اثبات وجود مهدی علیه السلام
13 تیر 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
چگونه می شود اثبات کرد که مهدی واقعا در تاریخ وجود داشته است؟ شاید شرایط خاص روحی_روانی این باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟ این اصل که مهدی رهبر موعود و منجی عالم بشریت است ادیث نبوی،و به صورت خاص در روایات ائمّه اهل بیت علیهم السلام آمده است.در این روایات مسأله به گونه مورد تأکید قرار گرفته که جای هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد و چهارصد حدیث فقط از طریق اهل سنت شمارش شده که به ضمیمه روایات شیعه به بیش از شش هزار روایت می رسد؛و چنین آماری بسیار بالا است. در مورد خیلی از مسائل بدیهی اسلام که مسلمانان به آن معتقدند،این همه روایت وارد نشده است.
اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم علیه السلام هم دلایل کافی دارد که کاملا اقناع کننده است. این دو دلیل را می توان در دو دلیل نقلی و علمی،خلاصه کرد: دلیل نقلی،وجود امام موعود را اثبات می کند و دلیل علمی، ثابت می کند که مهدی یک اسطوره و فرظیه نیست،بلکه حقیقتی است که وجود او در تاریخ لمس شده است.
اما دلیل نقلی: صدها روایت و حدیث از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و ائمّه اهل بیت علیهم السلام رسیده است که می گوید مهدی موعود دارای این خصوصیات است: از اهل بیت علیهم السلام است،از فرزندان فاطمه است،از نسل حسین و نهمین فرزند آن حضرت است. و روایاتی که می گوید جانشینان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم دوازده نفر می باشند.
این روایات مهدی موعود را در شخص امام دوازدهم،منحصر و متعین می کند و با اینکه ائمّه علیهم السلام برای حفظ ان حضرت از ترور و قتل سعی داشتند مسأله در سطح عمومی مطرح نشود،در عین حال روایات زیادی در این زمینه وارد شده است. البته زیادی روایات به تنهایی نمی تواند مقبولیت آن را برساند،بلکه در اینجا قرینه و گواه خاصی وجود دارد که دلیل بر صحت این روایات است. در حدیث شریف نبوی،سخن از امامان،جانشینان،امیران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احادیث مختلف است؛در بعضی دوازده امام و در بعضی دوازده خلیفه و در بعضی دیگر دوازده امیر،ذکر شده است. بعضی از مؤلفان،این احادیث را بیش از دویست و هفتاد شمارش کرده اند که همگی از کتاب های معتبر شیعه و سنی از قبیل صحیح بخاری،صحیح مسلم،سنن ترمذی،سنن ابو داود،مسند احمد و مستدرک حاکم نقل شده است.
اما دلیل علمی: دلیل علمی تجربه است،تجربه ای که مدت زمان هفتاد سال گروهی از مردم با آن زندگی کردند؛یعنی ((غیبت صغری)) غیبت صغری برگزار شد تا مردم به تدریج با غیبت خو بگیرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از دیده ها پنهان بود ولی از طریق وکیلان و یاران مورد وثوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت. در این مدت،چهار تن از پاک ترین و با تقواترین مؤمنان،نیابت و جانشینی آن حضرت را بر عهده داشتند و در مدت هفتاد سال واسطه میان او و مردم بوده اند و هیچ کس در هیچ زمینه ای خطایی از آنان ندیده و نشنیده است.
آیا تصور می کنید امکان داشته باشد یک دروغ،هفتاد سال دوام بیاورد و چهار نفر با هماهنگی کامل و یک صدا،یک نقش را بازی کنند؟ آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم ایجاداطمینان کرده بودند که همه به کردار و گفتار آنان ایمان داشتند. آیا می شود این چهار تن به گونه ای نقش بازی کنند که هیچ کس به حقیقت پی نبرد در حالی که این افراد هیچ رابطه خاصی با هم نداشته اند تا بگوییم در این قضیه تبانی کرده بودند. از قدیم گفته اند: طناب دروغ،کوتاه است،امکان ندارد یک دروغ بتواندبدین شکل دوام بیاورد و در تمام این مدت و با همه بده بستان ها و روابط مختلف موضوع کشف نگردد و همه به درستی آن ایمان داشته باشند.بدینسان در می یابیم که پدیده غیبت صغری می تواند به عنوان یک آزموده علمی،دلیل بر واقعیت خارجی یک موضوع باشد و آن وجود،زندگی و سپس غیبت حضرت مهدی علیه السلام است.
آن حضرت پس از غیبت صغری،خود اعلان کرده است که در پرده غیبت کبری خواهد رفت و از نظر ها پنهان خواهد گشت و هیچ کس او را نخواهد دید.1 نشریه موعود،شماره 14،ص 80 (مقاله شهید سید محمد باقر صدر)
اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم علیه السلام هم دلایل کافی دارد که کاملا اقناع کننده است. این دو دلیل را می توان در دو دلیل نقلی و علمی،خلاصه کرد: دلیل نقلی،وجود امام موعود را اثبات می کند و دلیل علمی، ثابت می کند که مهدی یک اسطوره و فرظیه نیست،بلکه حقیقتی است که وجود او در تاریخ لمس شده است.
اما دلیل نقلی: صدها روایت و حدیث از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و ائمّه اهل بیت علیهم السلام رسیده است که می گوید مهدی موعود دارای این خصوصیات است: از اهل بیت علیهم السلام است،از فرزندان فاطمه است،از نسل حسین و نهمین فرزند آن حضرت است. و روایاتی که می گوید جانشینان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم دوازده نفر می باشند.
این روایات مهدی موعود را در شخص امام دوازدهم،منحصر و متعین می کند و با اینکه ائمّه علیهم السلام برای حفظ ان حضرت از ترور و قتل سعی داشتند مسأله در سطح عمومی مطرح نشود،در عین حال روایات زیادی در این زمینه وارد شده است. البته زیادی روایات به تنهایی نمی تواند مقبولیت آن را برساند،بلکه در اینجا قرینه و گواه خاصی وجود دارد که دلیل بر صحت این روایات است. در حدیث شریف نبوی،سخن از امامان،جانشینان،امیران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احادیث مختلف است؛در بعضی دوازده امام و در بعضی دوازده خلیفه و در بعضی دیگر دوازده امیر،ذکر شده است. بعضی از مؤلفان،این احادیث را بیش از دویست و هفتاد شمارش کرده اند که همگی از کتاب های معتبر شیعه و سنی از قبیل صحیح بخاری،صحیح مسلم،سنن ترمذی،سنن ابو داود،مسند احمد و مستدرک حاکم نقل شده است.
اما دلیل علمی: دلیل علمی تجربه است،تجربه ای که مدت زمان هفتاد سال گروهی از مردم با آن زندگی کردند؛یعنی ((غیبت صغری)) غیبت صغری برگزار شد تا مردم به تدریج با غیبت خو بگیرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از دیده ها پنهان بود ولی از طریق وکیلان و یاران مورد وثوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت. در این مدت،چهار تن از پاک ترین و با تقواترین مؤمنان،نیابت و جانشینی آن حضرت را بر عهده داشتند و در مدت هفتاد سال واسطه میان او و مردم بوده اند و هیچ کس در هیچ زمینه ای خطایی از آنان ندیده و نشنیده است.
آیا تصور می کنید امکان داشته باشد یک دروغ،هفتاد سال دوام بیاورد و چهار نفر با هماهنگی کامل و یک صدا،یک نقش را بازی کنند؟ آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم ایجاداطمینان کرده بودند که همه به کردار و گفتار آنان ایمان داشتند. آیا می شود این چهار تن به گونه ای نقش بازی کنند که هیچ کس به حقیقت پی نبرد در حالی که این افراد هیچ رابطه خاصی با هم نداشته اند تا بگوییم در این قضیه تبانی کرده بودند. از قدیم گفته اند: طناب دروغ،کوتاه است،امکان ندارد یک دروغ بتواندبدین شکل دوام بیاورد و در تمام این مدت و با همه بده بستان ها و روابط مختلف موضوع کشف نگردد و همه به درستی آن ایمان داشته باشند.بدینسان در می یابیم که پدیده غیبت صغری می تواند به عنوان یک آزموده علمی،دلیل بر واقعیت خارجی یک موضوع باشد و آن وجود،زندگی و سپس غیبت حضرت مهدی علیه السلام است.
آن حضرت پس از غیبت صغری،خود اعلان کرده است که در پرده غیبت کبری خواهد رفت و از نظر ها پنهان خواهد گشت و هیچ کس او را نخواهد دید.1 نشریه موعود،شماره 14،ص 80 (مقاله شهید سید محمد باقر صدر)
موضوعات مرتبط با این مطلب : اثبات وجود مهدی علیه السلام
دلیل خمس
27 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دلیل خمس
پرسش 2
دلیل وجوب خمس - به ویژه خمس درآمد
یکی از واجبات مهم مالی در اسلام ((خمس)) که از فروع دین و جزء عبادات شمرده می شود. از این رو باید با قصد قربت انجام گیرد. تمام مذاهب اسلامی (شیعه و سنی) در اصل وجوب خمس،اتفاق نظر دارند. تنها اختلاف میان آنان، موارد و مصارف آن است؛ لذا بیشتر اهل سنت بر این باورند که تنها به غنایم جنگی و گنج خمس تعلق می گیرد. 1 اما فقیهان شیعی معتقدند: خمس در هفت چیز واجب است: 1.غنایم جنگی 2. غواصی (اشیایی که با فرو رفتن به آب دریاها به دست می آید) 3.گنج 4.معدن 5.سود تجارت 6.مال حلال مخلوط به حرام 7.زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد.
پنج قسمت اول مورد اتفاق شیعه و دو قسم اخیر نظر مشهور آنان می باشد.
پرسش 2
دلیل وجوب خمس - به ویژه خمس درآمد
پنج قسمت اول مورد اتفاق شیعه و دو قسم اخیر نظر مشهور آنان می باشد.
آنچه اکنون مورد بحث و پژوهش است، خمس سود و درآمد کسب می باشد. خداوند متعال می فرماید: ((وَ اعْلَمُوا
أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ...)) 2 این آیه _ که به آیه خمس معروف است - به نظر فقیهان شیعی نه تنها بر وجب خمس غنایم جنگی دلالت می کند؛ بلکه شامل هرگونه درآمد کسب نیز می باشد. واژه غنیمت از نظر لغت معنای گسترده ای دارد و به هرگونه درآمد و فایده ای که به انسان می رسد، گفته می شود. 3 غنیمت جنگی و سود تجارت ، هردو غنیمت شمارده می شوند و مشمول آیه می گردند. البته هرچند شأن نزول آیه در مورد غنایم جنگی است، ولی این سخن معروف است که شأن نزول ، هیچ گاه مخصص نیست و نمی تواند آیه را به آن محدود کند. در تقریرات درس آیت الله بروجردی چنین آمده است:
درست است که آیه در مورد خاص نازل شده است؛ ولی هیچ گاه مورد،مخصِص نیست، و دانشمندان اهل سنت هم - که خمس را در غیر غنایم جنگی انکار نموده اند - در این آیه، مورد را تخصیص دهنده و محدود کننده ندانسته اند، در حالی که آیه در غزوه بدر نازل شده،آن را شامل تمامی جنگ ها شمرده اند و اگر قرار بود مورد خاص، در آیه مخصص باشد، باید آن را محدود به جنگ بدر بدانند.4گذشته از همه اینها، در روایت معتبری (معروف به صحیحه علی بن مهزیار)، امام جواد علیه السلام غنیمت در آیه را به معنی گسترده ای در نظر گرفته و آن را به درآمد کسب تفسیر نموده است. در بخشی از آن آمده است:
درست است که آیه در مورد خاص نازل شده است؛ ولی هیچ گاه مورد،مخصِص نیست، و دانشمندان اهل سنت هم - که خمس را در غیر غنایم جنگی انکار نموده اند - در این آیه، مورد را تخصیص دهنده و محدود کننده ندانسته اند، در حالی که آیه در غزوه بدر نازل شده،آن را شامل تمامی جنگ ها شمرده اند و اگر قرار بود مورد خاص، در آیه مخصص باشد، باید آن را محدود به جنگ بدر بدانند.4گذشته از همه اینها، در روایت معتبری (معروف به صحیحه علی بن مهزیار)، امام جواد علیه السلام غنیمت در آیه را به معنی گسترده ای در نظر گرفته و آن را به درآمد کسب تفسیر نموده است. در بخشی از آن آمده است:
((فأمّا الغنائم و الفوائد فهی واجبة علیهم فی کل عام قال الله تعالی:وَ
اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ )) 5
در این حدیث امام علیه السلام واژه ((الفوائد)) را در کنار ((الغنائم)) جای داده و هردو را مصداق آیه قلمداد نموده است و تردیدی نیست که منظور از ((فواید)) هرگونه سود و درآمدی است که به انسان می رسد. بنابراین از مجموع موارد و قراین یاد شده، به دست می آید که خمس درآمد در قرآن، به صراحت از آن یاد شده و بر وجوب آن دلالت می کند؛ به ویژه که آن حضرت علیه السلام نیز از آن معنای وسیعی دریافته و برای ما تبیین و تفسیر کرده است. چنانچه کسی در تمام آنچه که بیان شد، اشکال کند و آیه را در خمس غنایم جنگی منحصر کند، در پاسخ خواهیم گفت: به جز قرآن، روایات متعددی از ائمّه علیهم السلام وارد شده است که به خوبی بر وجوب خمس درآمد دلالت می کند.6
و تمامی فقیهان شیعی نیز به آنها استناد جسته و در کتاب های فقهی خود ذکر کرده اند.
گفتنی است که اکثر اهل سنت، خمس در غیر غنایم جنگی را انکار نموده اند و از دیگر سوی،دسترسی به صندوق ذکات بر سادات بنی هاشم حرام شمرده اند در حالی که در بین این دسته نیز، همانند سایرین یتیم و مسکین به چشم می خورند. اکنون این سؤال پیش می آید، که فقرای سادات بنی هاشم، از چه بودجه ای امرار معاش کنند؟ با این که جنگ در تمام دوران زندگی و در همه جوامع پا بر جا و همیشگی نیست که بتوانند از خمس غنایم جنگی ارتزاق کنند.7
و تمامی فقیهان شیعی نیز به آنها استناد جسته و در کتاب های فقهی خود ذکر کرده اند.
گفتنی است که اکثر اهل سنت، خمس در غیر غنایم جنگی را انکار نموده اند و از دیگر سوی،دسترسی به صندوق ذکات بر سادات بنی هاشم حرام شمرده اند در حالی که در بین این دسته نیز، همانند سایرین یتیم و مسکین به چشم می خورند. اکنون این سؤال پیش می آید، که فقرای سادات بنی هاشم، از چه بودجه ای امرار معاش کنند؟ با این که جنگ در تمام دوران زندگی و در همه جوامع پا بر جا و همیشگی نیست که بتوانند از خمس غنایم جنگی ارتزاق کنند.7
_______________________________________
1. ر.ک:مغنیه،محمد جواد،الفقه علی المذاهب الخمسة،ص 186 و خویی،سید ابوالقاسم، مستند العروة الوثقی،کتاب الخمس،ص 197
2. سوره انفال:آیه 41
3.ر.ک:مجمع البحرین،لسان العرب،تاج العروس،ماده ((غنم))
4.زبدة المقال،ص 5
5.وسائل الشیعة،ج 6،باب 8،ابواب مایجب فیه الخمس،ح 5
6.ر.ک: وسائل الشیعة،ایبواب ما یجب فیه الخمس و ابواب الانفال
7.مستند عروة الوثقی، کتاب الخمس، ص 343
...............................................................................................................
4.زبدة المقال،ص 5
5.وسائل الشیعة،ج 6،باب 8،ابواب مایجب فیه الخمس،ح 5
6.ر.ک: وسائل الشیعة،ایبواب ما یجب فیه الخمس و ابواب الانفال
7.مستند عروة الوثقی، کتاب الخمس، ص 343
...............................................................................................................
برای اطلاعات بیشتر به کتاب احکام خمس سید مجتبی حسینی رجوع کنید.
با تشکر از www.tadabbor.org
موضوعات مرتبط با این مطلب : اهمیت خمسدلیل خمس