود قرار دهد و بر اساس آن تبرّی و تولی داشته باشد و گمان کند خدایی را که به او امر کرده می پرستد .

کم ترین چیزی که شخص با آن گمراه می شود آن است که حجّت خدا در زمین و شاهد او بر خلقش را که امر به اطاعت او نموده و ولایتش را واجب کرده نشناسد .

دوازده امام ، حجّت های الهی

( آن مرد ) عرض کرد : یا امیرالمؤمنین ، آنان را برایم نام ببر . فرمود : کسانی که خداوند ایشان را با خود و پیامبرش قرین نموده ( ((د)) : کسانی که خداوند اطاعت ایشان را با اطاعت خود و پیامبرش قرین قرار داده است ) ، و فرموده است : (( اَطِیعُوا اللهَ وَ اَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ /سوره نساء / آیه پنجاه و نه )) ، یعنی : (( از خدا و پیامبر و اولی الامرتان پیروی کنید )) .

عرض کرد : برایم روشن نمایید . فرمود : آنانکه پیامبر (ص) در آخرین خطبه ای که خواند و همان روز از دنیا رفت چنین فرمود : (( من در میان شما دو چیز باقی گذاردم که تا به آن دو تمسّک کرده اید هرگز گمراه نخواهید شد : کتاب خداوند و اهل بیتم . خداوند لطیف خبیر با من عهد کرده است که آن دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند مانند این دو - و حضرت به انگشت سبّابه خود اشاره فرمودند - و نمی گویم مثل این دو - و حضرت به انگشت سبّابه و وسط اشاره کردند - زیرا یکی از این دو جلو تر از دیگری است ( یعنی حضرت دو انگشت سبّابه از دو دست را کنار یکدیگر قرار دادند اشاره به اینکه قرآن و عترت اینگونه مساوی و قرین یکدیگرند ، و بعد انگشت سبّابه و وسط از یک دست را نشان دادند و اشاره کردند که نسبت اهل بیت و قرآن مانند این دو نیست که یکی از دیگری مهم تر یا مقدّم تر باشد ) . پس به این دو تمسّک کنید تا گمراه نشوید ، و از آنان پیشی نگیرید که هلاک می شوید ، و از آنان عقب نمانید که متفرّق می شوید ( ((ب)) : از دین بر می گردید ) ، و به آنان چیزی یاد ندهید که از شما عالم ترند .

عرض کرد : یا امیرالمؤمنین ، او را برایم نام ببر . فرمود : کسی که پیامبر (ص) او را در غدیر خم نصب کرد و به آنان خبر داد که او نسبت به آنان صاحب اختیار تر از خودشان است،و سپس به آنان دستور داد تا حاضران غائبان را آگاه نمایند .

عرض کرد : یا امیرالمؤمنین ، آن شما هستید ؟ فرمود: من اوّل و افضل آنها هستم .سپس پسرم حسن بعد از من نسبت به مؤمنین صاحب اختیار تر از خودشان است . سپس پسرم حسین بعد از او نسبت به مؤمنین صاحب اختیار تر از خودشان است . و سپس جانشینان پیامبر (ص) هستند تا بر سر حوض کوثر یکی پس از دیگری به خدمت او وارد شوند .

آن مرد نزد علی (ع) رفت و سر حضرت را بوسید و سپس عرض کرد : برایم روشن کردی و مشکلم را حل کردی و هر مشکلی در قلبم بود ( ((د)) : هر شکّی در دلم بود ) ، از بین بردی .

_____________________________

روایت از کتاب سلیم :

بحار : ج 68ص 288و ج 69ص 16

روایت با سند به سلیم :

معانی الاخبار : ص 374ح 45

کافی : ج 2ص 414

روایت از غیر سلیم :

نهج البلاغه : ص 469شماره 31از کلمات حکمت

کافی : ج 2ص 50

تحف العقول : ص 110

خصال صدوق : باب 4ح 74

الغارات ثقفی : ص 142

...................................

منبع : کتاب اسرار آل محمّد علیهم السلام ( کتاب سلیم بن قیس هلالی ) - تألیف ابوصادق سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی ؛ ترجمه اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی .

 

 





برچسب ها: ,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 44
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 39
بازديد ماه : 82
بازديد سال : 2483
کل بازديدها : 34256
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6