سنی
سنی، اسلام، شیعه، امام، حسین، کربلا، عاشورا، آیت، الله، احمد، کافی، محرم، کربلا، نینوا، حضرت، زینب، ، امام، حسن، مدینه، کریم، اهل بیت، بقیع، غریب، اسلام، شیعه، آیت الله، احمد، کافی، الله
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 18 تیر 1394 توسط گمنام


وداع حضرت زینب سلام الله علیه با امام حسین علیه السلام    دانلود

محتشم کاشانی و امام حسین  علیه السلام   دانلود

غلام امام حسین علیه السلام   دانلود

اربعین امام حسین علیه السلام   دانلود

امام حسین علیه السلام   دانلود

امام حسین و حضرت زینب سلام الله علیه   دانلود





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 14 تیر 1394 توسط گمنام



روضه امام حسن علیه السلام   1      دانلود


روضه
امام حسن علیه السلام   2   دانلود


روضه
امام حسن علیه السلام   3   دانلود

روضه امام حسن علیه السلام   3   دانلود





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 29 آبان 1393 توسط گمنام

3

ترتیب جانشینان

سنی می گوید:

نزد ما پیروان مذاهب چهارگانه، پیشوای حق، بعد از پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم، ابوبکر بن ابی قحافه است و سپس عمر بن خطاب؛ آنگاه عثمان بن عفّان و پس از وی، علیّ بن ابی طالب[علیه السلام].

این سخن ابوحامد غزالی شافعی (معروف به حجة الاسلام) است.1

... گذشتگان ما و پدران پیشینمان بر این بودند و ما نیز به دنبال ایشان ایم؛ آنچه را پذیرفتند، می پذیریم و آنچه را نه، نمی پذیریم. بی گمان، خلافت این پیشوایان به همین ترتیب یاد شده مشروع است.

شیعی می گوید:

پیشوای حق پس از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم پسر عمّ آن حضرت، امام علیّ بن ابی طالب علیه السلام است؛ آنگاه، فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام؛ سپس حضرت حسین بن علی علیه السلام، پس از آن حضرت، امام علیّ بن الحسین زین العابدین علیه السلام و سپس حضرت باقر، محمد بن علی علیه السلام، پس از او، امام جعفر بن محمد صادق علیه السلام؛ بعد، حضرت موسی بن جعفر کاظم علیه السلام، آنگاه امام علیّ بن موسی الرضا علیه السلام؛ سپس حضرت جواد، محمد بن علی علیه السلام؛ پس از آن، امام علیّ بن محمد هادی علیه السلام، آنگاه حضرت عسکری، حسن بن علی علیه السلام و پس از ایشان، حضرت مهدی، حجة بن الحسن علیه السلام.

اینان... پیشوایان و سروران و راهبران مایند.

دلیل ما سخن حضرت خاتم الأنبیا صل الله علیه و آله و سلم است که از روی خواست (خود) چیزی نمی گوید و سخنش جز وحیِ فرود آمده نیست؛2 حضرتش فرموده است:

((جانشینان و اوصیای من و حجت های خداوند بر آفریدگان، پس از من، 12 تن اند. نخستینشان برادر من و آخرین ایشان... فرزند من.))

پرسیدند: یا رسول الله! برادرتان کیست؟

فرمود: ((علیّ بن ابی طالب.))

گفتند: فرزند شما... ؟

فرمود: ((مهدی، همو که زمین را از برابری و داد لبالب می سازد؛ چنان که از ستم و بیداد پر شده باشد.))3

همچنین، آن پیامبر بزرگ صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

((من در میان شما، دو یادگار گران می نهم. نخستینِ آن دو، کتاب خداست که حاوی هدایت و نور است. نوشتار خدا را به دست گیرید و بدان چنگ زنید... .))

آنگاه کتاب الله را مورد تأکید قرار داد و تحریض فرمود و افزود:

((... و خاندانم را.))

... و سه بار فرمود:

((در کار خاندان من، خدا را در نظر گیرید!))4

همچنین آنحضرت صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

((من دو یادگار گران نزد شما می نهم: کتاب خدا و خاندانم، نزدیکانم را. اگر آن دو را نگاه دارید، هرگز گمراه نمی شوید.5 آن ها از یکدیگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض (کوثر) نزد من آیند. از ایشان فرا گیرید و تلاش نکنید که به آن ها چیزی بیاموزید که خود از شما داناترند.))6

امام علی بن ابی طالب علیه السلام پسر عمّ پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و داماد آن حضرت و پدر فرزندان او و نخستینِ دوازده پیشوای پس از اوست. ابراهیم [بن] شیبه انصاری گوید:

نزد اصبغ بن نُباته رفتم و نشستم. او پرسید: می خواهی آنچه را علیّ بن ابی طالب که خدای از او خشنود باد گفت تا بنویسند، برایت بخوانم؟

پس آنگاه... نوشتاری برایم بیرون آورد که در آن چنین بود: ((به نام خداوند مهربان بخشایشگر.

این وصیّتی است از حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم به خاندان و پیرَوانش: سفارش من به کسانم این است که پروای خدا پیش گیرند و به طاعت او پایبند باشند. امت را نیز سفارش می کنم که از این خاندان جدا نشوند. این خانواده دامان پیامبر خویش گرفته اند و پیرَوان آن ها در روز بازپسین، دامان ایشان را. آن ها شما را به گمراهی نمی آرند و از هدایت بیرون نمی برند.))7

حقیقت آن است که خاندان پیغمبر ما که درود خدا بر او و ایشان باد شایسته جانشینی آن بزرگوارند و به امامت بر همه ی مسلمانان پس از حضرتش سزاوارتر؛ زیرا خویشان و نزدیکان آن حضرت اند و به شریعت و آیین وی داناتر. هیچ یک از مسلمانان را در صفات فضل و کمال انسانی، نمی توان با ایشان سنجید و نه در علم و عمل و اخلاق و دین داری و سیاست ورزی.

گذشته از سخنان صریح نبویِ گویای فرمان پیرَوی از آن ها و آموختن از ایشان، خرد ناب وجوب پیروی از آن خاندان و الگو دانستنشان را بر ما بایسته می دارد؛ چراکه در همه ی صفات فضل و کمال انسانی پیش روند و پسین را بر پیشین، پیش داشتن، به حکم عقل... زشت است.8

اگر کسی زندگانی و موضع گیری های ایشان را در حالات و زمان های مختلف با خداوند متعال و با افراد گوناگون جامعه بررسی کند، این حقیقت را در می یابد.

این است که کنار گذاشتن ایشان، حق را به یک سو نهادن  و به گمراهی گراییدن است که خداوند بزرگ می فرماید: پس از راستی، جز گمراهی چیست؟ (اهریمنان) به کجا می گردانندتان؟!9

ما مسلمان ایم و به رسالت پیغمبران و عصمت حضرتش و این که از روی خواست دل سخن نمی گوید و گفته اش همه وحی است، باور داریم و این که پریشان گو نیست... و حاشا از او!

پس راهی جز این نداریم که پس از آن پیامبر خاتم صل الله علیه و آله و سلم به خاندان و کسان حضرت او روی آریم و از ایشان فرا گیریم و در زندگی، بر خود پیشواشان دانیم و راهنمایی شان را بپذیریم و از آنچه ما را زنهار می دهند، بپرهیزیم. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم با این کار، ایمنی مان را از گمراه شدن تضمین فرموده است.

ما بخدا پناه می بریم که در هیچ باوری، بی بررسی و پِژوهش، از پیشینیان خود تقلید کنیم که حق جلّ جلالُه پیرَوان پدران و نیاکان و دیگر گذشتگان را، بر این کار، نکوهیده و فرموده است: آنگاه که به ایشان گویند: از آنچه خداوند فرستاده است پیروی کنید،گویند: نه... ما به راهی می رویم که پدرانمان را بر آن یافتیم! آیا اگر چه پدرانشان خرد نورزیده و هدایت نیافته باشند؟!10

اینک ... شما چه می گویید؟

_______________________________________

1-     ر.ک: إحیاءُ علومِ الدین (الإذهریّه مصر، چاپ دوم، 1316): 1/99

2-     ((وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَویا. إن هُوَ إلّا وَحيٌ یوحیا)) نجم (53):3-4.

3-     ((إنَّ خُلَفائي وَ أوصیائی  وَ حُجَجَ اللهِ عَلَی الخَلقِ بَعدی لَإثنا عَشَرَ؛ أوَّلُهُم أخي وَ ااخِرُهُم وَلَدي.» قیلَ: یا رَسولَ اللهِ! وَ مَن أخوکَ؟ قالَ: «عَلیُّ بنُ أبي طالِبٍ.» قیلَ: فَمَن وَلَدُکَ؟ قالَ: اَلمَهديُّ الَّذي یَملَأُها قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً.)) فرائدُ السِّمطین: 2/312؛ ینابیع المودّه:3/295، با اندک اختلاف.

4-     إنّي تارِکٌ فیکُم ثَقَلینِ أوَّلُهُما کِتابُ اللهِ فیهِ الهُدیا وَ النّورُ؛ فَخُذوا بِکِتابِ اللهِ وَ استَمسَکوا بِهِ (فَحَثَّ عَلیا کِتابِ اللهِ وَ رَغَّبَ فیهِ) ثُمَّ قالَ: وَ أهلُ بَیتي، اُذَکِّرُکُم اللهَ في أهلِ بَیتي، اُذَکِّرُکُم اللهَ في أهلِ بَیتي، اُذَکِّرُکُم اللهَ في أهلِ بَیتي. صحیح مسلم (مصر، 1290): 2/238؛ مسند احمد: 4/367؛سنن دارمی:2/432؛فضائل الصحابة:22؛السنن الکبری للبیهقی:2/148؛السنن الکبری للنسائی:5/51؛المعجم الکبیر:5/182؛نظم درر السمطین:231؛الجامع الصغیر:1/244؛کنزالعمال:13/640.

5-     از این سخن بر می آید که اگر کسی به آن دو چنگ نزند، از حق به دور می افتد و به قول قرآن، از حق که بگذری، جز گمراهی چیست؟!

6-      إنّي تارِکٌ فیکُمُ  الثَّقَلینِ کِتابَ اللهِ وَ عِترَتي أهلَ بَیتي، إن تَمَسَّکتُم بِهِما لُن تَضِلّوا؛ وَ إنَّهُما لَن یَفتَرِقا حَتّیا یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ فَتَعَلَّموا مِنهُم وَ لا تُعَلِموهُم فَإنَّهُم أعلَمُ مِنکُم. ینابیع المودّه (اسلامبول، 1302):35؛ المعجم الکبیر:5/167؛الصواع المحرقة: 150 و 328؛مجمع الزوائد:9/164؛اُسد الغابة:1/490؛کنزالعمال:1/186؛الدرالمنثور:2/60.

7-     جَلَستُ إلَی الأصبَغِ بنِ نُباتَةَ، فَقالَ: أ لا أقرَاُ عَلَیکَ ما أملاهُ  عَلیُّ بنُ أبي طالِبٍ رَضِیَ اللهُ عَنهُ؟ فأخرَجَ إلَیَّ  صَحیفَةً فیها مَکتوبٌ: بِسمِ اللهِ الرَّحمانِ الرَّحیم. هذا ما أوصیا بِهِ مُحَمَّدٌ صل الله علیه و آله و سلم أهلَ بَیتِهِ یَأخُذونَ بِحُجزَةِ نَبِیِّهِم صل الله علیه و آله و سلم وَ أنُّ شیعَتَهُم ااخِذونَ بِحُجَزِهِم یَومَ القیامَةِ وَ أنَّهُم لَن یُدخِلوکُم في بابِ ضَلالَةٍ وَ لَن یُخرِجوکُم مِن بابِ هدیً. نظم درر السمطین:240[به نقل از آن، ینابیع المودّه: باب 58،ح43].

8-     [اشاره به قاعده عقلی: تقدیمُ المفضول علی الأفضل قبیحٌ عقلاً.]

9-     ((... فَما ذا بَعدَ الحَقِّ إلّا الضَّلالُ؟ فَأنّیا  تُصرَفونَ؟)) یونس (10):32.

10- ((وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ: اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ؟!))بقره (2): 170

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 





برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 12 مهر 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

اجماع امّت در تعیین جانشین

سنّی می گوید:

مسلمانان، جز رافضیان، بر خلافت و امامت ابوبکر اجماع دارند؛ مخالفت ایشان نیز ]بی اهمیت و[ بی زیان است و رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرماید:

((امّت من بر گمراهی هم داستان نخواهند شد.))

شیعی می گوید:

اجماعی درباره خلافت بوبکر تحقق نیافت. ادّعای وی نیز پذیرفته نیست و سخن پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم آن را تأیید نمی کند؛ چراکه واژه ی امّت بر همه آحاد مسلمانان دلالت می کند و هر یک از ایشان یک تن از امّت است. بی گمان ]از نظر تاریخی[ بدیهی است که یکایک افراد خلافت او را نپذیرفته اند.

{اینک چند گواه:}

{1-} احمد بن حَجَر:

انصار بیعت بوبکر را دوست نداشتند1.

{2- محمد بن جریر طبری:}

سعد بن عُباده، سرکرده انصار از بیعت با بوبکر سخت خودداری ورزید و گفت: نه... به خدا سوگند! تا آخرین تیر ترکش، با شما می جنگم و سر نیزه ام را (به خونتان) رنگین می کنم و تا شمشیرم یاری کند، در شما تیغ می زنم و همراه خانواده و هوادارانم، با شما – حتّی اگر جنّ و انس همراهتان شوند – نبرد می کنم و بیعت نمی پذیرم... تا بر پروردگارم وارد شوم.2

{3- همو:}

{...} انصار (یا گروهی از ایشان) گفتند: ما جز با علی {علیه السلام} بیعت نمی کنیم.3

{4- ابن ابی الحدید:}

ابوالأسوَد دُئِلی گوید: مردانی از مهاجران از بیعت بدونِ رایزنی با ابوبکر به خشم آمدند. علی {علیه السلام} و زبیر نیز خشمگین شدند. 4

{5- محمد بن جریر طبری:}

قبیله {ها}ی اَسَد و فَزاره گفتند: به خدا سوگند! با این ابوالفَصیل (= یار گوساله) بیعت نخواهیم کرد.5

{6- همو:}

قبیله ی طیّ گفتند: سوگند به خدا! با این یار گوساله بیعت نمی کنیم. 6

شیخ محمد بن عربی تبّانی الجزائری می گوید:

مردم ابوبکر را از روی تحقیر، یار گوساله کنیه داده بودند. 7

{7- ابن ابی الحدید:}

مردان هَوازِن گفتند: ما با این ذوالخِلال8 (مراد ابوبکر است) بیعت نمی کنیم. 9

ابن ابی الحدید {در حاشیه این گزارش تاریخی} می گوید:

(بوبکر) روپوشی بافت فدک داشت که وقتی سوار (مرکب) می شد، آن را به بر می کرد و گاهی که فرود می آمد، برمی کند. این همان بود که هَوازِنیان، پس از رسول خدا {صل الله علیه و آۀه و سلم} بر او خرده می گرفتند. 10

{8-} احمد بن محمد بن عبد ربّه اندُلُسی:

کسانی که خود را از بیعت با ابوبکر دور داشتند، اینان بودند:

علی {علیه السلام}،عباس،زبیر،سعد بن عُباده.

علی {علیه السلام} و عباس در خانه فاطمه {سلام الله علیها} نشستند تا آنگاه بوبکر عمرِ خطّاب را به سوی ایشان روانه کرد؛ برای آنکه از خانه ی فاطمه بیرون شان آرد و بدو گفت: اگر نپذیرفتند، با آن ها بجنگ... . 11

{9- ایضاً، محمد بن جَریر طبری:}

محمد بن مسلم بن شِهاب زُهری گفت: تا 6 ما... نه علی با بوبکر بیعت کرد و نه هیچ یک از هاشمیان.12

{10- سُیوطی:}

عمر بن خطّاب گفت: بیعت با بوبکر کاری از دست بیرون رفته شد و خدا شرّ آن را بازداشت. 13

{11- ابن حَجَر مکّی و دیگران:}

نیز (عمر) افزود: ... هرکه باز چنین کرد بکُشیدش! 14

از این رو ادّعای هم داستانی (امّت) بر خلافت ابوبکر باطل است و بی ریشه. اگر به فرض، وقوع آن را درست بدانیم، آیا خلافتی که بر ستم و زور و تهدید به کشتن استوار شود، مشروع است؛ حال آنکه خداوند تعالی می فرماید: {لا إکراهَ فِي الدّینِ}15 ؟! هرگز!

به راستی، تا کی گمراه کنندگان به غفلت و تقلید از پیشینیان ادامه می دهند و چه هنگام خردِ خویش را به کار می گیرند و به هدایت باز می گردند؟!

اینک ... شما چه می گویید؟

________________________________________

1-       الصواعق المحرقة (1375): 12.

2-       تاریخ الاُمم و الملوک: 3/210.

3-       همان: 3/198.

4-       شرح نهج البلاغة: 2/19.

5-       تاریخ الاُمم و الملوک: 3/229.

6-       همان: 3/228.

7-       تحذیر العبقريِّ من محاضَرات الخضري: 2/140.

8-       [خِلال قطعه ای است که برای مهار کردن کرّه ی چهارپا بر دهانه او می نهند و ذوالخلال شاید دشنامی در ردیفِ افسار بسته، پوزه بنددار...]

9-       شرح نهج البلاغة: 2/17.

10-   همان: 2/42.

11-   العِقد الفرید (مصر،1403): 2/197 و 4/259 و (1407): 5/13.

12-   تاریخ الاُمم و الملوک:3/202.

13-   تاریخ الخلفاء: 56، سیوطی می گوید: خداوند حق را بر زبان عمر جاری کرد. تاریخ الخلفاء (بیروت): 112.

14-   الصواعق المحرقة: 21؛ المِلل و النِّحل (مصر، 1332): 13؛ شرح نهج البلاغة: 1/123.

15-   بقره(2): 256. در قبول دین، اکراهی نیست.

 ........................................
منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟/مؤلّف محمّد رضی رضوی؛  مترجم علی رضوی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 






برچسب ها: ,,,,,,,,,,,
1 2 3 4 5 نسخه قابل چاپ
نوشته شده در تاریخ 16 شهریور 1393 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحيم

خاتمه

این بود آنچه نویسنده، به فضل خداوند کریم و بخشنده، توانست در این کتاب گرد آورد. از حق_ سبحانه و تعالى - خواهان ام که این مجموعه، خواننده را به راه راست و درست رهنمون باشد و به نویسنده پاداش آرزو شده اش را به بهترین گونه - در روزی که هیچکس را ایمان آوردن او سود نمی بخشد؛ مگر آنکه در پیش، مؤمن شده باشد یا با این ایمان، نیکی همراه آورده باشد( ‌{...لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَکُنْ اٰمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أوْ کَسَبَتْ فِي إیمانِها خَیْراً...} انعام (158) }_ به نیکی عطا فرماید...  که او برترین امید است. 

محمّد رضی رضوی

      نویسنده کتاب: لماذا نحن شیعة؟                 

........................................

منبع: کتاب شیعی می گوید سنی می گوید شما چه می گویید؟ /مؤلّف محمّد رضی رضوی؛ مترجم علی رضوی.





برچسب ها: ,,,,,,,
موضوعات
احکام خمس
غدیر کامل ترین پیام
زندگینامه چهارده معصوم
مهدویت
Imam Hussain
تاریخ اسلام
سخنرانی و روضه مرحوم کافی
LETTER FOR YOU
آخرین مطالب
محبوب ترین ها
آرشیو مطالب
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
امکانات جانبی
آمار وبلاگ
بازديد امروز : 1
افراد آنلاين : 1
بازديد ديروز : 11
بازديد ماه : 11
بازديد سال : 23670
کل بازديدها : 55443
مجموع اعضا : 3
تعداد مطالب : 248
تعداد نظرات : 6