8-زندگی نامه امام رضا (ع)
زندگی نامه حضرت رضا (ع)
ولادت حضرت
در روز پنجشنبه 11ذوالقعده سال 148 هجری امام رضا (ع) در شهر مدینه طیبه به دنیا آمدند.در ولادت آن حضرت 11 ذی الحجه و 11 ربیع الاول نیز ذکر شده است.
پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و مادر شان ام البنین نجمه است.نام مبارکشان علی است و کنیه آن حضرت ابو الحسن است.القاب حضرت سراج الله،نور الهدا، قرة عین المؤمنین،مکیدة الحدین ،کفو الملک،کافی الخلق ،رب السریر،رئاب التدبیر،(به معنای مصلح)،فاضل،صابر،وفیَ،صدیق،رضیَ.
هنگامی که آن حضرت به دنیا آمدند امام موسی بن جعفر (ع) دستور دادند فرزندشان را بیاورند.آن حضرت را در پارچه ای سفید پیچیده و به خدمت پدر آوردند.آن حضرت در گوش راست حضرت رضا (ع) اذان و در گوش چپ آن حضرت اقامه فرمود،و آب فرات به کام مبارک ریخت و سپس به مادر مکرمه اش نجمه (ع)برگردانیدند.
حرکت امام رضا(ع) از مکه به طرف مرو
در 25 ذوالقعده سال 200هجری امام رضا (ع) از مدینه به سوی مرو حرکت کردند.مامون رجاء بن ضحَاک را برای آوردن آن حضرت مامور کرد.و به او دستور داد که حضرت را از راه اهواز بیاورد و از طریق کوفه و قم عبور ندهد.هنگامی که خواستند حضرت را به طرف خراسان حرکت دهند داخل مسجد رسول خدا (ص) شد تا با آن حضرت وداع کند.و این کار را چند مرتبه انجام داد و هر بار کنار قبر شریف می رفتند و بر میگشتند.صدای مبارک،به گریه ناله بلند بود.جلو رفتم و سلام عرض کردم.حضرت(ع) فرمود :فلانی! مرا زیارت کن چه این که من از جوار جدم رسول خدا (ص) به طرف خراسان می روم و در غربت می میرم و در جنب هارون دفن می شوم.
من هم به طرف طوس حرکت کردم تا اینکه حضرت به شهادت رسیدند و در جنب هارون دفن شدند . حضرت رضا(ع) می فرمایند:هنگامی که خواستم از مدینه خارج شوم خانواده ام را جمع کردم و به آن ها امر کردم که بر من گریه کنند به گونه ای که من صدای آنان را بشنوم.بعد 12000دینار را بین آنان تقسیم کردم و گفتم:همانا من به نزد زن و فرزندم باز نخواهم گشت.
شهادت آن حضرت
حضرت ثامن الحجج مولانا علی بن موسی الرضا(ع)در آخر صفر سال 203 هجری بنابر اصح دو سال پس از وفات حضرت معصومه(ع) به شهادت رسیدند.سن مبارک آن حضرت 49 یا 51 یا 55 سال بوده است.بنابر نقلی حضرت در 27 صفر به شهادت رسیده اند،ولی مشهور آخر ماه صفر است.در 28 صفر مامون انگور مسموم یا آب انار زهر آلود را به اجبار به حضرت رضا(ع) خورانید.
آزارهای مامون نسبت به حضرت
مامون از آزار وجسارت نسبت حضرت کوتاهی نکرد.و حتی حضرت را جندین ماه در سرخس مقیداً زندانی کرد. پس از ولایتعهدی.ابتدای گرفتاری آن حضرت به خاطر معاشرت،با مامون منافق ملعون بود.
او به حسب ظاهر در تعظیم و احترام حضرت می کوشید.اما در باطن با آزار و اذیت،حجت خدا را به مرگ خویش راضی نموده بود.
یاسر خادم می گوید:هر جمعه که حضرت از مسجد جامع مراجعت می کرد. با بدنی عرق دار و غبار آلود دست به درگاه الهی بر میداشت و می گفت:«بارالها اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است،مرگ مرا برسان»آن حضرت پیوسته در غم حزن بود تا در غربت رحلت فرمود.
مامون پس از آنکه یک شبانه روز امر شهادت آن حضرت را کتمان کرد.سراغ محمد پسر امام صادق (ع) و جماعتی از آل ابو طالب فرستاد تا سلامت بدن امام را ببینند.و پس از آن شروع به گریه و زاری نمود!!
دفن بدن مبارک آن حضرت
پس از غسل و کفن و نماز بر بدن شریف حضرت،که توسط امام جواد (ع) انجام شد آن حضرت را جلو قبر هارون در خانه حمید بن قحطبه،مکان فعلی دفن کردند.بنابر بعضی روایات مامون از ترس فتنه مردم دستور به دفن شبانه آن حضرت داد.مدت امامت آن حضرت 20 سال بود.سن شریف امام جواد (ع) هنگام شهادت امام رضا (ع) 7سال چند ماه بود.
موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه حضرت رضا (ع)