حضرت
حضرت، اسلام، آیت الله، احمد، کافی، شیعه، سخنرانی، مهدی، قصه، انار، تولد، امام، زمان، امن، یجیب، المضطر، ، اثبات، وجود، مهدی، علیه السلام، ظهور، مهدی، فرج، وجود، امام، دوازدهم، دلیل، بودن، مهدی، اسلام، شیعه

سخنرانی های مرحوم کافی - امام مهدی (عج)

3 مرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام



تولد حضرت مهدی (عج)   دانلود

بارالها رهبر اسلامیان کی خواهد آمد؟!   دانلود

قصه انار - محمد بن عیسی بحرینی   دانلود

اسماعیل - مهدی   دانلود

امام زمان (عج) - اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ   دانلود




موضوعات مرتبط با این مطلب : امام مهدی (عج)

اثبات وجود مهدی علیه السلام

13 تیر 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
چگونه می شود اثبات کرد که مهدی واقعا در تاریخ وجود داشته است؟ شاید شرایط خاص روحی_روانی این باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟ این اصل که مهدی رهبر موعود و منجی عالم بشریت است ادیث نبوی،و به صورت خاص در روایات ائمّه اهل بیت علیهم السلام آمده است.در این روایات مسأله به گونه مورد تأکید قرار گرفته که جای هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد و چهارصد حدیث فقط از طریق اهل سنت شمارش شده که به ضمیمه روایات شیعه به بیش از شش هزار روایت می رسد؛و چنین آماری بسیار بالا است. در مورد خیلی از مسائل بدیهی اسلام که مسلمانان به آن معتقدند،این همه روایت وارد نشده است.

اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم علیه السلام هم دلایل کافی دارد که کاملا اقناع کننده است. این دو دلیل را می توان در دو دلیل نقلی و علمی،خلاصه کرد: دلیل نقلی،وجود امام موعود را اثبات می کند و دلیل علمی، ثابت می کند که مهدی یک اسطوره و فرظیه نیست،بلکه حقیقتی است که وجود او در تاریخ لمس شده است.

اما دلیل نقلی: صدها روایت و حدیث از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و ائمّه اهل بیت علیهم السلام رسیده است که می گوید مهدی موعود دارای این خصوصیات است: از اهل بیت علیهم السلام است،از فرزندان فاطمه است،از نسل حسین و نهمین فرزند آن حضرت است. و روایاتی که می گوید جانشینان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم دوازده نفر می باشند.

این روایات مهدی موعود را در شخص امام دوازدهم،منحصر و متعین می کند و با اینکه ائمّه علیهم السلام برای حفظ ان حضرت از ترور و قتل سعی داشتند مسأله در سطح عمومی مطرح  نشود،در عین حال روایات زیادی در این زمینه وارد شده است. البته زیادی روایات به تنهایی نمی تواند مقبولیت آن را برساند،بلکه در اینجا قرینه و گواه خاصی وجود دارد که دلیل بر صحت این روایات است. در حدیث شریف نبوی،سخن از امامان،جانشینان،امیران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احادیث مختلف است؛در بعضی دوازده امام و در بعضی دوازده خلیفه و در بعضی دیگر دوازده امیر،ذکر شده است. بعضی از مؤلفان،این احادیث را بیش از دویست و هفتاد شمارش کرده اند که همگی از کتاب های معتبر شیعه و سنی از قبیل صحیح بخاری،صحیح مسلم،سنن ترمذی،سنن ابو داود،مسند احمد و مستدرک حاکم نقل شده است.

اما دلیل علمی: دلیل علمی تجربه است،تجربه ای که مدت زمان هفتاد سال گروهی از مردم با آن زندگی کردند؛یعنی ((غیبت صغری)) غیبت صغری برگزار شد تا مردم به تدریج با غیبت خو بگیرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از دیده ها پنهان بود ولی از طریق وکیلان و یاران مورد وثوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت. در این مدت،چهار تن از پاک ترین و با تقواترین مؤمنان،نیابت و جانشینی آن حضرت را بر عهده داشتند و در مدت هفتاد سال واسطه میان او و مردم بوده اند و هیچ کس در هیچ زمینه ای خطایی از آنان ندیده و نشنیده است.

آیا تصور می کنید امکان داشته باشد یک دروغ،هفتاد سال دوام بیاورد و چهار نفر با هماهنگی کامل و یک صدا،یک نقش را بازی کنند؟ آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم ایجاداطمینان کرده بودند که همه به کردار و گفتار آنان ایمان داشتند. آیا می شود این چهار تن به گونه ای نقش بازی کنند که هیچ کس به حقیقت پی نبرد در حالی که این افراد هیچ رابطه خاصی با هم نداشته اند تا بگوییم در این قضیه تبانی کرده بودند. از قدیم گفته اند: طناب دروغ،کوتاه است،امکان ندارد یک دروغ بتواندبدین شکل دوام بیاورد و در تمام این مدت و با همه بده بستان ها و روابط مختلف موضوع کشف نگردد و همه به درستی آن ایمان داشته باشند.بدینسان در می یابیم که پدیده غیبت صغری می تواند به عنوان یک آزموده علمی،دلیل بر واقعیت خارجی یک موضوع باشد و آن وجود،زندگی و سپس غیبت حضرت مهدی علیه السلام است.
آن حضرت پس از غیبت صغری،خود اعلان کرده است که در پرده غیبت کبری خواهد رفت و از نظر ها پنهان خواهد گشت و هیچ کس او را نخواهد دید.1
نشریه موعود،شماره 14،ص 80 (مقاله شهید سید محمد باقر صدر)





موضوعات مرتبط با این مطلب : اثبات وجود مهدی علیه السلام

مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام

12 تیر 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

قرآنی است که توسط حضرت علی علیه السلام به همان نحو که در مدت بیست و سه سال نازل گردیده،جمع آوری شده است.قرآن فعلی که امروز در دست ما است، جمع آوری ((عثمان بن عفان)) است و با مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام از لحاظ کلام الهی،کم و کاستی ندارد.حضرت علی علیه السلام آن مصحف را بر صحابه عرضه کرد،امّا آنان نپذیرفتند.پس از آن،حضرت آن را مخفی کرد و تا کنون به حال خود باقی است و زمانی به دست حضرت مهدی ظاهر خواهد شد.
امام صادق  علیه السلام در مورد شیوه جدید نظم قرآنی می فرماید:((چون قائم علیه السلام قیام کند،کتاب خدای تبارک و تعالی را آن چنان که هست،تلاوت می کند و قرآنی را که امیرمؤمنان علیه السلام نوشته بیرون می آورد.))1و درباره مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:((هنگامی که امیرمؤمنان از نوشتن قرآن فارغ شد،آن را بر مردم عرضه کرد و فرمود:این کتاب خدای تبارک و تعالی است،آن را از دو لوح آن چنان که خدایش بر محمد صل الله علیه و آله و سلم فرو فرستاد،گرد آورده ام.مردم گفتند:ما مصحفی داریم که همه ی آیات قرآنی را در بر دارد،دیگر نیازی به قرآن شما نداریم.امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:به خدا سوگند دیگر پس از امروز آن را نخواهید دید!من وظیفه داشتم هنگامی که از آن فارغ شدم،آن را بر شما عرضه  کنم تا شما آن را بخوانید.))2 این مضمون از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است.این دو روایت و روایات دیگر،مشخص می کنند که قرآن امیرمؤمنان علیه السلام در محضر حضرت بقیة الله علیه السلام است و آن بر حسب نزول تنظیم شده و شأن نزول ها را در بردارد،و حضرت مهدی آن را به هنگام ظهور عرضه می کند و معلمین قرآن در مسجد کوفه آن را آموزش می دهند.

______________________________________

1. اصول کافی،ج2،ص 633

2. همان



...............................................................................................................


برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,

رمز ظهور امام زمان علیه السلام

12 خرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

امام صادق علیه السلام درباره نقش دعای حقیقی در تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین فرمودند:

وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد،چهل روز به درگاه خداوند ناله و گریه کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهما السلام) وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند؛درحالی که از 400 سال عذاب،170 سال باقی مانده بود و خداوند به واسطه دعای بنی اسرائیل، از آن 170 سال صرف نظر کرد.

سپس فرمودند:شیعیان ما هم،اگر مانند بنی اسرائیل به درگاه خدا دعا کنند،خداوند فرج ما را نزدیک خواهد فرمود؛ اما اگر چنین نکنند،این سختی به نهایت زمان معین خود خواهد رسید (بحارالانوار،ج 52،ص 131،تاریخ امام زمان (ع)،باب 22 فضل انتظار فرج و مدح شیعیان در زمان غیبت و آنچه سزاوار است در زمان غیبت انجام داده شود)

با توجه به حدیث فوق و دیگر روایات، نتیجه می گیریم که پس از توبه حقیقی و با تضرع و دعای همگانی،می توانیم طومار غیبت را در هم پیچیده و ظهور شادی بخش مولایمان را سرعت بخشیم.اساسا فلسفه ی برپایی دعای ندبه نیز ایجاد شرایط دعای همگانی برای ظهور است و نباید از آن غافل شد که این غفلت و بی تفاوتی به مسئله غیبت امام زمان
عجل الله تعالی فرجه الشریف،سبب تأخیر در امر فرج و غرق شدن در سختی های آخرالزمان می شود.

همچنین حضرت ادریس علیه السلام از انبیائی بودند که در دوره نبوتشان مدتی از نظرها غایب و آن هنگام که امت ایشان با ندبه به درگاه خداوند خواستار ظهور منجی شدند،خداوند به سبب پشیمانی واقعی آنها دوران غیبت را پایان بخشید. (کمال الدین و تمام النعمه،ج 1 ،باب 1 )
نکته مهم این است که می توانیم با دعا و ندبه ی همگانی،فرج امام منتَظر را،حتی بدون وقوع برخی علایم ظهور محقق کنیم و ناظر بر شکل گیری جهانی،آنگونه که انبیاء و اولیاء الهی وعده داده اند باشیم؛جهانی عاری از ظلم وستم و سراسر عدل و داد...
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که قائم ما ظهور و قیام می کند،در دوران حکومت او زمین گنج های خود را آشکار می کند،به طوری که مردم آن گنج ها را روی زمین می بینند؛

در آن شرایط شخص ثروتمند،نیازمندی را نمی یابد که به او کمک مالی کند و زکات خویش را به او بپردازد،همه ی مردم،به فضل الهی،بی نیاز می شوند. (ارشاد شیخ مفید،ج 2،باب 40،تاریخ امام زمان (عج)،فصل 3 حکومت حضرت قائم)

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم                    غم هجران تورا چاره زجایی بکنیم

(لسان الغیب)




مناسب ترین فرصت برای منتظران فرج،شب میلاد آن حضرت است؛شبی مقدس که به احیای آن،همچون شبهای قدر،در روایات گوناگون بسیار تاکید و اعمال آن در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است.این شب فرصت بسیار مناسبی برای شناخت واقعی امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است که با برگزاری احیاء و دعای همگانی،برای ظهور حضرت،می توانیم موجب تعجیل در فرج ایشان شویم.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:شب نیمه شعبان،بعد از شب قدر،برترین شبهاست،در این شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا می کند و ایشان را به منّ و کرم خویش می آمرزد. پس به تقرب جستن به سوی خداوند تعالی در این شب سعی و کوشش کنید،زیرا به درستی شبی است که خدا به ذات مقدّس خود قسم یاد کرده که درخواست کننده ای را از درگاه خود دست خالی برنگرداند؛مادامی که معصیت طلب نکند.
(مفاتیح الجنان،بخش فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان)

حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:هرکس شب نیمه شعبان را احیاء دارد،دل او در روزی که همه دل ها بمیرند،نمی میرد.(بحارالانوار ج 88 ص 132 )

یکی از مهم ترین موانع ظهور و اسباب غیبت حضرت،خود مردم هستند. به عبارت دیگر، اعمال و رفتار خودمان است که سبب غیبت امام حیّ و حاضر شده است. مبارزه با هوای نفسانی مؤثرترین عامل خشنودی و تعجیل فرج امام مهدی (ارواحنا الفداء) است. شیعیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به این نکته کاملا توجه داشته باشند که هرچه جامعه ی ما بیشتر به گناه آلوده شود، در حقیقت باعث تخریب فضای سالم برای پذیرش حضرت بقیة الله خواهد شد؛در تعلیمات اسلام اهتمام به وضع جامعه و مبارزه با فساد و نا رسایی های اجتماعی تاکید شده است؛ به گونه ای که انسان های بی توجه به امور اجتماعی و مشکلات مردم،خارج از زمره ی مسلمانان محسوب می شوند. صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هر لحظه منتظر هستند تا شیعیان کمی به خود آیند و در میان همه ی انسان های کره ی زمین،حداقل آنها به پاکی و معنویت روی بیاورند تا در زمان ظهور،شایسته یاری کردن ایشان در جهانی کردن دین خدا باشند؛بنابراین ما باید بیا جدیّت از گناه بپرهیزیم و قلب مولای خود را بیش از این نرنجانیم و بدانیم که مسؤلیت تاخیر در امر فرج امام زمان عجل الله تعای فرجه الشریف با گناهکاران است.

التماس دعای فرج

.........................................................................................................................

 

لطفا این متن را نشر دهید





موضوعات مرتبط با این مطلب : رمز ظهور حضرت مهدی (ع)

دانلود سخرانی مرحوم کافی - حضرت فاطمه (س)

31 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

سخرانی مرحوم کافی - حضرت فاطمه سلام الله علیها


شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها     دانلود



ازدواج حضرت فاطمه (س) با حضرت علی (ع)    دانلود

قصه انار   دانلود





موضوعات مرتبط با این مطلب : حضرت فاطمه (س)

سخنرانی مرحوم کافی - حضرت محمد (ص)

31 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

سخنرانی های مرحوم کافی

کودکی حضرت محمد (ص)  دانلود





موضوعات مرتبط با این مطلب : حضرت محمد (ص)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,

آثار دعای فرج

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
آثار دعای فرج

روایات مختلفی به بیان آثار ، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: فرمایش حضرت ولی عصر علیه السلام: بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.اظهار محبت قلبی است. نشانه انتظار است.زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.مایه ناراحتی شیطان لعین است.نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است، که ادء حق هر صاحب حقی، واجب ترین امور است.تعظیم خداوند و دین خداوند است.حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق او دعا می کند.شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.شفاعت پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم ان شاء الله شامل حالش می شود.این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.مایه استجابت دعا می شود.اداء اجر رسالت است.مایه دفع بلاست.سبب وسعت روزی است ان شاء الله.باعث آمرزش گناهان می شود.سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود؛ ان شاءالله.سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود؛ ان شاء الله .از برادران پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم خواهد بود.فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع می شود.پیروی از پیغمبر و امامان علیهم السلام خواهد بود.وفای به عهد و پیمان خداوندی است.آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد.فضیلت رعایت و ادای امانت برایش حاصل می شود.زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل اوست.سبب طولانی شدن عُمر است؛ ان شاء الله.تعاون و همکاری در کار های نیک و تقوی است.سبب هدایت به نور قرآن مجید است.نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.به ثواب طلب علم نائل می شود؛ ان شاء اللهرسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود. این دعا اجابت دعوت خدا و رسول صل الله علیه و آله و سلم است.محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود .عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم می شود.ان شاء الله از اهل بهشت خواهد شد.دعای پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شامل حالش می گردد.کردار های بد او به کردار های نیک مبدل می شود.خداوند متعال در عبادات او را تأیید می فرماید.ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.ثواب کمک به مظلوم را دارد.ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد .پاداش خونخواهی حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را دارد.شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.نور او برای دیگران نیز - روز قیامت - درخشان می گردد.هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت می کند .دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در روز قیامت، شاملش می گردد.از تشنگی روز قیامت در امان می ماند.مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود - مادامی که مشغول آن دعا باشد.پاداش نصیحت مؤمن را دارد.مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد.دعاکننده مورد مباهات خداوند می شود.فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.از نیکان مردم - پس از ائمه اطهار علیهم السلام می شود.این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است.مایه خرسندی خداوند عزوجل است.مایه خشنودی پیغمبر صل الله علیه و آله سلم می گردد.این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است.حساب او آسان می شود.این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.این عمل بهترین اعمال است.باعث دوری غصه ها می شود.دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام علیه السلام است.فرشتگان درباره اش دعا می کنند.دعای حضرت سید الساجدین علیه السلام - که نکات و فوائد متعددی دارد - شامل حالش می شود.این دعا تمسک به ثقلین ( کتاب و عترت) است.چنگ زدن به ریسمان الهی است.سبب کامل شدن دین است.مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.تعطیم شعائر خداوند است.این دعا ثواب کسی که پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شهید شده را دارد.ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم علیه السلام شهید شده را دارد.ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان - عجل الله فرجه - را دارد.در این دعا، ثواب گرامی داشتن عالم هست.پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.درجات او در بهشت بالا می رود.از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نئل می شود.و رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در پی دارد.  1 
_______________________________________

1. مکیال المکارم،ج 1،ص 351 ( ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : آثار دعای فرج
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

اسامی مبارک حضرت مهدی علیه السلام با الفاظ مختلفی در بسیاری از کتب مذهبی اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده که برخی از آنها چنین است: ((صاحب)) در صحف ابراهیم علیه السلام ، ((قائم)) در زبور سیزدهم، ((قیدمو)) در تورات به لغت ترکوم، ((ماشیع)) - مهدی بزرگ - در تورات عبرانی، ((مهمید آخر)) در انجیل، ((سروش ایزد)) در زمزم زرتشت، ((بهرام)) در ابستاق زند و پازند، ((بنده یزدان)) در زند و پازند، ((لندبطاوا)) در هزارنامه هندیان، ((شماخیل)) در ارماطس،((خوراند)) در جاویدان، ((خجسته)) در کندرال فرنگیان،((خسرو)) در کتاب مجوس، ((میزان الحق)) در کتاب اثری پیغمبر، ((پرویز)) در کتاب برزین آذر فارسیان، ((فردوس اکبر))  در کتاب قبروس رومیان، ((کلمةُ الحق)) در صحیفه آسمانی، ((لسان الصِّدق)) در صحیفه آسمانی، ((صمصام الاکبر)) در کتاب کندرال، (بقیة الله)) در کتاب دوهر، ((قاطع)) در کتاب قنطره، ((منصور)) در کتاب دید براهمه، ((ایستاده)) در کتاب شاکمونی، ((ویشنو)) در کتاب ریگ ودا، ((فرخنده)) در کتاب وشن جوک، ((راهنما)) در کتاب پاتیکل)) ((پسر انسان)) در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن)، ((سوشیانس)) در کتاب زند و هومومن یسن از کتاب زردشتیان، ((فیروز)) در کتاب اشعیای پیامبر، و در کتاب ((شاهبور هرگان)) کتاب مقدس ((مانویه)) ترجمه ((مولر)) نام ((خرد شهر ایزد)) آمده که باید در آخرالزمان ظهور کند، و عدالت را در جهان آشکار سازد . 1


_______________________________________

1. نجم الثاقب،باب دوم؛الزام الناصب،ج 1 ، ص 481 ................................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

دعای ندبه

5 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دعای ندبه

دعایی است جامع و پرسوز که از دیر باز مورد توجه شیعیان و منتظران حقیقی حضرت ولی عصر علیه السلام بوده است. این دعا در حقیقت، بیانگر تاریخ فشرده ای از حضور حجت ها و اولیای الهی بر پهنه خاک است. سلسله ای که از حضرت آدم علیه السلام آغاز، و تا آخرین حجت خدا، حضرت مهدی علیه السلام ادامه می یابد. دعای ندبه را امام جعفر صادق علیه السلام به دوستان و شیعیانش تعلیم داده و به آن ها امر فرموده که این دعا را در اعیاد چهارگانه (فطر،قربان،غدیر و جمعه) بخوانند و به ما امر فرموده که در عصر غیبت با این دعا، با پیشوای خود راز دل بگوییم و تجدید میثاق کنیم. برخی معترضان به دعای ندبه می گویند: هنگامی که امام صادق علیه السلام، دعای ندبه را انشا فرموده، بیش از یک قرن به تولد حضرت ولی عصر علیه السلام مانده بود، پس چگونه ممکن است، انسان نسبت به انسانی که بعد از یک قرن به دنیا می آید، گریه و زاری کند و در فراقش اشک بریزد؟! پاسخ این است که : این معنی درباره افراد معمولی متصور است، اما اگر فرد مورد نظر گل سر سبد جهان خلقت باشد و همه پیامبران الهی، نوید او را به پیروان خود داده باشند و به امّت خود از غیبت طولانی و انتظار او گفت  گو کرده باشند، بسیار منطقی است که افراد درد آشنا در انتظار آمدنش ثانیه شماری کنند و از طول غیبتش گریه ها سر دهند. 1 گروهی از اصحاب به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شده و حضرتش را دیدند که روی خاک ها نشسته، همانند مادرِ داغ دیده، سیل اشک، روان کرده و ناله های جانسوز سر می دهد. هنگامی که از علت آن جویا شده بودند فرمودند که برای طولانی شدن غیبت حضرت قائم علیه السلام و بر پریشانی مؤمنان در دوران غیبت اشکمی ریزند. 2 بسیاری از امامان علیهم السلام در قنوت نماز خود،از غیبت ولی، به پیشگاه خداوند شکایت می کردند و می فرمودند:     (( اَللّهمّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبیّنا وَ غَیبَةَ وَلِیِّنا...)) از جمله آنان،امام علی،امام جواد،امام هادی، امام حسن عسکری و امام باقر علیهم السلام است. 3 عاشقان و منتظران مولا، دعای ندبه را هر صبح جمعه زمزمه می کنند. متن کامل این دعای ارزشمند در مفاتیح الجنان آمده است. علاوه بر دعای ندبه ، یکی از زیارتنامه های سرداب مقدّس نیز ((ندبه)) نامیده می شود و آن زیارت، مشهور به ((زیارت آل یاسین)) است.4
_______________________________________
1. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 30
2. کمال الدین ج2/ص 353
3. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 34
4. همان ص 168


...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : دعای ندبه

دجال

25 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دجال

از نشانه های ظهور ، خروج دجّال است. ((دجّال))  به معنای دروغگویِ حیله گر است. در زبان عربی به معنای آب طلا است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می دهند، دجّال نامیده می شوند. در روایات ((دجال)) ها و دروغگویان فراوانی نام برده شده است . در برخی دوازده و در برخی سی، شصت و هفتاد دجال آمده است.1 از میان این دجال ها، فردی که در دروغگویی و حیله گری سرآمد همه دجالان است و فتنه او از همه بزرگ تر است، نشانه ظهور مهدی علیه السلام است.2 و یا برپایی قیامت است.3 بر این اساس باید گفت دو نوع دجال داریم، یکی دجال حقیقی که پس از همه دجال ها می آید و دیگری گروهی شیاد و دروغگو که به فریب مردم و گمراهی آنان دست می زنند.
دجال در روایات اسلامی این چنین توصیف شده است: ((او دارای قدرت و تأثیر عجیبی است، چشم راست ندارد و چشم دیگرش در وسط پیشانی اوست و مانند ستاره صبح می درخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. داخل دریا ها می شود و آفتاب با او می گردد. کوهی از طعام و نهری از آب همیشه با اوست. مرده را زنده می کند. با صدای بلندی که تمام جهانیان صدای او را می شنوند، می گوید: من خدای بزرگ هستم که شما را آفریده و روزی رسان هستم ، به سوی من بشتابید)). 4 وی از همه جا می گذرد  و فقط در مکه و مدینه قدم نمی گذارد .5 بیشتر پیروان او از یهود و زنان و عرب های بیابانی است. اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان آمده و بارها واژه ((دجال)) در انجیل به کار رفته است. درباره دجال، صرف نظر از ویژگی های او، چند احتمال وجود دارد:
1. دجال، نام شخص معینی نیست. هرکسی که با ادعا های پوچ و بی اساس و با توسل به حیله گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس دجال ها خواهند بود و این که در روایات از دجال های فراوان (دوازده،سی،شصت و هفتاد) سخن به میان آمده، این احتمال را تقویت می کند.
2. فردی معین و مشخص به عنوان ((دجال)) در دوره غیبت، با همان ویژگی هایی که برای وی بیان شده، خروج می کند و مردم را به انحراف می کشاند.
3. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از ((دجال)) همان سفیانی باشد که در کتاب های عامه، بیشتر به عنوان ((دجال)) و در کتاب های خاصه به عنوان ((سفیانی)) آمده است6 
4. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادّی بر همه جهان است. استکبار به معنای واقعی، دجال است . استکبار خود قیّم ملت ها می داند و با تکیه بر ثروت انبوه و قدرت عظیمی که در اختیار دارد ، در همه جای زمین دخالت می کند و همه را به زیر سلطه خویش می آورد.7 موضوع دجال، بیش از آنچه در روایات شیعه است، از طریق اهل سنت نقل شده است و قسمت عمده آن را (( احمد بن حنبل )) در کتاب مسند ((ترمذی)) در صحیح خود و ((ابن ماجه)) در سنن، و ((مسلم)) در صحیح، و ((ابن اثیر)) در نهایه از ((عبدالله بن عمر)) و ((ابوسعید خدری)) و ((جابر بن عبدالله انصاری)) نقل کرده اند8 مرحوم صدوق در این زمینه می گوید: متعصّبین اهل سنّت، این گونه اخبار را تصدیق می کنند و آن را درباره دجال و غیبت وی و زنده بودنش را در این مدت طولانی روایت نموده اند که در آخرالزمان خروج می کند، ولی  درباره قائم باور نمی کنند که او مدت طولانی غائب می شود، آنگاه آشکار می گردد  و جهان را پر از عدل و داد می کند ، چنانکه از ظلم  جور پر شده باشد، با اینکه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از این موضوع، صریحاً سخن گفته اند.9 همچنین موضوع دجال، اختصاص به اسلام ندارد، بلکه ریشه داستان دجال را باید در کتاب مقدس مسیحیان جست و جو کرد. در رساله اول یوحنا نوشته است: ((دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند، آن دجال است که پدر و پسر را انکار می نماید)).10 _______________________________________
1 - بحارالانوار،ج52،ص 209؛کنز العمّال، ج 14، ص 198.
2 - طبق کتب شیعه
3 - طبق کتب اهل تسنن
4 - بحارالانوار، ج 52، ص 194 (به نقل از آخرین امید،داود الهامی، ص 322.)
5 -  الزام الناصب، ص 74
6 - غیبة طوسی،ص 463
7 - برترین های فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص 239 .
8 -
آخرین امید،داود الهامی، ص 323.
9 - بحارالانوار،ج 52،ص200
10 - رساله یوحنا،باب 2،آیه 22

...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : دجال

وقت ظهور

14 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
وقت ظهور

حکمت الهی بر آن است که وقت ظهور امام زمان (عج) ، بر بندگانش _ بخاطر اموری که بر ما پوشیده است _ مخفی بماند. از این رو وقت ظهور آن حضرت برای احدی معلوم نیست و کسی نمی تواند آن را تعیین کند و در روایات بسیاری ، تعیین کنندگان وقت ظهور ، دروغگو لقب گرفته اند1 اسحاق بن یعقوب گفت: از محمد بن عثمان عمری درخواست کردم، نامه ای از من به محضر حضرت صاحب الامر برساند که در آن نامه از مسائلی که بر من مشکل شده بود ، سؤال کرده بود . پس توقیع به خط مولایمان صاحب الزمان علیه السلام آمد، تا آنجا که فرمود: و اما ظهور فرج، دست خدای عزوجل است و وقت گذاران دروغ گویند.2 امام صادق علیه السلام به مفضّل فرمود: ای مفضّل ! هرکس برای ظهور مهدی ما وقتی تعیین نماید، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که خداوند ، او را از اسرار خویش آگاه ساخته است.3 از مجموع روایات می فهمیم که علم  به وقت ظهور ، از اسرار خداوند است و از وظایف شیعیان ترک وقت گذاری و تکذیب تعیین کنندگان وقت ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.
_______________________________________
1 - کافی،ج 1 ، ص 368
2 - احتجاج طبرسی، ج 2،ص 281
3 - آخرین امید، داود الهامی، ص 382 .
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : وقت ظهور

اقتصاد در عصر ظهور

10 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
اقتصاد در عصر  ظهوردر حکومت حضرت مهدی (عج) که مردم به اطاعت خداوند روی می آورند و بر فرمان حجّت خدا گردن می نهند، دیگر دلیلی ندارد که زمین و آسمان از برکاتش بر بندگان خدا مضایقه کنند.
از این رو باران های موسمی شروع به باریدن می کند 1 رودخانه ها پر آب می شود 2 زمین ها حاصل خیز می گردد و کشاورزی شکوفا می شود3 بیابان هایی مانند مکه و مدینه که هرگز سبزی را به خود ندیده است به یکباره به نخلستان تبدیل م گردد 4 و دانداری گسترش می یابد5 اقتصاد جامعه شکوفا گشته6 فقر و تنگدستی رخت بر بسته7 آبادانی همه جا به چشم می خورد8 و بازرگانی رونق شایان توجه می یابد.9  حضرت مهدی علیه السلام علاوه بر برکت های زمینی و آسمانی، با تقسیم اموال، بخشش دارایی ها ، ریشه کن کردن فقر رسیدگی به محرومان و مستضعفان ، رفاه اجتماعی را به ارمغان می آورد.
عمران و آبادانی، گسترش کشاوزری و دام پروری و رونق بازرگانی از سایر کار های حضرت است که به شکوفایی جامعه می انجامد . حل مشکلات اقتصادی در رأس برنامه های حضرت مهدی است و مهم ترین اقدامات وی ، مباح اعلام کردن بهره وری شایسته و عادلانه و سازنده از مواهب و نعمت هایی که خداوند برای انسان پدید آورده است. نیز اعطای آزادی های گوناگون در اومور اقتصادی و اجتماعی و صنعتی، بر اساس حق و عدالت اسلامی و همچنین بهره وری از مواهب و امکانات و نیرو های طبیعت و میدان دادن به مغز ها و اندیشه های توانا و سازنده و مبتکر است.
_______________________________________
1-
بحارالانوار،ج 52،ص 345
2- همان ،ص 304
3- ملاحم بن طاووس،ص 152
4-
بحارالانوار، ج 51، ص 49
5- همان،ص 81
6- عیون الاخبار، ج 1، ص 12
7- عقد الدرر، ص 166
8- الشیعة و الرجعة، ج1 ،ص 168
9-
عیون الاخبار،ج 1 ،ص 12





موضوعات مرتبط با این مطلب : اقتصاد در عصر ظهور

بهترین یادآوری

18 آذر 1393 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

بهترین یادآوری


هیچ مسأله ای در اسلام به مهمّی مسأله ی امامت و ولایت نمی رسد اما بعد از رحلت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم این امر مهم در پرده نسیان قرار گرفت و غبار فراموشی آن را از ذهن ها خارج کرد. تعداد اندکی از یاران رسول خدا در اثبات امامت او اقدام کردند و بقیه یاران برای رسوا نشدن، همرنگ جماعت شدند و حق علی بن ابی طالب علیه السلام که از طرف رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر انتخاب شده بود از بین رفت در این میان نقشه حضرت فاطمه سلام الله علیها در یادآوری این مسأله مهم، از همگان بیشتر بود.

محمود بن لبید می گوید:

پس از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم حضرت فاطمه سلام الله علیها را در کنار قبر حضرت حمزه در حال عزاداری و گریه مشاهده کردم، فرصت را غنیمت شمرده و از ایشان سؤال کردم که آیا برای امامت حضرت علی علیه السلام از سخنان رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می توان دلیلی آورد؟

حضرت زهرا سلام الله علیها پاسخ داد: واقعاً تعجّب است! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید؟

شنیدم که پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم فرمود: علی علیه السلام بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم. علی علیه السلام امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم (حسن و حسین علیهما السلام) و نُه نفر از فرزندان حسین علیه السلام پیشوایان و امامانی پاک و نیک هستند.

پرسیدم: بانوی من! پس چرا حضرت علی علیه السلام سکوت کرد و حق خود را نگرفت؟

حضرت زهرا علیها سلام پاسخ داد:

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود: مَثَل امام، مانند کعبه است مردم باید در اطراف آن طواف کنند نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.

آگاه باش! قسم به خدا، اگر حق را به اهلش واگذار می کردند، دو نفر هم (درباره حکم خداوند) با یکدیگر اختلاف نمی کردند و امامت همانگونه که رسول خدا معرفی فرمود از حضرت علی علیه السلام تا حضرت قائم علیه السلام از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث می رسید.

اما افسوس کسی را مقدم داشتند که خدا را کنار زده بود و کسی را کنار زدند که خدا او را مقدم داشته بود.1

کلام ناب:

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:

علی مع الحق و الحق مع علی2

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:

من کنت مولاه فعلی مولاه3

______________________________________

1-    فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، ص 23-دشتی.

2-    مستدرک علی الصحیحین: ج 3 ص 119.

3-    مستدرک علی الصحیحین: ج 2 ص 70.

..........................................................
بهترین ها/نگاهی به فضائل حضرت فاطمه سلام الله علیها/حسن محمودی

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب :

بهترین خطبه

16 آذر 1393 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

بهترین خطبه

موقعیت اجتماعی بعد از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و غصب حق امیرالمؤمنین علیه السلام که دین را در مسیر نابودی انداخته بود، حضرت فاطمه سلام الله علیها را برای روشنایی فضای غبارآلود مدینه به مسجد کشاند تا با ارائه خطبه ای وصف ناشدنی ، خط نفاق را برای مردم بیان کند و از اسلام واقعی دفاع نماید.

خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها از شاهکارهای ادبی است در حد نهج الباغه که امامان معصوم علیهم السلام فرزندان خود را سفارش به حفظ آن می کردند.

این خطبه بدون مطالعه و تمرین بیان شده است آن هم از دختری که داغ پدر دیده ، پهلوی او شکسته و به شوهرش ظلم شده است.

در زمانی که خفقان و سکوت همه جا را فرا گرفته و مردم تن پرور و راحت طلب با سکوت مرگ بار از ترس جانشان، حرفی از حق و حقیقت به میان نمی آورند، آن حقیقت بدون هیچ ترسی، منافقان خود را مفتضح و رسوا می سازد و از منطق قرآن در این راه بهره برده و تناقض گویی های خلفا را در این خطبه آشکار ساخته است.

خاطره ای از همین نکته:

فدک هدیه پیامبر به فاطمه سلام الله علیها بود ابوبکر برای اینکه دست اهل بیت علیهم السلام از اموال خالی باشد و مردم را از آنها دور سازد تصمیم به غصب فدک گرفت، او در استدلال خویش می گفت که از پیامبر شنیده ام که فرمود:«پیامبران ارث نمی گذارند» با این حدیث ساختگی فدک را به زور گرفت.

حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه فرمود:«چرا فقط تو این حدیث را از پدرم شنیده ای و دیگرا نشنیده اند؟»

عجبا از این تهمت! چراکه رسول خدا پیرو قرآن بود و قرآن می فرماید:

((و ورث سلیمان داود))حضرت سلیمان از پدرش حضرت دواد ارث برد و زکریا از خداوند فرزندی طلب می کند که از او ارث ببرد.

آن ها می گفتند: «حسبنا کتاب الله» یعنی کتاب خدا برای ما کافی است، ما نیازی به کلام پیامبر نداریم. اما وقتی می خواهند فدک را غصب کنند بدون توجه به کلام خودشان حدیث ساختگی از پیامبر می آورند.

_______________________________________

بهترین ها/نگاهی به فضائل حضرت فاطمه سلام الله علیها/حسن محمودی

 





موضوعات مرتبط با این مطلب :

مرحوم کافی -امام علی علیه السلام

10 آبان 1393 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
روضه ها و سخنرانی های مرحوم کافی



امام علی
علیه السلام

تولد حضرت علی (ع)    دانلود

شب 21 رمضان   
دانلود

قصه زلزله   
دانلود

قصه تنور  
دانلود

وفات سلمان فارسی   
دانلود


.
.
.





موضوعات مرتبط با این مطلب : حضرت علی علیه السلام

حکمت هایی از نهج البلاغه

5 مرداد 1392 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم                                                    
                  حکمت های نهج البلاغه

فصل اول 
- دوستی:
الْمَوَدََّهُ قَرَابَتُ مُسْتَفَادَتٌ
دوستی خویشاوندی اکتسابی است. - شِکوه: مَنْ اَصْبَحَ یَشْکُو مُصِیبَهً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ اَصْبَحَ یَشْکُو رَبَّهُ
آن کس که از مصیبت وارد شده شِکوه کند از خدا شکایت کرده.
-تهیدستی :
الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ
فقر، شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ میسازد. - دل نبستن به دنیا : مَنْ زَهِدَ فِی الْدُّنْیَا اسْتَهَانَ بالْمُصیِبَات
و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت هارا ساده پندارد. 
- فراموشی مرگ:
عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَی مَنْ یَمُوتُ
در شگفتم از آن کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است.
-جهاد زن : جِهَادُ الْمَرْاَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ
جهاد زن، شوهرداری شایسته است.
- راستگویی:
مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَی مَا عَلَیْه
آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حقی که بر گردن او بوده را ادا کرده.
- بدترین دوست :
شَرُّ الاِخْوَانِ مَنْ تُکُلِّفَ لَهُ
بدترینِ دوست آن که برای او به رنج و زحمت افتی. 
- جدایی دوستان:
اِذَا احْتَشَمَ الْمُوْمِنُ اَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَه
وقتی مومن دوستش را شرمنده می سازد زمینه جدایی را فراهم می کند
- شادابی دلها:
اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْاَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَاءِفَ الّحِکَمِ
این قلبها خسته و افسرده می شوند همچون بدنها، برای رفع ملالت آنها لطاءف حکمت آمیز زیبا و جالب انتخاب. 
- قصاص چرا؟:
وَالْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّ مَاء
خداوند (قصاص) را برای پاسداری از خون ها واجب کرد
- تجارت با خدا : اِذَا اَمْلَقْتُم فَتَاجِرُوا اللهَ بِا لصَّدَقَتِ آن گاه که فقیر و نیازمند شدید، با خداوند به وسیله صدقه تجارت کنید. - جراَت و جسارت: اِذَا هِبْتَ اَمراً فََعْ فِیهِ فَاِنَّ شِدَّتَ تَوَقَّیهِ اَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ هنگامی که از چیزی زیاد می ترسی خود را در آن بیفکن که (گاه) آن ترس از خود آن چیز سخت تر است. - غریب واقعی : الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِه شخصی که فقیر است، در شهرش نیز غریب است . - خطر ناسپاسی : یَابْنَ آدَمَ اِذَا رَاَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ اَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذرْهُ ای فرزند آدم هنگامی که ببینی پروردگارت پی در پی نعمت ها یش را بر تو می فرستد در حالی که تو معصیت او را می کنی بترس ( که مجازات سنگینی در انتظار تو است). - شوق بهشت : فَمَنِ اشْتَاقَ اِلَی الْجَنَّتِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَات کسی که مشتاقِ بهشت باشد از شهوات و تمایلات سرکش بر کنار می رود. - آمادگی برای مرگ : مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ اِلَی الْخَیْرَاتِ آن کس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند. - درست اندیشیدن : فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْم آن کس که خوب بفهمد، به اعماق دانش آگاهی پیدا می کند.
- امر به خوبی ها فَمَنْ اَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُوْمِنِین آن کسی که امر به معروف کند پشت مومنان را محکم کرده است. - نهی از بدی ها : مَنْ نَهَیٰ عَنِ الْمُنْکَرِ اَرْغَمَ اَنُوفَ الْکَافِرِین کسی که نهی از منکر نماید بینی کافران را به خاک مالیده . 
فصل دوم
- در جستجوی اسرار دیگران:
فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ اِلَی الْحَقّ
آن کس که به دنبال اوهام و جستجوی اسرار دیگران برود به حق باز نمی گردد.
- خطر لجاجت:
مَنْ شَاقَّ وَ عُرَتْ طُرُقُهُ وَ اَعْضَلَ عَلَیْهِ اَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ
آن کس که به عناد و لجاج پردازد، راه ها برایش پر از سنگ و ناهموار و کار ها بر او سخت و پیچیده می شوند و در تنگنا قرار میگیرد.
- نیکی و نیکوکار:
فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه
کسی که کار نیک انجام می دهد خودش از آن کار بهتر است، و انجام دهنده کار شر، از آن کار بدتر است( چرا که آنچه در دل دارند بیش از آن است که انجام می دهند).
- آرزو های طولانی:
مَنْ اَطَالَ الْاَمَلَ اَسَاءَ الْعَمَلَ کسی که آرزویش طولانی کند عملش خواهد کرد. - واجب یا مستحب: لَا قُرْبَتَ بِالنَّوَافِلِ اِذَا اَضَرَّتْ بِالفَرَاءِضِ کار های مستحب اگر به واجبات زیان رساند موجب قرب خدا نمی شود . - یادی از یک دوست: فِی ذِکْرِ خَبَّابِ بْنِ الْاَرَتِّ یَرْحَمُ اللهُ خَبَّابِ بْنَ الْاَرَتِّ فَلَقَدْ اَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَاءِعاً وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ وَ رَضیَ عَنِ اللهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً در یاد یکی از یاران، {خبّاب بن ارت} فرمود: خدا خبّاب بن ارت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد، و از روی فرمانبرداری هجرت کرد، و با قناعت زندگی گذراند، و از خدا راضی بود، و مجاهد زندگی کرد.
- بصیرت مومن:
لَوْ ضَرَبّتُ خیْشُومَ الْمُوْمِنِ بِسَیفِی هَذَا عَلَی اَنْ یُبْغِضَنِی مَا اَبْغَضَنِی اگر با شمشیرم بر بینی مومن بزنم که دشمن من شود، با من دشمنی نخواهد کرد . - کینه توزی منافق: لَوْ صَبَبْتُ الْدُّنْیَا بِحَمَّاتِهَاعَلَی الْمُنَافِقِ عَلَی اَنْ یُحِبَّنِی مَا اَحَبَّنِی اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد.
- اخلاقی:
اِحْذَرُوا صَوْلَتَ الْکَرِیمِ اِذَا جَاعَ وَ اللَّءِیمِ اِذَا شَبِعَ
از یورش بزرگوار و جوانمرد به هنگام گرسنگی و تهاجم انسان پست به هنگام سیری بپرهیز.
- فقر وغنا:
الْغِنیٰ فِی الْغُرْبَتِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَتٌ بی نیازی در غربت وطن است. و نیازمندی در وطن غربت است؛ زیرا انسان بی نیاز هر کجا که باشد وسایل برایش فراهم و افراد را می گیرند. ولی نیازمند اقوام و بستگان نیز رهایش می کنند. - دوست خوب: مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که بشارت داد . - یک پشتیبان: الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ شفاعت کننده، چونانبال و پر در خواست کننده است. - تکالیف الهی: اِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ اَمَرَ عِبَادَهُ تَخْییراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً وَ کَلَّفَ یَسیِراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسِیرا خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالی که اختیار دارند، و نهی فرمود تا بترسند، احکام آسانی را واجب کرد، و چیز دشواری را تکلیف نفرمود. 
- کیفر و پاداش الهی : اَعْطَی عَلَی الْقَلِیلِ کَثِیراً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُطَعْ مُکْرَهَاً خداوند پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانی بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمی شود.
- ارزش هرکس:
قِیمَتُ کُلِّ امْرِءٍ مَا یُحْسِنْهُ قیمت و ارزش هرکس به اندازه کاری است که بخوبی می تواند انجام دهد. 
- استقامت:
عَلَیکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْاِیمَانِ کَالرَّاْسِ مِنَ الْجَسَد وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَاْسَ مَعَهُ وَ لَا فِی اِیمَانٍِ لَا صَبْرَ مَعَهُ بر شما باد بر شکیبایی، که شکیبایی، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر است ، ارزشی ندارد . - رابطه با خدا: مَنْ اَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ اَصْلَحَ اللهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد نمود - توشه آخرت: فَتَزَوَّدُوا فِی الدُّنْیَا مِنَ الدُّنْیَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ اَنْفُسَکُمْ غَدَاً بنابراین در دنیا توشه ای تهیه کنید که در جهانِ آخرت شما را از عذاب و آتش الهی حفظ کند - امروز برای کار : اِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَدَاً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ امروز هنگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل ! . - بکار بستن حکمت : رَحِمَ اللهُ امْرَاَ سَمِعَ حُکْمَاً فَوَعَی وَ دُعِیَ اِلَیٰ رَشَادٍ فَدَنَا خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد، و چون هدایت شود بپذیرد.
فصل سوم - محبوب ترین بنده :
عِبَادَ اللهِ اِنَّ مِنْ اَحَبِّ عِبَادِ اللهِ اِلَیْهِ عَبْدَاً اَعَانَهُ اللهُ عَلَی نَفْسِهِ
ای بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، که خدا اورا در پیکار با نفس یاری داده است.
- اندیشه،الهام،بینایی:
رَحِمَ اللهُ امْرَاَ تَفَکَّرَ فَاعْتَبَرَ وَعْتَبَرَ فَاْبّصَرَ
خدا بیامرزد کسی را که بدرستی فکر کند، و پند گیرد، و آگاهی یابد، و بینا شود
- خود شناسی: مِنهَا الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ کَفَیٰ بِالْمَرْءِ حَهْلَاً اَلَّا یَعْرِفُ قَدْرَهُ دانا کسی است که قدر خود را بشناسد.و برای نادانی انسان همین بس که از قدر خویش بی خبر مانَد . - ايمان وسیله تقرب: اِنَّ اَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتِوَسِّلُونَ اِلَی اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی الْاِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ همانا بهترین چیزی که انسانها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ايمان به خدا و ايمان به پیامبر(ص).
- جهاد قله اسلام : الْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَاِنَّهُ ذِرْوَتُ الْاِسْلَامِ و جهاد در راه خدا قله مرتفع اسلام . - نماز راه و رسم مسلمانی اِقَامَ الصَّلَاتِ فَاِنَّهَا الْمِلَّتُ به پا داشتن آیین اسلام است. - آخرت فروشی : لَا تَبِعْ آخِرَتَکَ بِدُنْیَاکَ آخرتت را به دنیایت مفروش . - امر به معروف: وَاْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ اَهْلِه
فرزندم به نیکی امر کن تا خود اهل نیکی باشی.
- دقت در دین:
تَفَقَّهْ فِی الدِّین دین را نیکو بیاموز . - احسان اَحْسِنْ کَمَا تُحِِّبُ اَنْ یُحْسَنَ اِلَیْک نیکی کن، همان طور که دوست داری نسبت به تو نیکی کنند. - مرز سخن گفتن: لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ اِن قَلَّ مَا تَعْلَمْ آنچه نمی دانی نگو، گرچه آنچه را می دانی اندک است. - راز داری : الْمَرْءُ اَحْفَظُ لِسِرِّه انسان اسرار خویش را بهتر از هرکس دیگر نگه داری می کند . - لب فرو بستن: لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ اَنْ یُقَالَ لَکْ آنچه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو. - ساماندهی کار آخرت: مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِهِ اَصْلَحَ اللهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللهِ حَافِظٌ کسی که کار آخرتش را اصلاح نماید، خدا هم زندگیش را در دنیا اصلاح فرماید. و آنکه خودش به خودش پند و اندرز دهد.خدا اورا در سایه حفظ و حمایتش بنهد . - فقیه واقعی: 
الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَتِ اللهِ وَ لَمْ یُوْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللهِ وَ لَمْ یُوْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللهِ
فقیه کامل کسی است که مردم را از آمرزش خدا ماْیوس، و از مهربانی او نومید نکند،و از عذاب ناگهانی خدا ایمن نسازد.
- ارزش یقین: نَوْمٌ عَلَی یَقِینِ خَیْرٌ مِنْ صَلَاتٍ فِی شَکٍّ
خوابیدن همراه با یقین، برتر از نماز گزاردن با شک و تردید است.
- بررسی اخبار: 
اعْقِلُوا الْخَبَرَ اِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایَتٍ لَا عَقْلَ رِوَایَتٍ فَاِنَّ رُوَاتَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ
چون روایتی را شنیدید، آن را بفهمید عمل کنید،نه بشنوید و نقل کنید، زیرا راویان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندک اند.
- آخرالزمان:
یَاْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُقَرَّبُ فِیهِ اِلَّا الْمَاحِلْ
روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چین را.
- شک به خدا:
عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اللهِ وَ هُوَ یَرَیٰ خَلْقَ اللهِ 
در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد.
- سرمای بهاری و پاییزی: 
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی اَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ فَاِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْاَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْاَشْجَارِ اَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَ آخِِرُهُ یُورِقُ بپرهیزد از سرما در آغازش (در پاییز) و استقبال کنید از آن در آخرش (نزدیک بهار) زیرا در بدنها همان می کند که با درختان می کند. در آغاز خشک می کند و در آخر برگ می آورد. - دوست آن باشد که... لَا یَکُونُ الصِّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّی یَحْفَظُ اَخَاهُ فِی ثَلَاثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ فَاتِهِ - تقدیر الهی: تَنْزِلُ الْمَعُونَتُ عَلَیٰ قَدْرِ الْمَءُونَتِ کمک الهی به اندازه نیاز فرود می آید - ظرفیت دلها : یَا کُمَیْلُ بْنَ زِیَادٍ اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ اَوْعِیَتٌ فَخیْرُهَا اَوْعَاهَا ای کمیل بن زیاد این قلبها بسان ظرفهایی هستند، که بهترین آنها، فراگیرترین آهاست . - مردم شناسی النَّاسُ ثَلَاثَتٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیُّ وَ مُتِعَلِّمٌ عَلَی سَبِلِ نَجَاتٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ اَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقِ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍِ لَمْ یَسْتَضِیءُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلجَءُوا اِلَی رُکْنٍ وَثِیقْ مردم سه گروهند: اول علمای الهی، دوم دانش طلبانی که در راه نجات دنبال تحصیل علمند و سوم احمقان بی سر و پا که دنبال هر صدایی می دوند و با هر بادی حرکت می کنند همانها که با نور علم روشن نشده اند و به ستون محکمی پناه نبرده اند. - علم یا ثروت: یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالَ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ اَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفََقَتُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَی الْاِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ ای کمیل: دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو باید نگهبان باشی مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد، و مقام و شخصیتی که با مال بدست آمده با نابودی مال، نابود گردد. - استبداد راْی: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَاْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا هرکس خود رای شد هلاک شد. - لقمه ای گلوگیر : 
کَمْ مِنْ اَکْلَتٍ مَنَعَتْ اَکَلَاتٍ
بسیار می شود که یک وعده غذا(غذای نا مناسب) جلوی وعده های متعدد غذا را می گیرد.
- آشنایی با آراء دیگران: 
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَءِ 
کسی که از افکار دیگران استقبال کند موارد خطا را می شناسد( یعنی با مشورت به اشتباه نمی افتد).
- وسیله ریاست و مدیریت:
آلَتَ الرِّیَاسَتِ سَعَتُ الصَّدْرِ
بردباری و تحمل سختی ها، ابزار ریاست است.
- حاصل کوتاهی:
ثَمَرَتُ التَّفْرِطِ النَّدَامَتُ وَ ثَمَرَتُ الْحَزْمِ السَّلَامَتُ 
ثمره تفریط پشیمانی است، و ثمره دور اندیشی سلامت.
- سخن یا سکوت: 
لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا اَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست،چنانکه در سخن نا آگاهانه نیز خیری نخواهد بود.
- شکیبایی : مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ اَهْلَکَهُ الْجَزَعُ کسی که صبر و شکیبایی او را نجات ندهد، بی تابی او را از پای در می آورد. - تجربه اندوزی: مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَتِ نگه داری تجربه، بخشی از موفقیت است. - مسیر رشد: مَنْ خَافَ اَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبْصَرَفَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ کسی که از خدا بترسد ایمنی می یابد، کسی که عبرت گیرد بینا می شود و کسی که بینا گردد می فهمد، و آن کس که فهم دارد دانا می شود.
- تحمل سختی ها: اَغْضِ عَلَی الْقَذَی وَ الْاَلَمِ تَرْضَ اَبَداً 
مشکلات را تحمل کن و چشم خود را بر خاشاک و رنج ها فرو بند، تا همیشه راضی باشی - سروری: 
بِاحْتِمَالِ الْمُوءَنِ یَجِبُ السُّءْدَدُ
با پرداخت هزینه ها، بزرگی و سروری ثابت گردد.
- زکات واجب دینی:
اِیتَاءُ الزَّکَاتِ فَاِنَّهَا فَرِیضَتٌ وَاجِبَتٌ
پرداختن زکات تکلیف واجب الهی است.
- روزه سپر آتش:
صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَاِنَّهُ جُنَّتٌ مِنَ الْعِقَابِ
روزه ماه رمضان، سپری برابر عذاب الهی است
- صدقه آشکار:
صَدَقَتُ الْعَلَانِیَتِ فَاِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَتَ السُّوءِ
صدقه های آشکار که از مرگ های ناگهانی و بد پیش گیری می کند.
- کار خوب:
صَنَاءِعُ الْمَعْرُوفِ فَاِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ
نیکو کاری، انسان را از لغزش ها و شکست های خوار کننده باز می دارد.

                                                                                       والسَّلام





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,

زندگینامه حضرت محمد(ص)

17 فروردین 1392 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگینامه حضرت محمد(ص)

ولادت

به اتفاق علمای شیعه،در این روز هنگام فجر روز جمعه 17 ربیع الاول  در مکه معظمه  ولادت با سعادت حضرت سید الأنبیاء محمد مصطفی (ص) واقع شده شده است. ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.

نام آن حضرت محمد(ص)، و کنیه ایشان ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله، و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.هنگام ولادت، نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع می گشت.نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز  لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.

ملائکه مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام آن حضرت یافتند، و رضوان خادم بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریق ها و تشت های طلا و نقره و زمرد بهشت حاظر کردند و برای حضرت آمنه شربت ها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آب های بهشت غسل دادند و به عطرهای  فردوس معطر کردند.

معجزات ولادت آن حضرت

در روز ولادت آن حضرت هر بتی که در هرجای عالم بود به رو در افتاد و چهارده کنگره از ایوان کسری فرو ریخت . دریاچه ساوه که آن را می پرستیدند خشک و بدل به نمکزار شد. در وادی ساوه که سالها بود کسی در آن آب ندیده بود آب جاری شد. آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و ساحران همه باطل شد. و طاق کسری از میان به دو نیم شد که تا امروز نمایان است.

هنگام ولادت آن حضرت این ندا از آسمان شنیده شد: (( جاء الحقَ و ذهق الباطل، إنَّ الباطل کان زهوقا)).

خصوصیات حضرت

هرگز مگس بر بدن مبارک آن حضرت نمی نشست، هرگاه  چشم مبارکش خواب بود دلش بیدار بود. و می دید و می شنید چنانکه در بیداری می شنید. حضرت از قفای خود چنان می دید که از پیش روی میدید.

بر هر حیوانی که سوار می شد هرگز پیر و لاغر نمی شد. آن حضرت حماری به نام یعفور داشتند. هر زمان که فرمان می داد فلان مرد را حاضر کن، به در خانه اش می رفت و سر بر در می کوفت و به اشاره او را حاضر می کرد.

از خصوصیات ولادت پیامبر (ص) آن بود که ختنه کرده و ناف بریده و پاک از آلایش خون و غیره متولد شد. همچنین در وقت ولادت از پا به زیر آمد نه از سر.هنگام ولادت رو به کعبه به سجده افتاد، و چون سر از سجده برداشت دست بسوی آسمان بلند کرد و به وحدانیت خدا و رسالت خود اقرار نمود، و سپس نوری از او ساطع گردید که مشرق و مغرب عالم را روشن نمود.

معجزات حضرت

پیامبر (ص) معجزات بسیاری داشتند که از جمله آنه نمونه های زیر است:

1. مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران.

2. سخن گفتن پیامبر (ص) با حیوانات.

3. آگاهی بر همه لغت ها و قدرت سخن گفتن به همه آنها.

4.  مهر نبوت بر پشت مبارکش جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زیادتی کی کرد.

5. آب از میان انگشتان مبارکش جاری شد، به قدری که جمعی سیراب شدند.

6. سنگریزه در دست مبارکش تسبیح می گفت و مردم می شنیدند.

7. وجود مقدسش در آفتاب سایه ای نداشت.

8. هرگاه آب دهان مبارک را به چاهی می افکند در آن چاه برکت به هم می رسید و پر از آب می شد.  آب مبارک را به هر صاحب دردی  می مالید شفا می یافت.

9.  دست مبارک پیامبر (ص) به هر طعامی که می رسید با برکت می شد و از طعام کم، جماعت را سیر می کرد.

10. هرگاه بر زمین نرم راه می رفت جای پایش نمی ماند،و هنگامی که بر سنگ سخت راه می رفت اثر پای مبارکش می ماند.

روز ولادت حضرت روز شریف و با برکتی است که از قدیم الایام صالحین از آل محمد (ص) حرمت نگه داشته اند، و حق این روز را ادا کرده و روزه گرفته اند. کسی که 17 ربیع الاول را روزه بگیرد خداوند متعال ثواب یک سال روزه را به او می دهد. در این روز صدقه دادن و زیارت مشاهد مشرفه و انجام خیرات و مسرور کردن اهل ایمان مستحب است.

ازدواج حضرت

پیامبر (ص) 15 سال قبل از بعثت در 10 ربیع الاول با حضرت خدیجه کبری (ع) ازدواج نمودند. از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم می شود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش، علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجاراتی که داشت، به عقل و کیاست نیز مزیت داشت  و در آن زمان او را طاهره، مبارکه،سیده نسوان و ملکه بطحاء می گفتند.او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را می کشید و همیشه از علماء علائم نبوت آن حضرت را جویا می شد.  هنگامی که خدمت پیامبر (ص) شرفیاب شد، اول از مهر نبوت سوال کرد و آن را زیارت کرد و اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام (ص) و کمال محبتش بیه آل عبد المطلب مشهور است که کاشف از علم و محبت و ادب او است. در همان روزی که حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه (ع) ایمان آورد.

حضرت خدیجه (ع) از مال و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت او بود و هر روز اموال او زیاد تر می شد. بر بام خانه او قبّه ای از حریر سبز با طناب های ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.

افراد زیادی مانند عقبه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هریک چهار صد کنیز و غلام داشتند، و ابو جهل و ابو سفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند. ولی آن حضرت قبول نفر مودند و هیچ شوهری اختیار نکردند و باکره و عذراء بودند تا سرانجام خودشان در سن 25 یا 28 سالگی پیشنهاد ازدواج به    پیامبر (ص)  دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاص انجام شد.

خداوند دو پسر به نام نام های قاسم و عبد الله که به آنه طیب و طاهر هم می گفتند، به آن دو بزرگوار عنایت فرمود و تنها دخترشان فاطمه (ع) بود، و دیگران دختر خوانده های پیامبر (ص)  و دختران خواهر خدیجه (ع) بودند که بعد از فوت پدرشان حضرت خدیجه (ع) احتیاجاتشان را بر آورده می کرد تا اینکه مادرشان ، هاله فوت کرد که تحت سرپرستی پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (ع) در خانه خدیجه (ع) قرار گرفتند. لذا در بین مردم مشهور شد که آنها دختران رسول خدایند(ص).

در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر صدیقه طاهره (س)  ام الأئمه معصومین (ع) و همسر  امیر المونین (ع) ، و جده حضرات معصومین (ع) است.

حضرت خدیجه (ع) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (ص) زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود پیامبر (ص) همسر دیگری اختیار ننمود. همچنین حضرت خدیجه (ع) جمیع اموال خود را به پیامبر (ص) واگذار نمود.

عایشه می گوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه(ع) را به خیر یاد نکند، چندان که یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسو الله ، تا کی خدیجه را یاد می کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده!  خداوند بهتر از اورا ( منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرده! پیامبر (ص) از سخن من در غضب شد و فرمود: نه بخدا قسم! بهتر از خدیجه نصیب من نشده . به من ایمان آورد هنگامی که همه کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد  در وقتی که مردم مرا از خود دور می کردند. خداوند متعال از خدیجه(ع) کبری به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرار داد.    

 

 

 

 

 

بعثت پیامبر (ص)

مبعث مبارک پیامبر (ص) در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر (ص) در 27 رجب بوده است . این روز یکی از اعیاد بزرگ است، و روزی است که حضرت رسول (ص)به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل (ع) بر پیامبری آن حضرت نازل شد. غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 ماه رمضان و بعضی در 12 ربیع الاول می دانند.

در این روز صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیرالمونین (ع) وارد شده است.

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء(ع) می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز، بسیاری بت می پرستیدند: بت سنگی، چوبی ،فلزی، و گاهی از جنس خرما.  دختران را زنده به گور می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ و خون ریزی بودند. دنیا غرق در ضلالت و گمراهی بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات  و سرور کائنات حضرت محمد بن عبد الله (ع) گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود،  و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی  را با آداب و مراسمی خاص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

طبق بعضی روایات هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ، ایشان را فرا گرفته بود، به حدی بود که هیچکس را یارای آن نبود که حضرت را نظر کند. از کنار هر درخت و گیاه و سنگ که   می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند: (( السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا رسو الله)).

هنگامی که آن حضرت وارد خانه خدیجه (ع) شدند،  از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور گشت، خدیجه (ع) عرض کرد: (( ای محمد، این چه نور است که از شما مشاهده می کنم))؟ آن حضرت فرمودند: (( این نور پیامبری است)). سپس خطاب به حضرت خدیجه(ع) فرمودند: بگو: (( لا اله الا الله محمد رسوالله )). خدیجه (ع) عرض کرد: سالها است که من پیامبری شما را می دانم.سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر (ص) شهادت دادند.

در این هنگام آن حضرت فرمودند: (( ای خدیجه، احساس سرما می کنم. جامه ای بر من بپوشان)). حضرت جامه بر خود کشید و خوابید.از جانب حق تعالی ندا رسید: { یا ایها المُدّثَّر، قُم فأنذِر و رَبَّکَ فَکَبَّر ...}: ای جامه به خود پیچیده، برخیز و مردم را بترسان از عذاب پروردگار خود، و تکبیر بگو و پروردگارت را زیاد یاد کن)). آن حضرت برخاست و انگوش در گوش مبارک گذاشت و فرمود: (( الله اکبر، الله اکبر)) پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.

پیامبر(ص) سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آم و عرض کرد: (( خداوند متعال فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی)). سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.

شهادت رسول خدا(ص)

شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبد الله (ص) در 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی به وسیله سمّ بوده است، و طبق روایاتی آن دو زن ایشان را مسموم کرده اند!

در 24 صفر بیماری حضرت محمد (ص) شدت یافت. پیامبر (ص) هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد پیامبر (ص) حاضر نمودند. پیامبر (ص) روی مبارک خویش را از آنان برگردانید و فرمود: (( حبیبم را نزد من حاضر کنید)) سپس دنبال علی بن ابی طالب (ع) فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و کلماتی به ایشان فرمود.  هنگامی که علی بن ابی طالب (ع) از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبکر به او گفتند: (( خلیلت به تو چه گفت))؟ فرمود: (( هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز می شود)).

وصایای پیامبر(ص)

پیامبر (ص) در لحظات  آخر عمر خود وصیت هایی به امیرالمونین (ع) فرمودند: و جبرئیل و میکائیل و ملائکه  مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبر (ص) می فرمود و امیر المونین (ع) می شنید این بود: (( حقت را می برند و خُمست را غصب می کنند و پرده احترامت(حرمتت) را می درند و محاسنت به خون سرت رنگین می شود)).

امیرالمونین (ع) می فرمایند: (( هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و با صورت روی زمین افتادم)). بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا (س) و حسنین(ع) فرمودند.  سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمونین (ع) تحویل داده شد.

غسل و نماز بر بدن پیامبر (ص)

امیرالمونین (ع) پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نمازخواندند. مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند و در فکر نماز بر پیامبر (ص) و دفن آن حضرت بودند. امیرالمومنین(ع) آمدند و فرمودند: (( رسول خدا (ص) امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش))  ، کنایه از این که برای نماز بر آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم.  در این هنگام مردم دسته دسته وارد می شدند و بدون امام آیه { إن الله و ملائکته یُصلون علی النّی، یا  ایها الذین آمنو صلّوا علیهِ وسلَّمو تسلیماََ}  را سه بار می گفتند و  بیرون می آمدند.

دفن بدن مبارک پیامبر (ص)

 بعد حضرت مولی الموحدین(ع) فرمودند: خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من حضرت را در حجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم. و آن حجره، حجره حضرت زهرا (س) بود، که دلیل بر این مطلب زیاد است.

 امیر المونین (ع) با کمک دیگران قبری حفر کردند  و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پیامبر (ص) را باز کرد و گونه راست را  بر زمین گذاشته  درِِ لحد را بستند و خاک روی آن ریختند.

 

 

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگینامه حضرت محمد(ص)زندگی نامه امام علی (ع)زندیگنامه حضرت زهرا(س)زندگی نامه امام حسن (ع)زندگینامه امام حسین (ع)زندگی نامه امام سجاد (ع)زندگی نامه امام محمد باقر(ع)زندگینامه امام جعفر صادق (ع)زندگی نامه امام موسی بن جعفر(ع)زندگی نامه حضرت رضا (ع)زندگینامه امام جواد (ع)زندیگنامه امام هادی (ع)زندگینامه امام حسن عسکری(ع)

زندیگنامه حضرت زهرا(س)

26 اسفند 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
،

زندیگنامه حضرت زهرا(س)

ولادت

در 20 جمادی الثانی سال  پنجم بعثت حضرت حور اء انسیه، عذراء بتول،ام ابیها، حضرت فاطمه

زهرا (س) در مکه مکرمه به دنیا آمدند.

انعقاد نطفه فاطمه (س)

داستان انعقاد نطفه حضرت زهرا (س):

1.  در شب معراج  خداوند سیبی به پیامبر (ص) هدیه داد که از عظمت خلقت و بوی و رنگ و

زیبایی آن،ملائکه تعجب کردند. خداوند امر فرمود تا پیامبر (ص) آن را میل کند.هنگامی که آن سیب را شکافت، نوری از آن درخشید. جبرئیل(ع) گفت: بخور یا رسوالله،که این نور منصوره فاطمه،دختری است که از صلب تو خارج می شود. در بعضی روایات است که از رطب بهشتی هم خاتم الأنبیاء(ص) میل فرمودند.

2. در 10 شعبان سال چهارم هجری ، جبرئیل بر پیامبر(ص) در ابطح نازل شد و فرمان کناره گیری از حضرت خدیجه(ع) را به مدت  40 شبانه روز- به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا (س)- ابلاغ فرمود.

با اینکه آن حضرت علاقه وافری به خدیجه (ع) داشت و این کار برای آن حضرت پر مشقت بود، ولی برای خدیجه(ع) پیام داد که برای مدتی به خانه نمی آیم  و به منزل فاطمه بنت اسد (ع) می روم.

شب ها در را ببند و در بستر آسایش کن. پیامبر(ص) شب ها به منزل فاطمه بنت اسد(ع) می آمد. هر شب هنگام افطار، خرما و انگور و غذای بهشتی  می آوردند. با آب بهشتی و حوله، دست آن حضرت را شسته و تمیز می کردند. امیر المؤمنین (ع) حسب دستور پیامبر(ص) جلو در می نشست که کسی  نیاید و در آن غذای بهشتی با پیامبر(ص) شریک شود. در شب چهلم دستور رسید به خانه خدیجه (ع) برو که خداوند به خود سوگند خورده که امشب از صلب تو ذریه پاک و طیبه ای بیافریند.  ضرت از جا بر خاسته و به منزل خدیجه آمدند.

حضرت خدیجه(ع) می فرماید: (( سوگند به آن کسی که آسمان را برافراشته و آب را از زمین جوشانیده، حضرت از من دور نشده  بودکه سنگینی وجود فاطمه(س) را در خود احساس کردم))

دوران بارداری خدیجه(ع)

هنگامی که حضرت خدیجه (ع) دوران حمل خود را می گذراند،حضرت فاطمه(س)از داخل شکم با مادر صحبت می فرمود، و او را دل داری می داد و به صبر و پایداری دعوت می فرمود.

پیامبر (ص) به خدیجه(ع) فرمودند: ((جبرئیل به من بشارت داد که این مولود دختر است، و او موجودی پاک و با برکت است. خداوند متعال نسل و ذریه مرا از او قرار می دهد،و از نسل او امامانی در امت قرار خواهد داد که بعد از پایان یافتن وحی او،جانشینانش بر روی زمین باشند)).

هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل،سراغ زنان قریش فستادند، ولی کسی برای کمک نیامد، چه اینکه آنها راضی به ازدواج حضرت خدیجه(ع) با پیامبر (ص) نبودند، و خدیجه(ع) از این برخورد آنها غمناک شد.

در همین حال، چهار زن بلند بالا که شبیه زنان بنی هاشم بودند بر او وارد شدند. یکی از آنان به او گفت: (( ای خدیجه،غمگین میباش که ما فرستادگان پروردگار تو هستیم. ما خواهران توایم،من ساره هستم و این آسیه و همنشین تو در بهشت و این مریم دختر عمران  و این صفوراء دختر شعیب است. خداوند ما را نزد تو فرستاده، تا در کارهای مربوط به زنان به تو کمک کنیم)). یکی از آنان در سمت راست او، دیگری در سمت چپش،سومی پیش روی آن حضرت و چهارمی پشت سر او نشستند.

فاطمه(س) به دنیا آمد

علیا مخدره خدیجه  کبری (ع)، حضرت فاطمه زهرا (س) را پاک و پاکیزه بر زمین نهاد.در این هنگام نوری از وجودش درخشید که تمام خانه مکه را روشن کرد، و این نور در شرق و غرب درخشش نمود. بانویی که پیش روی خدیجه (ع) بود، حضرت  فاطمه(س) را برداشت و با آب کوثر شستشو داد، و پارچه سفیدی که از شیر سفیدتر و از مشک و انبر خوشبوتر بود بیرون آورد. یکی را بر بدن او پیچیده، دیگری را بر سرش انداخت و سپس از او خواست که سخن بگوید.

حضرت فاطمه(س) لب به سخن گشود، و فرمود: (( اشهد ان لا اله الا الله، و انَ ابی رسول الله سید الأنبیاء و انَ بعلی سید الاوصیاء و انَ ولدی سادة الاسباط)): ((گواهی می دهم که جز الله خدایی نیست، و پدرم فرستاده ی خدا و سرور پیامبران  است، و شوهرم سرور جانشینان  و فرزندانانم آقای نوادگان و اسباط هستند)).

بعد بر یکایک آنان سلام کرده و هر یک را به اسم صدا زد. آنان بر چهره او تبسم کردند، و حورالعین و بهشتیان یکدیگر را به ولادت حضرت زهرا (س) بشارت دادند. در آسمان نوری درخشان پدید آمد که ملائکه تا آن روز چنان نوری را ندیده بودند، و لذا نام حضرت را ((زهرا)) گذاشتند. بانویی که پیش روی خدیجه(ع) نشسته بود ، به او گفت: (( او را پاکیزه و آراسته و با برکت دربر گیر، که در نسل و ذریه اش برکت قرار داده شده است)).

خدیجه (ع) حضرت را با شادی و خشنودی از دست او گرفته، و سینه در دهانش گذارده و دهان او را پر از شیر کرد،  و این گونه بود که فاطمه(س) رشد جسمی خویش را آغاز کرد.

شهادت

امام کاظم (ع) می فرماید: (( إن فاطمة صدیقة الشهیده)): ((همانا فاطمه(س) راستگو و شهیده است)).

در سوم جماد الثانی سال یازده هجری در روز سه شنبه شهاد ت حضرت بتول عذراء مظلومه  مضروبه حضرت سیدة النساء فاطمه زهرا(س) به وقوع پیوسته است.

بعد از شهادت و دفن پیامبر(ص)  سه بار به منزل امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا(س) هجوم آورده،  و در هر بار به طریقی جسارت بر اهل بیت(ع) کردند.  در یکی از این دفعات ، که در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل آن حضرت شدند، حضرت صدیقه(س) پشت  در بودند.

با اینک می دانستند حضرت  پشت در است، با لگد و فشار در را باز کردند، و میخ در، سینه آ ن مخدره را آزرد و محسن (ع) سقط شد و پهلوی آن حضرت شکست. آن  حضرت بیهوش روی زمین قرار گرفت، و حضرت مولی الموحدین (ع) را با سر پای برهنه و دست بسته بسوی مسجد بردند.

وقتی  حضرت زهرا(س) به هوش آمدند  به دنبال امیرالمؤمنین(ع) رفتند، و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل کوچه جلو چشم همسرش اسد الله الغالب امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع)، با تازیانه و غلاف شمشییر بر بدن حضرت صدیقه شهیده (س) زدند  که طبق بعضی روایات از بازوی ایشان خون جاری شد  و باز بیهوش روی زمین قرار گرفتند.

روز های حزن فاطمه(س)

بعد از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شکسته و محزون کنار قبور شهدای احد  می رفت  و می گریست، و مرگ خود را از خداوند طلب می کرد، تا اینک آهسته آهسته درد و جراحت های بدن بیشتر شد، و از آن به بعد نزدیک مدینه زیر درختی می نشست وگریه و ناله می کرد، منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیرالمؤمنین (ع) سایبانی ساختند که مشهور به ((بیت الاحزان)) شد.

روز به روز بر شدت بیماری بی بی افزوده می شد. سینه شکسته و مجروح، بازوی ورم کرده،صورت نیلی، محسن سقط شده، غم پیامبر(ص)، مظلومیت امیرالمؤمنین (ع)، کار را به جایی رساند که آن حضرت در بستر بیماری افتاد،  و وصیت های خویش را به امیرالمؤمنین (ع) فرمود: ((شبانه مرا زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما، قبرم مخفی باشد و ابوبکر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند. عایشه و غیر عایشه  نیز بر جنازه من حاضر نشوند)).

مدینه در شهادت فاطمه(س)

روز شهادت آن حضرت،مدینه مثل روز شهادت خاتم الأنبیاء(ص) شده بود. کوچک و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل، امیرالمؤمنین  و حسنین و زینبین (ع) و فضه خادمه و اسماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده ای از گل های سر سبد اصحاب امیرالمؤمنین (ع): سلمان، ابوذر ، مقداد، عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن کردند.

در بقیع چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقداری آب ریختند. فردای آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولی امیرالمؤمنین(ع) اجازه نفرمودند.

احتمالات  در محل دفن آن  حضزت متعدد است، ولی زیارت آن حضرت در مسجد النبیَ((ص)، حجره خود آن حضرت-که در زمان ما جزء صحن مسجد است- بین محراب و منبر، در بقیع وارد شده است.

اصبغ بن نباته(ره) نقل می کند که از امیرالمؤمنین(ع) از علت شبانه دفن شدن فاطمه زهرا(س) سؤال شد. آن حضرت(ع) فرمودند: همانا او بر گروهی خشمناک بود  و نمی خواست که بر جنازه اش حاضر باشند و حرام است بر دوستان آن گروه که بر جنازه یکی از فرزندان او نماز گزارند.

اقوال در شهادت آن حضرت

1.  سی روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

2.  چهل روز بعد از شهادت پیامبر(ص)(8 ربیع الثانی)

3. چهل و پنج روز بعد از شهادت  پیامبر(ص)

4. شصت روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

5. هفتاد روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

6. هفتاد و دو روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

7. هفتاد و پنج روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

8. هشتاد و پنج روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

9. نود روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

10. نود و پنج روز بعد از شهادت پیامبر(ص)

11. روز 21 رجب

12. 25 رجب

13. سوم ماه رمضان

14. 6 ماه بعد از شهادت پیامبر(ص)

15. 8 ماه بعد از شهادت پیامبر(ص)

 

 

 

 

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندیگنامه حضرت زهرا(س)

ساخت وبلاگ