الله
الله، اسلام، آیت الله، احمد، کافی، شیعه، سخنرانی، حضرت، مهدی، قصه، انار، تولد، امام، زمان، امن، یجیب، المضطر، ، شیعه، امام، رضا، اسلام، آیت، کافی، شهادت، روضه
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 3 مرداد 1394 توسط گمنام



تولد حضرت مهدی (عج)   دانلود

بارالها رهبر اسلامیان کی خواهد آمد؟!   دانلود

قصه انار - محمد بن عیسی بحرینی   دانلود

اسماعیل - مهدی   دانلود

امام زمان (عج) - اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ   دانلود




برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 19 تیر 1394 توسط گمنام

شهادت امام رضا علیه السلام   دانلود

روضه امام رضا علیه السلام   دانلود

جوان و امام رضا علیه السلام  دانلود





برچسب ها: ,,,,,,,,

روضه امام موسی کاظم علیه السلام 1  دانلود


روضه امام موسی کاظم علیه السلام  2 دانلود

روضه امام موسی کاظم علیه السلام  3 دانلود







برچسب ها: ,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 18 تیر 1394 توسط گمنام


حضرت سکینه سلام الله علیها   دانلود





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 18 تیر 1394 توسط گمنام

حضرت رقیه سلام الله علیه 1  دانلود 

حضرت رقیه سلام الله علیه 2  دانلود





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 18 تیر 1394 توسط گمنام


وداع حضرت زینب سلام الله علیه با امام حسین علیه السلام    دانلود

محتشم کاشانی و امام حسین  علیه السلام   دانلود

غلام امام حسین علیه السلام   دانلود

اربعین امام حسین علیه السلام   دانلود

امام حسین علیه السلام   دانلود

امام حسین و حضرت زینب سلام الله علیه   دانلود





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 14 تیر 1394 توسط گمنام



روضه امام حسن علیه السلام   1      دانلود


روضه
امام حسن علیه السلام   2   دانلود


روضه
امام حسن علیه السلام   3   دانلود

روضه امام حسن علیه السلام   3   دانلود





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 خرداد 1394 توسط گمنام
سم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 12 خرداد 1394 توسط گمنام

امام صادق علیه السلام درباره نقش دعای حقیقی در تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین فرمودند:

وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد،چهل روز به درگاه خداوند ناله و گریه کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهما السلام) وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند؛درحالی که از 400 سال عذاب،170 سال باقی مانده بود و خداوند به واسطه دعای بنی اسرائیل، از آن 170 سال صرف نظر کرد.

سپس فرمودند:شیعیان ما هم،اگر مانند بنی اسرائیل به درگاه خدا دعا کنند،خداوند فرج ما را نزدیک خواهد فرمود؛ اما اگر چنین نکنند،این سختی به نهایت زمان معین خود خواهد رسید (بحارالانوار،ج 52،ص 131،تاریخ امام زمان (ع)،باب 22 فضل انتظار فرج و مدح شیعیان در زمان غیبت و آنچه سزاوار است در زمان غیبت انجام داده شود)

با توجه به حدیث فوق و دیگر روایات، نتیجه می گیریم که پس از توبه حقیقی و با تضرع و دعای همگانی،می توانیم طومار غیبت را در هم پیچیده و ظهور شادی بخش مولایمان را سرعت بخشیم.اساسا فلسفه ی برپایی دعای ندبه نیز ایجاد شرایط دعای همگانی برای ظهور است و نباید از آن غافل شد که این غفلت و بی تفاوتی به مسئله غیبت امام زمان
عجل الله تعالی فرجه الشریف،سبب تأخیر در امر فرج و غرق شدن در سختی های آخرالزمان می شود.

همچنین حضرت ادریس علیه السلام از انبیائی بودند که در دوره نبوتشان مدتی از نظرها غایب و آن هنگام که امت ایشان با ندبه به درگاه خداوند خواستار ظهور منجی شدند،خداوند به سبب پشیمانی واقعی آنها دوران غیبت را پایان بخشید. (کمال الدین و تمام النعمه،ج 1 ،باب 1 )
نکته مهم این است که می توانیم با دعا و ندبه ی همگانی،فرج امام منتَظر را،حتی بدون وقوع برخی علایم ظهور محقق کنیم و ناظر بر شکل گیری جهانی،آنگونه که انبیاء و اولیاء الهی وعده داده اند باشیم؛جهانی عاری از ظلم وستم و سراسر عدل و داد...
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که قائم ما ظهور و قیام می کند،در دوران حکومت او زمین گنج های خود را آشکار می کند،به طوری که مردم آن گنج ها را روی زمین می بینند؛

در آن شرایط شخص ثروتمند،نیازمندی را نمی یابد که به او کمک مالی کند و زکات خویش را به او بپردازد،همه ی مردم،به فضل الهی،بی نیاز می شوند. (ارشاد شیخ مفید،ج 2،باب 40،تاریخ امام زمان (عج)،فصل 3 حکومت حضرت قائم)

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم                    غم هجران تورا چاره زجایی بکنیم

(لسان الغیب)




مناسب ترین فرصت برای منتظران فرج،شب میلاد آن حضرت است؛شبی مقدس که به احیای آن،همچون شبهای قدر،در روایات گوناگون بسیار تاکید و اعمال آن در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است.این شب فرصت بسیار مناسبی برای شناخت واقعی امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است که با برگزاری احیاء و دعای همگانی،برای ظهور حضرت،می توانیم موجب تعجیل در فرج ایشان شویم.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:شب نیمه شعبان،بعد از شب قدر،برترین شبهاست،در این شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا می کند و ایشان را به منّ و کرم خویش می آمرزد. پس به تقرب جستن به سوی خداوند تعالی در این شب سعی و کوشش کنید،زیرا به درستی شبی است که خدا به ذات مقدّس خود قسم یاد کرده که درخواست کننده ای را از درگاه خود دست خالی برنگرداند؛مادامی که معصیت طلب نکند.
(مفاتیح الجنان،بخش فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان)

حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:هرکس شب نیمه شعبان را احیاء دارد،دل او در روزی که همه دل ها بمیرند،نمی میرد.(بحارالانوار ج 88 ص 132 )

یکی از مهم ترین موانع ظهور و اسباب غیبت حضرت،خود مردم هستند. به عبارت دیگر، اعمال و رفتار خودمان است که سبب غیبت امام حیّ و حاضر شده است. مبارزه با هوای نفسانی مؤثرترین عامل خشنودی و تعجیل فرج امام مهدی (ارواحنا الفداء) است. شیعیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به این نکته کاملا توجه داشته باشند که هرچه جامعه ی ما بیشتر به گناه آلوده شود، در حقیقت باعث تخریب فضای سالم برای پذیرش حضرت بقیة الله خواهد شد؛در تعلیمات اسلام اهتمام به وضع جامعه و مبارزه با فساد و نا رسایی های اجتماعی تاکید شده است؛ به گونه ای که انسان های بی توجه به امور اجتماعی و مشکلات مردم،خارج از زمره ی مسلمانان محسوب می شوند. صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هر لحظه منتظر هستند تا شیعیان کمی به خود آیند و در میان همه ی انسان های کره ی زمین،حداقل آنها به پاکی و معنویت روی بیاورند تا در زمان ظهور،شایسته یاری کردن ایشان در جهانی کردن دین خدا باشند؛بنابراین ما باید بیا جدیّت از گناه بپرهیزیم و قلب مولای خود را بیش از این نرنجانیم و بدانیم که مسؤلیت تاخیر در امر فرج امام زمان عجل الله تعای فرجه الشریف با گناهکاران است.

التماس دعای فرج

.........................................................................................................................

 

لطفا این متن را نشر دهید





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

بسم الله الرحمن الرحيم

إلى جميع الشباب في أوروبا وأمريكا الشمالية

 

إن الأحداث الأخيرة في فرنسا وما شابهها في بعض الدول الغربية أقنعتني أن أتحدّث إليكم مباشرة.

أتحدّث إليكم أيّها الأعزة دون أن اتجاهل دور والديكم، لأني أرى مستقبل شعبكم وأرضكم بأيديكم، وأرى أن الإحساس بضرورة معرفة الحقيقة في قلوبكم أكثر حيوية ووعياً. وكذلك فإني لا أخاطب الساسة والمسؤولين عندكم لأني أتصور أنهم بعلمٍ ودرايةٍ منهم فصلوا درب السياسة عن مسار الصدق والحقيقة.

حديثي معكم عن الإسلام وبصورةٍ خاصةٍ عن الصورة التي يعرضونها عن الإسلام لكم.

قبل عقدين وإلى يومنا هذا، اي بعد انهيار الإتحاد السوفيتي تقريباً جرت محاولات كثيرة لإعطاء هذا الدين العظيم موقع العداء المخيف. وللأسف إن عملية إثارة مشاعر الرعب والفزع والنفور واستغلالها لها ماضٍ طويلٍ في التاريخ السياسي للغرب.

لا أريد هنا أن أتعرض إلى ما يثيرون من أنواع الرعب في قلوب الشعوب الغربية وعند استعراضكم العابر للدراسات التاريخية والنقدية المعاصرة ستجدون كيف تؤنب الكتابات التاريخية الأعمال الكاذبة والمزيِّفة للدول الغربية تجاه سائر الشعوب والثقافات. إن تاريخ أوروبا وأمريكا يطأطئ رأسه خجلاً أمام سلوكه الإسترقاقي والإستعماري وظلمه تجاه الملوّنين وغير المسيحيين. ثم انّ المؤرخين والباحثين لديكم عندما يمرون على عمليات سفك الدماء باسم الدين بين البروتستان والكاثوليك أو باسم القومية والوطنية إبان الحربين العالميين الأولى والثانية يشعرون بالمرارة والإنحطاط.

وهذا بحد ذاته يدعو الى التقدير؛ ولست استهدف من خلال استعادة قسم من هذه القائمة الطويلة جَلد التاريخ ولكني أريد منكم أن تسألوا كل مثقفيكم ونخبكم لماذا لا يستقيظ الوجدان العام في الغرب دائما إلا مع تأخير عشرات السنين وربما المئات من السنين؟ ولماذا كانت عملية النظر في الوجدان العام تتّجه نحو الماضي البعيد وتهمل الأحداث المعاصرة؟

لماذا نجدهم في موضوع مهم من قبيل أسلوب التعاطي مع الثقافة والفكر الإسلامي يمنعون من تكوّن وعي عام لديكم؟

أنتم تعلمون جيداً أن التحقير و إيجاد حالة النفور والرهاب الموهوم من الآخرين تشكل أرضية مشتركة لكل تلك الإستغلالات الظالمة. أريد الآن أن تسألوا أنفسكم لماذا استهدفت سياسة نشر الرعب والنفور القديمة الإسلام والمسلمين بقوة وبشكل لا سابقة لها؟ لماذا يتّجه نظام القوة والسلطة في عالمنا اليوم نحو تهميش الفكر الإسلامي وجرّه الى حالة الإنفعال؟

هل هناك مفاهيم وقيم في الإسلام تزاحم برامج ومشاريع القوى الكبرى وما هي المنافع التي تتوخاها هذه القوى من وراء طرح صورة مشوّهة وخاطئة عن الإسلام. ولهذا فإن طلبي الأوّل منكم أن تتساءلوا وتتحروا عن عوامل هذا التعتيم الواسع ضد الإسلام.

الأمر الثاني الذي أطلبه منكم أن تقوموا كردِّ فعلٍ لسيل الإتهامات والتصورات المسبقة والإعلام السلبي وأن تسعوا لتكوين معرفة مباشرة ودونما واسطة عن هذا الدين. إن المنطق السليم يقتضي أن تدركوا حقيقة الأمور التي يسعون لإبعادكم عنها وتخويفكم منها فما هي وما هي أبعادها وحقيقتها؟

أنا لا أصرّ عليكم أن تقبلوا رؤيتي أو أية رؤية أخرى عن الإسلام، لكني أدعوكم ألّا تسمحوا أن يستفيد هؤلاء من الإدعاءات المرائية للإرهابيين العملاء لهم وتقديمهم لكم بإعتبارهم مندوبي الإسلام. عليكم أن تعرفوا الإسلام من مصادره الأصيلة ومنابعه الأولى. تعرّفوا على الإسلام عبر القرآن الكريم وسيرة الرسول الأعظم (صلّى الله عليه وآله وسلّم). وأودّ هنا أن أتساءل: هل راجعتم قرآن المسلمين مباشرة؟ هل طالعتم أقوال رسول الإسلام(صلّى الله عليه وآله وسلّم) وتعاليمه الإنسانية والأخلاقية؟ هل اطلعتم على رسالة الإسلام من مصدر آخر غير الإعلام؟ هل سألتم أنفسكم كيف استطاع الإسلام ووفق أية قيم طوال قرون متمادية أن يقيم أكبر حضارة علمية وفكرية في العالم وأن يربي أفضل العلماء والمفكرين؟

أطالبكم ألّا تسمحوا لهم بوضع سدّ عاطفي واحساسي منيع بينكم و بين الواقع عبر رسم صورة سخيفة كاذبة عن الإسلام ليسلبوا منكم إمكانية الحكم الموضوعي. واليوم حيث نرى أن أجهزة التواصل اخترقت الحدود الجغرافية، عليكم ألّا تسمحوا لهم أن يحاصروكم في الحدود الذهنية المصطنعة، وإن كان من غير الممكن لأي أحد أن يملأ الفراغات المستحدثة بشكل فردي ولكن كلاً منكم يستطيع هادئاً لتوعية نفسه وبيئته أن يقيم جسراً من الفكر والإنصاف على هذه الفراغات.

إن هذا التحدي المبرمج من قبل لنوع العلاقة بين الإسلام وبينكم أنتم الشباب أمر مؤلم، لكن بإمكانه أن يثير تساؤلات جديدة في ذهنكم الوقاد والباحث.

إن سعيكم لمعرفة الأجوبة على هذه التساؤلات يشكل فرصة سانحة لكشف الحقائق الجديدة أمامكم، وعليه يجب أن لا تفوتوا هذه الفرصة للوصول الى الفهم الصحيح ودرك الواقع دون حكم مسبق؛ ولعلّه من آثار تحملّكم هذه المسؤولية تجاه الواقع، أن تقوم الأجيال الآتية بتقييم هذه الفترة من تاريخ التعامل الغربي مع الإسلام، بألمٍ أقل زخماً ووجدانٍ أكثر اطمئناناً.

السيد على الخامنئي

2015/01/21

منبع: www.Alumni.miu.ac.ir

فیس بوک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل دانش آموختگان جامعة المصطفی العالمیه می باشد





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 8 اردیبهشت 1394 توسط گمنام
آثار دعای فرج

روایات مختلفی به بیان آثار ، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: فرمایش حضرت ولی عصر علیه السلام: بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.اظهار محبت قلبی است. نشانه انتظار است.زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.مایه ناراحتی شیطان لعین است.نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است، که ادء حق هر صاحب حقی، واجب ترین امور است.تعظیم خداوند و دین خداوند است.حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق او دعا می کند.شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.شفاعت پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم ان شاء الله شامل حالش می شود.این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.مایه استجابت دعا می شود.اداء اجر رسالت است.مایه دفع بلاست.سبب وسعت روزی است ان شاء الله.باعث آمرزش گناهان می شود.سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود؛ ان شاءالله.سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود؛ ان شاء الله .از برادران پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم خواهد بود.فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع می شود.پیروی از پیغمبر و امامان علیهم السلام خواهد بود.وفای به عهد و پیمان خداوندی است.آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد.فضیلت رعایت و ادای امانت برایش حاصل می شود.زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل اوست.سبب طولانی شدن عُمر است؛ ان شاء الله.تعاون و همکاری در کار های نیک و تقوی است.سبب هدایت به نور قرآن مجید است.نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.به ثواب طلب علم نائل می شود؛ ان شاء اللهرسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود. این دعا اجابت دعوت خدا و رسول صل الله علیه و آله و سلم است.محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود .عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم می شود.ان شاء الله از اهل بهشت خواهد شد.دعای پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شامل حالش می گردد.کردار های بد او به کردار های نیک مبدل می شود.خداوند متعال در عبادات او را تأیید می فرماید.ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.ثواب کمک به مظلوم را دارد.ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد .پاداش خونخواهی حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را دارد.شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.نور او برای دیگران نیز - روز قیامت - درخشان می گردد.هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت می کند .دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در روز قیامت، شاملش می گردد.از تشنگی روز قیامت در امان می ماند.مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود - مادامی که مشغول آن دعا باشد.پاداش نصیحت مؤمن را دارد.مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد.دعاکننده مورد مباهات خداوند می شود.فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.از نیکان مردم - پس از ائمه اطهار علیهم السلام می شود.این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است.مایه خرسندی خداوند عزوجل است.مایه خشنودی پیغمبر صل الله علیه و آله سلم می گردد.این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است.حساب او آسان می شود.این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.این عمل بهترین اعمال است.باعث دوری غصه ها می شود.دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام علیه السلام است.فرشتگان درباره اش دعا می کنند.دعای حضرت سید الساجدین علیه السلام - که نکات و فوائد متعددی دارد - شامل حالش می شود.این دعا تمسک به ثقلین ( کتاب و عترت) است.چنگ زدن به ریسمان الهی است.سبب کامل شدن دین است.مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.تعطیم شعائر خداوند است.این دعا ثواب کسی که پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شهید شده را دارد.ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم علیه السلام شهید شده را دارد.ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان - عجل الله فرجه - را دارد.در این دعا، ثواب گرامی داشتن عالم هست.پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.درجات او در بهشت بالا می رود.از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نئل می شود.و رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در پی دارد.  1 
_______________________________________

1. مکیال المکارم،ج 1،ص 351 ( ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 25 فروردین 1394 توسط گمنام
دجال

از نشانه های ظهور ، خروج دجّال است. ((دجّال))  به معنای دروغگویِ حیله گر است. در زبان عربی به معنای آب طلا است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می دهند، دجّال نامیده می شوند. در روایات ((دجال)) ها و دروغگویان فراوانی نام برده شده است . در برخی دوازده و در برخی سی، شصت و هفتاد دجال آمده است.1 از میان این دجال ها، فردی که در دروغگویی و حیله گری سرآمد همه دجالان است و فتنه او از همه بزرگ تر است، نشانه ظهور مهدی علیه السلام است.2 و یا برپایی قیامت است.3 بر این اساس باید گفت دو نوع دجال داریم، یکی دجال حقیقی که پس از همه دجال ها می آید و دیگری گروهی شیاد و دروغگو که به فریب مردم و گمراهی آنان دست می زنند.
دجال در روایات اسلامی این چنین توصیف شده است: ((او دارای قدرت و تأثیر عجیبی است، چشم راست ندارد و چشم دیگرش در وسط پیشانی اوست و مانند ستاره صبح می درخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. داخل دریا ها می شود و آفتاب با او می گردد. کوهی از طعام و نهری از آب همیشه با اوست. مرده را زنده می کند. با صدای بلندی که تمام جهانیان صدای او را می شنوند، می گوید: من خدای بزرگ هستم که شما را آفریده و روزی رسان هستم ، به سوی من بشتابید)). 4 وی از همه جا می گذرد  و فقط در مکه و مدینه قدم نمی گذارد .5 بیشتر پیروان او از یهود و زنان و عرب های بیابانی است. اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان آمده و بارها واژه ((دجال)) در انجیل به کار رفته است. درباره دجال، صرف نظر از ویژگی های او، چند احتمال وجود دارد:
1. دجال، نام شخص معینی نیست. هرکسی که با ادعا های پوچ و بی اساس و با توسل به حیله گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس دجال ها خواهند بود و این که در روایات از دجال های فراوان (دوازده،سی،شصت و هفتاد) سخن به میان آمده، این احتمال را تقویت می کند.
2. فردی معین و مشخص به عنوان ((دجال)) در دوره غیبت، با همان ویژگی هایی که برای وی بیان شده، خروج می کند و مردم را به انحراف می کشاند.
3. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از ((دجال)) همان سفیانی باشد که در کتاب های عامه، بیشتر به عنوان ((دجال)) و در کتاب های خاصه به عنوان ((سفیانی)) آمده است6 
4. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادّی بر همه جهان است. استکبار به معنای واقعی، دجال است . استکبار خود قیّم ملت ها می داند و با تکیه بر ثروت انبوه و قدرت عظیمی که در اختیار دارد ، در همه جای زمین دخالت می کند و همه را به زیر سلطه خویش می آورد.7 موضوع دجال، بیش از آنچه در روایات شیعه است، از طریق اهل سنت نقل شده است و قسمت عمده آن را (( احمد بن حنبل )) در کتاب مسند ((ترمذی)) در صحیح خود و ((ابن ماجه)) در سنن، و ((مسلم)) در صحیح، و ((ابن اثیر)) در نهایه از ((عبدالله بن عمر)) و ((ابوسعید خدری)) و ((جابر بن عبدالله انصاری)) نقل کرده اند8 مرحوم صدوق در این زمینه می گوید: متعصّبین اهل سنّت، این گونه اخبار را تصدیق می کنند و آن را درباره دجال و غیبت وی و زنده بودنش را در این مدت طولانی روایت نموده اند که در آخرالزمان خروج می کند، ولی  درباره قائم باور نمی کنند که او مدت طولانی غائب می شود، آنگاه آشکار می گردد  و جهان را پر از عدل و داد می کند ، چنانکه از ظلم  جور پر شده باشد، با اینکه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از این موضوع، صریحاً سخن گفته اند.9 همچنین موضوع دجال، اختصاص به اسلام ندارد، بلکه ریشه داستان دجال را باید در کتاب مقدس مسیحیان جست و جو کرد. در رساله اول یوحنا نوشته است: ((دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند، آن دجال است که پدر و پسر را انکار می نماید)).10 _______________________________________
1 - بحارالانوار،ج52،ص 209؛کنز العمّال، ج 14، ص 198.
2 - طبق کتب شیعه
3 - طبق کتب اهل تسنن
4 - بحارالانوار، ج 52، ص 194 (به نقل از آخرین امید،داود الهامی، ص 322.)
5 -  الزام الناصب، ص 74
6 - غیبة طوسی،ص 463
7 - برترین های فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص 239 .
8 -
آخرین امید،داود الهامی، ص 323.
9 - بحارالانوار،ج 52،ص200
10 - رساله یوحنا،باب 2،آیه 22

...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 آذر 1393 توسط گمنام

بهترین خطبه

موقعیت اجتماعی بعد از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و غصب حق امیرالمؤمنین علیه السلام که دین را در مسیر نابودی انداخته بود، حضرت فاطمه سلام الله علیها را برای روشنایی فضای غبارآلود مدینه به مسجد کشاند تا با ارائه خطبه ای وصف ناشدنی ، خط نفاق را برای مردم بیان کند و از اسلام واقعی دفاع نماید.

خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها از شاهکارهای ادبی است در حد نهج الباغه که امامان معصوم علیهم السلام فرزندان خود را سفارش به حفظ آن می کردند.

این خطبه بدون مطالعه و تمرین بیان شده است آن هم از دختری که داغ پدر دیده ، پهلوی او شکسته و به شوهرش ظلم شده است.

در زمانی که خفقان و سکوت همه جا را فرا گرفته و مردم تن پرور و راحت طلب با سکوت مرگ بار از ترس جانشان، حرفی از حق و حقیقت به میان نمی آورند، آن حقیقت بدون هیچ ترسی، منافقان خود را مفتضح و رسوا می سازد و از منطق قرآن در این راه بهره برده و تناقض گویی های خلفا را در این خطبه آشکار ساخته است.

خاطره ای از همین نکته:

فدک هدیه پیامبر به فاطمه سلام الله علیها بود ابوبکر برای اینکه دست اهل بیت علیهم السلام از اموال خالی باشد و مردم را از آنها دور سازد تصمیم به غصب فدک گرفت، او در استدلال خویش می گفت که از پیامبر شنیده ام که فرمود:«پیامبران ارث نمی گذارند» با این حدیث ساختگی فدک را به زور گرفت.

حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه فرمود:«چرا فقط تو این حدیث را از پدرم شنیده ای و دیگرا نشنیده اند؟»

عجبا از این تهمت! چراکه رسول خدا پیرو قرآن بود و قرآن می فرماید:

((و ورث سلیمان داود))حضرت سلیمان از پدرش حضرت دواد ارث برد و زکریا از خداوند فرزندی طلب می کند که از او ارث ببرد.

آن ها می گفتند: «حسبنا کتاب الله» یعنی کتاب خدا برای ما کافی است، ما نیازی به کلام پیامبر نداریم. اما وقتی می خواهند فدک را غصب کنند بدون توجه به کلام خودشان حدیث ساختگی از پیامبر می آورند.

_______________________________________

بهترین ها/نگاهی به فضائل حضرت فاطمه سلام الله علیها/حسن محمودی

 





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 13 آذر 1393 توسط گمنام

شیعی می گوید،سنی می گوید،شما چه می گویید؟
مؤلف: محمد رضی رضوی/مترجم:علی رضوی


1- اولی الامر کیان اند؟





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 13 آذر 1393 توسط گمنام

1

اولی الامر کیان اند؟

شیعی می گوید:

فرمان بری از امامان معصوم در خاندان پیامبر علیهم السلام و به سرپرستی گرفتن ایشان و پذیرش سخنانشان و پیروی از آنها بر همه ی مسلمانان فرض است؛ چراکه خداوند فرموده است: خدای را فرمان برید و رسول و کارگزاران خود را فرمان برید.1

کارگزاران(= اُولوا الأمر) در این جا، پیشوایان معصوم خاندان نبوی اند؛ امامان دوازده گانه علیهم السلام. نخستین آنها حضرت علیّ بن ابی طالب، امیرالمؤمنین علیه السلام است و آخرینشان فرزند امام حسن عسکری، حضرت مهدی، صاحب الزمان عجل الله فرجه الشریف.

آن ها جانشینان رسول الله صل الله علیه و آله و سلم اند که فرمود:

((به راستی، جای نشینان و اوصیای من و حجت های خداوندی بر مردمان، پس از من،12 تن اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزندم.))

(مسلمانان) پرسیدند: برادر شما کیست؟ یا رسول الله؟

فرمود: ((علیّ بن ابی طالب.))

گفتند: فرزندتان که؟

فرمود: ((مهدی (=هدایت شده ی خداوندی) که زمین را از عدل و داد پر می کند؛ چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد.))2

بنابراین،

اولاً، امر داران (= اولوا الأمر) یاد شده در آیه کریمه، امامان اند که حضرت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم ایشان را به جانشینی پس از خود معرفی فرمود.

فرمان بردن و پذیرفتن ولایت اینان بر هر مسلمان لازم است.

ثانیاً، آنکه اطاعتش واجب است و ولایتش بر مسلمانان درست است و سزاست که برای رسول خدا صل الله علیه و آله  سلم جانشین و قائم مقام باشد، باید صفاتی را داشته باشد که آن حضرت دارد و هیچ یک از مسلمانان دارای آن نیستند. مهم ترین آن ها به دور بودن از گناهان است و پاکی از هر زشتی و آلودگی.

از آنجا که پیغمبر ما که درود خدا بر او و خاندانش باد از همه ی گناهان کوچک و بزرگ به دور بود و پاکیزه از پلیدی و آلودگی، باید که جانشینان حضرتش چونان او باشند.

نیز از آن رو که پیشوایان ما که سلام حق بر ایشان باد خاندان پاک رسول خدایند و آیه ((... إنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً))3 در شأن  ایشان فرود آمد و پیغامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم به جانشینی آنان پس از  خود تصریح فرمود، آن ها ویژگی عصمت و پاکی از پلیدی دارند. در نتیجه، شایسته خلافت اند.

ثالثاً، امامان ما نزدیک ترین کسان به رسول خدایند که درود حق بر او و خاندانش باد. پس، از همه ی مردم، آیین وی را بهتر می شناسند و از بیگانگان و نا آشنایان، به سنّت او آگاه تر؛ چه ((خانگی داند که اندر خانه چیست.))4

بنابراین، ایشان در رهبری امُت سزاوار قائم مقامی حضرتش بودند.

سنّی می گوید:

مراد از اُولوا الأمر در آیه ی ((یا أیُّها الَّذینَ اامَنوا، أطیعوا اللهَ، وَ أطیعوا الرَّسولَ وَ أُولِی الأمرِ مِنکُم...))5 فرمان روایان و عالمان اند.6

این سخن شیخ جمیل صدقی زَهاوی بغدادی است.7

                                                                                                                                                              اینک ... شما چه می گویید؟

________________________________________

1-     (...أطیعوا اللهَ، وَ أطیعوا الرَّسولَ وَ اأُولِی الأمرِ مِنکُم...)) نساء(4):59.

2-     إنَّ خُلَفائی وَ أوصیائي وَ حُجَجَ اللهِ عَلَی الخُلقِ بَعدي لَإثنا عَشَرَ؛ أوَّلُهُم أخي وَ ااخِرُهُم وَلَدي.» قیلَ: یا رَسولَ اللهِ! وَ مَن أخوکَ؟ قالَ: ((عَلیُّ بنُ أبي طالِبٍ)) قیلَ: وَ مَن وَلَدُکَ؟ قالَ: ((المَهدیُّ الَّذی یَملَأُها قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً.» فرائد السِّمطین:2/312؛ینابیع المودّة:3/295،با اندک اختلاف.

3-     احزاب(33):33.

4-     و أهل البیت أدریا بما فی البیت.

5-     [نساء(4):59.]

6-      بیشتر فرمان روایان، ستمگر و گناه پیشه و آلوده اند و ناشدنی است که خداوند فرمان راند که از ایشان و از عالم یا امیر نامصون از گناه باید پیروی کرد!

7-     الفجر اصادق (مطبعة الواعظ،مصر،1323):5.

 

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 29 آبان 1393 توسط گمنام

3

ترتیب جانشینان

سنی می گوید:

نزد ما پیروان مذاهب چهارگانه، پیشوای حق، بعد از پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم، ابوبکر بن ابی قحافه است و سپس عمر بن خطاب؛ آنگاه عثمان بن عفّان و پس از وی، علیّ بن ابی طالب[علیه السلام].

این سخن ابوحامد غزالی شافعی (معروف به حجة الاسلام) است.1

... گذشتگان ما و پدران پیشینمان بر این بودند و ما نیز به دنبال ایشان ایم؛ آنچه را پذیرفتند، می پذیریم و آنچه را نه، نمی پذیریم. بی گمان، خلافت این پیشوایان به همین ترتیب یاد شده مشروع است.

شیعی می گوید:

پیشوای حق پس از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم پسر عمّ آن حضرت، امام علیّ بن ابی طالب علیه السلام است؛ آنگاه، فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام؛ سپس حضرت حسین بن علی علیه السلام، پس از آن حضرت، امام علیّ بن الحسین زین العابدین علیه السلام و سپس حضرت باقر، محمد بن علی علیه السلام، پس از او، امام جعفر بن محمد صادق علیه السلام؛ بعد، حضرت موسی بن جعفر کاظم علیه السلام، آنگاه امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام؛ سپس حضرت جواد، محمد بن علی علیه السلام؛ پس از آن، امام علیّ بن محمد هادی علیه السلام، آنگاه حضرت عسکری، حسن بن علی علیه السلام و پس از ایشان، حضرت مهدی، حجة بن الحسن علیه السلام.

اینان... پیشوایان و سروران و راهبران مایند.

دلیل ما سخن حضرت خاتم الأنبیا صل الله علیه و آله و سلم است که از روی خواست (خود) چیزی نمی گوید و سخنش جز وحیِ فرود آمده نیست؛2 حضرتش فرموده است:

((جانشینان و اوصیای من و حجت های خداوند بر آفریدگان، پس از من، 12 تن اند. نخستینشان برادر من و آخرین ایشان... فرزند من.))

پرسیدند: یا رسول الله! برادرتان کیست؟

فرمود: ((علیّ بن ابی طالب.))

گفتند: فرزند شما... ؟

فرمود: ((مهدی، همو که زمین را از برابری و داد لبالب می سازد؛ چنان که از ستم و بیداد پر شده باشد.))3

همچنین، آن پیامبر بزرگ صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

((من در میان شما، دو یادگار گران می نهم. نخستینِ آن دو، کتاب خداست که حاوی هدایت و نور است. نوشتار خدا را به دست گیرید و بدان چنگ زنید... .))

آنگاه کتاب الله را مورد تأکید قرار داد و تحریض فرمود و افزود:

((... و خاندانم را.))

... و سه بار فرمود:

((در کار خاندان من، خدا را در نظر گیرید!))4

همچنین آنحضرت صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

((من دو یادگار گران نزد شما می نهم: کتاب خدا و خاندانم، نزدیکانم را. اگر آن دو را نگاه دارید، هرگز گمراه نمی شوید.5 آن ها از یکدیگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض (کوثر) نزد من آیند. از ایشان فرا گیرید و تلاش نکنید که به آن ها چیزی بیاموزید که خود از شما داناترند.))6

امام علی بن ابی طالب علیه السلام پسر عمّ پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و داماد آن حضرت و پدر فرزندان او و نخستینِ دوازده پیشوای پس از اوست. ابراهیم [بن] شیبه انصاری گوید:

نزد اصبغ بن نُباته رفتم و نشستم. او پرسید: می خواهی آنچه را علیّ بن ابی طالب که خدای از او خشنود باد گفت تا بنویسند، برایت بخوانم؟

پس آنگاه... نوشتاری برایم بیرون آورد که در آن چنین بود: ((به نام خداوند مهربان بخشایشگر.

این وصیّتی است از حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم به خاندان و پیرَوانش: سفارش من به کسانم این است که پروای خدا پیش گیرند و به طاعت او پایبند باشند. امت را نیز سفارش می کنم که از این خاندان جدا نشوند. این خانواده دامان پیامبر خویش گرفته اند و پیرَوان آن ها در روز بازپسین، دامان ایشان را. آن ها شما را به گمراهی نمی آرند و از هدایت بیرون نمی برند.))7

حقیقت آن است که خاندان پیغمبر ما که درود خدا بر او و ایشان باد شایسته جانشینی آن بزرگوارند و به امامت بر همه ی مسلمانان پس از حضرتش سزاوارتر؛ زیرا خویشان و نزدیکان آن حضرت اند و به شریعت و آیین وی داناتر. هیچ یک از مسلمانان را در صفات فضل و کمال انسانی، نمی توان با ایشان سنجید و نه در علم و عمل و اخلاق و دین داری و سیاست ورزی.

گذشته از سخنان صریح نبویِ گویای فرمان پیرَوی از آن ها و آموختن از ایشان، خرد ناب وجوب پیروی از آن خاندان و الگو دانستنشان را بر ما بایسته می دارد؛ چراکه در همه ی صفات فضل و کمال انسانی پیش روند و پسین را بر پیشین، پیش داشتن، به حکم عقل... زشت است.8

اگر کسی زندگانی و موضع گیری های ایشان را در حالات و زمان های مختلف با خداوند متعال و با افراد گوناگون جامعه بررسی کند، این حقیقت را در می یابد.

این است که کنار گذاشتن ایشان، حق را به یک سو نهادن  و به گمراهی گراییدن است که خداوند بزرگ می فرماید: پس از راستی، جز گمراهی چیست؟ (اهریمنان) به کجا می گردانندتان؟!9

ما مسلمان ایم و به رسالت پیغمبران و عصمت حضرتش و این که از روی خواست دل سخن نمی گوید و گفته اش همه وحی است، باور داریم و این که پریشان گو نیست... و حاشا از او!

پس راهی جز این نداریم که پس از آن پیامبر خاتم صل الله علیه و آله و سلم به خاندان و کسان حضرت او روی آریم و از ایشان فرا گیریم و در زندگی، بر خود پیشواشان دانیم و راهنمایی شان را بپذیریم و از آنچه ما را زنهار می دهند، بپرهیزیم. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم با این کار، ایمنی مان را از گمراه شدن تضمین فرموده است.

ما بخدا پناه می بریم که در هیچ باوری، بی بررسی و پِژوهش، از پیشینیان خود تقلید کنیم که حق جلّ جلالُه پیرَوان پدران و نیاکان و دیگر گذشتگان را، بر این کار، نکوهیده و فرموده است: آنگاه که به ایشان گویند: از آنچه خداوند فرستاده است پیروی کنید،گویند: نه... ما به راهی می رویم که پدرانمان را بر آن یافتیم! آیا اگر چه پدرانشان خرد نورزیده و هدایت نیافته باشند؟!10

اینک ... شما چه می گویید؟

_______________________________________

1-     ر.ک: إحیاءُ علومِ الدین (الإذهریّه مصر، چاپ دوم، 1316): 1/99

2-     ((وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَویا. إن هُوَ إلّا وَحيٌ یوحیا)) نجم (53):3-4.

3-     ((إنَّ خُلَفائي وَ أوصیائی  وَ حُجَجَ اللهِ عَلَی الخَلقِ بَعدی لَإثنا عَشَرَ؛ أوَّلُهُم أخي وَ ااخِرُهُم وَلَدي.» قیلَ: یا رَسولَ اللهِ! وَ مَن أخوکَ؟ قالَ: «عَلیُّ بنُ أبي طالِبٍ.» قیلَ: فَمَن وَلَدُکَ؟ قالَ: اَلمَهديُّ الَّذي یَملَأُها قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً.)) فرائدُ السِّمطین: 2/312؛ ینابیع المودّه:3/295، با اندک اختلاف.

4-     إنّي تارِکٌ فیکُم ثَقَلینِ أوَّلُهُما کِتابُ اللهِ فیهِ الهُدیا وَ النّورُ؛ فَخُذوا بِکِتابِ اللهِ وَ استَمسَکوا بِهِ (فَحَثَّ عَلیا کِتابِ اللهِ وَ رَغَّبَ فیهِ) ثُمَّ قالَ: وَ أهلُ بَیتي، اُذَکِّرُکُم اللهَ في أهلِ بَیتي، اُذَکِّرُکُم اللهَ في أهلِ بَیتي، اُذَکِّرُکُم اللهَ في أهلِ بَیتي. صحیح مسلم (مصر، 1290): 2/238؛ مسند احمد: 4/367؛سنن دارمی:2/432؛فضائل الصحابة:22؛السنن الکبری للبیهقی:2/148؛السنن الکبری للنسائی:5/51؛المعجم الکبیر:5/182؛نظم درر السمطین:231؛الجامع الصغیر:1/244؛کنزالعمال:13/640.

5-     از این سخن بر می آید که اگر کسی به آن دو چنگ نزند، از حق به دور می افتد و به قول قرآن، از حق که بگذری، جز گمراهی چیست؟!

6-      إنّي تارِکٌ فیکُمُ  الثَّقَلینِ کِتابَ اللهِ وَ عِترَتي أهلَ بَیتي، إن تَمَسَّکتُم بِهِما لُن تَضِلّوا؛ وَ إنَّهُما لَن یَفتَرِقا حَتّیا یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ فَتَعَلَّموا مِنهُم وَ لا تُعَلِموهُم فَإنَّهُم أعلَمُ مِنکُم. ینابیع المودّه (اسلامبول، 1302):35؛ المعجم الکبیر:5/167؛الصواع المحرقة: 150 و 328؛مجمع الزوائد:9/164؛اُسد الغابة:1/490؛کنزالعمال:1/186؛الدرالمنثور:2/60.

7-     جَلَستُ إلَی الأصبَغِ بنِ نُباتَةَ، فَقالَ: أ لا أقرَاُ عَلَیکَ ما أملاهُ  عَلیُّ بنُ أبي طالِبٍ رَضِیَ اللهُ عَنهُ؟ فأخرَجَ إلَیَّ  صَحیفَةً فیها مَکتوبٌ: بِسمِ اللهِ الرَّحمانِ الرَّحیم. هذا ما أوصیا بِهِ مُحَمَّدٌ صل الله علیه و آله و سلم أهلَ بَیتِهِ یَأخُذونَ بِحُجزَةِ نَبِیِّهِم صل الله علیه و آله و سلم وَ أنُّ شیعَتَهُم ااخِذونَ بِحُجَزِهِم یَومَ القیامَةِ وَ أنَّهُم لَن یُدخِلوکُم في بابِ ضَلالَةٍ وَ لَن یُخرِجوکُم مِن بابِ هدیً. نظم درر السمطین:240[به نقل از آن، ینابیع المودّه: باب 58،ح43].

8-     [اشاره به قاعده عقلی: تقدیمُ المفضول علی الأفضل قبیحٌ عقلاً.]

9-     ((... فَما ذا بَعدَ الحَقِّ إلّا الضَّلالُ؟ فَأنّیا  تُصرَفونَ؟)) یونس (10):32.

10- ((وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ: اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ؟!))بقره (2): 170

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 مهر 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم


ایمان دختر رسول خدا (ص)!


سنّی می گوید:

پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
((هرکه بی بیعتی بر گردن، بمیرد... به مرگ جاهلیّت مرده است.)) (مَنْ ماتَ وَ لَیْسَ فی عُنُقِهِ بَیْعَةُ ماتَ میتَةَ جاهِلِیَّةٍ. الفجر الصادق في الردّ علی منکري التوسل و الکرامات و الخوارق: ٧.)
شیعی می گوید:
این حدیث گواه نادرستی خلافت ابوبکر بن ابی قحافه، نخستین خلیفه نزد سنّیان است. با باطل شدن خلافت او، خلافت جانشین منصوب وی، عمرِ خطاب نیز باطل خواهد شد و همچنین پس از او.... حال آنکه سنّیان بر درست بودن خلافت آن دو و عثمان بن عفّان اموی - گرچه رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم هیچ یک را تعیین نفرمود - هم داستان اند.
توضیح بطلان خلافت ابوبکر به استناد این حدیث:
شک نیست که حضرت زهرا علیها السلام دخت رسول الله صل الله علیه و آله و سلم به هنگام رحلت، بر خلیفه خشم داشت و پس از آنکه وی عمر بن خطاب را به خانه ی حضرتش روانه کرد تا به زور بیعت بگیرد، بدو فرمود:
((ابوبکر! چه زود بر خانواده ی رسول خدا یورش آوردید!... به خدای سوگند!  با عمر سخن نخواهم گفت تا خداوند را دیدار کنم.))  (یا أبابَکْرٍ ! ما أسْرَعَ ما أغَرْتُمْ عَلیٰ أهْلَ بَیْتِ رَسولِ اللهِ ! وَ اللهِ، لا أُکَلِّمُ عُمَرَ حَتّیٰ ألْقَى اللهَ. شرح نهج البلاغة: ١٩/٢؛ السقیفه و فدكُ: ٧٤.)
همچنین، به شکایت از آن دو، به رسول گرامی صل الله علیه و آله و سلم چنین خطاب کرد:
((پدرم، ای پیامبر خدا ! پس از تو، از زاده ی خطّاب و پور بوقُحافه چه ها کشیدیم...!)) (یا أبَتِ، یا رَسولَ اللهِ ! ماذا لَقینا بَعْدَکَ مِنِ ابْنِ الْخَطّابِ وَ ابْنِ أبي قُحافَةَ ! الإمامة و السیاسة (مصر، ١٣٨٨): ١٣/١؛ تاریخ الطبري: ١٩٨/٣؛ العقد الفرید: ٢٥٧/٢؛ تاریخ أبي الفِداء: ١٦٥/١؛ شرح نهج البلاغة: ١٩/٢.)
نیز به آن دو فرمود:
((خداوند و فرشتگان را گواه می گیرم که شما دو تن مرا به خشم آوردید و خرسندی ام نخواستید. آنگاه که پیامبر را ببینم، از شما هر دو، نزد حضرتش شکْوه خواهم برد.))  (فَإنّي أُشْهِدُ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ أنَّکُما أسْخَطْتُماني وَ ما أرْضَیْتُماني وَ لَئِنْ لَقیتُ النَّبيَّ لَأشْکُوَنَّکُما إلَیْهِ. همان:١٤/١.)
ابن ابی الحدید می گوید:
من بر این باورم که درست آن است که آن حضرت، به هنگام وفات، بر ابوبکر و عمر خشم داشت و وصیّت فرمود که آن دو بر (پیکر) او نماز نگزارند... .(شرح نهج البلاغة: ٢٠/٢.)
اگر آن بانو بوبکر را در خور خلافت می دید، بر وی خشم نمی نمود و بدو و یاورش عمر نمی فرمود:((به خدا سوگند، من از شما دو تن، به رسول الله شکایت خواهم برد.)) و سفارش نمی کرد که بر او نماز نگزارد. اینها همه گواه آن است که آن حضرت خلافت او را نپذیرفته بود. پس هرکه خلافت وی را می پذیرد و این روایت (از طریق) سنّی را درست می داند که: اگر کسی هنگام مرگ، بیعتی (از پیشوایی) به گردن نداشته باشد. چونان جاهلیّت مرده است، باید بگوید که حضرت فاطمه سلام الله علیها به مرگ جاهلی از دنیا رفته است !! حال آنکه هیچ مسلمانی چنین نمی گوید؛ چه این ادّعا بی گمان... کفر است.
خداوند متعال فرموده است: آن ها که ایمان آوردند و فرزندانشان باورمندانه بدانان پیوستند، این فرزند ها را به ایشان خواهیم پیوست. ( {وَ الَّذینَ اٰمَنوا وَ اتَّبَعَتهُم ذُرّیَّتُهُم بِإیمانٍ ألْحَقنا بِهِم ذُرّیَّتَهُم...} طور (٥٢): ٢١.)
تردیدی نیست که حضرت زهرا سلام الله علیها دخت پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم پیشاپیش اینان است و خداوند او را به پدر بزرگوارش رسانده است که رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بدو فرمود:
((تو در خاندان من، پیش از همه، به من می رسی.)) (إنَّکِ أوَّلُ أهْلِ بَیْتِی لُحوقاً بی. مسند احمد: ٢٨٢/٦.)
دیگر آنکه آن بانو از اهل بیت به شمار است که آیه تطهیر در شأن ایشان فرود آمد: خداوند اراده کرده است که پلیدی را از شما خاندان دور کند و نیک پاکیزه تان سازد. ( {... إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً} احزاب (٣٣): ٣٣.)
و هم بی شک از دسته که مهرورزی با ایشان بر مسلمانان واجب آمد که فرمود: بگو: من بر این (رنج نبوّت و هدایت)، از شما پاداشی نمی خواهم، جز آنکه با خویشان (من) مهر بورزید. ( {... قُل لا أسألُکُم عَلَیْهِ أجراً إلّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُربیٰ...} شوریٰ (٤٢): ٢٣.)
و هم درباره اوست که رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرمود:
((فاطمه بخشی از خود من است؛ هر آنچه او را بیازارد، مرا آزرده است.))  (إنَّما فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّي؛ یُؤْذیني ما اٰذاها. صحیح مسلم: ٣٣٩/٢؛ مسند احمد: ٥/٤؛ صحیح مسلم: ١٤١/٧؛ سنن ترمذی: ٣٦٠/٥: المستدرك: ١٥٩/٣؛ فتح الباري: ٢٨٧/٩؛ السنن الکبری: ١٤٧/٥؛ خصائص أمیرالمؤمنین: ١٢١؛ المعجم الکبیر: ٤٠٥/٢٢؛ کنز العمال: ١٠٧/١٢.)
خدای تعالی نیز فرموده است: آنان که خداوند و رسولش را آزار می دهند، در دنیا و آخرت، خدا آن ها را از رحمت خود دور می دارد و کیفری خوارکننده برایشان فراهم کرده است. آنان که مردان و زنان با ایمان را - بی آنکه کار (بد)ی کرده باشند - می آزارند، بار تهمت و گناه بزرگی (بر دوش) برداشته اند ! (إنَّ الَّذینَ یُؤْذونَ اللهَ وَ رَسولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِي الدُّنیا وَ الْاٰخِرَةِ، وَ أعَدَّ لَهُم عَذاباً مُهیناً. وَ الَّذینَ یُؤْذونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بَغَیْرِ مَا اکْتَسَبوا فَقَدِ احْتَمَلوا بُهتاناً وَ إثماً مُبیناً.} احزاب (٣٣): ٥٨و ٥٧)
اینک ... شما چه می گویید؟
........................................
منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.





برچسب ها: ,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 مهر 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم


عصمت جانشینان


شیعی می گوید:

شرط است که امام و جانشین رسول الله صل الله علیه و آله و سلم به ویژگی عصمت امتیاز داشته باشد. این صفت حالتی درونی است که دارای آن (یعنی معصوم) را از گناهان، حتّی گناهان کوچک، باز می دارد و از هر کاستی و عیبی... تا شایسته قائم مقامی پیغمبر خدا صل الله علیه و آله و سلم باشد که از هر گناه، مصون و از هر کاستی و عیب، پاک است.
اگر چنین نباشد و به هنگام تصدّی، از او ناشایست و ناسزا سر زند، بر مسلمانان بایسته است که او را بازدارند و این فرو کاستن ارزش اوست در دیدِ مردمان و کم شدن مقدار وی.
بنابراین، از نظر ما، عصمت در خلیفه و پیشوای جانشین حضرت رسول الله صل الله علیه و آله و سلم شرط است.
همچنین، باید که خلیفه از دودمان علوی باشد؛ چرا که نبیّ اکرم صل الله علیه و آله و سلم خلافت را در امام علیّ بن ابی طالب علیه السلام و دو فرزندان آن حضرت منحصر داشت و فرمود:
((جانشینان و اوصیای من و حجّت های خداوند بر خلق، پس از من، ١٢تن اند. نخستینشان برادر من است و آخرینشان فرزندم.))
پرسیدند: یا رسول الله! برادر شما کیست؟
فرمود:((علیّ بن ابی طالب.))
گفتند: فرزندانتان که؟
پاسخ داد: ((مهدی؛ همو که زمین را از برابری و داد پر می کند؛ چنانکه از بیداد و ستم لبریز شده باشد.)) (ر.ک همین کتاب: ٢٠ پاورقی ١.(بخش اولی الامر کیانند).
سنّی می گوید:
شرط نیست که امام و جانشین [رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم] معصوم و علوی تبار باشد. (الفجر الصادق: ٥.)
احسان [الهی] ظهیر پاکستانی:
آن ها (شیعیان) از نخستین امامشان علیّ بن ابی طالب [علیه السلام] - که می گویند: معصوم است (!) روایت کرده اند... .(الشیعةُ و السُّنَّة (دار الطیْبه - ریاض، چاپ سوم): ١٥٧.)
اینک ... شما چه می گویید؟
........................................
منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.





برچسب ها: ,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 مهر 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم


مقام جانشین رسول الله(ص)


سنّی می گوید:
درست آن است که برترین خلق خدا، پس از انبیا، بوبکر صدّیق است!  
این سخن عبدالرحمان صفوری است در کتابش: مختصر المحاسنِ المجتمعةِ في فضائل الخلفاء الأربعة.
شیعی می گوید:
درست آن است که برترین خلق خداوند، پس از سرور فرستادگان و پیامبران صل الله علیه و آله و سلم، امام علیّ بن ابی طالب، امیرمؤمنان علیه السلام پسر عمّ رسول و همسر دخت پاکیزه اش زهرای بتول، بانوی بانوان جهان و پدر دو نواده ی پیامبر خدای، دو سالار جوان بهشتی، امام حسن و امام حسین علیهما السلام.
این برتری از آن رو است که همه ی فضیلت های انسانی و کمالات بشری، همانند علم و زهد و پرهیز و پارسایی و شجاعت و بخشندگی و دهش و دادگری و دیگر صفات بلندی.... ، در اوست و هیچ کدام از این ها در ابوبکر نیست. هرکه این کتاب را بررسی کند، به این نتیجه می رسد.
از این گذشته،
*آن حضرت از ((اهل بیت)) است؛ همانا که آیه تطهیر درباره اشان فرود آمد: خداوند اراده کرده است که پلیدی را از شما خانواده دور بدارد و پاک و پاکیزه تان سازد. ( {... إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً.} احزاب (٣٣): ٣٣.)
*نیز از آن گروه است که خداوند دوستی ورزیدن با ایشان را بر مسلمانان واجب فرموده است: بگو: من بر این (رسالت)، از شما مزدی نمی خواهم؛ جز مهرورزی با خویشان (و نزدیکانم). ( {... قُل: لا أسألُکُم عَلَیْهِ أجراً إلّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُربیٰ...} شوریٰ (٤٢): ٢٣.)
نیز آنکه رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بدو و همسر و دو فرزندش، حسنین علیهما السلام، با مسیحیان سرزمین نَجران مباهله کرد و [خداوند متعال به پیامبرش] فرمود: به هرکه - پس از این آگاهی به تو رسیده است - با تو احتجاج کند، بگو: بیایید ما و شما، فرزندان و زنان و جان های خویش را بخوانیم و آنگاه، به درگاه خدا زاری کنیم و دور باد حق را بر دروغگویان بخواهیم. ( {فَمَن حاجَّکَ فیهِ مِن بَعدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ: تَعالَوا نَدعُ أبناءَنا وَ أبناءَکُم وَ نِساءَنا و نِساءَکُم وَ أنفُسَنا وَ أنفُسَکُم، ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجعَل لَعنَةَ اللهِ عَلَی الْکاذِبینَ.} آل عمران (٣): ٦١.)
می بینیم که خداوند او را هم سنگ جان فرستاده ی خویش، برترینِ همه آفریدگانِ خوانده است و این امتیاز بر همه خلایق او را بس است.
*همچنین، آن حضرت در دل کعبه ی مقدس، در خانه ی محترم حق، قبله گاه مسلمانان زاده شد و پیش از او و پس از وی، هیچ کس در آنجا زاده نشده است.
*نیز از خردسالی تا گذراندن سنّ تکلیف، در سرای وحی و نبوّت بالید و آداب بزرگی از رسول حق آموخت و خوی بلند و سترگ حضرتش را فرا گرفت و لحظه ای از زندگانی، هرگز بتی نپرستید و در برابر تندیسی سجده نکرد. این است که به هنگام یادکرد نامش، کَرَّمَ اللهُ وَجْهَه می گویند؛ یعنی خداوند رویش را گرامی تر از آن داشت که پیش روی بتی سجده آرد.
در برابر اینها، بوبکر در خانه ای زاده شد که همه در آن، بت می پرستیدند. او در دست بت پرستان رشد کرد و در دامان فرزندان شرک و جاهلیت بالید تا به جوانی و بزرگ سالی رسید.
*رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم دخت خویش، بانوی بانوان هستی، فاطمه زهرا سلام الله علیها را به همسری آن حضرت در آورد که پیش تر خواستگاری بوبکر را رد کرده و آن را نپذیرفته بود. (الصواعق المحرقة: ٩٧، به نقل از ابوداود سجستانی، یکی از ٦پدیدآرنده ی صحاح ستّه عامّه؛ الأُصول من أحادیث الرسول: ٤٧٤/٩؛ شرح نهج البلاغة: ٢٦١/٣؛ محاضرات الأُدباء: ٢١٢/٢؛ أُسد الغابة: ٣٨٦/١.)
*پیغمبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم یک بار در مکّه و بار دیگر در مدینه، میان یاران خود [دو به دو] پیمان برادری منعقد فرمود و در هر بار [با اختصاص آن امام به خود] به حضرتش فرمود:
((تو در دنیا و آخرت، برادر منی.)) (أنْتَ أخي فِي الدُّنیا وَ الْاٰخِرَةِ. المستدرک علی الصحیحیْن: ١٤/٣؛ تلخیص المستدرک: ١٤/٣؛ کنزالعمال: ١٤٤/١٣؛ تاریخ مدینة دمشق: ١١٩/١٠؛ مجمع الزوائد: ١١٢/٩؛ مسند الشامییِّن: ٣١٥/٤؛ المعجم الکبیر: ١٢٧/٨.)
ما شیعیان با این امتیازات و ویژگی های امیرمؤمنان علیه السلام نسبت به دیگر مسلمانان است که آن حضرت را پس از پسر عمّش، رسول الله صل الله علیه و آله و سلم... بی تردید، برترینِ مردمان می شناسیم.
اینک ... شما چه می گویید؟
........................................
منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.





برچسب ها: ,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 26 اسفند 1391 توسط گمنام

زندگی نامه امام علی (ع)

ولادت

اولین امام مؤمنین خلیفه خدا بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین (ص)،برادر ، پسر عمو، وزیر و داماد او ، سید الو صیین،       امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام، داخل کعبه معظمه به دنیا آمد، که قبل از او و بعد از او مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد.

القاب امیر المؤمنین (ع)

اسم شریفش علی (ع) است. صاحب کتاب الانوار می گوید: علی بن ابی طالب (ع) در کتاب خدا 300 اسم دارد. مشهور ترین القاب حضرت  امیر المؤمنین  است که این لقب مخصوص آن حضرت است، و ابن شهر آشوب 850 لقب برای آن حضرت ذکر نموده.

مشهورترین کنیه های آن حضرت ابو الحسن است. اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتاب های مختلف آسمانی به  زبان های مختلف دارند ..... چه اینکه آن حضرت در نزد اهل آسمان معروف به ((شمساطیل)) است. در زمین ((جمحائیل))، در لوح     ((قنسوم))، در قلم ((منصوم))، در عرش ((معین))، نزد رضوان ((امین))، نزد حور العین ((اصب)) است، در صحف ابراهیم (ع) ((حزبیل)) است، در عبرانیه (( بلقیاطیس))، در سریانیه ((شروحیل))، در تورات ((ایلیا))، در زبور ((اریا))، در انجیل ((بریا))

در صحف (( حجر عین))، در قرآن علی (ع) است.

از القاب دیگر ایشان: ابو الائمه، خلیل النبوه، المخصوص بالاخوه، یعسوب الایمان، یعسوب الدین، میزان الاعمال، سیف ذی الجلال

صالح المؤمنین، وارث علم النبیین، الحاکم فی یوم الدین، شجره التقوی، حجه الله البالغه، نعمه الله السابغه،الصراط الواضح،      الامام الناصح ، الوصی،البر، التقی، النبأ العظیم، الصدیق الرشید، الزکی، نور الله التام، سید الوصیین، کلمه الرحمن، الباقر العلوم الادیان، التالی سور القرآن، الثاقب لحجاب الشیطان، الجامع لاحکام القرآن  و...

والدین امیر المؤمنین (ع)

پدر والا مقام آن حضرت، سید بطحاء حضرت ابو طالب (ع) ، و مادر آن حضرت ، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف، بانوی حرم حضرت ابو طالب (ع) است که انوار امامت و ولایت اولا از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین (ع) بود، بلکه بعد از وفات عبد المطلب (ع) که شش یا هشت سال از سن مبارک          پیامبر (ص) گذشته بود و آن حضرت به ابو طالب(ع) سپرده شده بود- فاطمه بنت اسد در حق پیامبر (ص) مادری کرد.

و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا (ص) آن حضرت را مادر خطاب می کرد.

همچنین بعد از وفات خدیجه کبری (ع) ، پیامبر فاطمه زهرا(س) را به فاطمه بنت اسد (ع) سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود ، آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستی  می کرد تا زمانی که از دنیا رفت.

آن حضرت در سال چهارم هجری در طیبه از دنیا رفت. و در بقیع مدفون شد. هنگامی که امیر المؤمنین(ع) خبر فوت والده اش را به پیامبر  (ص) دادند آن حضرت فرمودند : ((او مادر من بود))  بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه (ع) را به آنها دفن کنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود: (( چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم )) حدیث ولادت علی (ع) هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد (ع) مادر آن حضرت  دارد.

نور امیر المؤمنین(ع) در اصلاب پدران

نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل شده تا به عبد المطّلب رسید و بعد آن نور دو قسم شد . نوری در پیشانی مبارک عبد الله (ع) پدر بزرگوار پیامبر (ص) که آن نور بعدا به پیشانی آمنه (ع) و سپس در صورت خاتم الانبیاء(ص) منتقل شد.نصف دیگر نور در پیشانی ابو طالب (ع) قرار گرفت.

خداوند به ابو طالب(ع) چند فرزند عطا فرمود: عقیل، طالب، جعفر، فاخته یا ام هانی، جمانه و علی امیر المؤمنین (ع). هنگامی که خداوند علی (ع) را به ابو طالب(ع) و فاطمه بنت اسد (ع) داد آن نور در صورت فاطمه بنت اسد (ع) درخشندگی می کرد.

محل ولادت امیر المؤمنین (ع)

مکان ولادت امیر المؤمنین  (ع)  اشرف بقاع  یعنی حرم است. اشرف اماکن حرم مسجد است، و اشرف بقاع مسجد کعبه است.

مولودی جز آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است، آن هم در سید ایام، روز جمعه، در ماه حرام و در بیت الحرام !!

امیر المؤمنین (ع) سه روز چشم مبارک را باز نکرد، تا او را خدمت پیامبر (ص) آوردند. آنجا بود که چشم باز کرد. آن حضرت فرمود: (( او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص علم خویش قرار دادم)) . سپس آن حضرت را به آغوش کشید.

و به منزل ابوطالب (ع) آورد.

پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین (ع)

جابر بن عبد الله انصاری می گوید: راهبی بود به نام ((مثرب بن رعیب)) که 190 سال عبادت کرده بود، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود، روزی از خدا خواست که یکی از اولیانش را به او بنمایاند. خداوند جناب ابو طالب(ع) را نزد او فرستاد و بعد از آنکه راهب دانست این آقا چه کسی است، به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب، خداوند به تو پسری عطا می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است. هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو مثرب راهب ، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیر المؤمنین (ع) شهادت می دهد.

هنگام رفتن ابوطالب (ع) خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند. فاطمه بنت اسد(ع) همسر جناب ابو طالب (ع) هم خرمایی  که پیامبر (ص) به آن حضرت داده بودند میل فرمود، و به ابو طالب (ع) هم دادند و آن حضرت هم میل فرمودند.

پیامبر (ص) فرمودند: این خرما را کسی می خورد که مقر به توحید و  نبوت  من باشد.

بعد از آنکه پدر و مادر آن حضرت، میوه های بهشتی را میل فرمودن وجو حضرت مولی  الموحدین علی بن ابی طالب (ع) به وجود آمد. هنگامی که فاطمه بنت اسد (ع) حامل آن وجود شریف شد ، به زیبایی و نورانیتش افزوده شد.

انعقاد نطفة امیر المؤمنین (ع)

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد(ع) قرار گرفت در مکه زلزله شد، و قریش بت ها را به کوه ابو قبیس  آوردند. ولی زلزله بیشتر شد و بت ها به صورت به زمین افتادند. آنان به ابو طالب (ع) پناه بردند، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود: (( مردم، در این شب اتفاق مهمی افتاده است. خداوند خلقی را آفرید که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار  به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود. پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید)). سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود: پروردگارا من و آقای من، تو را می خوانم به محمدیت  پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانی که بر سرزمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمایی)).  دیگران آمین گفتند. دعا که تمام شد زلزله پایان یافت . عرب ها در زمان جاهلیت تا گرفتار می شدند این دع را می خواندند و گرفتاری برطرف می شد.

آن حضرت با جعفر بن ابی طالب (ع) در شکم مادر صحبت کرد که او بیهوش شد. همچنین فاطمه بنت اسد(ع) به طواف  گرد خانه خدا می رفت، ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بت ها نصب شده اند  نزدیک شود، و  حال آنکه مادرش برای عبادت، خانه خدا را طواف می کرد. زمانی دیگر، بت ها در مقابل آن فرزند به دنیا نیامده به صورت به زمین می افتادند. شیر درنده طائف در برابر ابوطالب (ع)تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت: (( شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر خدا (ص) و مربی شیر خدا هستی.

مادر امیر المؤمنین (ع) در کعبه

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابو طالب (ع) احساس درد کرد، ولی با قرائت نامی مخصوص آرامش پیدا کرد. هنگامی که جناب ابو طالب خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد (ع) بیاورد، از گوشه خانه ندایی رسید: (( ای ابو طالب،   صبر کن  چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند)).

 هنگام صبح فاطمه بنت اسد(ع)  ندایی  شنید:(( ای فاطمه به خانه ما بیا)). ابو طالب (ع) و پیامبر (ص) آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند. عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه (ع) وارد مسجد الحرام شد و  در مقابل کعبه ایستاد  و نگاهی به سوی آسمان نمود و فرمود: (( پروردگارا، من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو  آمده اند  ایمان دارم . من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم  و او بوده که این خانه را بنا کرده است.  تو را قسم می دهم و از تو می خواهم  به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست. که این ولادت را بر من آسان فرمایی)).

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد (ع) داخل شد. هرچه کردند قفل در کعبه را  باز کنند ممکن نشد. و دانستند حکمت خداوند در کار است.

فاطمه بنت اسد (ع) می فرماید: (( هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حواء، ساره، آسیه، مادر موسی بن عمران (ع)  و مریم مادر عیسی آمدند. آنان به من سلام کردند و در مقابلم نشستند)).

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء (ص) انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالب (ع) نیز انجام دادند. چه این که فاطمه بنت اسد (ع)       در  هنگام ولادت پیامبر (ص)  حضور داشت  و به ابو طالب(ع)  ماجرا را  خبر داد. حضرت ابو طالب (ع) قبلا به او فرموده بود:

(( 30 سال صبر کن تا خدا موجودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء (ص) مگر در نبوت ، که وصی و وزیر او خواهد شد)).

روز ولادت امیر المؤمنین (ع)

روز جمعه علی بن ابی طالب (ع) مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه  راست کعبه طلوع فرمود. همین که بر زمین کعبه قدم نهاد، به سجده افتاد و دست هارا سوی آسمان بلند نمود و فرمود: (( اشهد ان لا اله الا الله، و انّ محمد رسول الله، و اشهد ان علیا ولیٌّ  محمد رسول الله، بمحمد یختم الله نبوة  و بی یختم الوصیه و انا امیر المؤمنین)) :

((شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست، و محمد(ص)  پیامبر خداوند است و علی وصی رسول الله (ص) است. به محمد (ص) نبوت، ختم می شود و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیر المؤمنین)). سپس فرمود:(( جاء الحقٌّ و ذهق الباطل)) ((حق آمد و باطل رفت)).

در این هنگام که وجود سرا پا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود، بت هایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمان ها نورانی شد. شیطان فریاد برآورد:

(( وای بر بت ها و بت پرستان از این فرزند)).

 

شهادت

 .ضربت خوردن امیر المؤمنین (ع)

در 19 ماه رمضان سال 40 هجری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن  ملجم منافق  بر فرق مبارک امیر المؤمنین (ع) ضربت وارد شد.

در 13 ماه رمضان سال 40 هجری مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیر المؤمنین (ع) بعد از فارغ شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی دٌرربار در حقایق اسلام،  در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبیٰ (ع) فرمودند: ((13 روز گذشته است)). از امام حسین (ع) پرسیدند: (( چند روز باقی مانده است))؟ امام حسین (ع) فرمود : (( 17 روز باقی مانده است)).  در این هنگام امیر المؤمنین (ع)  دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: (( نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود)).   

در شب 16 ماه رمضان سال 40 هجری امیر المؤمنین (ع) در خواب پیامبر (ص) را دیدند، و آن حضرت  به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیر المؤمنین (ع) بشارت دادند، و امیر المؤمنین (ع) به دخترشان ام کلثوم (ع) خبر دادند. در شب نوزدهم امیر المؤمنین (ع) روزه را در منزل ام کلثوم (ع) افطار نمودند.

در شب 19 رمضان سال 40 هجری وردان و شبیب که  با ابن ملجم در شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه بودند، در حین درگیری کشته شدند.

 در سال چهلم  گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و برکشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیر المؤمنین (ع)  و عمر عاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم کشتن امیر المؤمنین (ع) را بر عهده گرفت  و وارد کوفه شد  و با کمک قطام بنت اخضر  که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستی شبیب بن بجره  و وردان بن مجالد تصمیم خود را عملی کرد.

در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، امیر المؤمنین (ع) وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان  به:((یا ایهاالناس، الصلاة))  بلند شد.

سپس آن حضرت مشغول نماز شد . هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولی شمشیرش خطا کرد. بلا فاصله  ابن ملجم لعنة الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت  را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، و صدای مبارکش بلند شد: (( بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فٌزت و رب الکعبه))

صدای جبرئیل بلند شد: ((تهدمت والله ارکان الهدی وانطسمت والله نجوم السماء اعلام التقی وانفصمت والله عروة الوثقی قتل بن عم محمد المصطفی، قتل وصی المجتبی، قتل علیٌ مرتضی، قتل والله سید الاوصیاء ، قتله اشق الاشقیاء))

  

  

 

 

 

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 1
افراد آنلاين : 1
بازديد ديروز : 11
بازديد ماه : 11
بازديد سال : 23670
کل بازديدها : 55443
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6