امام
امام، خمس، پول، تو، جیبی، اسلام، شیعه، دوازده، امامی، احکام، خمس، مراجع، تقلید، اسلام، آیت الله، احمد، کافی، شیعه، سخنرانی، حضرت، مهدی، قصه، انار، تولد، زمان، امن، یجیب، المضطر,

خمس پول تو جیبی

9 مرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

پرسش. آیا به پولی که پدر و مادر جهت تأمین مخارج تحصیل به فرزندان می پردازند،خمس تعلق می گیرد؟

آیات عظام امام (ره)،رهبر معظم انقلاب و نوری: چنانه به فرزندان ببخشند،خمس ندارد.1آیات عظام بهجت، فاضل و مکارم: اگر به فرزندان ببخشند و تا سر سال خمسی زیاد بیاید، بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بدهند. 2 آیات عظام تبریزی و وحید: اگر به فرزندان ببخشند و مال زیادی باشد که از مخارج سال زیاد بیاید، خمس دارد. 3 آیات عظام سیستانی و صافی: اگر به فرزندان ببخشند و تا سر سال خمسی زیاد بیاید، خمس دارد. 4

تبصره.
پولی که پدر و مادر به فرزندان خود می دهند، نوعاً به صورت بخشش است. از این رو حکم هدیه را دارد و اگر به آنها تملیک نکنند، هر مقدار از آنها تا سر سال زیاد بیاید، بر پدر و مادر است که خمس آن را بدهند. 5توضیح المسائل مراجع،م 1753 ،خامنه ای، اجوبة، س 850؛ نوری، توضیح المسائل، م 1749.همان، م 1753تبریزی، استفتائات، س 812؛ وحید، توضیح المسائل، م 1761.توضیح المسائل مراجع، م 1753.توضیح المسائل مراجع، م 1775، نوری، توضیح المسائل، م 1771؛ خامنه ای، اجوبة، س 900؛ وحید، توضیح المسائل، م 1783.





موضوعات مرتبط با این مطلب : خمس پول تو جیبی
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,

سخنرانی های مرحوم کافی - امام مهدی (عج)

3 مرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام



تولد حضرت مهدی (عج)   دانلود

بارالها رهبر اسلامیان کی خواهد آمد؟!   دانلود

قصه انار - محمد بن عیسی بحرینی   دانلود

اسماعیل - مهدی   دانلود

امام زمان (عج) - اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ   دانلود




موضوعات مرتبط با این مطلب : امام مهدی (عج)

اثبات وجود مهدی علیه السلام

13 تیر 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
چگونه می شود اثبات کرد که مهدی واقعا در تاریخ وجود داشته است؟ شاید شرایط خاص روحی_روانی این باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟ این اصل که مهدی رهبر موعود و منجی عالم بشریت است ادیث نبوی،و به صورت خاص در روایات ائمّه اهل بیت علیهم السلام آمده است.در این روایات مسأله به گونه مورد تأکید قرار گرفته که جای هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد و چهارصد حدیث فقط از طریق اهل سنت شمارش شده که به ضمیمه روایات شیعه به بیش از شش هزار روایت می رسد؛و چنین آماری بسیار بالا است. در مورد خیلی از مسائل بدیهی اسلام که مسلمانان به آن معتقدند،این همه روایت وارد نشده است.

اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم علیه السلام هم دلایل کافی دارد که کاملا اقناع کننده است. این دو دلیل را می توان در دو دلیل نقلی و علمی،خلاصه کرد: دلیل نقلی،وجود امام موعود را اثبات می کند و دلیل علمی، ثابت می کند که مهدی یک اسطوره و فرظیه نیست،بلکه حقیقتی است که وجود او در تاریخ لمس شده است.

اما دلیل نقلی: صدها روایت و حدیث از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و ائمّه اهل بیت علیهم السلام رسیده است که می گوید مهدی موعود دارای این خصوصیات است: از اهل بیت علیهم السلام است،از فرزندان فاطمه است،از نسل حسین و نهمین فرزند آن حضرت است. و روایاتی که می گوید جانشینان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم دوازده نفر می باشند.

این روایات مهدی موعود را در شخص امام دوازدهم،منحصر و متعین می کند و با اینکه ائمّه علیهم السلام برای حفظ ان حضرت از ترور و قتل سعی داشتند مسأله در سطح عمومی مطرح  نشود،در عین حال روایات زیادی در این زمینه وارد شده است. البته زیادی روایات به تنهایی نمی تواند مقبولیت آن را برساند،بلکه در اینجا قرینه و گواه خاصی وجود دارد که دلیل بر صحت این روایات است. در حدیث شریف نبوی،سخن از امامان،جانشینان،امیران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احادیث مختلف است؛در بعضی دوازده امام و در بعضی دوازده خلیفه و در بعضی دیگر دوازده امیر،ذکر شده است. بعضی از مؤلفان،این احادیث را بیش از دویست و هفتاد شمارش کرده اند که همگی از کتاب های معتبر شیعه و سنی از قبیل صحیح بخاری،صحیح مسلم،سنن ترمذی،سنن ابو داود،مسند احمد و مستدرک حاکم نقل شده است.

اما دلیل علمی: دلیل علمی تجربه است،تجربه ای که مدت زمان هفتاد سال گروهی از مردم با آن زندگی کردند؛یعنی ((غیبت صغری)) غیبت صغری برگزار شد تا مردم به تدریج با غیبت خو بگیرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از دیده ها پنهان بود ولی از طریق وکیلان و یاران مورد وثوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت. در این مدت،چهار تن از پاک ترین و با تقواترین مؤمنان،نیابت و جانشینی آن حضرت را بر عهده داشتند و در مدت هفتاد سال واسطه میان او و مردم بوده اند و هیچ کس در هیچ زمینه ای خطایی از آنان ندیده و نشنیده است.

آیا تصور می کنید امکان داشته باشد یک دروغ،هفتاد سال دوام بیاورد و چهار نفر با هماهنگی کامل و یک صدا،یک نقش را بازی کنند؟ آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم ایجاداطمینان کرده بودند که همه به کردار و گفتار آنان ایمان داشتند. آیا می شود این چهار تن به گونه ای نقش بازی کنند که هیچ کس به حقیقت پی نبرد در حالی که این افراد هیچ رابطه خاصی با هم نداشته اند تا بگوییم در این قضیه تبانی کرده بودند. از قدیم گفته اند: طناب دروغ،کوتاه است،امکان ندارد یک دروغ بتواندبدین شکل دوام بیاورد و در تمام این مدت و با همه بده بستان ها و روابط مختلف موضوع کشف نگردد و همه به درستی آن ایمان داشته باشند.بدینسان در می یابیم که پدیده غیبت صغری می تواند به عنوان یک آزموده علمی،دلیل بر واقعیت خارجی یک موضوع باشد و آن وجود،زندگی و سپس غیبت حضرت مهدی علیه السلام است.
آن حضرت پس از غیبت صغری،خود اعلان کرده است که در پرده غیبت کبری خواهد رفت و از نظر ها پنهان خواهد گشت و هیچ کس او را نخواهد دید.1
نشریه موعود،شماره 14،ص 80 (مقاله شهید سید محمد باقر صدر)





موضوعات مرتبط با این مطلب : اثبات وجود مهدی علیه السلام

نامه ای برای تو

16 خرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
سم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱





موضوعات مرتبط با این مطلب : نامه ای برای تو

رمز ظهور امام زمان علیه السلام

12 خرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

امام صادق علیه السلام درباره نقش دعای حقیقی در تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین فرمودند:

وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد،چهل روز به درگاه خداوند ناله و گریه کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهما السلام) وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند؛درحالی که از 400 سال عذاب،170 سال باقی مانده بود و خداوند به واسطه دعای بنی اسرائیل، از آن 170 سال صرف نظر کرد.

سپس فرمودند:شیعیان ما هم،اگر مانند بنی اسرائیل به درگاه خدا دعا کنند،خداوند فرج ما را نزدیک خواهد فرمود؛ اما اگر چنین نکنند،این سختی به نهایت زمان معین خود خواهد رسید (بحارالانوار،ج 52،ص 131،تاریخ امام زمان (ع)،باب 22 فضل انتظار فرج و مدح شیعیان در زمان غیبت و آنچه سزاوار است در زمان غیبت انجام داده شود)

با توجه به حدیث فوق و دیگر روایات، نتیجه می گیریم که پس از توبه حقیقی و با تضرع و دعای همگانی،می توانیم طومار غیبت را در هم پیچیده و ظهور شادی بخش مولایمان را سرعت بخشیم.اساسا فلسفه ی برپایی دعای ندبه نیز ایجاد شرایط دعای همگانی برای ظهور است و نباید از آن غافل شد که این غفلت و بی تفاوتی به مسئله غیبت امام زمان
عجل الله تعالی فرجه الشریف،سبب تأخیر در امر فرج و غرق شدن در سختی های آخرالزمان می شود.

همچنین حضرت ادریس علیه السلام از انبیائی بودند که در دوره نبوتشان مدتی از نظرها غایب و آن هنگام که امت ایشان با ندبه به درگاه خداوند خواستار ظهور منجی شدند،خداوند به سبب پشیمانی واقعی آنها دوران غیبت را پایان بخشید. (کمال الدین و تمام النعمه،ج 1 ،باب 1 )
نکته مهم این است که می توانیم با دعا و ندبه ی همگانی،فرج امام منتَظر را،حتی بدون وقوع برخی علایم ظهور محقق کنیم و ناظر بر شکل گیری جهانی،آنگونه که انبیاء و اولیاء الهی وعده داده اند باشیم؛جهانی عاری از ظلم وستم و سراسر عدل و داد...
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که قائم ما ظهور و قیام می کند،در دوران حکومت او زمین گنج های خود را آشکار می کند،به طوری که مردم آن گنج ها را روی زمین می بینند؛

در آن شرایط شخص ثروتمند،نیازمندی را نمی یابد که به او کمک مالی کند و زکات خویش را به او بپردازد،همه ی مردم،به فضل الهی،بی نیاز می شوند. (ارشاد شیخ مفید،ج 2،باب 40،تاریخ امام زمان (عج)،فصل 3 حکومت حضرت قائم)

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم                    غم هجران تورا چاره زجایی بکنیم

(لسان الغیب)




مناسب ترین فرصت برای منتظران فرج،شب میلاد آن حضرت است؛شبی مقدس که به احیای آن،همچون شبهای قدر،در روایات گوناگون بسیار تاکید و اعمال آن در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است.این شب فرصت بسیار مناسبی برای شناخت واقعی امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است که با برگزاری احیاء و دعای همگانی،برای ظهور حضرت،می توانیم موجب تعجیل در فرج ایشان شویم.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:شب نیمه شعبان،بعد از شب قدر،برترین شبهاست،در این شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا می کند و ایشان را به منّ و کرم خویش می آمرزد. پس به تقرب جستن به سوی خداوند تعالی در این شب سعی و کوشش کنید،زیرا به درستی شبی است که خدا به ذات مقدّس خود قسم یاد کرده که درخواست کننده ای را از درگاه خود دست خالی برنگرداند؛مادامی که معصیت طلب نکند.
(مفاتیح الجنان،بخش فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان)

حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:هرکس شب نیمه شعبان را احیاء دارد،دل او در روزی که همه دل ها بمیرند،نمی میرد.(بحارالانوار ج 88 ص 132 )

یکی از مهم ترین موانع ظهور و اسباب غیبت حضرت،خود مردم هستند. به عبارت دیگر، اعمال و رفتار خودمان است که سبب غیبت امام حیّ و حاضر شده است. مبارزه با هوای نفسانی مؤثرترین عامل خشنودی و تعجیل فرج امام مهدی (ارواحنا الفداء) است. شیعیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به این نکته کاملا توجه داشته باشند که هرچه جامعه ی ما بیشتر به گناه آلوده شود، در حقیقت باعث تخریب فضای سالم برای پذیرش حضرت بقیة الله خواهد شد؛در تعلیمات اسلام اهتمام به وضع جامعه و مبارزه با فساد و نا رسایی های اجتماعی تاکید شده است؛ به گونه ای که انسان های بی توجه به امور اجتماعی و مشکلات مردم،خارج از زمره ی مسلمانان محسوب می شوند. صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هر لحظه منتظر هستند تا شیعیان کمی به خود آیند و در میان همه ی انسان های کره ی زمین،حداقل آنها به پاکی و معنویت روی بیاورند تا در زمان ظهور،شایسته یاری کردن ایشان در جهانی کردن دین خدا باشند؛بنابراین ما باید بیا جدیّت از گناه بپرهیزیم و قلب مولای خود را بیش از این نرنجانیم و بدانیم که مسؤلیت تاخیر در امر فرج امام زمان عجل الله تعای فرجه الشریف با گناهکاران است.

التماس دعای فرج

.........................................................................................................................

 

لطفا این متن را نشر دهید





موضوعات مرتبط با این مطلب : رمز ظهور حضرت مهدی (ع)

منتظِر

9 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
منتظِر

امت اسلامی در برخی روایات به عنوان امت ((منتظِر)) نامیده شده است؛ چون همیشه آنها در انتظار مهدی موعود علیه السلام به سر می برند. امام صادق علیه السلام به ابوبصیر در ضمن روایتی در این باره می فرمایند: ای ابوبصیر ! خوشا به حال شیعیان و پیروان قائم ما اهل بیت ؛ چون آنها در زمان غیبت او منتظر ظهور او هستند و وقتی آن حضرت ظهور نمایند، در زمان ظهورش مطیع و فرمانبردار او خواهند بود. آنان اولیای خدایند و هیچ ترس و اندوهی بر آن ها وجود ندارد.1 در بسیاری دیگر از روایات و تعابیر دعاها ، از خود امام زمان علیه السلام با لقب ((منتظر)) یاد شده است.2 به عنوان مثال در دعای روز عید فطر عبارتی به این صورت به چشم می خورد : اللّهم،صلّ علی ولیّک المنتظِر  امرَک، المنتظِر لِفَرَجِ اَولیائک...
بار خدایا! بر ولیّ خودت درود فرست؛ آن ولی که منتظِر فرمان توست و همواره در آرزوی گشایش کار دوستان تو در حال انتظار به سر می برد.3 بر این اساس چون امام منتظَر مانند مردم، خود نیز در انتظار صدور اذن الهی به سر می برد تا قیام نموده و جهانِ گرفتار در بند و جور ستم ستمگران و ظالمان را از وضع نابسامانی که دارد رهایی بخشد و اهداف بلند انبیای الهی را، که همانا هدایت و کمال پیدا کردن مردم جهان است، محقق سازد، لذا به این جهت او را هم منتظِر می نامند. او انتظار می کشد تا لحظه ظهور فرا رسد و به این ترتیب دوران رنج و اندوه بشر پایان یابد و حاکمیت ارزش های الهی و فضیلت اخلاقی در سرتاسر عالم تحقق پیدا کند و از این رهگذر زمینه تعالی معنوی و رشد کمالات واقعی انسان فراهم شود.
آن حضرت در برخی از دعا های عارفانه ای که از ایشان به یادگار مانده است، آرزو ها و اهداف خود را بیان کرده و شوق و اشتیاق غیر قابل وصف خود را برای تحقق یافتن ظهور به نمایش گذاشته اند. در یک مورد آن حضرت می فرمایند: پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست و دوستانت را با تحقق بخشیدن به وعده هایی که به آنان داده ای گرامی بدار و آنان را به آرزوهایی که داشته اند برسان ؛ زیرا که مهلت حاکمیت ستمگران در نظر ما به پایان رسیده است و ما از آنچه که خشمگین هستی،خشمگینیم و همواره در یاری حق کوشاییم. ما به صدور فرمان تو مشتاقیم و چشم به راه تحقق وعده هایی که دادی هستیم. ... خداوندا به این قیام اذن صادر کن و راه های آن را هموار ساز و تحقق شایسته آن را آسان گردان. برنامه آن را به ما بیاموز  و سپاهیان و یاوران این قیام را تایید کن. قدرت توانایی ات را به ستمگران و زورگویان هرچه زودتر آشکار ساز و شمشیر انتقامت را به سر دشمنان کینه توز فرود آور... 4 باز در جای دیگر می فرماید: ای نور روشنایی ها و تدبرکننده کارها... برای من و پیروانم در سختی ها گشایشی قرار بده و از غم ها و اندوه ها راه نجاتی فراهم ساز... خداوندا وعده هایی که به من داده ای تحقق بخش...   فرج مرا زودتر برسان و به قدرت و نصرتت فتح بزرگ نصیب گردان. 5 نتیجه آنکه : از دید روایات در جامعه اسلامی عصر غیبت، هم امام و هم امت، هردو منتظرند. امت در انتظار امام خود است و می خواهد هرچه زودتر او از پس پرده غیب به در آید و راه نجات از نابسامانی ها را به انسان بیاموزد و امام نیز در حال انتظار به سر می برد، تا اجازه ظهورش فرا رسد، تا انقلاب حیات بخش خود را آغاز کند و به آرمان های انبیا و اولیاء که ستمگران مانع تحقق آن ها در طول تاریخ بشریت شده اند، جامه عمل بپوشاند.6

_______________________________________
بحارالانوار،ج 52، ص 150 نجم الثاقب،باب دوّم مکیال المکارم،ج 2، ص 81بحارالانوار،ج 85،ص 233 هماننشریه موعود، شماره 32، ص 65  
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.




موضوعات مرتبط با این مطلب : منتظِر

آثار دعای فرج

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
آثار دعای فرج

روایات مختلفی به بیان آثار ، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: فرمایش حضرت ولی عصر علیه السلام: بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.اظهار محبت قلبی است. نشانه انتظار است.زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.مایه ناراحتی شیطان لعین است.نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است، که ادء حق هر صاحب حقی، واجب ترین امور است.تعظیم خداوند و دین خداوند است.حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق او دعا می کند.شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.شفاعت پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم ان شاء الله شامل حالش می شود.این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.مایه استجابت دعا می شود.اداء اجر رسالت است.مایه دفع بلاست.سبب وسعت روزی است ان شاء الله.باعث آمرزش گناهان می شود.سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود؛ ان شاءالله.سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود؛ ان شاء الله .از برادران پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم خواهد بود.فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع می شود.پیروی از پیغمبر و امامان علیهم السلام خواهد بود.وفای به عهد و پیمان خداوندی است.آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد.فضیلت رعایت و ادای امانت برایش حاصل می شود.زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل اوست.سبب طولانی شدن عُمر است؛ ان شاء الله.تعاون و همکاری در کار های نیک و تقوی است.سبب هدایت به نور قرآن مجید است.نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.به ثواب طلب علم نائل می شود؛ ان شاء اللهرسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود. این دعا اجابت دعوت خدا و رسول صل الله علیه و آله و سلم است.محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود .عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم می شود.ان شاء الله از اهل بهشت خواهد شد.دعای پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شامل حالش می گردد.کردار های بد او به کردار های نیک مبدل می شود.خداوند متعال در عبادات او را تأیید می فرماید.ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.ثواب کمک به مظلوم را دارد.ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد .پاداش خونخواهی حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را دارد.شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.نور او برای دیگران نیز - روز قیامت - درخشان می گردد.هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت می کند .دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در روز قیامت، شاملش می گردد.از تشنگی روز قیامت در امان می ماند.مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود - مادامی که مشغول آن دعا باشد.پاداش نصیحت مؤمن را دارد.مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد.دعاکننده مورد مباهات خداوند می شود.فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.از نیکان مردم - پس از ائمه اطهار علیهم السلام می شود.این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است.مایه خرسندی خداوند عزوجل است.مایه خشنودی پیغمبر صل الله علیه و آله سلم می گردد.این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است.حساب او آسان می شود.این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.این عمل بهترین اعمال است.باعث دوری غصه ها می شود.دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام علیه السلام است.فرشتگان درباره اش دعا می کنند.دعای حضرت سید الساجدین علیه السلام - که نکات و فوائد متعددی دارد - شامل حالش می شود.این دعا تمسک به ثقلین ( کتاب و عترت) است.چنگ زدن به ریسمان الهی است.سبب کامل شدن دین است.مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.تعطیم شعائر خداوند است.این دعا ثواب کسی که پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شهید شده را دارد.ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم علیه السلام شهید شده را دارد.ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان - عجل الله فرجه - را دارد.در این دعا، ثواب گرامی داشتن عالم هست.پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.درجات او در بهشت بالا می رود.از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نئل می شود.و رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در پی دارد.  1 
_______________________________________

1. مکیال المکارم،ج 1،ص 351 ( ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : آثار دعای فرج
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

دعای ندبه

5 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دعای ندبه

دعایی است جامع و پرسوز که از دیر باز مورد توجه شیعیان و منتظران حقیقی حضرت ولی عصر علیه السلام بوده است. این دعا در حقیقت، بیانگر تاریخ فشرده ای از حضور حجت ها و اولیای الهی بر پهنه خاک است. سلسله ای که از حضرت آدم علیه السلام آغاز، و تا آخرین حجت خدا، حضرت مهدی علیه السلام ادامه می یابد. دعای ندبه را امام جعفر صادق علیه السلام به دوستان و شیعیانش تعلیم داده و به آن ها امر فرموده که این دعا را در اعیاد چهارگانه (فطر،قربان،غدیر و جمعه) بخوانند و به ما امر فرموده که در عصر غیبت با این دعا، با پیشوای خود راز دل بگوییم و تجدید میثاق کنیم. برخی معترضان به دعای ندبه می گویند: هنگامی که امام صادق علیه السلام، دعای ندبه را انشا فرموده، بیش از یک قرن به تولد حضرت ولی عصر علیه السلام مانده بود، پس چگونه ممکن است، انسان نسبت به انسانی که بعد از یک قرن به دنیا می آید، گریه و زاری کند و در فراقش اشک بریزد؟! پاسخ این است که : این معنی درباره افراد معمولی متصور است، اما اگر فرد مورد نظر گل سر سبد جهان خلقت باشد و همه پیامبران الهی، نوید او را به پیروان خود داده باشند و به امّت خود از غیبت طولانی و انتظار او گفت  گو کرده باشند، بسیار منطقی است که افراد درد آشنا در انتظار آمدنش ثانیه شماری کنند و از طول غیبتش گریه ها سر دهند. 1 گروهی از اصحاب به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شده و حضرتش را دیدند که روی خاک ها نشسته، همانند مادرِ داغ دیده، سیل اشک، روان کرده و ناله های جانسوز سر می دهد. هنگامی که از علت آن جویا شده بودند فرمودند که برای طولانی شدن غیبت حضرت قائم علیه السلام و بر پریشانی مؤمنان در دوران غیبت اشکمی ریزند. 2 بسیاری از امامان علیهم السلام در قنوت نماز خود،از غیبت ولی، به پیشگاه خداوند شکایت می کردند و می فرمودند:     (( اَللّهمّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبیّنا وَ غَیبَةَ وَلِیِّنا...)) از جمله آنان،امام علی،امام جواد،امام هادی، امام حسن عسکری و امام باقر علیهم السلام است. 3 عاشقان و منتظران مولا، دعای ندبه را هر صبح جمعه زمزمه می کنند. متن کامل این دعای ارزشمند در مفاتیح الجنان آمده است. علاوه بر دعای ندبه ، یکی از زیارتنامه های سرداب مقدّس نیز ((ندبه)) نامیده می شود و آن زیارت، مشهور به ((زیارت آل یاسین)) است.4
_______________________________________
1. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 30
2. کمال الدین ج2/ص 353
3. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 34
4. همان ص 168


...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : دعای ندبه

وقت ظهور

14 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
وقت ظهور

حکمت الهی بر آن است که وقت ظهور امام زمان (عج) ، بر بندگانش _ بخاطر اموری که بر ما پوشیده است _ مخفی بماند. از این رو وقت ظهور آن حضرت برای احدی معلوم نیست و کسی نمی تواند آن را تعیین کند و در روایات بسیاری ، تعیین کنندگان وقت ظهور ، دروغگو لقب گرفته اند1 اسحاق بن یعقوب گفت: از محمد بن عثمان عمری درخواست کردم، نامه ای از من به محضر حضرت صاحب الامر برساند که در آن نامه از مسائلی که بر من مشکل شده بود ، سؤال کرده بود . پس توقیع به خط مولایمان صاحب الزمان علیه السلام آمد، تا آنجا که فرمود: و اما ظهور فرج، دست خدای عزوجل است و وقت گذاران دروغ گویند.2 امام صادق علیه السلام به مفضّل فرمود: ای مفضّل ! هرکس برای ظهور مهدی ما وقتی تعیین نماید، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که خداوند ، او را از اسرار خویش آگاه ساخته است.3 از مجموع روایات می فهمیم که علم  به وقت ظهور ، از اسرار خداوند است و از وظایف شیعیان ترک وقت گذاری و تکذیب تعیین کنندگان وقت ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.
_______________________________________
1 - کافی،ج 1 ، ص 368
2 - احتجاج طبرسی، ج 2،ص 281
3 - آخرین امید، داود الهامی، ص 382 .
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : وقت ظهور

رجعت در قرآن

4 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
رجعت در قرآن

در قرآن کریم آیات متعددی است که امامان ، اهل بیت علیهم السلام آن ها را به مسأله رجعت تفسیر کرده اند. روشن است که ائمه معصومین علیهم السلام مترجمان و مفسّران حقیقی وحی الهی هستند و قرآن در خانه آنان فرود آمده و صاحبان خانه ، از آنچه در خانه است، از همگان آگاه تر و داناترند. برخی از دانشمندان معاصر  76 آیه از آیات قرآن را تأویل به رجعت کرده اند. در قرآن کریم آمده است: ((وَ یَومَ نَحشُرُ مِن کلّ آُمّةٍ فَوجاً))1 و آن روز که از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را دروغ انگاشتند، محشور گردانیم . از امام صادق علیه السلام روایات متعددی در تأویل این آیه شریفه در مورد رجعت گفته شده است. از جمله این روایت است که : مردی به امام صادق علیه السلام گفت: اهل سنت می پندارند که این آیه شریفه درباره روز قیامت است . حضرت فرمود: (( آیا خداوند در روز رستاخیز از هر امّتی گروهی را محشور می سازد و بقیه آنان را وا می گذارد؟ هرگز! این آیه در مورد رجعت است که برخی را زنده می سازد. این آیه شریفه در مورد قیامت است که می فرماید: (( وَ حَشَرناهُم فَلَم نُغادِرُ مِنهُم اَحَداً )) 2  و همه آنان را گرد خواهیم آورد و هیچ یک را فرو گذار نخواهیم کرد. و نیز درباره آیه شریفه (( وَ یَومَ نَحشُرُ مِن کُلّ اُمُة فوجاً )) فرمود: ((  همه انسان های با ایمانی که به ناحق کشته شده باشند، رجعت می کنند و پس از آن از دنیا می روند. رجعت برای مؤمنان خالص و نیز کافران محض است)) 3
 درباره آیه شریفه:
(( رَبَّنا اَمتنا اثنتین وَ اَحیَیتنا اثنتین ))4 پروردگارا ! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده ساختی ، امام باقر علیه السلام فرمود : (( این آیه مخصوص گروه هایی است که پس از مرگ ، بار دیگر به همین دنیا رجعت می کنند)) 5  و امام رضا علیه السلام فرمود:
(( این آیه شریفه در مورد رجعت است6 . درباره آیه شریفه (( اِنُا لَنَنصُر رُسُلَنا وَ الُذین آمنوا فِی الحیوة الدّنیا وَ یومَ یَقومُ الاَشهاد )) 7 ما پیام آوران خویش و ایمان آوردگان را در زندگی دنیا و در روز قیامت که شاهدان برای شهادت به پای می خیزند، یاری می کنیم؛ امام صادق علیه السلام فرمود : (( به خدای سوگند که این یاری رسانی ، در رجعت خواهد بود، آیا نمی دانی که بیشتر پیامبران خدا در دنیا به پیروزی ظاهری نرسیده و به شهادت نائل آمدند، همین گونه امامان راستین؟ با این بیان، این وعده پیروزی در هنگام رجعت خواهد بود )) 8 پس در پرتو آیات وحی ثابت گردید که رجعت ، یک واقعیت تردید ناپذیر است.
برگرفته شده از کتاب " الفبای مهدویت/مجتبی تونه ای "

_______________________________________


1.    1.  سوره نمل، 83

2.    2.  سوره کهف، 47

3.    3. بحارالانوار، ج 52 ، ص 326 ؛ تفسیر برهان، ج 3 ، ص 310.

4.    4. سوره مؤمن ، 11

5.    5. تفسیر برهان، ج 4 ، ص 93

6.    6. همان

7.    7. سوره مؤمن، 51

8.    8.  بحارالانوار، ج 53





موضوعات مرتبط با این مطلب : رجعت در قرآن

1-زندگی نامه امام علی (ع)

26 اسفند 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگی نامه امام علی (ع)

ولادت

اولین امام مؤمنین خلیفه خدا بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین (ص)،برادر ، پسر عمو، وزیر و داماد او ، سید الو صیین،       امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام، داخل کعبه معظمه به دنیا آمد، که قبل از او و بعد از او مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد.

القاب امیر المؤمنین (ع)

اسم شریفش علی (ع) است. صاحب کتاب الانوار می گوید: علی بن ابی طالب (ع) در کتاب خدا 300 اسم دارد. مشهور ترین القاب حضرت  امیر المؤمنین  است که این لقب مخصوص آن حضرت است، و ابن شهر آشوب 850 لقب برای آن حضرت ذکر نموده.

مشهورترین کنیه های آن حضرت ابو الحسن است. اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتاب های مختلف آسمانی به  زبان های مختلف دارند ..... چه اینکه آن حضرت در نزد اهل آسمان معروف به ((شمساطیل)) است. در زمین ((جمحائیل))، در لوح     ((قنسوم))، در قلم ((منصوم))، در عرش ((معین))، نزد رضوان ((امین))، نزد حور العین ((اصب)) است، در صحف ابراهیم (ع) ((حزبیل)) است، در عبرانیه (( بلقیاطیس))، در سریانیه ((شروحیل))، در تورات ((ایلیا))، در زبور ((اریا))، در انجیل ((بریا))

در صحف (( حجر عین))، در قرآن علی (ع) است.

از القاب دیگر ایشان: ابو الائمه، خلیل النبوه، المخصوص بالاخوه، یعسوب الایمان، یعسوب الدین، میزان الاعمال، سیف ذی الجلال

صالح المؤمنین، وارث علم النبیین، الحاکم فی یوم الدین، شجره التقوی، حجه الله البالغه، نعمه الله السابغه،الصراط الواضح،      الامام الناصح ، الوصی،البر، التقی، النبأ العظیم، الصدیق الرشید، الزکی، نور الله التام، سید الوصیین، کلمه الرحمن، الباقر العلوم الادیان، التالی سور القرآن، الثاقب لحجاب الشیطان، الجامع لاحکام القرآن  و...

والدین امیر المؤمنین (ع)

پدر والا مقام آن حضرت، سید بطحاء حضرت ابو طالب (ع) ، و مادر آن حضرت ، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف، بانوی حرم حضرت ابو طالب (ع) است که انوار امامت و ولایت اولا از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین (ع) بود، بلکه بعد از وفات عبد المطلب (ع) که شش یا هشت سال از سن مبارک          پیامبر (ص) گذشته بود و آن حضرت به ابو طالب(ع) سپرده شده بود- فاطمه بنت اسد در حق پیامبر (ص) مادری کرد.

و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا (ص) آن حضرت را مادر خطاب می کرد.

همچنین بعد از وفات خدیجه کبری (ع) ، پیامبر فاطمه زهرا(س) را به فاطمه بنت اسد (ع) سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود ، آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستی  می کرد تا زمانی که از دنیا رفت.

آن حضرت در سال چهارم هجری در طیبه از دنیا رفت. و در بقیع مدفون شد. هنگامی که امیر المؤمنین(ع) خبر فوت والده اش را به پیامبر  (ص) دادند آن حضرت فرمودند : ((او مادر من بود))  بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه (ع) را به آنها دفن کنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود: (( چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم )) حدیث ولادت علی (ع) هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد (ع) مادر آن حضرت  دارد.

نور امیر المؤمنین(ع) در اصلاب پدران

نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل شده تا به عبد المطّلب رسید و بعد آن نور دو قسم شد . نوری در پیشانی مبارک عبد الله (ع) پدر بزرگوار پیامبر (ص) که آن نور بعدا به پیشانی آمنه (ع) و سپس در صورت خاتم الانبیاء(ص) منتقل شد.نصف دیگر نور در پیشانی ابو طالب (ع) قرار گرفت.

خداوند به ابو طالب(ع) چند فرزند عطا فرمود: عقیل، طالب، جعفر، فاخته یا ام هانی، جمانه و علی امیر المؤمنین (ع). هنگامی که خداوند علی (ع) را به ابو طالب(ع) و فاطمه بنت اسد (ع) داد آن نور در صورت فاطمه بنت اسد (ع) درخشندگی می کرد.

محل ولادت امیر المؤمنین (ع)

مکان ولادت امیر المؤمنین  (ع)  اشرف بقاع  یعنی حرم است. اشرف اماکن حرم مسجد است، و اشرف بقاع مسجد کعبه است.

مولودی جز آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است، آن هم در سید ایام، روز جمعه، در ماه حرام و در بیت الحرام !!

امیر المؤمنین (ع) سه روز چشم مبارک را باز نکرد، تا او را خدمت پیامبر (ص) آوردند. آنجا بود که چشم باز کرد. آن حضرت فرمود: (( او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص علم خویش قرار دادم)) . سپس آن حضرت را به آغوش کشید.

و به منزل ابوطالب (ع) آورد.

پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین (ع)

جابر بن عبد الله انصاری می گوید: راهبی بود به نام ((مثرب بن رعیب)) که 190 سال عبادت کرده بود، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود، روزی از خدا خواست که یکی از اولیانش را به او بنمایاند. خداوند جناب ابو طالب(ع) را نزد او فرستاد و بعد از آنکه راهب دانست این آقا چه کسی است، به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب، خداوند به تو پسری عطا می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است. هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو مثرب راهب ، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیر المؤمنین (ع) شهادت می دهد.

هنگام رفتن ابوطالب (ع) خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند. فاطمه بنت اسد(ع) همسر جناب ابو طالب (ع) هم خرمایی  که پیامبر (ص) به آن حضرت داده بودند میل فرمود، و به ابو طالب (ع) هم دادند و آن حضرت هم میل فرمودند.

پیامبر (ص) فرمودند: این خرما را کسی می خورد که مقر به توحید و  نبوت  من باشد.

بعد از آنکه پدر و مادر آن حضرت، میوه های بهشتی را میل فرمودن وجو حضرت مولی  الموحدین علی بن ابی طالب (ع) به وجود آمد. هنگامی که فاطمه بنت اسد (ع) حامل آن وجود شریف شد ، به زیبایی و نورانیتش افزوده شد.

انعقاد نطفة امیر المؤمنین (ع)

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد(ع) قرار گرفت در مکه زلزله شد، و قریش بت ها را به کوه ابو قبیس  آوردند. ولی زلزله بیشتر شد و بت ها به صورت به زمین افتادند. آنان به ابو طالب (ع) پناه بردند، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود: (( مردم، در این شب اتفاق مهمی افتاده است. خداوند خلقی را آفرید که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار  به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود. پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید)). سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود: پروردگارا من و آقای من، تو را می خوانم به محمدیت  پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانی که بر سرزمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمایی)).  دیگران آمین گفتند. دعا که تمام شد زلزله پایان یافت . عرب ها در زمان جاهلیت تا گرفتار می شدند این دع را می خواندند و گرفتاری برطرف می شد.

آن حضرت با جعفر بن ابی طالب (ع) در شکم مادر صحبت کرد که او بیهوش شد. همچنین فاطمه بنت اسد(ع) به طواف  گرد خانه خدا می رفت، ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بت ها نصب شده اند  نزدیک شود، و  حال آنکه مادرش برای عبادت، خانه خدا را طواف می کرد. زمانی دیگر، بت ها در مقابل آن فرزند به دنیا نیامده به صورت به زمین می افتادند. شیر درنده طائف در برابر ابوطالب (ع)تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت: (( شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر خدا (ص) و مربی شیر خدا هستی.

مادر امیر المؤمنین (ع) در کعبه

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابو طالب (ع) احساس درد کرد، ولی با قرائت نامی مخصوص آرامش پیدا کرد. هنگامی که جناب ابو طالب خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد (ع) بیاورد، از گوشه خانه ندایی رسید: (( ای ابو طالب،   صبر کن  چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند)).

 هنگام صبح فاطمه بنت اسد(ع)  ندایی  شنید:(( ای فاطمه به خانه ما بیا)). ابو طالب (ع) و پیامبر (ص) آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند. عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه (ع) وارد مسجد الحرام شد و  در مقابل کعبه ایستاد  و نگاهی به سوی آسمان نمود و فرمود: (( پروردگارا، من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو  آمده اند  ایمان دارم . من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم  و او بوده که این خانه را بنا کرده است.  تو را قسم می دهم و از تو می خواهم  به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست. که این ولادت را بر من آسان فرمایی)).

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد (ع) داخل شد. هرچه کردند قفل در کعبه را  باز کنند ممکن نشد. و دانستند حکمت خداوند در کار است.

فاطمه بنت اسد (ع) می فرماید: (( هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حواء، ساره، آسیه، مادر موسی بن عمران (ع)  و مریم مادر عیسی آمدند. آنان به من سلام کردند و در مقابلم نشستند)).

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء (ص) انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالب (ع) نیز انجام دادند. چه این که فاطمه بنت اسد (ع)       در  هنگام ولادت پیامبر (ص)  حضور داشت  و به ابو طالب(ع)  ماجرا را  خبر داد. حضرت ابو طالب (ع) قبلا به او فرموده بود:

(( 30 سال صبر کن تا خدا موجودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء (ص) مگر در نبوت ، که وصی و وزیر او خواهد شد)).

روز ولادت امیر المؤمنین (ع)

روز جمعه علی بن ابی طالب (ع) مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه  راست کعبه طلوع فرمود. همین که بر زمین کعبه قدم نهاد، به سجده افتاد و دست هارا سوی آسمان بلند نمود و فرمود: (( اشهد ان لا اله الا الله، و انّ محمد رسول الله، و اشهد ان علیا ولیٌّ  محمد رسول الله، بمحمد یختم الله نبوة  و بی یختم الوصیه و انا امیر المؤمنین)) :

((شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست، و محمد(ص)  پیامبر خداوند است و علی وصی رسول الله (ص) است. به محمد (ص) نبوت، ختم می شود و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیر المؤمنین)). سپس فرمود:(( جاء الحقٌّ و ذهق الباطل)) ((حق آمد و باطل رفت)).

در این هنگام که وجود سرا پا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود، بت هایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمان ها نورانی شد. شیطان فریاد برآورد:

(( وای بر بت ها و بت پرستان از این فرزند)).

 

شهادت

 .ضربت خوردن امیر المؤمنین (ع)

در 19 ماه رمضان سال 40 هجری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن  ملجم منافق  بر فرق مبارک امیر المؤمنین (ع) ضربت وارد شد.

در 13 ماه رمضان سال 40 هجری مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیر المؤمنین (ع) بعد از فارغ شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی دٌرربار در حقایق اسلام،  در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبیٰ (ع) فرمودند: ((13 روز گذشته است)). از امام حسین (ع) پرسیدند: (( چند روز باقی مانده است))؟ امام حسین (ع) فرمود : (( 17 روز باقی مانده است)).  در این هنگام امیر المؤمنین (ع)  دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: (( نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود)).   

در شب 16 ماه رمضان سال 40 هجری امیر المؤمنین (ع) در خواب پیامبر (ص) را دیدند، و آن حضرت  به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیر المؤمنین (ع) بشارت دادند، و امیر المؤمنین (ع) به دخترشان ام کلثوم (ع) خبر دادند. در شب نوزدهم امیر المؤمنین (ع) روزه را در منزل ام کلثوم (ع) افطار نمودند.

در شب 19 رمضان سال 40 هجری وردان و شبیب که  با ابن ملجم در شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه بودند، در حین درگیری کشته شدند.

 در سال چهلم  گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و برکشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیر المؤمنین (ع)  و عمر عاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم کشتن امیر المؤمنین (ع) را بر عهده گرفت  و وارد کوفه شد  و با کمک قطام بنت اخضر  که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستی شبیب بن بجره  و وردان بن مجالد تصمیم خود را عملی کرد.

در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، امیر المؤمنین (ع) وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان  به:((یا ایهاالناس، الصلاة))  بلند شد.

سپس آن حضرت مشغول نماز شد . هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولی شمشیرش خطا کرد. بلا فاصله  ابن ملجم لعنة الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت  را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، و صدای مبارکش بلند شد: (( بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فٌزت و رب الکعبه))

صدای جبرئیل بلند شد: ((تهدمت والله ارکان الهدی وانطسمت والله نجوم السماء اعلام التقی وانفصمت والله عروة الوثقی قتل بن عم محمد المصطفی، قتل وصی المجتبی، قتل علیٌ مرتضی، قتل والله سید الاوصیاء ، قتله اشق الاشقیاء))

  

  

 

 

 

 

 

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه امام علی (ع)

2- زندگی نامه امام حسن (ع)

5 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگی نامه امام حسن (ع)

ولادت حضرت

شب نیمه رمضان سال سوم هجری  دومین امام شیعیان،حضرت ابو محمد حسن بن علی بن ابی طالب (ع) در شهر مدینه به دنیا آمدند.

القاب آن حضرت:سید،سبط،امین،اثیر،حجت،برّ، نقی، تقی، زکی، مجتبیٰ،زاهد.

رنگ مبارکش سرخ وسفید،دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود.گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود.گردن مبارک در نور و صفا مانند نقره صیقل زده،میانه بالا و شانه هایی گشاده داشت. و از همه مردم خوشروتر بود.خضاب بسیار می کرد و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.

در روز هفتم ولادت آن حضرت ، مادرش فاطمه زهرا (س) آن مولود مبارک را در پارچه ای حریری که جبرئیل (ع) آن را برای پیامبر(ص) از بهشت آورده بود،پیچید و خدمت رسول  گرامی (ص) آورد، و حضرت نام مبارکش را ((حسن )) نهاد. و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.

شهادت حضرت

  در هفت صفر سال 50 هجری امام مجتبیٰ (ع) در سن 47 سالگی در مدینه به شهادت رسیدند. ولی بین علمای امامیه شهادت حضرت 28 صفر ماه صفر است.

رسول خدا (ص) درباره حضرت مجتبیٰ (ع) فرموده اند: کسی که بر او بگرید کور نمی شود روزی که چشم ها نمی بیند، و کسی  که بر آن حضرت محزون باشد دلش محزون نمی شود، روزی که دل ها محزون است، و کسی که  حضرت را در بقیعش زیارت کند قدمش بر صراط ثابت می ماند روزی که قدم ها بر صراط می لغزد... .

نسب شریف  آن حضرت (ع)

از طرف مادر، جدشان خاتم الانبیاء و المرسلین محمد بن عبد الله (ص)،جده شان جناب خدیجه بنت خویلد              ام المؤمنین (س) است.

از طرف پدر، جدشان سید بطحا حضرت ابو طالب (ع) ، جده شان جناب فاطمه بنت اسد (ع) است .

پدر: مولی الموالی امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) . مادر : سیده النساء فاطمه زهراء (س) برادرانی مانند: حضرت سید الشهدا (ع) و ابا الفظل العباس (ع) و خواهرانی همچون زینب کبری و ام کلثوم (ع).

بعضی از صفات حضرت  

در جود و سخاوت زبان زد همگان بود، به حدی که در طول عمر شریف سه بار مالشان را ـ  حتی کفش خود راـ  در راه خدا تقسیم کردند.

حلم و صبر آن حضرت تعجب همه را بر انگیخته بود. مروان با آن بغض و عنادی ای که داشت بعد از تیر باران شدن جنازه می آید و تابوت آن حضرت را به دوش می کشد. هنگامی که امام حسین (ع) از او سؤال می کند: تا دیروز غیظ و کینه او را داشتی و امروز تابوت او را به دوش می کشی؟ در پاسخ می گوید: با کسی این کار ها را کردم که حلم او برابر با کوه ها بود.

عمر شریف آن حضرت

مشهور طبق روایت حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) عمر شریف آن حضرت (ع) 47 سال و چند ماه بوده است.

شهادت حضرت

بعد از آتش بس بین حضرت (ع) و معاویه ، امام (ع) به مدینه برگشتند و ده سال در آنجا بودند تا اینکه معاویه جعده دختر اشعث کندی آن حضرت را مسموم کرد.

مدت مسمومیت حضرت چهل روز طول کشید. هنگامی که ارتحال  حضرت نزدیک شد امام حسین (ع) بار دیگر فرزندان امیر المؤمنین (ع) را طلبیدند، و ودایع امامت و کتب رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین و سلاح آن حضرت را به امام حسین سپردند

و به آن چه امیر المؤمنین (ع) به آن حضرت وصیت فرموده بودند اهل بیت و شیعیانش را وصیت فرمود که امام بعد از من برادرم امام حسین(ع)  است ، دستور اتش  را اطاعت کنید و از مخالفت با او بپرهیزید.

سپس فرمود: شما را به خدا می سپارم و او خلیفه من بر شما است، چشمان مبارک خود را بست و دو دست و پا را دراز کرد. و از دنیا رفت در حالی که می فرمود: لا اله الا الله.

صدای گریه و ناله از منزل حضرت بلند شد،و مدینه از ناله و زجه مانند روزی شده بود که رسول خدا (ص) از دنیا رفت.  برادران،اولاد، شیعیان صدا به نوحه و ناله بلند کرده، امام حسین در حالی که اشک می ریخت  متوجه غسل و حنوت و کفن برادر شدند، سپس بر آن مظلوم نماز خواندند و  جنازه را برای تجدید عهد با رسول خدا(ص)  به طرف روضة منورة نبویه بردند و آن وقایع اتفاق افتاد. بدن را به بقیع آوردند، امام حسین (ع) داخل قبر شد و بدن برادر را دفن کرد و هنگام خروج از قبر در حالت گریه می فرمود: ءأدهن رأسی أم أطیب محاسنی و رأاسک معفور و انت سلیب؟ بکائی طویل  و  الدموع  العزیزه و  انت  بعید  و  المزار  قریب

                             

                             

 

 

             





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه امام حسن (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,

3- زندگینامه امام حسین (ع)

3 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگینامه امام حسین (ع)

ولادت

 در روز 3 شعبان سال 4 هجری آقای شهیدان  و سرور و سالار  شیعیان  و دلباختگان، اشک هر مؤمن،امام زاهد عابد،شهید غریب،

عطشان نینوا حضرت ابا عبد الله الحسین الشهید  (ع)  عالم را به نور خود منوّر کردند. اقوال دیگر در ولادت آن حضرت پنجم شعبان ، و سیزده ماه رمضان و آخر ربیع الاول سال 3 هجری و پنجم جمادی الاولی و دوازدهم رجب است.

القاب

نام مبارک آن حضرت در  تورات شبیر و در انجیل طاب است. پدرشان مولانا و مقتدانا امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) و مادرشان حضرت صدیقه  کبری فاطمه زهرا (س) است.

کنیه آن حضرت عبدالله  و کنیه خاص آن حضرت ابو علی است. القاب حضرت الشهید،السعید،السبط الثانی،الامام الثالث،الرشید

الطیب،الوفی،السید،الزکی،المبارک،تابع لمرضات الله است.

پیامبر (ص) در ولادت امام حسین (ع)

هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به  پیامبر گرامی (ص) رسید،به خانه امیرالمؤمنین (ع) آمدند و به اسماء فرمودند تا  مولود را بیاورد . اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و در خدمت رسول اکرم (ص) آورد.پیامبر در گوش راست حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند. روز اول یا هفتم ولادت ، امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد:

سلام خداوند بر تو ای پیامبر، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار، که به عربی حسین گفته می شود. چون علی(ع)  برای شما  بسان هارون  برای موسی بن عمران است، جز آنکه شما خاتم پیامبرانی.

به این ترتیب نام پر عظمت ((حسین))  از جانب پروردگار  برای دومین فرزند فاطمه (س) انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها

برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت به خدمت پیامبر (ص) رسیدند و از خاک قبر  آن بزرگوار  برای پیامبر (ص) آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند.

یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که فطرس ملک یا دردائیل پناه به آن امام مظلوم برد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش بازگردانید.

دوران زندگی امام حسین (ع)         

آن حضرت شش ماه و چند ماه با جد گرامی خود رسول اکرم (ص) بود. مدت سی سال با پدر بزرگوار خود مولای متقیان امیر المؤمنین (ع) زندگی کرد، و در جمل ،صفین و نهروان شرکت داشت.

در دوران زمامداری غاصبانه عمر،امام حسین (ع) در سن ده سالگی وارد مسجد شد. و خلیفه دوم را بر منبر پیامبر (ص) مشاهده کرد که سخن می گفت. از منبر بالا رفت و فریاد زد:(( ای دروغگو! از منبر پدرم رسول خدا (ص) فرود آی نه منبر پدرت))!

بعد از شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه  و شریک رنج های  امام حسن (ع) بود، و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه  دهان آلوده  خود را به بد گویی  پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین (ع) و برادرش امام حسن (ع) می گشایند.

پس از آنکه امام حسن مجتبیٰ (ع) را مظلومانه شهید کردند؛ امامت به آن وجود سراپا جود رسید.و بعد از مصائب و اذیت ها و زخم زبان ها، در روز عاشورا آن حضرت را به شهادت رسانیدند.

شهادت

ایشان در روز دهم محرم سال61 هجری که روز شنبه یا جمعه بوده،آقا و مولایمان حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) در سن 58 سالگی (و یا 56و یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر،مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند. این روز روز باریدن خون از آسمان است.، و روزی است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین (ع) در آن به وقوع پیوسته است.

چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند ، تا ظهور حضرت مهدی (عج)گریه کنان  نزد قبر آن حضرت ماندگارند.  در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.

رأس امام حسین (ع) در کوفه

عصر عاشورا رأس مطهر و نورانی امام حسین (ع) را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.

خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند، از مصیبت عظمای آن روز.





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگینامه امام حسین (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,

4- زندگی نامه امام سجاد (ع)

3 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام


زندگی نامه امام سجاد (ع)

ولادت

 در روز 5 شعبان سال 38 هجری در زمان  امیرالمومنین (ع) آقا و مولا یمان حضرت سید الساجدین،زین العابدین ، علی بن الحسین(ع) به دنیا آمد. آن حضرت  در روز شنبه در منزل حضرت زهرا(س) به دنیا آمدند.

نام آن حضرت ،علی (ع) است. و مشهورترین لقب مبارکش زین العابدین و سجاد است. و فرزند سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و مادرشان  شهربانو (شاه زنان) (ع) است.

امام سجاد دو سال از عمر با برکتش را با جدش امیرالمؤمنین بود. و مقداری از عمر شریفش همراه عموی مکرم و مظلومش امام مجتبیٰ (ع) و پدر والا مقامش امام حسین (ع) سپری شد.در واقعه جانسوز کربلا شاهد شهادت پدر،برادر،عمو و بستگان و اصحاب (ع) بود، همراه با عمه اش زینب کبری (ع) و دیگر اسرا به کوفه و شام رفتند. در کوفه و شام  جسارت ها به آن حضرت و اهل بیت (ع) نمودند.  ولی با خطبه هایی نورانی از امامت و عصمت اهل بیت(ع)  دفاع فرمود. در کاخ یزید در حالی که با چند تن دیگر از خاندان امامت به یک ریسمان بسته شده بودند. رو به یزید کرده، فرمودند:

((ما ظنُّك بر سول الله لو  رآنا موثَّقين فی الحبال ..........)): ای یزید ،به نظر تو اگر رسول خدا (ص) مارا چنین در بند ببیند چه می کند؟

در ولادت آن حضرت اقوال دیگری به این ترتیب وجود دارد:19 ربیع الاول،15 جمادی الاولی، 15 جمادی الاخر،5 رجب و .....

در روز ولادت نیز اختلاف است که روز یکشنبه بوده یا سه شنبه یاپنجشنبه یا جمعه؟ در سال ولادت نیز اختلاف است که 36،37 یا  38هجری بوده است.

شهادت

در سال 94 بنابر مشهور یا 95 هجری ،امام سجاد (ع) در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله  به آن حضرت دادند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه  کربلا در مصائب جانگداز  شهادت پدر و برادران و عمو و بستگان و اسارت عمه ها  و خواهرانش ،گریان بودند.

امام باقر (ع) آن  حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش امام حسن مجتبیٰ (ع) به خاک سپردند.سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقها و علماء ((سنة الفقهاء)) گفتند.

در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد:12 محرم، محرم 18، محرم 19، و 1 صفر.

 

 

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه امام سجاد (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,

5- زندگی نامه امام محمد باقر(ع)

2 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگی نامه امام محمد باقر(ع)

ولادت حضرت

حضرت امام محمد بن علی  باقر العلوم (ع) در روز جمعه اول رجب سال 57 هجری در مدینه متولد شدند.ولادت آن حضرت روزهای سوم و ششم صفر و پنجم و بیست دوم رجب هم  ذکر شده است.

نام مبارک آن حضرت محمد،کنیه ایشان ابو جعفر و القاب حضرت باقرالعلوم، الشاکرلله ،امین،هادی،شبیه است.و لقب اخیر بخاطر شباهت آن حضرت به پیامبر(ص) است.

پدر بزرگوارش حضرت زین العابدین علی بن الحسین (ع) و مادر آن حضرت ام عبدالله فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است.

امام باقر (ع) اولین علوی است که از پدر و مادر نسب شریفش به پیامبر (ص) و امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا (ع) می رسد.امام صادق (ع) درباره ام عبد الله می فرماید:جدّه ام صدّیقه بود و در میان فرزندان امام حسن (ع) زنی به درجه و مرتبه او نرسید.در  عظمت و شرافت این بانو همین بس که با حضرت سید الساجدین علی بن الحسین (ع) و باقرالعلوم (ع) در واقعه کربلا حضور داشت.و همراه آن بزرگواران و زینب کبری و دیگر اهلبیت (ع) به اسارت رفت و وقایع کوفه و شام را دید.

شهادت حضرت

7 ذی الحجه ،در چنین روزی مصادف با دوشنبه سال 114 هجری امام باقر (ع) توسط هشام بن عبد الملک مسموم و شهید شد.در شب شهادت به امام صادق(ع) فرمودند.:من امشب جهان را بدرود خواهم گفت. هم اکنون پدرم علی بن الحسین(ع) را دیدم که شربتی گوارا  نزد من آورد و نوشیدم ، و مرا به سرای جاوید و دیدار حق بشارت داد.در روایت دیگری فرمودند: ای فرزند گرامی،مگر نشنیدی که حضرت علی بن الحسین (ع) از پس دیوار مرا ندا کرد ((ای محمد بیا،زودباش که ما انتظار تو را میکشیم)) آن حضرت چندین روز  و به قولی سه روز در حالت درد از اثر سم به سر می بردند تا به شهادت رسیدند.فردای آن روز بدن مطهر و پاک آن دریای دانش خدایی را در خاک بقیع کنار مزار امام حسن مجتبی (ع) و امام سجاد (ع) به خاک سپردند.آن حضرا هشتصد درهم برای تعزیه و ماتم خود وصیت کرده بود. حضرت صادق فرمودند:پدر فرمود ((ای جعفر،از مال من مقداری وقف کن برای ندبه کنندگان که ده سال در منی در موسم حج بر من گریه کنند،و مراسم ماتم را تجدید نمایند)) آقا و مولایمان امام محمد باقر(ع) در کربلا شرف حضور داشت.شب یازدهم،بازار کوفه، کنار سر های مطهر،اسارت شام و مجلس یزید را دیده است و هر زمان که متذکر شهادت حسین بن علی (ع) و اسارت عمه هایش می شد. اشک از چشم مبارکش مانند دُرّ جاری میگشت.





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه امام محمد باقر(ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,

6- زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

2 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

ولادت حضرت

در 17ربیع الاول سال 83 هجری ولادت با  سعادت امام جعفر صادق (ع) در مدینه منوره اتفاق افتاده است.نام مبارک آن حضرت جعفر و کنیه شریفش ابو عبدالله و لقب نورانی حضرت صادق است.پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (ع) و مادر گرامی آن حضرت   ام فروه است که امام صادق (ع) درباره ایشان می فرمایند:مادرم از بانوان با ایمان و پرهیز کار بود،وخدا نیکو کاران را دوست دارد.

امام صادق (ع) هفت پسر و سه دختر داشتند.که عبارتند از امام موسی کاظم(ع)،اسماعیل ،عبدالله،محمد دیباج،علی عریضی،عباس،ام فروه،اسماء،فاطمه.

در شمایل آن حضرت گفته اند:آن حضرت میانه قد و افروخته رو و سفید بدن و کشیده بینی و موهای ایشان سیاه و مجعّد و بر گونه اشان خال سیاهی بود.

شهادت حضرت

امام صادق(ع) در 25 شوال سال 148 هجری در به شهادت رسیدند.در شهادت حضرت،نیمه رجب و و نیمه شعبان و 25رجب را گفته اند. اکثر قریب به اتفاق شهادت آن حضرت را در ماه شوال می دانند.

شهادت آن حضرت به سبب انگور زهر آلودی بود که که منصور به آن حضرت خورانید مدت  امامت آن حضرت 34 سال و عمر شریفشان 65 سال بود.

دوران امامت همزمان با 7 نفر از زمام داران غاصب بود که عبارتند از: هشام بن عبدالملک،ولید بن یزید بن عبد الملک،یزید  بن ولید،ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیه و سفّاح  و منصور دوانقی از بنی عباس.

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگینامه امام جعفر صادق (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,

7- زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)

2 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)

ولادت حضرت

بنابر فرمایش امام حسن عسکری (ع)حضرت موسی بن جعفر (ع) در ماه ذی الحجه 127 هجری در((ابواء)) بین مکه و مدینه به دنیا آمد.اسم شریف آن حضرت موسی و کنیه مشهورش ابوالحسن و ابو ابراهیم است.القاب آن حضرت،کاظم و صابر و صالح و امین است. اما لقب مشهورآن حضرت همان کاظم است یعنی:خاموش و فرو برنده خشم.

پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق (ع) و مادر آن حضرت علیا مخدَره حمیدۀ مصفّا است.امام جعفر صادق  فرموده اند:

((حمیده)) تصفیه شده از هر دنس و بدی مانند شمش  طلا است. و پیوسته ملائکه او را حراست و پاسبانی می نمودند.تا به من رسید ،به سبب آن کرامتی که از حق تعالی است برای من و حجت بعد از من.

کمال الدین شافعی  درباره موسی بن جعفر(ع) می گوید:اوست امام کبیر القدر،عظیم الشأن،کثیر التهجَد، مُجدّ در اجتهاد ،مشهور به عبادات،مواظب بر طاعات،مشهور به کرامات.شب را با سجده و قیام به روز می آورد و روز را با تصدق و صیام به آخر می رسانید.

و به سبب حلم بسیار و گذشتش از جرم تقصیر کنندگان  در حقش«کاظم» خوانده شد.آن حضرت در مقابل کسی که به او بدی کرده بود احسان می کرد.وکسی را که به او جنایتی کرده مورد عفو قرار می داد. به جهت کثرت عبادتش «عبد صالح»نامیده شد و به «باب الحوائج الی الله » معروف شد.زیرا که هرکس متوسل به آن جناب شده به حاجت خود رسیده،

دلائل ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجه

1.روایت امام حسن عسکری (ع) که حضرت موسی بن جعفر (ع) در ماه ذی الحجه 127 هجری در((ابواء)) بین مکه و مدینه به دنیا آمدند.

2.ابو بصیر نقل می کند در سالی که حضرت کاظم(ع) متولد شدند من در خدمت امام صادق(ع) به سفر حج رفتم                  (ماه ذی الحجه ایام حج) چون به منزل (ابواء) رسیدیم حضرت برای ما چاشت طلبید، و غذای بسیار و نیکو آوردند،در اثنای خوردن طعام پیکی از جانب (حمیده) عیال  آن حضرت به خدمت آن امام بزرگوار آمد و عرض کرد حمیده می گوید: چون اثر ظاهر شد شما را خبر کنم...پس حضرت شاد و خوشحال برخاست و رفت و بعد اندک زمانی شکفته و خندان برگشت،در حالی که        آستین های خود را بالا زده بود.عرض کردیم خداوند دهان شما را همیشه خندان و  دل شما را شاد گرداند.حال حمیده چگونه است؟ حضرت فرمودند:حق تعالی پسری به من عطا کرد که بهترین خلق خداست...

3.منهال قصاب می گوید:در ایام حج از مکه به قصد تشرف به مدینه بیرون رفتم.هنگامی که به  ابواء رسیدم دیدم خداوند مولودی به حضرت صادق عطا فرموده است. من زودتر از آن حضرت به مدینه وارد شدم و آن حضرت یک روز بعد ازمن وارد شد و سه روز مردم را اطعام کرد..

 4. اگر چه احتمالی بیشتر نیست):در 15 ذی الحجه بنابر مشهور ولادت حضرت هادی (ع) است،و حال اینکه از امام زمان(عج) این دعای شریف منقول است:اللهمَ إنی أسئلک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثَانی و ابنه علی بن محمد المنتخب............

پس کلام امام عصر دلالت بر ولادت حضرت جواد(ع) و امام هادی (ع) در ماه رجب دارد. و بنابر روایت ابن عیاش حضرت هادی(ع) در2 یا 5 رجب متولد شده اند.از طرفی کنیه امام کاظم (ع) ابو الحسن سپس ابراهیم است و کنیه امام هادی (ع) نیز ابو الحسن است.شاید مطالبی که درباره ولادت ابوالحسن (ع) در ذی الحجه ذکر شده مراد امام هادی (ع) نباشد بلکه حضرت                موسی بن جعفر (ع)  باشد . چراکه روایت ولادت حضرت کاظم (ع) در ذی الحجه و ولادت  امام هادی (ع) در ماه رجب است.

مسمومیت حضرت

ایشان را در 23 رجب سال 183 هجری به دستور هارون ملعون در زندان بغداد زهر داده و مسموم شدند.

شهادت حضرت

25 رجب ،در این روز در سال 183 هجری بنابر بر مشهور امام موسی بن جعفر (ع)،در حبس سندی بن شاهک به شهادت رسیدند.هارون ملعون به ظاهر برای زیارت ولی در حقیقت برای دستگیر نمودن موسی بن جعفر (ع) و فرستادن آن حضرت از مدینه به بغداد به مسجد النبی(ص) آمد.

ـ خلفای ظالم در دوران امامت آن حضرت

آن حضرت 20 سال داشتند که امامت به ایشان منتقل شد و مدت 35 سال امامت فرمودند.در این مدت بعد از شهادت امام صادق (ع) مقداری همزمان با ابو جعفر منصور دوانقی بودند که او معترض آن حضرت نشد.

بعد از منصور، قریب به ده سال ایام خلافت مهدی بود،او حضرت را به عراق طلبید و حبس کرد.شبی امیر المؤمنین را در خواب دید که به او فرمود:((فَهَل عَسَیتُم إن تَولّیتُم أن تُفسدوا فی الارضِ و تُقطَّعوا أرحامَکُم)) وقتی بیدار شد مراد حضرت را دانست و حضرت موسی بن جعفر(ع) را از زندان آزاد کرد.

پس از مهدی ،پسرش هادی خواست آن حضرت را محبوس کند  ولی اجل او را محلت نداد،چه این که کمتر از یک سال بیشتر خلافت نکرد.خلافت به هارون که رسید امام (ع) را از زندانی به زندان دیگر فرستاد.تا در سال چهاردهم خلافتش آن حضرت را در سن 55سالگی  به زهر جفا شهید کرد.

غسل و تدفین حضرت

پس از شهادت، بدن شریف حضرت را طبق دستور هارون با جامه های کهنه،جهت اهانت به آن بزرگوار،روی نردبانی گذاردند و چهار حمال به دوش گرفتند.و کسی جلو جنازه صدا می زد((هذا امام الرافضه)) این امام رافضیان است.

امام رضا (ع)قبلا متوجه غسل و کفن و نماز آن حضرت شده بودند.سپس شیعیان آمدند و گل آو ردند و احترام کردند  و در محل فعلی حرم مطهر،بدن آن حضرت را دفن کردند.تعداد فرزندان آن حضرت 37 نفرند،شهادت آن حضرت در 5 یا 6 یا 24 رجب نیز ذکر شده است.

 

 

 

 

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,

8-زندگی نامه امام رضا (ع)

2 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگی نامه حضرت رضا (ع)

 ولادت حضرت

در روز پنجشنبه 11ذوالقعده سال 148 هجری امام رضا (ع) در شهر مدینه طیبه به دنیا آمدند.در ولادت آن حضرت 11 ذی الحجه و 11 ربیع الاول نیز ذکر شده است.

پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و مادر شان  ام البنین نجمه است.نام مبارکشان علی است و کنیه آن حضرت ابو الحسن است.القاب حضرت سراج الله،نور الهدا، قرة عین المؤمنین،مکیدة الحدین ،کفو الملک،کافی الخلق ،رب السریر،رئاب التدبیر،(به معنای مصلح)،فاضل،صابر،وفیَ،صدیق،رضیَ.

هنگامی که آن حضرت به دنیا آمدند امام موسی بن جعفر (ع) دستور دادند فرزندشان را بیاورند.آن حضرت را در پارچه ای سفید پیچیده و به خدمت پدر آوردند.آن حضرت در گوش راست حضرت رضا (ع) اذان و در گوش چپ آن حضرت اقامه فرمود،و آب فرات به کام مبارک ریخت و سپس به مادر مکرمه اش نجمه (ع)برگردانیدند.

حرکت امام رضا(ع) از مکه به طرف مرو

در 25 ذوالقعده سال 200هجری  امام رضا (ع) از مدینه به سوی مرو حرکت کردند.مامون رجاء بن ضحَاک  را برای آوردن آن حضرت مامور کرد.و به او دستور داد که حضرت را از راه اهواز بیاورد و از  طریق کوفه و قم عبور ندهد.هنگامی که خواستند حضرت را به طرف خراسان حرکت  دهند داخل مسجد رسول خدا (ص) شد تا با آن حضرت وداع کند.و این کار را چند مرتبه انجام داد و هر بار کنار قبر شریف می رفتند و بر میگشتند.صدای مبارک،به گریه ناله بلند بود.جلو رفتم و سلام عرض کردم.حضرت(ع) فرمود :فلانی! مرا زیارت کن چه این که من از جوار جدم رسول خدا (ص) به طرف خراسان می روم و در غربت می میرم و در جنب هارون دفن می شوم.

 من هم به طرف طوس حرکت کردم تا اینکه حضرت به شهادت رسیدند و در جنب هارون دفن شدند . حضرت رضا(ع) می فرمایند:هنگامی که خواستم از مدینه خارج شوم خانواده ام را جمع کردم و به آن ها امر کردم که بر من گریه کنند به گونه ای که من صدای آنان را بشنوم.بعد 12000دینار را بین آنان تقسیم کردم و گفتم:همانا من به نزد زن و فرزندم باز نخواهم گشت.

 

شهادت آن حضرت 

  حضرت ثامن الحجج مولانا  علی بن موسی الرضا(ع)در آخر صفر سال 203 هجری  بنابر اصح دو سال پس از وفات حضرت معصومه(ع) به شهادت رسیدند.سن مبارک آن حضرت 49 یا 51 یا 55 سال بوده است.بنابر نقلی حضرت در 27 صفر به شهادت رسیده اند،ولی مشهور آخر ماه صفر است.در 28 صفر مامون انگور مسموم یا آب انار زهر آلود را به اجبار به حضرت رضا(ع) خورانید.

آزارهای مامون نسبت به حضرت

مامون از آزار وجسارت نسبت حضرت کوتاهی نکرد.و حتی حضرت را جندین ماه در سرخس مقیداً زندانی کرد. پس از ولایتعهدی.ابتدای گرفتاری آن حضرت به خاطر معاشرت،با مامون منافق ملعون بود.

او به حسب ظاهر در تعظیم و احترام  حضرت می کوشید.اما در باطن با آزار و اذیت،حجت خدا را به مرگ خویش راضی نموده بود.

یاسر خادم می گوید:هر جمعه که حضرت از مسجد جامع مراجعت می کرد. با بدنی عرق دار و غبار آلود دست به درگاه الهی بر میداشت و می گفت:«بارالها اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است،مرگ مرا برسان»آن حضرت پیوسته در غم حزن بود تا  در غربت رحلت فرمود.

مامون پس از آنکه یک شبانه روز امر شهادت آن حضرت را کتمان کرد.سراغ محمد پسر امام صادق (ع) و جماعتی  از آل ابو طالب فرستاد تا سلامت بدن امام را ببینند.و پس از آن شروع به گریه و زاری نمود!!

دفن بدن مبارک آن حضرت

پس از غسل و کفن و نماز بر بدن شریف حضرت،که توسط امام جواد (ع) انجام شد آن حضرت را جلو قبر هارون در خانه  حمید بن قحطبه،مکان فعلی دفن کردند.بنابر بعضی روایات مامون از ترس فتنه مردم دستور به دفن شبانه آن حضرت داد.مدت امامت آن حضرت 20 سال بود.سن شریف امام جواد (ع) هنگام شهادت امام رضا (ع) 7سال چند ماه بود.

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه حضرت رضا (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,

9-زندگینامه امام جواد (ع)

2 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگی نامه حضرت جواد (ع)

تولد حضرت

حضرت جواد الائمه (ع)بنابر مشهور در دهم ماه رجب سال 195هجری به دنیا آمده اند.اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است:15 ماه رمضان،17 رمضان،آخر ذی القعده،13 رجب.

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا (ع) و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است،که حضرت رضا (ع) نام ایشان را خیزران نهادند.

نام آن حضرت محمد و کنیه ایشان ابو جعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است. حضرت رضا (ع) آن حضرت را با کنیه یاد می کردند و می فرمودند:«ابو جعفر به من نامه نوشته است» و نامه هایی که از ایشان می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود وهنگامی که امام (ع) میخواستند نامه برای امام جواد(ع) بنویسند،آن حضرت را به بزرگی و احترام خطاب قرار می دادند.و فرمودند: ابو جعفر وصی و جانشین من در خانواده ام بعد از من است. یک روز در زمان کودکی حضرت جواد(ع)، آن را نزد پدر بزرگوارش امام رضا آوردند.آن حضرت فرمود:«این مولودی است که برای شیعه مبارک تر از او به دنیا نیامده است» چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا (ع) گذشته بود ،و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند.و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند.هنگامی که خداوند حضرت جوادالائمه (ع) را به مولایمان رضا(ع) داد،نگرانی و شک و تردید مردم برطرف شد.

شهادت حضرت

ایشان در سال 220  هجری در آخر ذوالقعده به زهر معتصم به شهدت رسیدند.و هنگام شهادت از سن مبارکشان 25 سال و 3 ماه و 12 رو گذشته بود.در شهادت آن حضرت 5 ذی القعده ،11 ذی القعده، 5 ذی الحجه سال 219 هجری ،6ذی الحجه،آخر ذی الحجه  هم گفته شده است.

بعد از شهادت حضرت رضا(ع) مأمون حضرت جواد (ع)را به بغداد طلبید  و دخترش ام الفضل را به آن حضرت تزویج نمود.پس از مدتی که آن حضرت از سوء معاشرت مأمون بسیار ناراحت بودند برای حج به مکه  تشریف بردند.سپس به مدینه رفتند و در آنجا بودند.تا مأمون به درک واصل شد و برادرش معتصم جانشین او شد. معتصم حسادت خاصی نسبت به آن حضرت داشت. و آن امام معصوم(ع) را همراه ام الفضل به بغداد احضار کرد.آن حضرت در حضور اکابر شیعه و ثقات اصحاب خود  در مدینه امام هادی(ع) را  امام بعد از خود معرفی کردند. و ودایع امامت را تسلیم ایشان نمودند.و در 28محرم سال 220هجری وارد بغداد شدند.ام الفضل به تحریک عمویش معتصم،و به قولی جعفر بن مأمون امام (ع) را در سن  سالگی25 مسموم کرد.فرزندان امام جواد این بزرگواران هستند:امام هادی (ع) ،موسی مبرقع،ام کلثوم،حکیمه،خدیجه،أمامه،فاطمه،ابو احمد حسین،ابو موسی عمران،زینب،ام محمد،میمونه.

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگینامه امام جواد (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,

10-زندیگنامه امام هادی (ع)

27 مرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم


زندیگنامه امام هادی (ع)

ولادت امام هادی (ع)

امام هادی (ع) بنابر مشهور ر 15 ذی الحجه در سال 212 یا214 هجری در قریه صریا نزدیکی مدینه به دنیا آمد.ولادت آن بزرگوار  در 27 جمادی الاخر و 1و2و3و5و8 و13 رجب و27و29 ذی الحجه هم نقل شده.

نام مبارک آن حضرت ((علی)) نام پدرشان جوادالائمه (ع) و نام مادرشان سمانه مغربیه معروف به سیده است.کنیه شریفش   ابو الحسن ثالث  است . القاب حضرت : نجیب ،مرتضی، هادی،نقی،عالم ،فقیه، امین،موئتمن ،الطبیب،عسکری، فقیه عسکری

و ابن الرضا.

شهادت امام هادی (ع)

شهادت امام علی النقی (ع) در سال 254 هجری بنابر مشهور در سن 41 سالگی بوده است .مرحوم کلینی شهادت آن حضرت را در 26 جمادی الاخر نقل فرمده اند. و قول 25 جمادی الاخر هم نقل شده. مشهور بر این است که آن حضرت 6یا8سال و 5ماه داشت که پدر بزرگوار ایشان  جواد الائمه (ع) به شهادت رسیدند.و آن حضرت به منصب کبرای امامت و خلافت عظمی رسیدند. ایام حیات امام هادی (ع) مصادف بود با خلافت بنا حق مأمون ،معتصم،واثق،متوکل،منتصر،مستعین،مستعز لعنه الله علیهم.و آخرالأمر معتز آن حضرت را با زهر شهید کردند.

مدت عمر مبارک آن حضرت 41 سال وچند ماه بود.13 سال در مدینه اقامت فرمودند،و بقیه ایام امامت خویش را به اجبار متوکل در سامرا بودند.حاکم مدینه به متوکل نوشت که اگر تورا به مکه و مدینه حاجتی است علی بن محمد (ع) را ازاین دیار بیرون ببر که همه را مطیع خود ساخته است . در مدینه اسباب اذیت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوکل زیاد کردند.

تا زمانی که آن حضرت را به سامرا بردند. و جسارتها کردند.تا اینکه معتز آن حضرت را شهید کزد.امام عسکری (ع) غسل و کفن و نماز بر  پیکر مطهرشان را بجا آوردند.و بعدا به ظاهر این امورات توسط دیگران انجام شد. و ایشان را در منزل خود در مکان فعلی حرم مطهر دفن نمودند.





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندیگنامه امام هادی (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,

ساخت وبلاگ