زندگینامه
زندگینامه، زندگینامه حضرت محمد، ابوالقاسم، خصوصیات، ولادت پیامبر، غسل، و نماز، بر، بدن، پیامبر، ، امام حسین، علیه السلام
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 17 فروردین 1392 توسط گمنام

زندگینامه حضرت محمد(ص)

ولادت

به اتفاق علمای شیعه،در این روز هنگام فجر روز جمعه 17 ربیع الاول  در مکه معظمه  ولادت با سعادت حضرت سید الأنبیاء محمد مصطفی (ص) واقع شده شده است. ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.

نام آن حضرت محمد(ص)، و کنیه ایشان ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله، و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.هنگام ولادت، نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع می گشت.نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز  لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.

ملائکه مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام آن حضرت یافتند، و رضوان خادم بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریق ها و تشت های طلا و نقره و زمرد بهشت حاظر کردند و برای حضرت آمنه شربت ها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آب های بهشت غسل دادند و به عطرهای  فردوس معطر کردند.

معجزات ولادت آن حضرت

در روز ولادت آن حضرت هر بتی که در هرجای عالم بود به رو در افتاد و چهارده کنگره از ایوان کسری فرو ریخت . دریاچه ساوه که آن را می پرستیدند خشک و بدل به نمکزار شد. در وادی ساوه که سالها بود کسی در آن آب ندیده بود آب جاری شد. آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و ساحران همه باطل شد. و طاق کسری از میان به دو نیم شد که تا امروز نمایان است.

هنگام ولادت آن حضرت این ندا از آسمان شنیده شد: (( جاء الحقَ و ذهق الباطل، إنَّ الباطل کان زهوقا)).

خصوصیات حضرت

هرگز مگس بر بدن مبارک آن حضرت نمی نشست، هرگاه  چشم مبارکش خواب بود دلش بیدار بود. و می دید و می شنید چنانکه در بیداری می شنید. حضرت از قفای خود چنان می دید که از پیش روی میدید.

بر هر حیوانی که سوار می شد هرگز پیر و لاغر نمی شد. آن حضرت حماری به نام یعفور داشتند. هر زمان که فرمان می داد فلان مرد را حاضر کن، به در خانه اش می رفت و سر بر در می کوفت و به اشاره او را حاضر می کرد.

از خصوصیات ولادت پیامبر (ص) آن بود که ختنه کرده و ناف بریده و پاک از آلایش خون و غیره متولد شد. همچنین در وقت ولادت از پا به زیر آمد نه از سر.هنگام ولادت رو به کعبه به سجده افتاد، و چون سر از سجده برداشت دست بسوی آسمان بلند کرد و به وحدانیت خدا و رسالت خود اقرار نمود، و سپس نوری از او ساطع گردید که مشرق و مغرب عالم را روشن نمود.

معجزات حضرت

پیامبر (ص) معجزات بسیاری داشتند که از جمله آنه نمونه های زیر است:

1. مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران.

2. سخن گفتن پیامبر (ص) با حیوانات.

3. آگاهی بر همه لغت ها و قدرت سخن گفتن به همه آنها.

4.  مهر نبوت بر پشت مبارکش جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زیادتی کی کرد.

5. آب از میان انگشتان مبارکش جاری شد، به قدری که جمعی سیراب شدند.

6. سنگریزه در دست مبارکش تسبیح می گفت و مردم می شنیدند.

7. وجود مقدسش در آفتاب سایه ای نداشت.

8. هرگاه آب دهان مبارک را به چاهی می افکند در آن چاه برکت به هم می رسید و پر از آب می شد.  آب مبارک را به هر صاحب دردی  می مالید شفا می یافت.

9.  دست مبارک پیامبر (ص) به هر طعامی که می رسید با برکت می شد و از طعام کم، جماعت را سیر می کرد.

10. هرگاه بر زمین نرم راه می رفت جای پایش نمی ماند،و هنگامی که بر سنگ سخت راه می رفت اثر پای مبارکش می ماند.

روز ولادت حضرت روز شریف و با برکتی است که از قدیم الایام صالحین از آل محمد (ص) حرمت نگه داشته اند، و حق این روز را ادا کرده و روزه گرفته اند. کسی که 17 ربیع الاول را روزه بگیرد خداوند متعال ثواب یک سال روزه را به او می دهد. در این روز صدقه دادن و زیارت مشاهد مشرفه و انجام خیرات و مسرور کردن اهل ایمان مستحب است.

ازدواج حضرت

پیامبر (ص) 15 سال قبل از بعثت در 10 ربیع الاول با حضرت خدیجه کبری (ع) ازدواج نمودند. از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم می شود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش، علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجاراتی که داشت، به عقل و کیاست نیز مزیت داشت  و در آن زمان او را طاهره، مبارکه،سیده نسوان و ملکه بطحاء می گفتند.او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را می کشید و همیشه از علماء علائم نبوت آن حضرت را جویا می شد.  هنگامی که خدمت پیامبر (ص) شرفیاب شد، اول از مهر نبوت سوال کرد و آن را زیارت کرد و اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام (ص) و کمال محبتش بیه آل عبد المطلب مشهور است که کاشف از علم و محبت و ادب او است. در همان روزی که حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه (ع) ایمان آورد.

حضرت خدیجه (ع) از مال و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت او بود و هر روز اموال او زیاد تر می شد. بر بام خانه او قبّه ای از حریر سبز با طناب های ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.

افراد زیادی مانند عقبه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هریک چهار صد کنیز و غلام داشتند، و ابو جهل و ابو سفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند. ولی آن حضرت قبول نفر مودند و هیچ شوهری اختیار نکردند و باکره و عذراء بودند تا سرانجام خودشان در سن 25 یا 28 سالگی پیشنهاد ازدواج به    پیامبر (ص)  دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاص انجام شد.

خداوند دو پسر به نام نام های قاسم و عبد الله که به آنه طیب و طاهر هم می گفتند، به آن دو بزرگوار عنایت فرمود و تنها دخترشان فاطمه (ع) بود، و دیگران دختر خوانده های پیامبر (ص)  و دختران خواهر خدیجه (ع) بودند که بعد از فوت پدرشان حضرت خدیجه (ع) احتیاجاتشان را بر آورده می کرد تا اینکه مادرشان ، هاله فوت کرد که تحت سرپرستی پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (ع) در خانه خدیجه (ع) قرار گرفتند. لذا در بین مردم مشهور شد که آنها دختران رسول خدایند(ص).

در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر صدیقه طاهره (س)  ام الأئمه معصومین (ع) و همسر  امیر المونین (ع) ، و جده حضرات معصومین (ع) است.

حضرت خدیجه (ع) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (ص) زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود پیامبر (ص) همسر دیگری اختیار ننمود. همچنین حضرت خدیجه (ع) جمیع اموال خود را به پیامبر (ص) واگذار نمود.

عایشه می گوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه(ع) را به خیر یاد نکند، چندان که یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسو الله ، تا کی خدیجه را یاد می کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده!  خداوند بهتر از اورا ( منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرده! پیامبر (ص) از سخن من در غضب شد و فرمود: نه بخدا قسم! بهتر از خدیجه نصیب من نشده . به من ایمان آورد هنگامی که همه کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد  در وقتی که مردم مرا از خود دور می کردند. خداوند متعال از خدیجه(ع) کبری به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرار داد.    

 

 

 

 

 

بعثت پیامبر (ص)

مبعث مبارک پیامبر (ص) در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر (ص) در 27 رجب بوده است . این روز یکی از اعیاد بزرگ است، و روزی است که حضرت رسول (ص)به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل (ع) بر پیامبری آن حضرت نازل شد. غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 ماه رمضان و بعضی در 12 ربیع الاول می دانند.

در این روز صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیرالمونین (ع) وارد شده است.

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء(ع) می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز، بسیاری بت می پرستیدند: بت سنگی، چوبی ،فلزی، و گاهی از جنس خرما.  دختران را زنده به گور می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ و خون ریزی بودند. دنیا غرق در ضلالت و گمراهی بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات  و سرور کائنات حضرت محمد بن عبد الله (ع) گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود،  و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی  را با آداب و مراسمی خاص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

طبق بعضی روایات هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ، ایشان را فرا گرفته بود، به حدی بود که هیچکس را یارای آن نبود که حضرت را نظر کند. از کنار هر درخت و گیاه و سنگ که   می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند: (( السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا رسو الله)).

هنگامی که آن حضرت وارد خانه خدیجه (ع) شدند،  از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور گشت، خدیجه (ع) عرض کرد: (( ای محمد، این چه نور است که از شما مشاهده می کنم))؟ آن حضرت فرمودند: (( این نور پیامبری است)). سپس خطاب به حضرت خدیجه(ع) فرمودند: بگو: (( لا اله الا الله محمد رسوالله )). خدیجه (ع) عرض کرد: سالها است که من پیامبری شما را می دانم.سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر (ص) شهادت دادند.

در این هنگام آن حضرت فرمودند: (( ای خدیجه، احساس سرما می کنم. جامه ای بر من بپوشان)). حضرت جامه بر خود کشید و خوابید.از جانب حق تعالی ندا رسید: { یا ایها المُدّثَّر، قُم فأنذِر و رَبَّکَ فَکَبَّر ...}: ای جامه به خود پیچیده، برخیز و مردم را بترسان از عذاب پروردگار خود، و تکبیر بگو و پروردگارت را زیاد یاد کن)). آن حضرت برخاست و انگوش در گوش مبارک گذاشت و فرمود: (( الله اکبر، الله اکبر)) پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.

پیامبر(ص) سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آم و عرض کرد: (( خداوند متعال فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی)). سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.

شهادت رسول خدا(ص)

شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبد الله (ص) در 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی به وسیله سمّ بوده است، و طبق روایاتی آن دو زن ایشان را مسموم کرده اند!

در 24 صفر بیماری حضرت محمد (ص) شدت یافت. پیامبر (ص) هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد پیامبر (ص) حاضر نمودند. پیامبر (ص) روی مبارک خویش را از آنان برگردانید و فرمود: (( حبیبم را نزد من حاضر کنید)) سپس دنبال علی بن ابی طالب (ع) فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و کلماتی به ایشان فرمود.  هنگامی که علی بن ابی طالب (ع) از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبکر به او گفتند: (( خلیلت به تو چه گفت))؟ فرمود: (( هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز می شود)).

وصایای پیامبر(ص)

پیامبر (ص) در لحظات  آخر عمر خود وصیت هایی به امیرالمونین (ع) فرمودند: و جبرئیل و میکائیل و ملائکه  مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبر (ص) می فرمود و امیر المونین (ع) می شنید این بود: (( حقت را می برند و خُمست را غصب می کنند و پرده احترامت(حرمتت) را می درند و محاسنت به خون سرت رنگین می شود)).

امیرالمونین (ع) می فرمایند: (( هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و با صورت روی زمین افتادم)). بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا (س) و حسنین(ع) فرمودند.  سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمونین (ع) تحویل داده شد.

غسل و نماز بر بدن پیامبر (ص)

امیرالمونین (ع) پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نمازخواندند. مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند و در فکر نماز بر پیامبر (ص) و دفن آن حضرت بودند. امیرالمومنین(ع) آمدند و فرمودند: (( رسول خدا (ص) امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش))  ، کنایه از این که برای نماز بر آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم.  در این هنگام مردم دسته دسته وارد می شدند و بدون امام آیه { إن الله و ملائکته یُصلون علی النّی، یا  ایها الذین آمنو صلّوا علیهِ وسلَّمو تسلیماََ}  را سه بار می گفتند و  بیرون می آمدند.

دفن بدن مبارک پیامبر (ص)

 بعد حضرت مولی الموحدین(ع) فرمودند: خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من حضرت را در حجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم. و آن حجره، حجره حضرت زهرا (س) بود، که دلیل بر این مطلب زیاد است.

 امیر المونین (ع) با کمک دیگران قبری حفر کردند  و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پیامبر (ص) را باز کرد و گونه راست را  بر زمین گذاشته  درِِ لحد را بستند و خاک روی آن ریختند.

 

 

 

 





برچسب ها: ,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 3 آذر 1391 توسط گمنام

زندگینامه امام حسین (ع)

ولادت

 در روز 3 شعبان سال 4 هجری آقای شهیدان  و سرور و سالار  شیعیان  و دلباختگان، اشک هر مؤمن،امام زاهد عابد،شهید غریب،

عطشان نینوا حضرت ابا عبد الله الحسین الشهید  (ع)  عالم را به نور خود منوّر کردند. اقوال دیگر در ولادت آن حضرت پنجم شعبان ، و سیزده ماه رمضان و آخر ربیع الاول سال 3 هجری و پنجم جمادی الاولی و دوازدهم رجب است.

القاب

نام مبارک آن حضرت در  تورات شبیر و در انجیل طاب است. پدرشان مولانا و مقتدانا امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) و مادرشان حضرت صدیقه  کبری فاطمه زهرا (س) است.

کنیه آن حضرت عبدالله  و کنیه خاص آن حضرت ابو علی است. القاب حضرت الشهید،السعید،السبط الثانی،الامام الثالث،الرشید

الطیب،الوفی،السید،الزکی،المبارک،تابع لمرضات الله است.

پیامبر (ص) در ولادت امام حسین (ع)

هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به  پیامبر گرامی (ص) رسید،به خانه امیرالمؤمنین (ع) آمدند و به اسماء فرمودند تا  مولود را بیاورد . اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و در خدمت رسول اکرم (ص) آورد.پیامبر در گوش راست حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند. روز اول یا هفتم ولادت ، امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد:

سلام خداوند بر تو ای پیامبر، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار، که به عربی حسین گفته می شود. چون علی(ع)  برای شما  بسان هارون  برای موسی بن عمران است، جز آنکه شما خاتم پیامبرانی.

به این ترتیب نام پر عظمت ((حسین))  از جانب پروردگار  برای دومین فرزند فاطمه (س) انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها

برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت به خدمت پیامبر (ص) رسیدند و از خاک قبر  آن بزرگوار  برای پیامبر (ص) آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند.

یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که فطرس ملک یا دردائیل پناه به آن امام مظلوم برد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش بازگردانید.

دوران زندگی امام حسین (ع)         

آن حضرت شش ماه و چند ماه با جد گرامی خود رسول اکرم (ص) بود. مدت سی سال با پدر بزرگوار خود مولای متقیان امیر المؤمنین (ع) زندگی کرد، و در جمل ،صفین و نهروان شرکت داشت.

در دوران زمامداری غاصبانه عمر،امام حسین (ع) در سن ده سالگی وارد مسجد شد. و خلیفه دوم را بر منبر پیامبر (ص) مشاهده کرد که سخن می گفت. از منبر بالا رفت و فریاد زد:(( ای دروغگو! از منبر پدرم رسول خدا (ص) فرود آی نه منبر پدرت))!

بعد از شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه  و شریک رنج های  امام حسن (ع) بود، و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه  دهان آلوده  خود را به بد گویی  پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین (ع) و برادرش امام حسن (ع) می گشایند.

پس از آنکه امام حسن مجتبیٰ (ع) را مظلومانه شهید کردند؛ امامت به آن وجود سراپا جود رسید.و بعد از مصائب و اذیت ها و زخم زبان ها، در روز عاشورا آن حضرت را به شهادت رسانیدند.

شهادت

ایشان در روز دهم محرم سال61 هجری که روز شنبه یا جمعه بوده،آقا و مولایمان حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) در سن 58 سالگی (و یا 56و یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر،مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند. این روز روز باریدن خون از آسمان است.، و روزی است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین (ع) در آن به وقوع پیوسته است.

چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند ، تا ظهور حضرت مهدی (عج)گریه کنان  نزد قبر آن حضرت ماندگارند.  در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.

رأس امام حسین (ع) در کوفه

عصر عاشورا رأس مطهر و نورانی امام حسین (ع) را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.

خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند، از مصیبت عظمای آن روز.





برچسب ها: ,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

ولادت حضرت

در 17ربیع الاول سال 83 هجری ولادت با  سعادت امام جعفر صادق (ع) در مدینه منوره اتفاق افتاده است.نام مبارک آن حضرت جعفر و کنیه شریفش ابو عبدالله و لقب نورانی حضرت صادق است.پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (ع) و مادر گرامی آن حضرت   ام فروه است که امام صادق (ع) درباره ایشان می فرمایند:مادرم از بانوان با ایمان و پرهیز کار بود،وخدا نیکو کاران را دوست دارد.

امام صادق (ع) هفت پسر و سه دختر داشتند.که عبارتند از امام موسی کاظم(ع)،اسماعیل ،عبدالله،محمد دیباج،علی عریضی،عباس،ام فروه،اسماء،فاطمه.

در شمایل آن حضرت گفته اند:آن حضرت میانه قد و افروخته رو و سفید بدن و کشیده بینی و موهای ایشان سیاه و مجعّد و بر گونه اشان خال سیاهی بود.

شهادت حضرت

امام صادق(ع) در 25 شوال سال 148 هجری در به شهادت رسیدند.در شهادت حضرت،نیمه رجب و و نیمه شعبان و 25رجب را گفته اند. اکثر قریب به اتفاق شهادت آن حضرت را در ماه شوال می دانند.

شهادت آن حضرت به سبب انگور زهر آلودی بود که که منصور به آن حضرت خورانید مدت  امامت آن حضرت 34 سال و عمر شریفشان 65 سال بود.

دوران امامت همزمان با 7 نفر از زمام داران غاصب بود که عبارتند از: هشام بن عبدالملک،ولید بن یزید بن عبد الملک،یزید  بن ولید،ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیه و سفّاح  و منصور دوانقی از بنی عباس.

 

 





برچسب ها: ,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 2 آذر 1391 توسط گمنام

زندگی نامه حضرت جواد (ع)

تولد حضرت

حضرت جواد الائمه (ع)بنابر مشهور در دهم ماه رجب سال 195هجری به دنیا آمده اند.اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است:15 ماه رمضان،17 رمضان،آخر ذی القعده،13 رجب.

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا (ع) و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است،که حضرت رضا (ع) نام ایشان را خیزران نهادند.

نام آن حضرت محمد و کنیه ایشان ابو جعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است. حضرت رضا (ع) آن حضرت را با کنیه یاد می کردند و می فرمودند:«ابو جعفر به من نامه نوشته است» و نامه هایی که از ایشان می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود وهنگامی که امام (ع) میخواستند نامه برای امام جواد(ع) بنویسند،آن حضرت را به بزرگی و احترام خطاب قرار می دادند.و فرمودند: ابو جعفر وصی و جانشین من در خانواده ام بعد از من است. یک روز در زمان کودکی حضرت جواد(ع)، آن را نزد پدر بزرگوارش امام رضا آوردند.آن حضرت فرمود:«این مولودی است که برای شیعه مبارک تر از او به دنیا نیامده است» چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا (ع) گذشته بود ،و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند.و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند.هنگامی که خداوند حضرت جوادالائمه (ع) را به مولایمان رضا(ع) داد،نگرانی و شک و تردید مردم برطرف شد.

شهادت حضرت

ایشان در سال 220  هجری در آخر ذوالقعده به زهر معتصم به شهدت رسیدند.و هنگام شهادت از سن مبارکشان 25 سال و 3 ماه و 12 رو گذشته بود.در شهادت آن حضرت 5 ذی القعده ،11 ذی القعده، 5 ذی الحجه سال 219 هجری ،6ذی الحجه،آخر ذی الحجه  هم گفته شده است.

بعد از شهادت حضرت رضا(ع) مأمون حضرت جواد (ع)را به بغداد طلبید  و دخترش ام الفضل را به آن حضرت تزویج نمود.پس از مدتی که آن حضرت از سوء معاشرت مأمون بسیار ناراحت بودند برای حج به مکه  تشریف بردند.سپس به مدینه رفتند و در آنجا بودند.تا مأمون به درک واصل شد و برادرش معتصم جانشین او شد. معتصم حسادت خاصی نسبت به آن حضرت داشت. و آن امام معصوم(ع) را همراه ام الفضل به بغداد احضار کرد.آن حضرت در حضور اکابر شیعه و ثقات اصحاب خود  در مدینه امام هادی(ع) را  امام بعد از خود معرفی کردند. و ودایع امامت را تسلیم ایشان نمودند.و در 28محرم سال 220هجری وارد بغداد شدند.ام الفضل به تحریک عمویش معتصم،و به قولی جعفر بن مأمون امام (ع) را در سن  سالگی25 مسموم کرد.فرزندان امام جواد این بزرگواران هستند:امام هادی (ع) ،موسی مبرقع،ام کلثوم،حکیمه،خدیجه،أمامه،فاطمه،ابو احمد حسین،ابو موسی عمران،زینب،ام محمد،میمونه.

 

 





برچسب ها: ,,,,
موضوعات
احکام خمس
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 1166
افراد آنلاين : 1
بازديد ديروز : 158
بازديد ماه : 1416
بازديد سال : 1416
کل بازديدها : 56971
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 211
تعداد نظرات : 6