علی
علی، اثبات، وجود، مهدی، علیه السلام، ظهور، مهدی، فرج، وجود، امام، دوازدهم، دلیل، بودن، حضرت، مهدی، اسلام، شیعه، مصحف، امیرالمؤمنین، علیه السلام، ظهور، حضرت، مهدی، عج، شیعه

اثبات وجود مهدی علیه السلام

13 تیر 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
چگونه می شود اثبات کرد که مهدی واقعا در تاریخ وجود داشته است؟ شاید شرایط خاص روحی_روانی این باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟ این اصل که مهدی رهبر موعود و منجی عالم بشریت است ادیث نبوی،و به صورت خاص در روایات ائمّه اهل بیت علیهم السلام آمده است.در این روایات مسأله به گونه مورد تأکید قرار گرفته که جای هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد و چهارصد حدیث فقط از طریق اهل سنت شمارش شده که به ضمیمه روایات شیعه به بیش از شش هزار روایت می رسد؛و چنین آماری بسیار بالا است. در مورد خیلی از مسائل بدیهی اسلام که مسلمانان به آن معتقدند،این همه روایت وارد نشده است.

اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم علیه السلام هم دلایل کافی دارد که کاملا اقناع کننده است. این دو دلیل را می توان در دو دلیل نقلی و علمی،خلاصه کرد: دلیل نقلی،وجود امام موعود را اثبات می کند و دلیل علمی، ثابت می کند که مهدی یک اسطوره و فرظیه نیست،بلکه حقیقتی است که وجود او در تاریخ لمس شده است.

اما دلیل نقلی: صدها روایت و حدیث از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و ائمّه اهل بیت علیهم السلام رسیده است که می گوید مهدی موعود دارای این خصوصیات است: از اهل بیت علیهم السلام است،از فرزندان فاطمه است،از نسل حسین و نهمین فرزند آن حضرت است. و روایاتی که می گوید جانشینان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم دوازده نفر می باشند.

این روایات مهدی موعود را در شخص امام دوازدهم،منحصر و متعین می کند و با اینکه ائمّه علیهم السلام برای حفظ ان حضرت از ترور و قتل سعی داشتند مسأله در سطح عمومی مطرح  نشود،در عین حال روایات زیادی در این زمینه وارد شده است. البته زیادی روایات به تنهایی نمی تواند مقبولیت آن را برساند،بلکه در اینجا قرینه و گواه خاصی وجود دارد که دلیل بر صحت این روایات است. در حدیث شریف نبوی،سخن از امامان،جانشینان،امیران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احادیث مختلف است؛در بعضی دوازده امام و در بعضی دوازده خلیفه و در بعضی دیگر دوازده امیر،ذکر شده است. بعضی از مؤلفان،این احادیث را بیش از دویست و هفتاد شمارش کرده اند که همگی از کتاب های معتبر شیعه و سنی از قبیل صحیح بخاری،صحیح مسلم،سنن ترمذی،سنن ابو داود،مسند احمد و مستدرک حاکم نقل شده است.

اما دلیل علمی: دلیل علمی تجربه است،تجربه ای که مدت زمان هفتاد سال گروهی از مردم با آن زندگی کردند؛یعنی ((غیبت صغری)) غیبت صغری برگزار شد تا مردم به تدریج با غیبت خو بگیرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از دیده ها پنهان بود ولی از طریق وکیلان و یاران مورد وثوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت. در این مدت،چهار تن از پاک ترین و با تقواترین مؤمنان،نیابت و جانشینی آن حضرت را بر عهده داشتند و در مدت هفتاد سال واسطه میان او و مردم بوده اند و هیچ کس در هیچ زمینه ای خطایی از آنان ندیده و نشنیده است.

آیا تصور می کنید امکان داشته باشد یک دروغ،هفتاد سال دوام بیاورد و چهار نفر با هماهنگی کامل و یک صدا،یک نقش را بازی کنند؟ آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم ایجاداطمینان کرده بودند که همه به کردار و گفتار آنان ایمان داشتند. آیا می شود این چهار تن به گونه ای نقش بازی کنند که هیچ کس به حقیقت پی نبرد در حالی که این افراد هیچ رابطه خاصی با هم نداشته اند تا بگوییم در این قضیه تبانی کرده بودند. از قدیم گفته اند: طناب دروغ،کوتاه است،امکان ندارد یک دروغ بتواندبدین شکل دوام بیاورد و در تمام این مدت و با همه بده بستان ها و روابط مختلف موضوع کشف نگردد و همه به درستی آن ایمان داشته باشند.بدینسان در می یابیم که پدیده غیبت صغری می تواند به عنوان یک آزموده علمی،دلیل بر واقعیت خارجی یک موضوع باشد و آن وجود،زندگی و سپس غیبت حضرت مهدی علیه السلام است.
آن حضرت پس از غیبت صغری،خود اعلان کرده است که در پرده غیبت کبری خواهد رفت و از نظر ها پنهان خواهد گشت و هیچ کس او را نخواهد دید.1
نشریه موعود،شماره 14،ص 80 (مقاله شهید سید محمد باقر صدر)





موضوعات مرتبط با این مطلب : اثبات وجود مهدی علیه السلام

مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام

12 تیر 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

قرآنی است که توسط حضرت علی علیه السلام به همان نحو که در مدت بیست و سه سال نازل گردیده،جمع آوری شده است.قرآن فعلی که امروز در دست ما است، جمع آوری ((عثمان بن عفان)) است و با مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام از لحاظ کلام الهی،کم و کاستی ندارد.حضرت علی علیه السلام آن مصحف را بر صحابه عرضه کرد،امّا آنان نپذیرفتند.پس از آن،حضرت آن را مخفی کرد و تا کنون به حال خود باقی است و زمانی به دست حضرت مهدی ظاهر خواهد شد.
امام صادق  علیه السلام در مورد شیوه جدید نظم قرآنی می فرماید:((چون قائم علیه السلام قیام کند،کتاب خدای تبارک و تعالی را آن چنان که هست،تلاوت می کند و قرآنی را که امیرمؤمنان علیه السلام نوشته بیرون می آورد.))1و درباره مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:((هنگامی که امیرمؤمنان از نوشتن قرآن فارغ شد،آن را بر مردم عرضه کرد و فرمود:این کتاب خدای تبارک و تعالی است،آن را از دو لوح آن چنان که خدایش بر محمد صل الله علیه و آله و سلم فرو فرستاد،گرد آورده ام.مردم گفتند:ما مصحفی داریم که همه ی آیات قرآنی را در بر دارد،دیگر نیازی به قرآن شما نداریم.امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:به خدا سوگند دیگر پس از امروز آن را نخواهید دید!من وظیفه داشتم هنگامی که از آن فارغ شدم،آن را بر شما عرضه  کنم تا شما آن را بخوانید.))2 این مضمون از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است.این دو روایت و روایات دیگر،مشخص می کنند که قرآن امیرمؤمنان علیه السلام در محضر حضرت بقیة الله علیه السلام است و آن بر حسب نزول تنظیم شده و شأن نزول ها را در بردارد،و حضرت مهدی آن را به هنگام ظهور عرضه می کند و معلمین قرآن در مسجد کوفه آن را آموزش می دهند.

______________________________________

1. اصول کافی،ج2،ص 633

2. همان



...............................................................................................................


برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,

رمز ظهور امام زمان علیه السلام

12 خرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

امام صادق علیه السلام درباره نقش دعای حقیقی در تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین فرمودند:

وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد،چهل روز به درگاه خداوند ناله و گریه کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهما السلام) وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند؛درحالی که از 400 سال عذاب،170 سال باقی مانده بود و خداوند به واسطه دعای بنی اسرائیل، از آن 170 سال صرف نظر کرد.

سپس فرمودند:شیعیان ما هم،اگر مانند بنی اسرائیل به درگاه خدا دعا کنند،خداوند فرج ما را نزدیک خواهد فرمود؛ اما اگر چنین نکنند،این سختی به نهایت زمان معین خود خواهد رسید (بحارالانوار،ج 52،ص 131،تاریخ امام زمان (ع)،باب 22 فضل انتظار فرج و مدح شیعیان در زمان غیبت و آنچه سزاوار است در زمان غیبت انجام داده شود)

با توجه به حدیث فوق و دیگر روایات، نتیجه می گیریم که پس از توبه حقیقی و با تضرع و دعای همگانی،می توانیم طومار غیبت را در هم پیچیده و ظهور شادی بخش مولایمان را سرعت بخشیم.اساسا فلسفه ی برپایی دعای ندبه نیز ایجاد شرایط دعای همگانی برای ظهور است و نباید از آن غافل شد که این غفلت و بی تفاوتی به مسئله غیبت امام زمان
عجل الله تعالی فرجه الشریف،سبب تأخیر در امر فرج و غرق شدن در سختی های آخرالزمان می شود.

همچنین حضرت ادریس علیه السلام از انبیائی بودند که در دوره نبوتشان مدتی از نظرها غایب و آن هنگام که امت ایشان با ندبه به درگاه خداوند خواستار ظهور منجی شدند،خداوند به سبب پشیمانی واقعی آنها دوران غیبت را پایان بخشید. (کمال الدین و تمام النعمه،ج 1 ،باب 1 )
نکته مهم این است که می توانیم با دعا و ندبه ی همگانی،فرج امام منتَظر را،حتی بدون وقوع برخی علایم ظهور محقق کنیم و ناظر بر شکل گیری جهانی،آنگونه که انبیاء و اولیاء الهی وعده داده اند باشیم؛جهانی عاری از ظلم وستم و سراسر عدل و داد...
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که قائم ما ظهور و قیام می کند،در دوران حکومت او زمین گنج های خود را آشکار می کند،به طوری که مردم آن گنج ها را روی زمین می بینند؛

در آن شرایط شخص ثروتمند،نیازمندی را نمی یابد که به او کمک مالی کند و زکات خویش را به او بپردازد،همه ی مردم،به فضل الهی،بی نیاز می شوند. (ارشاد شیخ مفید،ج 2،باب 40،تاریخ امام زمان (عج)،فصل 3 حکومت حضرت قائم)

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم                    غم هجران تورا چاره زجایی بکنیم

(لسان الغیب)




مناسب ترین فرصت برای منتظران فرج،شب میلاد آن حضرت است؛شبی مقدس که به احیای آن،همچون شبهای قدر،در روایات گوناگون بسیار تاکید و اعمال آن در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است.این شب فرصت بسیار مناسبی برای شناخت واقعی امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است که با برگزاری احیاء و دعای همگانی،برای ظهور حضرت،می توانیم موجب تعجیل در فرج ایشان شویم.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:شب نیمه شعبان،بعد از شب قدر،برترین شبهاست،در این شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا می کند و ایشان را به منّ و کرم خویش می آمرزد. پس به تقرب جستن به سوی خداوند تعالی در این شب سعی و کوشش کنید،زیرا به درستی شبی است که خدا به ذات مقدّس خود قسم یاد کرده که درخواست کننده ای را از درگاه خود دست خالی برنگرداند؛مادامی که معصیت طلب نکند.
(مفاتیح الجنان،بخش فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان)

حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:هرکس شب نیمه شعبان را احیاء دارد،دل او در روزی که همه دل ها بمیرند،نمی میرد.(بحارالانوار ج 88 ص 132 )

یکی از مهم ترین موانع ظهور و اسباب غیبت حضرت،خود مردم هستند. به عبارت دیگر، اعمال و رفتار خودمان است که سبب غیبت امام حیّ و حاضر شده است. مبارزه با هوای نفسانی مؤثرترین عامل خشنودی و تعجیل فرج امام مهدی (ارواحنا الفداء) است. شیعیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به این نکته کاملا توجه داشته باشند که هرچه جامعه ی ما بیشتر به گناه آلوده شود، در حقیقت باعث تخریب فضای سالم برای پذیرش حضرت بقیة الله خواهد شد؛در تعلیمات اسلام اهتمام به وضع جامعه و مبارزه با فساد و نا رسایی های اجتماعی تاکید شده است؛ به گونه ای که انسان های بی توجه به امور اجتماعی و مشکلات مردم،خارج از زمره ی مسلمانان محسوب می شوند. صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هر لحظه منتظر هستند تا شیعیان کمی به خود آیند و در میان همه ی انسان های کره ی زمین،حداقل آنها به پاکی و معنویت روی بیاورند تا در زمان ظهور،شایسته یاری کردن ایشان در جهانی کردن دین خدا باشند؛بنابراین ما باید بیا جدیّت از گناه بپرهیزیم و قلب مولای خود را بیش از این نرنجانیم و بدانیم که مسؤلیت تاخیر در امر فرج امام زمان عجل الله تعای فرجه الشریف با گناهکاران است.

التماس دعای فرج

.........................................................................................................................

 

لطفا این متن را نشر دهید





موضوعات مرتبط با این مطلب : رمز ظهور حضرت مهدی (ع)

دانلود سخرانی مرحوم کافی - حضرت فاطمه (س)

31 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

سخرانی مرحوم کافی - حضرت فاطمه سلام الله علیها


شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها     دانلود



ازدواج حضرت فاطمه (س) با حضرت علی (ع)    دانلود

قصه انار   دانلود





موضوعات مرتبط با این مطلب : حضرت فاطمه (س)

آرماگدون

19 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

کلمه ((Armagddon)) ((هَرمَجِدُّون)) واژه ای است اصلاً یونانی که بنا به تعریف واژه نامه های آمریکایی همچون فرهنگ ((وبستر)) به معنی نبرد نهایی حق و باطل در آخرالزمان است. همچنین این واژه نام شهری است در منطقه عمومی شام که بنا به آنچه در باب شانزدهم مکاشفات یوحنا، در عهد جدید آمده است، جنگی عظیم در آنجا رخ می دهد و مرحله حاضر از زندگی بشر در آن زمان پایان می یابد. به عبارتی نبرد مذکور، مقدمه تحولی بزرگ است که سرنوشت نهایی آدمی بر روی کره زمین به آن بستگی دارد. 

حادثه شریف ظهور، حادثه ای بزرگ است و قدرت های بزرگ جهان، سیاست خارجی خود را بر مبنای حوادثی که پیش از آن رخ می دهد جهت داده و نقشه های نظامی خود را به شکلی سامان داده اند که آمادگی های لازم برای این حادثه در آن ملحوظ باشند. این در حالی است که مؤسسات دینی و رسانه های این دولت ها نیز، مردم خود را برای پیشباز این حادثه آماده می سازند. 

این مؤسسات دینی به همراه رسانه های دیداری و شنیداری این دولت ها، از سال های دهه هشتاد میلادی مردم خود را به ایمان جمعی به وقوع حادثه ای بزرگ در سرزمین شام که به نبردی هسته ای خواهد انجامید توجه داده اند. این مؤسسات پیوسته مردم خود را به ایمان به این نکته فرا می خوانند که به زودی لشکری از دشمنان مسیح که بدنه اصلی آن از میلیون ها نظامی تشکیل یافته، از عراق حرکت می کند و پس از گذشتن از رود فرات - که در آن زمان به خشکی گراییده است - به سوی قدس رهسپار می شود. اما نیرو های مؤمن به مسیح، راه این لشکر را سد کرده و همگی در آرماگدون با یکدیگر برخورد خواهند کرد و در این مکان است که درگیری اتفاق خواهد افتاد. صخره ها ذوب می شوند... دیوار ها بر زمین فرو می غلتند... پوست تن انسان ها در حالی که ایستاده اند ذوب شده و میلیون ها نفر از بین می روند... و این نبردی نهایی و هسته ای است. 

سپس مسیح برای بار دوم از جایگاه بلند خود بر زمین فرود می آید و پس از چندی زمام رهبری جهان را در دست گرفته و صلح جهانی را برقرار می کند. او دولت صلح را بر زمین نو و زیر آسمانی تازه بنا می کند و این مهم را از مرکز فرماندهی خود در قدس عملی می سازد. 

یک بررسی انجام گرفته از سوی مؤسسه ((تلسن)) که در اکتبر سال 1985 م. به نشر رسیده است؛ نشان می دهد که در حال حاضر 61 میلیون آمریکایی در انتظار واقعه آرماگدون گوش خوابانده اند و این در حالی است که ذکر مؤسسات دینی و ایستگاهای رادیو تلوزیونی که به این مهم پرداخته اند؛ در این مجال میسر نیست.  

مؤسسات دینی آمریکایی این نکته را روشن ساخته اند که سپاهی که از عراق به سوی قدس رهسپار خواهد شد، بنا به پیشگویی حرقیال ( فصل 38 و 39 ) از نظامیانی از عراق،ایران،لیبی،سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل می شوند. مدارس انجیلی در آمریکا بر پایه این تحلیل که واقعه آرماگدون تنها حادثه ای است که بازگشت دوباره مسیح را به زمین ممکن می سازد... و این واقعه ای بسیار نزدیک است، به تبلیغ این دیدگاه پرداخته اند. 

آرماگدونی که این عده از آن سخن می گویند، همان حادثه عظیمی است که پیش از ظهور مهدی علیه السلام رخ خواهد داد، همان حادثه بزرگی که ائمّه ما علیهم السلام، نام قرقیسیا را بر آن اطلاق کرده اند. ائمه ما، از این نکته خبر داده اند که میلیون ها نظامی از آمریکا،اروپا،روسیه،ترکیه،مصر و دول مغرب عربی به اضافه سربازانی از سرزمین شام شامل کشور های سوریه،اردن،لبنان،فلسطین و اسرائیل همگی در ناحیه ای در این محدوده تحت عنوان قرقیسیا با یکدیگر برخورد کرده و پس از حصول درگیری، این سفیانی است که همگی را چونان کشتزاری درو شده در هم می کوبد و از صحنه ی نبرد پیروز بیرون می آید. در صحیحه میسّر از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود: (( ای میسّر! از این جا تا قرقیسیا چقدر راه است ؟ )) عرض کردم: (( همین نزدیکی ها در ساحل فرات قرار دارد )) سپس فرمودند: (( اما در این ناحیه اتفاقی خواهد افتاد که از زمانی که خداوند متعال آسمان ها و زمین را آفریده بی سابقه بوده، چنان که تا وقتی که آسمان ها و زمین برپا هستند هم، واقعه ای همچون آن اتفاق نخواهد افتاد... سفره ای است که درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر می شوند)) 1 امثال این روایات از امام صادق علیه السلام و سایر ائمه نقل شده است. 

 

به هر حال مؤسسات دینی انجیلی آمریکا و اروپا آنچه را روانشناسان گفته اند و در قضیه بازگشت دوباره مسیح به زمین پس از حادثه آرماگدون، به کار بسته و به این گفته قائل اند که بی گمان امکان تحقق هر نوع پیشگویی در وهله نخست به ایمان مردم به َآن و به پا فشاری شان بر ضرورت به کرسی نشستن آن و همچنین به شمار نفرات آن ها و شمار نفرات کسانی بستگی دارد که رهبری کاروان تبلیغاتی به راه افتاده برای تحقق بخشیدن به آن پیشگویی را بر عهده دارند.2  

_______________________________________

1. کافی،ج 8،ص 295؛ غیبة نعمانی،ص 267  

2. نشریه موعود،شماره 28 و 32



...............................................................................................................


برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : منتظِرآرماگدون

آثار دعای فرج

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
آثار دعای فرج

روایات مختلفی به بیان آثار ، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: فرمایش حضرت ولی عصر علیه السلام: بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.اظهار محبت قلبی است. نشانه انتظار است.زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.مایه ناراحتی شیطان لعین است.نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است، که ادء حق هر صاحب حقی، واجب ترین امور است.تعظیم خداوند و دین خداوند است.حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق او دعا می کند.شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.شفاعت پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم ان شاء الله شامل حالش می شود.این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.مایه استجابت دعا می شود.اداء اجر رسالت است.مایه دفع بلاست.سبب وسعت روزی است ان شاء الله.باعث آمرزش گناهان می شود.سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود؛ ان شاءالله.سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود؛ ان شاء الله .از برادران پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم خواهد بود.فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع می شود.پیروی از پیغمبر و امامان علیهم السلام خواهد بود.وفای به عهد و پیمان خداوندی است.آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد.فضیلت رعایت و ادای امانت برایش حاصل می شود.زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل اوست.سبب طولانی شدن عُمر است؛ ان شاء الله.تعاون و همکاری در کار های نیک و تقوی است.سبب هدایت به نور قرآن مجید است.نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.به ثواب طلب علم نائل می شود؛ ان شاء اللهرسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود. این دعا اجابت دعوت خدا و رسول صل الله علیه و آله و سلم است.محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود .عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم می شود.ان شاء الله از اهل بهشت خواهد شد.دعای پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شامل حالش می گردد.کردار های بد او به کردار های نیک مبدل می شود.خداوند متعال در عبادات او را تأیید می فرماید.ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.ثواب کمک به مظلوم را دارد.ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد .پاداش خونخواهی حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را دارد.شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.نور او برای دیگران نیز - روز قیامت - درخشان می گردد.هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت می کند .دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در روز قیامت، شاملش می گردد.از تشنگی روز قیامت در امان می ماند.مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود - مادامی که مشغول آن دعا باشد.پاداش نصیحت مؤمن را دارد.مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد.دعاکننده مورد مباهات خداوند می شود.فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.از نیکان مردم - پس از ائمه اطهار علیهم السلام می شود.این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است.مایه خرسندی خداوند عزوجل است.مایه خشنودی پیغمبر صل الله علیه و آله سلم می گردد.این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است.حساب او آسان می شود.این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.این عمل بهترین اعمال است.باعث دوری غصه ها می شود.دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام علیه السلام است.فرشتگان درباره اش دعا می کنند.دعای حضرت سید الساجدین علیه السلام - که نکات و فوائد متعددی دارد - شامل حالش می شود.این دعا تمسک به ثقلین ( کتاب و عترت) است.چنگ زدن به ریسمان الهی است.سبب کامل شدن دین است.مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.تعطیم شعائر خداوند است.این دعا ثواب کسی که پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شهید شده را دارد.ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم علیه السلام شهید شده را دارد.ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان - عجل الله فرجه - را دارد.در این دعا، ثواب گرامی داشتن عالم هست.پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.درجات او در بهشت بالا می رود.از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نئل می شود.و رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در پی دارد.  1 
_______________________________________

1. مکیال المکارم،ج 1،ص 351 ( ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : آثار دعای فرج
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

اسامی مبارک حضرت مهدی علیه السلام با الفاظ مختلفی در بسیاری از کتب مذهبی اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده که برخی از آنها چنین است: ((صاحب)) در صحف ابراهیم علیه السلام ، ((قائم)) در زبور سیزدهم، ((قیدمو)) در تورات به لغت ترکوم، ((ماشیع)) - مهدی بزرگ - در تورات عبرانی، ((مهمید آخر)) در انجیل، ((سروش ایزد)) در زمزم زرتشت، ((بهرام)) در ابستاق زند و پازند، ((بنده یزدان)) در زند و پازند، ((لندبطاوا)) در هزارنامه هندیان، ((شماخیل)) در ارماطس،((خوراند)) در جاویدان، ((خجسته)) در کندرال فرنگیان،((خسرو)) در کتاب مجوس، ((میزان الحق)) در کتاب اثری پیغمبر، ((پرویز)) در کتاب برزین آذر فارسیان، ((فردوس اکبر))  در کتاب قبروس رومیان، ((کلمةُ الحق)) در صحیفه آسمانی، ((لسان الصِّدق)) در صحیفه آسمانی، ((صمصام الاکبر)) در کتاب کندرال، (بقیة الله)) در کتاب دوهر، ((قاطع)) در کتاب قنطره، ((منصور)) در کتاب دید براهمه، ((ایستاده)) در کتاب شاکمونی، ((ویشنو)) در کتاب ریگ ودا، ((فرخنده)) در کتاب وشن جوک، ((راهنما)) در کتاب پاتیکل)) ((پسر انسان)) در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن)، ((سوشیانس)) در کتاب زند و هومومن یسن از کتاب زردشتیان، ((فیروز)) در کتاب اشعیای پیامبر، و در کتاب ((شاهبور هرگان)) کتاب مقدس ((مانویه)) ترجمه ((مولر)) نام ((خرد شهر ایزد)) آمده که باید در آخرالزمان ظهور کند، و عدالت را در جهان آشکار سازد . 1


_______________________________________

1. نجم الثاقب،باب دوم؛الزام الناصب،ج 1 ، ص 481 ................................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

دعای ندبه

5 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دعای ندبه

دعایی است جامع و پرسوز که از دیر باز مورد توجه شیعیان و منتظران حقیقی حضرت ولی عصر علیه السلام بوده است. این دعا در حقیقت، بیانگر تاریخ فشرده ای از حضور حجت ها و اولیای الهی بر پهنه خاک است. سلسله ای که از حضرت آدم علیه السلام آغاز، و تا آخرین حجت خدا، حضرت مهدی علیه السلام ادامه می یابد. دعای ندبه را امام جعفر صادق علیه السلام به دوستان و شیعیانش تعلیم داده و به آن ها امر فرموده که این دعا را در اعیاد چهارگانه (فطر،قربان،غدیر و جمعه) بخوانند و به ما امر فرموده که در عصر غیبت با این دعا، با پیشوای خود راز دل بگوییم و تجدید میثاق کنیم. برخی معترضان به دعای ندبه می گویند: هنگامی که امام صادق علیه السلام، دعای ندبه را انشا فرموده، بیش از یک قرن به تولد حضرت ولی عصر علیه السلام مانده بود، پس چگونه ممکن است، انسان نسبت به انسانی که بعد از یک قرن به دنیا می آید، گریه و زاری کند و در فراقش اشک بریزد؟! پاسخ این است که : این معنی درباره افراد معمولی متصور است، اما اگر فرد مورد نظر گل سر سبد جهان خلقت باشد و همه پیامبران الهی، نوید او را به پیروان خود داده باشند و به امّت خود از غیبت طولانی و انتظار او گفت  گو کرده باشند، بسیار منطقی است که افراد درد آشنا در انتظار آمدنش ثانیه شماری کنند و از طول غیبتش گریه ها سر دهند. 1 گروهی از اصحاب به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شده و حضرتش را دیدند که روی خاک ها نشسته، همانند مادرِ داغ دیده، سیل اشک، روان کرده و ناله های جانسوز سر می دهد. هنگامی که از علت آن جویا شده بودند فرمودند که برای طولانی شدن غیبت حضرت قائم علیه السلام و بر پریشانی مؤمنان در دوران غیبت اشکمی ریزند. 2 بسیاری از امامان علیهم السلام در قنوت نماز خود،از غیبت ولی، به پیشگاه خداوند شکایت می کردند و می فرمودند:     (( اَللّهمّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبیّنا وَ غَیبَةَ وَلِیِّنا...)) از جمله آنان،امام علی،امام جواد،امام هادی، امام حسن عسکری و امام باقر علیهم السلام است. 3 عاشقان و منتظران مولا، دعای ندبه را هر صبح جمعه زمزمه می کنند. متن کامل این دعای ارزشمند در مفاتیح الجنان آمده است. علاوه بر دعای ندبه ، یکی از زیارتنامه های سرداب مقدّس نیز ((ندبه)) نامیده می شود و آن زیارت، مشهور به ((زیارت آل یاسین)) است.4
_______________________________________
1. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 30
2. کمال الدین ج2/ص 353
3. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 34
4. همان ص 168


...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : دعای ندبه

دجال

25 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دجال

از نشانه های ظهور ، خروج دجّال است. ((دجّال))  به معنای دروغگویِ حیله گر است. در زبان عربی به معنای آب طلا است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می دهند، دجّال نامیده می شوند. در روایات ((دجال)) ها و دروغگویان فراوانی نام برده شده است . در برخی دوازده و در برخی سی، شصت و هفتاد دجال آمده است.1 از میان این دجال ها، فردی که در دروغگویی و حیله گری سرآمد همه دجالان است و فتنه او از همه بزرگ تر است، نشانه ظهور مهدی علیه السلام است.2 و یا برپایی قیامت است.3 بر این اساس باید گفت دو نوع دجال داریم، یکی دجال حقیقی که پس از همه دجال ها می آید و دیگری گروهی شیاد و دروغگو که به فریب مردم و گمراهی آنان دست می زنند.
دجال در روایات اسلامی این چنین توصیف شده است: ((او دارای قدرت و تأثیر عجیبی است، چشم راست ندارد و چشم دیگرش در وسط پیشانی اوست و مانند ستاره صبح می درخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. داخل دریا ها می شود و آفتاب با او می گردد. کوهی از طعام و نهری از آب همیشه با اوست. مرده را زنده می کند. با صدای بلندی که تمام جهانیان صدای او را می شنوند، می گوید: من خدای بزرگ هستم که شما را آفریده و روزی رسان هستم ، به سوی من بشتابید)). 4 وی از همه جا می گذرد  و فقط در مکه و مدینه قدم نمی گذارد .5 بیشتر پیروان او از یهود و زنان و عرب های بیابانی است. اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان آمده و بارها واژه ((دجال)) در انجیل به کار رفته است. درباره دجال، صرف نظر از ویژگی های او، چند احتمال وجود دارد:
1. دجال، نام شخص معینی نیست. هرکسی که با ادعا های پوچ و بی اساس و با توسل به حیله گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس دجال ها خواهند بود و این که در روایات از دجال های فراوان (دوازده،سی،شصت و هفتاد) سخن به میان آمده، این احتمال را تقویت می کند.
2. فردی معین و مشخص به عنوان ((دجال)) در دوره غیبت، با همان ویژگی هایی که برای وی بیان شده، خروج می کند و مردم را به انحراف می کشاند.
3. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از ((دجال)) همان سفیانی باشد که در کتاب های عامه، بیشتر به عنوان ((دجال)) و در کتاب های خاصه به عنوان ((سفیانی)) آمده است6 
4. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادّی بر همه جهان است. استکبار به معنای واقعی، دجال است . استکبار خود قیّم ملت ها می داند و با تکیه بر ثروت انبوه و قدرت عظیمی که در اختیار دارد ، در همه جای زمین دخالت می کند و همه را به زیر سلطه خویش می آورد.7 موضوع دجال، بیش از آنچه در روایات شیعه است، از طریق اهل سنت نقل شده است و قسمت عمده آن را (( احمد بن حنبل )) در کتاب مسند ((ترمذی)) در صحیح خود و ((ابن ماجه)) در سنن، و ((مسلم)) در صحیح، و ((ابن اثیر)) در نهایه از ((عبدالله بن عمر)) و ((ابوسعید خدری)) و ((جابر بن عبدالله انصاری)) نقل کرده اند8 مرحوم صدوق در این زمینه می گوید: متعصّبین اهل سنّت، این گونه اخبار را تصدیق می کنند و آن را درباره دجال و غیبت وی و زنده بودنش را در این مدت طولانی روایت نموده اند که در آخرالزمان خروج می کند، ولی  درباره قائم باور نمی کنند که او مدت طولانی غائب می شود، آنگاه آشکار می گردد  و جهان را پر از عدل و داد می کند ، چنانکه از ظلم  جور پر شده باشد، با اینکه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از این موضوع، صریحاً سخن گفته اند.9 همچنین موضوع دجال، اختصاص به اسلام ندارد، بلکه ریشه داستان دجال را باید در کتاب مقدس مسیحیان جست و جو کرد. در رساله اول یوحنا نوشته است: ((دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند، آن دجال است که پدر و پسر را انکار می نماید)).10 _______________________________________
1 - بحارالانوار،ج52،ص 209؛کنز العمّال، ج 14، ص 198.
2 - طبق کتب شیعه
3 - طبق کتب اهل تسنن
4 - بحارالانوار، ج 52، ص 194 (به نقل از آخرین امید،داود الهامی، ص 322.)
5 -  الزام الناصب، ص 74
6 - غیبة طوسی،ص 463
7 - برترین های فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص 239 .
8 -
آخرین امید،داود الهامی، ص 323.
9 - بحارالانوار،ج 52،ص200
10 - رساله یوحنا،باب 2،آیه 22

...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : دجال

وقت ظهور

14 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
وقت ظهور

حکمت الهی بر آن است که وقت ظهور امام زمان (عج) ، بر بندگانش _ بخاطر اموری که بر ما پوشیده است _ مخفی بماند. از این رو وقت ظهور آن حضرت برای احدی معلوم نیست و کسی نمی تواند آن را تعیین کند و در روایات بسیاری ، تعیین کنندگان وقت ظهور ، دروغگو لقب گرفته اند1 اسحاق بن یعقوب گفت: از محمد بن عثمان عمری درخواست کردم، نامه ای از من به محضر حضرت صاحب الامر برساند که در آن نامه از مسائلی که بر من مشکل شده بود ، سؤال کرده بود . پس توقیع به خط مولایمان صاحب الزمان علیه السلام آمد، تا آنجا که فرمود: و اما ظهور فرج، دست خدای عزوجل است و وقت گذاران دروغ گویند.2 امام صادق علیه السلام به مفضّل فرمود: ای مفضّل ! هرکس برای ظهور مهدی ما وقتی تعیین نماید، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که خداوند ، او را از اسرار خویش آگاه ساخته است.3 از مجموع روایات می فهمیم که علم  به وقت ظهور ، از اسرار خداوند است و از وظایف شیعیان ترک وقت گذاری و تکذیب تعیین کنندگان وقت ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.
_______________________________________
1 - کافی،ج 1 ، ص 368
2 - احتجاج طبرسی، ج 2،ص 281
3 - آخرین امید، داود الهامی، ص 382 .
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : وقت ظهور

بهترین یادآوری

18 آذر 1393 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

بهترین یادآوری


هیچ مسأله ای در اسلام به مهمّی مسأله ی امامت و ولایت نمی رسد اما بعد از رحلت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم این امر مهم در پرده نسیان قرار گرفت و غبار فراموشی آن را از ذهن ها خارج کرد. تعداد اندکی از یاران رسول خدا در اثبات امامت او اقدام کردند و بقیه یاران برای رسوا نشدن، همرنگ جماعت شدند و حق علی بن ابی طالب علیه السلام که از طرف رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر انتخاب شده بود از بین رفت در این میان نقشه حضرت فاطمه سلام الله علیها در یادآوری این مسأله مهم، از همگان بیشتر بود.

محمود بن لبید می گوید:

پس از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم حضرت فاطمه سلام الله علیها را در کنار قبر حضرت حمزه در حال عزاداری و گریه مشاهده کردم، فرصت را غنیمت شمرده و از ایشان سؤال کردم که آیا برای امامت حضرت علی علیه السلام از سخنان رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می توان دلیلی آورد؟

حضرت زهرا سلام الله علیها پاسخ داد: واقعاً تعجّب است! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید؟

شنیدم که پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم فرمود: علی علیه السلام بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم. علی علیه السلام امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم (حسن و حسین علیهما السلام) و نُه نفر از فرزندان حسین علیه السلام پیشوایان و امامانی پاک و نیک هستند.

پرسیدم: بانوی من! پس چرا حضرت علی علیه السلام سکوت کرد و حق خود را نگرفت؟

حضرت زهرا علیها سلام پاسخ داد:

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فرمود: مَثَل امام، مانند کعبه است مردم باید در اطراف آن طواف کنند نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.

آگاه باش! قسم به خدا، اگر حق را به اهلش واگذار می کردند، دو نفر هم (درباره حکم خداوند) با یکدیگر اختلاف نمی کردند و امامت همانگونه که رسول خدا معرفی فرمود از حضرت علی علیه السلام تا حضرت قائم علیه السلام از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث می رسید.

اما افسوس کسی را مقدم داشتند که خدا را کنار زده بود و کسی را کنار زدند که خدا او را مقدم داشته بود.1

کلام ناب:

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:

علی مع الحق و الحق مع علی2

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:

من کنت مولاه فعلی مولاه3

______________________________________

1-    فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، ص 23-دشتی.

2-    مستدرک علی الصحیحین: ج 3 ص 119.

3-    مستدرک علی الصحیحین: ج 2 ص 70.

..........................................................
بهترین ها/نگاهی به فضائل حضرت فاطمه سلام الله علیها/حسن محمودی

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب :

بهترین خطبه

16 آذر 1393 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

بهترین خطبه

موقعیت اجتماعی بعد از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و غصب حق امیرالمؤمنین علیه السلام که دین را در مسیر نابودی انداخته بود، حضرت فاطمه سلام الله علیها را برای روشنایی فضای غبارآلود مدینه به مسجد کشاند تا با ارائه خطبه ای وصف ناشدنی ، خط نفاق را برای مردم بیان کند و از اسلام واقعی دفاع نماید.

خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها از شاهکارهای ادبی است در حد نهج الباغه که امامان معصوم علیهم السلام فرزندان خود را سفارش به حفظ آن می کردند.

این خطبه بدون مطالعه و تمرین بیان شده است آن هم از دختری که داغ پدر دیده ، پهلوی او شکسته و به شوهرش ظلم شده است.

در زمانی که خفقان و سکوت همه جا را فرا گرفته و مردم تن پرور و راحت طلب با سکوت مرگ بار از ترس جانشان، حرفی از حق و حقیقت به میان نمی آورند، آن حقیقت بدون هیچ ترسی، منافقان خود را مفتضح و رسوا می سازد و از منطق قرآن در این راه بهره برده و تناقض گویی های خلفا را در این خطبه آشکار ساخته است.

خاطره ای از همین نکته:

فدک هدیه پیامبر به فاطمه سلام الله علیها بود ابوبکر برای اینکه دست اهل بیت علیهم السلام از اموال خالی باشد و مردم را از آنها دور سازد تصمیم به غصب فدک گرفت، او در استدلال خویش می گفت که از پیامبر شنیده ام که فرمود:«پیامبران ارث نمی گذارند» با این حدیث ساختگی فدک را به زور گرفت.

حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه فرمود:«چرا فقط تو این حدیث را از پدرم شنیده ای و دیگرا نشنیده اند؟»

عجبا از این تهمت! چراکه رسول خدا پیرو قرآن بود و قرآن می فرماید:

((و ورث سلیمان داود))حضرت سلیمان از پدرش حضرت دواد ارث برد و زکریا از خداوند فرزندی طلب می کند که از او ارث ببرد.

آن ها می گفتند: «حسبنا کتاب الله» یعنی کتاب خدا برای ما کافی است، ما نیازی به کلام پیامبر نداریم. اما وقتی می خواهند فدک را غصب کنند بدون توجه به کلام خودشان حدیث ساختگی از پیامبر می آورند.

_______________________________________

بهترین ها/نگاهی به فضائل حضرت فاطمه سلام الله علیها/حسن محمودی

 





موضوعات مرتبط با این مطلب :

مرحوم کافی -امام علی علیه السلام

10 آبان 1393 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
روضه ها و سخنرانی های مرحوم کافی



امام علی
علیه السلام

تولد حضرت علی (ع)    دانلود

شب 21 رمضان   
دانلود

قصه زلزله   
دانلود

قصه تنور  
دانلود

وفات سلمان فارسی   
دانلود


.
.
.





موضوعات مرتبط با این مطلب : حضرت علی علیه السلام

حکمت هایی از نهج البلاغه

5 مرداد 1392 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم                                                    
                  حکمت های نهج البلاغه

فصل اول 
- دوستی:
الْمَوَدََّهُ قَرَابَتُ مُسْتَفَادَتٌ
دوستی خویشاوندی اکتسابی است. - شِکوه: مَنْ اَصْبَحَ یَشْکُو مُصِیبَهً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ اَصْبَحَ یَشْکُو رَبَّهُ
آن کس که از مصیبت وارد شده شِکوه کند از خدا شکایت کرده.
-تهیدستی :
الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ
فقر، شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ میسازد. - دل نبستن به دنیا : مَنْ زَهِدَ فِی الْدُّنْیَا اسْتَهَانَ بالْمُصیِبَات
و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت هارا ساده پندارد. 
- فراموشی مرگ:
عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَی مَنْ یَمُوتُ
در شگفتم از آن کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است.
-جهاد زن : جِهَادُ الْمَرْاَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ
جهاد زن، شوهرداری شایسته است.
- راستگویی:
مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَی مَا عَلَیْه
آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حقی که بر گردن او بوده را ادا کرده.
- بدترین دوست :
شَرُّ الاِخْوَانِ مَنْ تُکُلِّفَ لَهُ
بدترینِ دوست آن که برای او به رنج و زحمت افتی. 
- جدایی دوستان:
اِذَا احْتَشَمَ الْمُوْمِنُ اَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَه
وقتی مومن دوستش را شرمنده می سازد زمینه جدایی را فراهم می کند
- شادابی دلها:
اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْاَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَاءِفَ الّحِکَمِ
این قلبها خسته و افسرده می شوند همچون بدنها، برای رفع ملالت آنها لطاءف حکمت آمیز زیبا و جالب انتخاب. 
- قصاص چرا؟:
وَالْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّ مَاء
خداوند (قصاص) را برای پاسداری از خون ها واجب کرد
- تجارت با خدا : اِذَا اَمْلَقْتُم فَتَاجِرُوا اللهَ بِا لصَّدَقَتِ آن گاه که فقیر و نیازمند شدید، با خداوند به وسیله صدقه تجارت کنید. - جراَت و جسارت: اِذَا هِبْتَ اَمراً فََعْ فِیهِ فَاِنَّ شِدَّتَ تَوَقَّیهِ اَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ هنگامی که از چیزی زیاد می ترسی خود را در آن بیفکن که (گاه) آن ترس از خود آن چیز سخت تر است. - غریب واقعی : الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِه شخصی که فقیر است، در شهرش نیز غریب است . - خطر ناسپاسی : یَابْنَ آدَمَ اِذَا رَاَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ اَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذرْهُ ای فرزند آدم هنگامی که ببینی پروردگارت پی در پی نعمت ها یش را بر تو می فرستد در حالی که تو معصیت او را می کنی بترس ( که مجازات سنگینی در انتظار تو است). - شوق بهشت : فَمَنِ اشْتَاقَ اِلَی الْجَنَّتِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَات کسی که مشتاقِ بهشت باشد از شهوات و تمایلات سرکش بر کنار می رود. - آمادگی برای مرگ : مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ اِلَی الْخَیْرَاتِ آن کس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند. - درست اندیشیدن : فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْم آن کس که خوب بفهمد، به اعماق دانش آگاهی پیدا می کند.
- امر به خوبی ها فَمَنْ اَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُوْمِنِین آن کسی که امر به معروف کند پشت مومنان را محکم کرده است. - نهی از بدی ها : مَنْ نَهَیٰ عَنِ الْمُنْکَرِ اَرْغَمَ اَنُوفَ الْکَافِرِین کسی که نهی از منکر نماید بینی کافران را به خاک مالیده . 
فصل دوم
- در جستجوی اسرار دیگران:
فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ اِلَی الْحَقّ
آن کس که به دنبال اوهام و جستجوی اسرار دیگران برود به حق باز نمی گردد.
- خطر لجاجت:
مَنْ شَاقَّ وَ عُرَتْ طُرُقُهُ وَ اَعْضَلَ عَلَیْهِ اَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ
آن کس که به عناد و لجاج پردازد، راه ها برایش پر از سنگ و ناهموار و کار ها بر او سخت و پیچیده می شوند و در تنگنا قرار میگیرد.
- نیکی و نیکوکار:
فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه
کسی که کار نیک انجام می دهد خودش از آن کار بهتر است، و انجام دهنده کار شر، از آن کار بدتر است( چرا که آنچه در دل دارند بیش از آن است که انجام می دهند).
- آرزو های طولانی:
مَنْ اَطَالَ الْاَمَلَ اَسَاءَ الْعَمَلَ کسی که آرزویش طولانی کند عملش خواهد کرد. - واجب یا مستحب: لَا قُرْبَتَ بِالنَّوَافِلِ اِذَا اَضَرَّتْ بِالفَرَاءِضِ کار های مستحب اگر به واجبات زیان رساند موجب قرب خدا نمی شود . - یادی از یک دوست: فِی ذِکْرِ خَبَّابِ بْنِ الْاَرَتِّ یَرْحَمُ اللهُ خَبَّابِ بْنَ الْاَرَتِّ فَلَقَدْ اَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَاءِعاً وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ وَ رَضیَ عَنِ اللهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً در یاد یکی از یاران، {خبّاب بن ارت} فرمود: خدا خبّاب بن ارت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد، و از روی فرمانبرداری هجرت کرد، و با قناعت زندگی گذراند، و از خدا راضی بود، و مجاهد زندگی کرد.
- بصیرت مومن:
لَوْ ضَرَبّتُ خیْشُومَ الْمُوْمِنِ بِسَیفِی هَذَا عَلَی اَنْ یُبْغِضَنِی مَا اَبْغَضَنِی اگر با شمشیرم بر بینی مومن بزنم که دشمن من شود، با من دشمنی نخواهد کرد . - کینه توزی منافق: لَوْ صَبَبْتُ الْدُّنْیَا بِحَمَّاتِهَاعَلَی الْمُنَافِقِ عَلَی اَنْ یُحِبَّنِی مَا اَحَبَّنِی اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد.
- اخلاقی:
اِحْذَرُوا صَوْلَتَ الْکَرِیمِ اِذَا جَاعَ وَ اللَّءِیمِ اِذَا شَبِعَ
از یورش بزرگوار و جوانمرد به هنگام گرسنگی و تهاجم انسان پست به هنگام سیری بپرهیز.
- فقر وغنا:
الْغِنیٰ فِی الْغُرْبَتِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَتٌ بی نیازی در غربت وطن است. و نیازمندی در وطن غربت است؛ زیرا انسان بی نیاز هر کجا که باشد وسایل برایش فراهم و افراد را می گیرند. ولی نیازمند اقوام و بستگان نیز رهایش می کنند. - دوست خوب: مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که بشارت داد . - یک پشتیبان: الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ شفاعت کننده، چونانبال و پر در خواست کننده است. - تکالیف الهی: اِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ اَمَرَ عِبَادَهُ تَخْییراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً وَ کَلَّفَ یَسیِراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسِیرا خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالی که اختیار دارند، و نهی فرمود تا بترسند، احکام آسانی را واجب کرد، و چیز دشواری را تکلیف نفرمود. 
- کیفر و پاداش الهی : اَعْطَی عَلَی الْقَلِیلِ کَثِیراً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُطَعْ مُکْرَهَاً خداوند پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانی بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمی شود.
- ارزش هرکس:
قِیمَتُ کُلِّ امْرِءٍ مَا یُحْسِنْهُ قیمت و ارزش هرکس به اندازه کاری است که بخوبی می تواند انجام دهد. 
- استقامت:
عَلَیکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْاِیمَانِ کَالرَّاْسِ مِنَ الْجَسَد وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَاْسَ مَعَهُ وَ لَا فِی اِیمَانٍِ لَا صَبْرَ مَعَهُ بر شما باد بر شکیبایی، که شکیبایی، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر است ، ارزشی ندارد . - رابطه با خدا: مَنْ اَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ اَصْلَحَ اللهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد نمود - توشه آخرت: فَتَزَوَّدُوا فِی الدُّنْیَا مِنَ الدُّنْیَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ اَنْفُسَکُمْ غَدَاً بنابراین در دنیا توشه ای تهیه کنید که در جهانِ آخرت شما را از عذاب و آتش الهی حفظ کند - امروز برای کار : اِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَدَاً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ امروز هنگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل ! . - بکار بستن حکمت : رَحِمَ اللهُ امْرَاَ سَمِعَ حُکْمَاً فَوَعَی وَ دُعِیَ اِلَیٰ رَشَادٍ فَدَنَا خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد، و چون هدایت شود بپذیرد.
فصل سوم - محبوب ترین بنده :
عِبَادَ اللهِ اِنَّ مِنْ اَحَبِّ عِبَادِ اللهِ اِلَیْهِ عَبْدَاً اَعَانَهُ اللهُ عَلَی نَفْسِهِ
ای بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، که خدا اورا در پیکار با نفس یاری داده است.
- اندیشه،الهام،بینایی:
رَحِمَ اللهُ امْرَاَ تَفَکَّرَ فَاعْتَبَرَ وَعْتَبَرَ فَاْبّصَرَ
خدا بیامرزد کسی را که بدرستی فکر کند، و پند گیرد، و آگاهی یابد، و بینا شود
- خود شناسی: مِنهَا الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ کَفَیٰ بِالْمَرْءِ حَهْلَاً اَلَّا یَعْرِفُ قَدْرَهُ دانا کسی است که قدر خود را بشناسد.و برای نادانی انسان همین بس که از قدر خویش بی خبر مانَد . - ايمان وسیله تقرب: اِنَّ اَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتِوَسِّلُونَ اِلَی اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی الْاِیمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ همانا بهترین چیزی که انسانها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ايمان به خدا و ايمان به پیامبر(ص).
- جهاد قله اسلام : الْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَاِنَّهُ ذِرْوَتُ الْاِسْلَامِ و جهاد در راه خدا قله مرتفع اسلام . - نماز راه و رسم مسلمانی اِقَامَ الصَّلَاتِ فَاِنَّهَا الْمِلَّتُ به پا داشتن آیین اسلام است. - آخرت فروشی : لَا تَبِعْ آخِرَتَکَ بِدُنْیَاکَ آخرتت را به دنیایت مفروش . - امر به معروف: وَاْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ اَهْلِه
فرزندم به نیکی امر کن تا خود اهل نیکی باشی.
- دقت در دین:
تَفَقَّهْ فِی الدِّین دین را نیکو بیاموز . - احسان اَحْسِنْ کَمَا تُحِِّبُ اَنْ یُحْسَنَ اِلَیْک نیکی کن، همان طور که دوست داری نسبت به تو نیکی کنند. - مرز سخن گفتن: لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ اِن قَلَّ مَا تَعْلَمْ آنچه نمی دانی نگو، گرچه آنچه را می دانی اندک است. - راز داری : الْمَرْءُ اَحْفَظُ لِسِرِّه انسان اسرار خویش را بهتر از هرکس دیگر نگه داری می کند . - لب فرو بستن: لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ اَنْ یُقَالَ لَکْ آنچه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو. - ساماندهی کار آخرت: مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِهِ اَصْلَحَ اللهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللهِ حَافِظٌ کسی که کار آخرتش را اصلاح نماید، خدا هم زندگیش را در دنیا اصلاح فرماید. و آنکه خودش به خودش پند و اندرز دهد.خدا اورا در سایه حفظ و حمایتش بنهد . - فقیه واقعی: 
الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَتِ اللهِ وَ لَمْ یُوْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللهِ وَ لَمْ یُوْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللهِ
فقیه کامل کسی است که مردم را از آمرزش خدا ماْیوس، و از مهربانی او نومید نکند،و از عذاب ناگهانی خدا ایمن نسازد.
- ارزش یقین: نَوْمٌ عَلَی یَقِینِ خَیْرٌ مِنْ صَلَاتٍ فِی شَکٍّ
خوابیدن همراه با یقین، برتر از نماز گزاردن با شک و تردید است.
- بررسی اخبار: 
اعْقِلُوا الْخَبَرَ اِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایَتٍ لَا عَقْلَ رِوَایَتٍ فَاِنَّ رُوَاتَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ
چون روایتی را شنیدید، آن را بفهمید عمل کنید،نه بشنوید و نقل کنید، زیرا راویان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندک اند.
- آخرالزمان:
یَاْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُقَرَّبُ فِیهِ اِلَّا الْمَاحِلْ
روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چین را.
- شک به خدا:
عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اللهِ وَ هُوَ یَرَیٰ خَلْقَ اللهِ 
در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد.
- سرمای بهاری و پاییزی: 
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی اَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ فَاِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْاَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْاَشْجَارِ اَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَ آخِِرُهُ یُورِقُ بپرهیزد از سرما در آغازش (در پاییز) و استقبال کنید از آن در آخرش (نزدیک بهار) زیرا در بدنها همان می کند که با درختان می کند. در آغاز خشک می کند و در آخر برگ می آورد. - دوست آن باشد که... لَا یَکُونُ الصِّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّی یَحْفَظُ اَخَاهُ فِی ثَلَاثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ فَاتِهِ - تقدیر الهی: تَنْزِلُ الْمَعُونَتُ عَلَیٰ قَدْرِ الْمَءُونَتِ کمک الهی به اندازه نیاز فرود می آید - ظرفیت دلها : یَا کُمَیْلُ بْنَ زِیَادٍ اِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ اَوْعِیَتٌ فَخیْرُهَا اَوْعَاهَا ای کمیل بن زیاد این قلبها بسان ظرفهایی هستند، که بهترین آنها، فراگیرترین آهاست . - مردم شناسی النَّاسُ ثَلَاثَتٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیُّ وَ مُتِعَلِّمٌ عَلَی سَبِلِ نَجَاتٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ اَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقِ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍِ لَمْ یَسْتَضِیءُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلجَءُوا اِلَی رُکْنٍ وَثِیقْ مردم سه گروهند: اول علمای الهی، دوم دانش طلبانی که در راه نجات دنبال تحصیل علمند و سوم احمقان بی سر و پا که دنبال هر صدایی می دوند و با هر بادی حرکت می کنند همانها که با نور علم روشن نشده اند و به ستون محکمی پناه نبرده اند. - علم یا ثروت: یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالَ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ اَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفََقَتُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَی الْاِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ ای کمیل: دانش بهتر از مال است، زیرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو باید نگهبان باشی مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد، و مقام و شخصیتی که با مال بدست آمده با نابودی مال، نابود گردد. - استبداد راْی: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَاْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا هرکس خود رای شد هلاک شد. - لقمه ای گلوگیر : 
کَمْ مِنْ اَکْلَتٍ مَنَعَتْ اَکَلَاتٍ
بسیار می شود که یک وعده غذا(غذای نا مناسب) جلوی وعده های متعدد غذا را می گیرد.
- آشنایی با آراء دیگران: 
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَءِ 
کسی که از افکار دیگران استقبال کند موارد خطا را می شناسد( یعنی با مشورت به اشتباه نمی افتد).
- وسیله ریاست و مدیریت:
آلَتَ الرِّیَاسَتِ سَعَتُ الصَّدْرِ
بردباری و تحمل سختی ها، ابزار ریاست است.
- حاصل کوتاهی:
ثَمَرَتُ التَّفْرِطِ النَّدَامَتُ وَ ثَمَرَتُ الْحَزْمِ السَّلَامَتُ 
ثمره تفریط پشیمانی است، و ثمره دور اندیشی سلامت.
- سخن یا سکوت: 
لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا اَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست،چنانکه در سخن نا آگاهانه نیز خیری نخواهد بود.
- شکیبایی : مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ اَهْلَکَهُ الْجَزَعُ کسی که صبر و شکیبایی او را نجات ندهد، بی تابی او را از پای در می آورد. - تجربه اندوزی: مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَتِ نگه داری تجربه، بخشی از موفقیت است. - مسیر رشد: مَنْ خَافَ اَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبْصَرَفَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ کسی که از خدا بترسد ایمنی می یابد، کسی که عبرت گیرد بینا می شود و کسی که بینا گردد می فهمد، و آن کس که فهم دارد دانا می شود.
- تحمل سختی ها: اَغْضِ عَلَی الْقَذَی وَ الْاَلَمِ تَرْضَ اَبَداً 
مشکلات را تحمل کن و چشم خود را بر خاشاک و رنج ها فرو بند، تا همیشه راضی باشی - سروری: 
بِاحْتِمَالِ الْمُوءَنِ یَجِبُ السُّءْدَدُ
با پرداخت هزینه ها، بزرگی و سروری ثابت گردد.
- زکات واجب دینی:
اِیتَاءُ الزَّکَاتِ فَاِنَّهَا فَرِیضَتٌ وَاجِبَتٌ
پرداختن زکات تکلیف واجب الهی است.
- روزه سپر آتش:
صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَاِنَّهُ جُنَّتٌ مِنَ الْعِقَابِ
روزه ماه رمضان، سپری برابر عذاب الهی است
- صدقه آشکار:
صَدَقَتُ الْعَلَانِیَتِ فَاِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَتَ السُّوءِ
صدقه های آشکار که از مرگ های ناگهانی و بد پیش گیری می کند.
- کار خوب:
صَنَاءِعُ الْمَعْرُوفِ فَاِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ
نیکو کاری، انسان را از لغزش ها و شکست های خوار کننده باز می دارد.

                                                                                       والسَّلام





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,

1-زندگی نامه امام علی (ع)

26 اسفند 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگی نامه امام علی (ع)

ولادت

اولین امام مؤمنین خلیفه خدا بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین (ص)،برادر ، پسر عمو، وزیر و داماد او ، سید الو صیین،       امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام، داخل کعبه معظمه به دنیا آمد، که قبل از او و بعد از او مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد.

القاب امیر المؤمنین (ع)

اسم شریفش علی (ع) است. صاحب کتاب الانوار می گوید: علی بن ابی طالب (ع) در کتاب خدا 300 اسم دارد. مشهور ترین القاب حضرت  امیر المؤمنین  است که این لقب مخصوص آن حضرت است، و ابن شهر آشوب 850 لقب برای آن حضرت ذکر نموده.

مشهورترین کنیه های آن حضرت ابو الحسن است. اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتاب های مختلف آسمانی به  زبان های مختلف دارند ..... چه اینکه آن حضرت در نزد اهل آسمان معروف به ((شمساطیل)) است. در زمین ((جمحائیل))، در لوح     ((قنسوم))، در قلم ((منصوم))، در عرش ((معین))، نزد رضوان ((امین))، نزد حور العین ((اصب)) است، در صحف ابراهیم (ع) ((حزبیل)) است، در عبرانیه (( بلقیاطیس))، در سریانیه ((شروحیل))، در تورات ((ایلیا))، در زبور ((اریا))، در انجیل ((بریا))

در صحف (( حجر عین))، در قرآن علی (ع) است.

از القاب دیگر ایشان: ابو الائمه، خلیل النبوه، المخصوص بالاخوه، یعسوب الایمان، یعسوب الدین، میزان الاعمال، سیف ذی الجلال

صالح المؤمنین، وارث علم النبیین، الحاکم فی یوم الدین، شجره التقوی، حجه الله البالغه، نعمه الله السابغه،الصراط الواضح،      الامام الناصح ، الوصی،البر، التقی، النبأ العظیم، الصدیق الرشید، الزکی، نور الله التام، سید الوصیین، کلمه الرحمن، الباقر العلوم الادیان، التالی سور القرآن، الثاقب لحجاب الشیطان، الجامع لاحکام القرآن  و...

والدین امیر المؤمنین (ع)

پدر والا مقام آن حضرت، سید بطحاء حضرت ابو طالب (ع) ، و مادر آن حضرت ، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف، بانوی حرم حضرت ابو طالب (ع) است که انوار امامت و ولایت اولا از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین (ع) بود، بلکه بعد از وفات عبد المطلب (ع) که شش یا هشت سال از سن مبارک          پیامبر (ص) گذشته بود و آن حضرت به ابو طالب(ع) سپرده شده بود- فاطمه بنت اسد در حق پیامبر (ص) مادری کرد.

و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا (ص) آن حضرت را مادر خطاب می کرد.

همچنین بعد از وفات خدیجه کبری (ع) ، پیامبر فاطمه زهرا(س) را به فاطمه بنت اسد (ع) سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود ، آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستی  می کرد تا زمانی که از دنیا رفت.

آن حضرت در سال چهارم هجری در طیبه از دنیا رفت. و در بقیع مدفون شد. هنگامی که امیر المؤمنین(ع) خبر فوت والده اش را به پیامبر  (ص) دادند آن حضرت فرمودند : ((او مادر من بود))  بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه (ع) را به آنها دفن کنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود: (( چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم )) حدیث ولادت علی (ع) هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد (ع) مادر آن حضرت  دارد.

نور امیر المؤمنین(ع) در اصلاب پدران

نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل شده تا به عبد المطّلب رسید و بعد آن نور دو قسم شد . نوری در پیشانی مبارک عبد الله (ع) پدر بزرگوار پیامبر (ص) که آن نور بعدا به پیشانی آمنه (ع) و سپس در صورت خاتم الانبیاء(ص) منتقل شد.نصف دیگر نور در پیشانی ابو طالب (ع) قرار گرفت.

خداوند به ابو طالب(ع) چند فرزند عطا فرمود: عقیل، طالب، جعفر، فاخته یا ام هانی، جمانه و علی امیر المؤمنین (ع). هنگامی که خداوند علی (ع) را به ابو طالب(ع) و فاطمه بنت اسد (ع) داد آن نور در صورت فاطمه بنت اسد (ع) درخشندگی می کرد.

محل ولادت امیر المؤمنین (ع)

مکان ولادت امیر المؤمنین  (ع)  اشرف بقاع  یعنی حرم است. اشرف اماکن حرم مسجد است، و اشرف بقاع مسجد کعبه است.

مولودی جز آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است، آن هم در سید ایام، روز جمعه، در ماه حرام و در بیت الحرام !!

امیر المؤمنین (ع) سه روز چشم مبارک را باز نکرد، تا او را خدمت پیامبر (ص) آوردند. آنجا بود که چشم باز کرد. آن حضرت فرمود: (( او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص علم خویش قرار دادم)) . سپس آن حضرت را به آغوش کشید.

و به منزل ابوطالب (ع) آورد.

پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین (ع)

جابر بن عبد الله انصاری می گوید: راهبی بود به نام ((مثرب بن رعیب)) که 190 سال عبادت کرده بود، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود، روزی از خدا خواست که یکی از اولیانش را به او بنمایاند. خداوند جناب ابو طالب(ع) را نزد او فرستاد و بعد از آنکه راهب دانست این آقا چه کسی است، به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب، خداوند به تو پسری عطا می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است. هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو مثرب راهب ، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیر المؤمنین (ع) شهادت می دهد.

هنگام رفتن ابوطالب (ع) خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند. فاطمه بنت اسد(ع) همسر جناب ابو طالب (ع) هم خرمایی  که پیامبر (ص) به آن حضرت داده بودند میل فرمود، و به ابو طالب (ع) هم دادند و آن حضرت هم میل فرمودند.

پیامبر (ص) فرمودند: این خرما را کسی می خورد که مقر به توحید و  نبوت  من باشد.

بعد از آنکه پدر و مادر آن حضرت، میوه های بهشتی را میل فرمودن وجو حضرت مولی  الموحدین علی بن ابی طالب (ع) به وجود آمد. هنگامی که فاطمه بنت اسد (ع) حامل آن وجود شریف شد ، به زیبایی و نورانیتش افزوده شد.

انعقاد نطفة امیر المؤمنین (ع)

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد(ع) قرار گرفت در مکه زلزله شد، و قریش بت ها را به کوه ابو قبیس  آوردند. ولی زلزله بیشتر شد و بت ها به صورت به زمین افتادند. آنان به ابو طالب (ع) پناه بردند، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود: (( مردم، در این شب اتفاق مهمی افتاده است. خداوند خلقی را آفرید که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار  به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود. پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید)). سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود: پروردگارا من و آقای من، تو را می خوانم به محمدیت  پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانی که بر سرزمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمایی)).  دیگران آمین گفتند. دعا که تمام شد زلزله پایان یافت . عرب ها در زمان جاهلیت تا گرفتار می شدند این دع را می خواندند و گرفتاری برطرف می شد.

آن حضرت با جعفر بن ابی طالب (ع) در شکم مادر صحبت کرد که او بیهوش شد. همچنین فاطمه بنت اسد(ع) به طواف  گرد خانه خدا می رفت، ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بت ها نصب شده اند  نزدیک شود، و  حال آنکه مادرش برای عبادت، خانه خدا را طواف می کرد. زمانی دیگر، بت ها در مقابل آن فرزند به دنیا نیامده به صورت به زمین می افتادند. شیر درنده طائف در برابر ابوطالب (ع)تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت: (( شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر خدا (ص) و مربی شیر خدا هستی.

مادر امیر المؤمنین (ع) در کعبه

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابو طالب (ع) احساس درد کرد، ولی با قرائت نامی مخصوص آرامش پیدا کرد. هنگامی که جناب ابو طالب خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد (ع) بیاورد، از گوشه خانه ندایی رسید: (( ای ابو طالب،   صبر کن  چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند)).

 هنگام صبح فاطمه بنت اسد(ع)  ندایی  شنید:(( ای فاطمه به خانه ما بیا)). ابو طالب (ع) و پیامبر (ص) آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند. عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه (ع) وارد مسجد الحرام شد و  در مقابل کعبه ایستاد  و نگاهی به سوی آسمان نمود و فرمود: (( پروردگارا، من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو  آمده اند  ایمان دارم . من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم  و او بوده که این خانه را بنا کرده است.  تو را قسم می دهم و از تو می خواهم  به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست. که این ولادت را بر من آسان فرمایی)).

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد (ع) داخل شد. هرچه کردند قفل در کعبه را  باز کنند ممکن نشد. و دانستند حکمت خداوند در کار است.

فاطمه بنت اسد (ع) می فرماید: (( هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حواء، ساره، آسیه، مادر موسی بن عمران (ع)  و مریم مادر عیسی آمدند. آنان به من سلام کردند و در مقابلم نشستند)).

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء (ص) انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالب (ع) نیز انجام دادند. چه این که فاطمه بنت اسد (ع)       در  هنگام ولادت پیامبر (ص)  حضور داشت  و به ابو طالب(ع)  ماجرا را  خبر داد. حضرت ابو طالب (ع) قبلا به او فرموده بود:

(( 30 سال صبر کن تا خدا موجودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء (ص) مگر در نبوت ، که وصی و وزیر او خواهد شد)).

روز ولادت امیر المؤمنین (ع)

روز جمعه علی بن ابی طالب (ع) مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه  راست کعبه طلوع فرمود. همین که بر زمین کعبه قدم نهاد، به سجده افتاد و دست هارا سوی آسمان بلند نمود و فرمود: (( اشهد ان لا اله الا الله، و انّ محمد رسول الله، و اشهد ان علیا ولیٌّ  محمد رسول الله، بمحمد یختم الله نبوة  و بی یختم الوصیه و انا امیر المؤمنین)) :

((شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست، و محمد(ص)  پیامبر خداوند است و علی وصی رسول الله (ص) است. به محمد (ص) نبوت، ختم می شود و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیر المؤمنین)). سپس فرمود:(( جاء الحقٌّ و ذهق الباطل)) ((حق آمد و باطل رفت)).

در این هنگام که وجود سرا پا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود، بت هایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمان ها نورانی شد. شیطان فریاد برآورد:

(( وای بر بت ها و بت پرستان از این فرزند)).

 

شهادت

 .ضربت خوردن امیر المؤمنین (ع)

در 19 ماه رمضان سال 40 هجری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن  ملجم منافق  بر فرق مبارک امیر المؤمنین (ع) ضربت وارد شد.

در 13 ماه رمضان سال 40 هجری مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیر المؤمنین (ع) بعد از فارغ شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی دٌرربار در حقایق اسلام،  در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبیٰ (ع) فرمودند: ((13 روز گذشته است)). از امام حسین (ع) پرسیدند: (( چند روز باقی مانده است))؟ امام حسین (ع) فرمود : (( 17 روز باقی مانده است)).  در این هنگام امیر المؤمنین (ع)  دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: (( نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود)).   

در شب 16 ماه رمضان سال 40 هجری امیر المؤمنین (ع) در خواب پیامبر (ص) را دیدند، و آن حضرت  به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیر المؤمنین (ع) بشارت دادند، و امیر المؤمنین (ع) به دخترشان ام کلثوم (ع) خبر دادند. در شب نوزدهم امیر المؤمنین (ع) روزه را در منزل ام کلثوم (ع) افطار نمودند.

در شب 19 رمضان سال 40 هجری وردان و شبیب که  با ابن ملجم در شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه بودند، در حین درگیری کشته شدند.

 در سال چهلم  گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و برکشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیر المؤمنین (ع)  و عمر عاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم کشتن امیر المؤمنین (ع) را بر عهده گرفت  و وارد کوفه شد  و با کمک قطام بنت اخضر  که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستی شبیب بن بجره  و وردان بن مجالد تصمیم خود را عملی کرد.

در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، امیر المؤمنین (ع) وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان  به:((یا ایهاالناس، الصلاة))  بلند شد.

سپس آن حضرت مشغول نماز شد . هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولی شمشیرش خطا کرد. بلا فاصله  ابن ملجم لعنة الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت  را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، و صدای مبارکش بلند شد: (( بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فٌزت و رب الکعبه))

صدای جبرئیل بلند شد: ((تهدمت والله ارکان الهدی وانطسمت والله نجوم السماء اعلام التقی وانفصمت والله عروة الوثقی قتل بن عم محمد المصطفی، قتل وصی المجتبی، قتل علیٌ مرتضی، قتل والله سید الاوصیاء ، قتله اشق الاشقیاء))

  

  

 

 

 

 

 

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه امام علی (ع)

-ازدواج علی (ع) و فاطمه(س)

26 اسفند 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا(س)

در 18 ذی الحجه سال 2 هجری آقا و سرور ما خاتم الانبیاء (ص) علی (ع) را به سیده نساء العالمین فاطمه زهرا بتول (س)  تزویج فرمود. این ماجرا بعد از رجوع از جنگ بدر در روز سه شنبه 6 ذی الحجه واقع شده است. امام صادق (ع) می فرماید: (( اگر خداوند متعال امیرالمومنین(ع) را خلق نمی کرد، در تمام زمین انسانی که کفو و شایسته همسری با فاطمه (س) باشد یافت نمی شد))، از آدم ابوالبشر و بعد از او.

خواستگاری از فاطمه (س)

هنگامی که سن مبارک بتول عذرا حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) نه سال کامل شد، از اطراف و اکناف اهل مدینه و عظمای قبایل و رؤسای عشایر و صاحبان مکنت و ثروت به خواستگاری حضرت آمدند.  عده ای از منافقین هم این جرئت را به خود دادند که با کمال بی شرمی به خواستگاری آن حضرت بیایند.

هنگام خواستگاری بعضی از آنها رسول اکرم (ص) بسیار ناراحت شدند.و به عده ای از منافقین که اعتراز کردند ، فرمودند: (( من شما را رد نکردم، بلکه خدا شما را رد کرده و امر فاطمه(س) از جانب خداوند متعال معین می شود)). آنان غافل از این بودند که این گوهر گرانبها را خداوند در سایه عزت و حراست حفظ نموده  و او را در خور استعداد ابناء دنیا از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است، بلکه او را برای وصی پیامبر(ص) علی بن ابی طالب (ع) ذخیره فرموده است.

از امام حسین(ع) روایت شده که فرمود: روزی حضرت رسول (ص) در خانه ام سلمه بود. فرشته ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد  که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بو. او عرض کرد: من صرصائیلم. خداوند مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم: (( نور را با نور تزویج کن)). حضرت فرمود: (( چه کسی را با چه کسی))؟ گفت: (( فاطمه را با علی بن ابی طالب)). لذا پیامبر(ص) فاطمه (س) را در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل به عقد علی (ع) در آورد و این عقد در زمین بود.

در این هنگام پیامبر(ص) به شانه های صرصائیل نگریست و دید نوشته است: (( لا اله الا الله، محمد رسوالله، علی بن ابی طالب مقیم الحجه)).فرمود: ای صرصائیل، از کی این جمله بین شانه های تو نوشته شده است؟ دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند متعال دنیا را بیافریند.

مراسم عروسی

هنگامی که حضرت فاطمه(س) در شب ازدواج به خانه علی (ع) می بردند، پیامبر(ص) از جلو ایشان ، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ ایشان، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حرکت می کردند  و در آن حال خدا را تسبیح می گفتند و تقدیس می کردند، و این تسبیح و تقدیس آنه تا طلوع فجر ادامه داشت.

جبرئیل زمام ناقه ای که آن حضرت را می بردند و اسرافیل رکاب و میکائیل دنبال  آن را گرفته بود، و پیامبر(ص) جامه ی فاطمه (س) را منظم می کرد، و هفتاد هزار نفر ملک با دیگر فرشتگان تکبیر می گفتند، ام به حسب ظاهر سلمان ناقه را گرفته بود و حمزه و عقیل و جعفر (ع) از اهل بیت از قفای حضرت فاطمه (س) و بنی هاشم با شمشیر های کشیده می آمدند،و همسران پیامبر(ص) از پیشرو می آمدند.

پیامبر(ص) آنها را به مسجد طلبید و دست فاطمه (س) را در دست علی (ع) نهاد و فرمود: (( بارک الله فی ابنه رسوالله)) ، و نیز فرمود : (( هذه ودیعتی)) ، و بعد از مراسمی مخصوص، پیامبر(ص) در حق آنها و نسل ایشان دعا کرد. سپس فرمود: (( مرحبا به بحرین یلتقیان و نجمین یقترنان)).

سپس پیامبر (ص) نزد ایشان بیرون آمد و چهار چوب در را گرفت و فرمود: ((طهَّر کما الله  و طهَّر نسلکما،انا سلمُ لمن سالکما و حربُ لمن حاربکما، أستودعکما الله و أستخلفه علیکما)).

آنگاه همه به منزل خود رفتند  و از زنان جز اسماء کسی نزد غاطمه (س) نماند، و این به خاطر وصیت حضرت خدیجه (ع)  که هنگام وفات گریست  و از اسماء عهد و پیمان گرفت که در شب عروسی حضرت فاطمه (س) آن حضرت را تنها نگذارد.  اسماء  هم به عهد خود وفا کرد، و چون ماجرا را برای پیامبر (ص) نقل کرد، آن حضرت یاد خدیجه (ع) کرد و گریست و در حق اسماء دعا کرد.

مهریه حضرت زهرا

در مقدار و نوع مهریه آن حضرت روایات مختلفی شده است:

-  یک لباس مشکی بلند و یک پوست گوسفند و مقداری عطر

-  یک لباس نرم وملایم و یک زره و زیر اندازی از پوست قوچ

-  یک لباس نرم وملایم مشکی بلند و یک زره حطمی.

-  چهار صد و هشتاد درهم.

-  چهار صد مثقال درهم.

پانصد درهم، که علامه مجلسی و ابن شهر  آشوب (ره) می فرمایند: اصحّ اقوال همین قول است.

-  زره حطمی که ارزش آن سی درهم بود.

-  درع حطمی و پوست قوچ یا میش.

-  یک شتر.

-  یک پنجم زمین، پیامبر (ص) فرمود: (( در آسمان معین شده که مهریه آن حضرت یک پنجم زمین است. پس هرکه در زمین راه برود در حالی که با او و فرزندانش دشمن باشد، قدم زدن او تا روز قیامت در زمین حرام است)) .

-  امام باقر (ع) فرمود: مهر فاطمه یک پنجم زمین و دو سوم بهشت است، و در زمین چهار نهر فرات، نیل، نهروان و بلخ برای حضرت فاطمه(س) است. خداوند به پیامبر(ص) فرمود: (( ای محمد، تو فاطمه را به مهریه پانصد درهم به ازدواج علی درآور تا سنتی در بین امت تو باشد)).

ولیمه عروسی

اثاث منزل و ولیمه عروسی حضرت زهرا(ع) چنین بود که پیامبر (ص) به امیرالمومنین (ع) فرمود: (( زره خود را بفروش)). آن حضرت زره را فروخت و در خدمت پیامبر(ص) آورد. پیامبر(ص) مقداری را جهت تهیه غذای عروسی به ام سلمه دادند . بنابر روایات، نصف از لوازم غذا را پیامبر(ص) و نصف دیگر را امیر المومنین(ع) تهیه نمودند.

جهازیه حضرت زهرا(س)

مقداری را هم به بلال و عمار دادند  که از بازار لوازم خانه را خریداری کنند. یک پیراهن، یک عدد روسری،قطیفه سیاه خیبری یا عبای سیاه، پرده نازک پشمی، یک عدد حصیر از بافته های قریه هجر، آسیای دستی، یک عدد طشت مسی، مشک برای آب آوردن، کاسه ای سفالین، مشکی مخصوص خنک کردن آب، ابریقی که طرف بیرونش رنگ شده بود، کوزه سفالین، پوست گوسفند.

امیرالمومنین (ع) می فرماید: در آن شب که دختر پیامبر(ص)  به خانه من آمد، بسترمان جز یک پوست گوسفند نبود.

در جای دیگر از آن حضرت نقل شده که فرمود: من با فاطمه (س) در حالی ازدواج کردم که جز یک پوست گوسفند چیزی نداشتیم که شب بر روی آن می خوابیدیم و روز علوفه شترمان را بر روی آن می ریختیم و خدمتگذاری در خانه نداشتیم.

در روایتی دیگر می فرماید: پیامبر(ص) به خانه ما آمد در حالی که ما بر روی خود قطیفه ای انداخته بودیم که اگر از طول، آن را به روی خود می کشیدیم، پهلویمان خالی میشد و اگر از عرض می انداختیم سر و پاهایمان بدون روپوش می ماند.

بعضی از اهل سنت نقل کرده اند : هنگامی که فاطمه(س) به خانه علی (ع) رفت، در خانه آن حضرت جز ریگ پهن شده، کوزه سفالین، بالش و ظرفی برای آب نیافت.

عروسی و شرکت کنندگان

در بعضی روایات آمده است که 29 یا 30 روز بعد از خرید، امیر المونین (ع) صبر کرد تا اینکه  جعفر و عقیل(ره) به آن حضرت گفتند: از پیامبر(ص) بخواه که همسرت را به خانه بیاوری. بعضی از همسران پیامبر(ص) گفتند: ما از پیامبر(ص) خواهش می کنیم  که شما همسرت را بیاوری.

پیامبر(ص) فرمود: (( ما انتظار داریم خود او بیاید و از ما درخواست کند)). امیرالمونین (ع) می فرماید: عرض کردم: (( حیا مانع من می شود)). پیامبر(ص) اجازه مجلس عروسی و ولیمه را فرمودند، و به امیرالمونین (ع) فرمدند: (( هرکس را دوست داری دعوت کن)). زنان به کار زن ها و امیرالمونین(ع) و عمار و بلال و چند نفر دیگر به کار مجلس مرد ها که در مسجد بود ، می رسیدند.

اصحاب با هدایای خود در جشن عروسی آن دو نور الهی شرکت کردند، و از ولیمه عروسی که به دستور پیامبر(ص) فراهم آمده بود، میل کردند. در آن مجلس 4000 نفر از آن طعام خوردند و پیامبر(ص)  غذایی برای امیر المونین (ع) و فاطمه (س) فرستاد، در حالی که چیزی از  آن غذا کم نشد و همچنان بجای ماند، با وجود اینکه سه روز از آن تناول می کردند.

شب با مراسمی مخصوص،حسب الامر پیامبر(ص)  آن دو بزرگوار را به حجره ام سلمه آوردند. ام سلمه می گوید: هنگامی که خورشید غروب کرد، پیامبر(ص)  فرمود: (( فاطمه را بیاور)). من رفتم و دست فاطمه (س) را گرفته در حالی که لباسش بر زمین کشیده می شد و از خجالت و شرم عرق از چهره اش جاری بود، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش آوردم. هنگامی که خدمت آن حضرت رسید، از شدت خجالت پایش لغزید. پیامبر(ص)  فرمود: (( خداوند تو را از لغزش های دنیا و آخرت نگه دارد)).

هنگامی که پیش روی آن حضرت قرار گرفت، چادر را از صورت فاطمه (س) کنار زد تا علی چهره او را ببیند. سپس دست او را در دست علی (ع) قرار داد و این گونه بود که زندگی نورانی آغاز شد.

ثمره ازدواج نورانی

ثمره این ازدواج مبارک و نورانی و الهی پنج فرزند بود. دو امام معصوم (ع)، آقا و مولایمان حضرت مجتبی (ع) و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله (ع)، دو دختر حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری (س) و جناب ام کلثوم (س)، که این فرزندان در زمان حیات پیامبر(ص)  در مدت 9 سال به دنیا آمدند. آخرین فرزند ایشان حضرت محسن (ع) بود که بعد از شهادت پیامبر(ص) به مدت چند روز به وسیله ضربه های پشت در و دیوار و کتک های منافقین و ظالمین به شهادت رسید. حضرت فاطمه (س) نه سال و 75 روز یا 95 روز در منزل امیرالمونین (ع) زندگی کرد تا آنکه بعد از شهادت حضرت محسن (ع) به شهادت رسید.

ازدواج آسمانی

بین ازدواج آن حضرات  در آسمان و تزویج آنها در زمین چهل روز فاصله بود . در اول یا ششم ذی الحجه در حالی که طرف ایجاد عقد خداوند متعال و طرف قبول جبرئیل و خطبه خوان راحیل بود. شاهدان حاملان عرش و 70 هزار نفر از فرشتگان بودند. نثار کننده این عروسی رضوان خزانه دار بهشت، و آنچه  نثار شد ، درّ و یاقوت و مرجان، و حجله دار این زفاف اسماء یا ام ایمن بود و نتیجه این ازدواج ائمه اطهار(ع).

اقوال در روز ازدواج حضرت

عقد در ربیع الاول و ازدواج هم در ربیع الاول، عقد در اول ذی الحجه و ازدواج هم در ششم ذی الحجه بعد از جنگ بدر، عقد در چند شب باقی مانده از صفر و ازدواج در ذی الحجه، عقد در محرم و ازدواج در ذی الحجه ، عقد در اول ذی الحجه سال دوم حجرت، یا در 25 ذی الحجه، یا سه روز مانده از ماه صفر سال 2 هجرت، یا در 15 رجب پنج ماه پس از هجرت، و ...

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگی نامه امام حسن (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,

3- زندگینامه امام حسین (ع)

3 آذر 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

زندگینامه امام حسین (ع)

ولادت

 در روز 3 شعبان سال 4 هجری آقای شهیدان  و سرور و سالار  شیعیان  و دلباختگان، اشک هر مؤمن،امام زاهد عابد،شهید غریب،

عطشان نینوا حضرت ابا عبد الله الحسین الشهید  (ع)  عالم را به نور خود منوّر کردند. اقوال دیگر در ولادت آن حضرت پنجم شعبان ، و سیزده ماه رمضان و آخر ربیع الاول سال 3 هجری و پنجم جمادی الاولی و دوازدهم رجب است.

القاب

نام مبارک آن حضرت در  تورات شبیر و در انجیل طاب است. پدرشان مولانا و مقتدانا امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) و مادرشان حضرت صدیقه  کبری فاطمه زهرا (س) است.

کنیه آن حضرت عبدالله  و کنیه خاص آن حضرت ابو علی است. القاب حضرت الشهید،السعید،السبط الثانی،الامام الثالث،الرشید

الطیب،الوفی،السید،الزکی،المبارک،تابع لمرضات الله است.

پیامبر (ص) در ولادت امام حسین (ع)

هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به  پیامبر گرامی (ص) رسید،به خانه امیرالمؤمنین (ع) آمدند و به اسماء فرمودند تا  مولود را بیاورد . اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و در خدمت رسول اکرم (ص) آورد.پیامبر در گوش راست حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند. روز اول یا هفتم ولادت ، امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد:

سلام خداوند بر تو ای پیامبر، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار، که به عربی حسین گفته می شود. چون علی(ع)  برای شما  بسان هارون  برای موسی بن عمران است، جز آنکه شما خاتم پیامبرانی.

به این ترتیب نام پر عظمت ((حسین))  از جانب پروردگار  برای دومین فرزند فاطمه (س) انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها

برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت به خدمت پیامبر (ص) رسیدند و از خاک قبر  آن بزرگوار  برای پیامبر (ص) آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند.

یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که فطرس ملک یا دردائیل پناه به آن امام مظلوم برد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش بازگردانید.

دوران زندگی امام حسین (ع)         

آن حضرت شش ماه و چند ماه با جد گرامی خود رسول اکرم (ص) بود. مدت سی سال با پدر بزرگوار خود مولای متقیان امیر المؤمنین (ع) زندگی کرد، و در جمل ،صفین و نهروان شرکت داشت.

در دوران زمامداری غاصبانه عمر،امام حسین (ع) در سن ده سالگی وارد مسجد شد. و خلیفه دوم را بر منبر پیامبر (ص) مشاهده کرد که سخن می گفت. از منبر بالا رفت و فریاد زد:(( ای دروغگو! از منبر پدرم رسول خدا (ص) فرود آی نه منبر پدرت))!

بعد از شهادت امیر المؤمنین (ع) همراه  و شریک رنج های  امام حسن (ع) بود، و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه  دهان آلوده  خود را به بد گویی  پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین (ع) و برادرش امام حسن (ع) می گشایند.

پس از آنکه امام حسن مجتبیٰ (ع) را مظلومانه شهید کردند؛ امامت به آن وجود سراپا جود رسید.و بعد از مصائب و اذیت ها و زخم زبان ها، در روز عاشورا آن حضرت را به شهادت رسانیدند.

شهادت

ایشان در روز دهم محرم سال61 هجری که روز شنبه یا جمعه بوده،آقا و مولایمان حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) در سن 58 سالگی (و یا 56و یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر،مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند. این روز روز باریدن خون از آسمان است.، و روزی است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین (ع) در آن به وقوع پیوسته است.

چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند ، تا ظهور حضرت مهدی (عج)گریه کنان  نزد قبر آن حضرت ماندگارند.  در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.

رأس امام حسین (ع) در کوفه

عصر عاشورا رأس مطهر و نورانی امام حسین (ع) را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.

خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند، از مصیبت عظمای آن روز.





موضوعات مرتبط با این مطلب : زندگینامه امام حسین (ع)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,

13ترک صوتی به مناسبت شهادت علی (ع) بامداحی کریمی

17 مرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

 

تا نفس دارم میگم علی ولی الله   دانلود 

علی ای همای رحمت   دانلود 

شبها که نان و خرما بردوش خود کشیدم   دانلود 

شبهایی که دلهارو غم میگیره   دانلود 

میره مسجد بابای خوب یتیما   دانلود 

به سر آمد غمهای من   دانلود 

حیدر حیدر حیدر، حیدر حیدر حیدر   دانلود 

میزبانان علی مانع رفتن نشوید   دانلود  

کاسه شیری بیارید جلو لبش بگیرید   دانلود 

گردیده در دو عالم نام تو آبرویم   دانلود 

آی شیعه ها گریه کنید محشر غم بپا شده   دانلود  

محبوب آسمانها علی علی علی بود   دانلود 

طبیبا وا مکن زخم  سرم را   دانلود






موضوعات مرتبط با این مطلب :

ساخت وبلاگ