ان
ان، خمس، پس، انداز، مسکن، خمس، پس، انداز، احکام، خمس، اسلام، شیعه، مراجع، تقلید، خمس، احکام، پیروان، ادیان، اسلام، شیعه، مراجع، خمس، عیدی، دولت,

خمس پس انداز مسکن

9 مرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

پرسش. آیا به پولی که به جهت گرفتن وام مسکن، در بانک گذاشته می شود و چندین سال از آن می گذرد، خمس تعلق می گیرد؟

آیات عظام امام (ره)،تبریزی،امام خامنه ای،سیستانی،مکارم و وحید: آری، خمس دارد. 1
آیات عظام بهجت، فاضل و نوری: اگر برای تهیه خانه مورد نیاز، راهی جز این ندارد، به پول پس انداز شده خمس تعلق نمی گیرد. 2
آیة الله صافی: اگر خانه مسکونی در حال حاضر مورد نیاز او  و در شأنش باشد و راهی جز طریق مذکور ندارد، به آن خمس تعلق نمی گیرد. 3
تبصره. مراجعی که معتقدند پول مذبور خمس ندارد، فرموده اند: چنانچه در آینده، صرف خرید منزل نشود، خمس آن را باید بدهد.
خمس پس انداز
پرسش. آیا پولی که در حساب بانک برای قرعه کشی وجود دارد، خمس دارد؟
همه مراجع: چنانچه از درآمد کسب تهیه شده و سال خمسی از آن گذشته باشد، خمس دارد. 4
تبصره. بر اساس نظر کسانی که معتقدند به ((هدیه)) خمس تعلق می گیرد، با مبلغ پس انداز شده، چنانچه از راه هدیه به دست آمده باشد، باید سر سال خمس آن پرداخته شود.
پرسش. آیا به پولی که برای خرید وسایل ضروری زندگی ذخیره می شود، خمس تعلق می گیرد؟
آیات عظام امام (ره)، تبریزی، سیستانی، مکارم و وحید: چنانچه سال خمسی از آن بگذرد، خمس دارد. 5
آیة الله بهجت: اگر بدون پس انداز کردن، نمی توانند وسایل مورد نیاز خود را در آینده تهیه کنند؛ چنانچه پس انداز کوتاه مدت (مثلاً تا سه سال) باشد، خمس ندارد. 6
آیات عظام فاضل و نوری: اگر بدون پس انداز کردن، نمی توانند وسایل مورد نیاز خود را در آینده تهیه کنند، خمس ندارد. 7
آیة الله امام خامنه ای: اگر برای تهیه وسایل مورد نیاز در آینده نزدیک (مثلاً تا سه ماه پس از سال خمسی) پس انداز شده باشد و با پرداخت خمس آن نتواند آنها را تهیه کند، خمس ندارد. 8
آیة الله صافی: اگر هم اکنون به آن وسیله نیاز دارد و تهیه آن بدون پس انداز در مدت چند سال ممکن نباشد، خمس ندارد. 9
تبصره. چنانچه در آینده با پس انداز خود، لوازم مورد نیاز خویش را تهیه نکند، باید خمس آن را بدهد.
پرسش. اگر از روی قناعت (مقداری از درآمد خود را) پس انداز کنیم، آیا به آن خمس تعلق می گیرد؟
همه مراجع: آری، چنانچه سال خمسی از آن بگذرد، خمس دارد. 10

مکارم، استفتاءات، ج 2، س 533؛ تبریزی،
استفتاءات، س 889؛ امام خامنه ای، اجوبة، س 908؛ سیستانی، sistani.org، خمس، ش 10؛ دفتر: امام (ره) و وحید.
فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 677؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1391؛ نوری،
استفتاءات، ج 2، س 328.
صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 706.توضیح المسائل مراجع،  م 1752؛ نوری، توضیح المسائل، م 1748؛ وحید، توضیح المسائل، م 1760؛ امام خامنه ای، اجوبة، س 954.امام (ره)، استفتاءات، ج 1، س 24؛ تبریزی، استفتاءات، س 856؛ سیستانی، sistani.org، خمس، ش 8؛ مکارم استفتاءات، ج 2، س 516؛ دفتر، وحید.بهجت، توضیح المسائل، م 1391.فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 748؛ نوری، استفتاءات، ج 2، س 330.امام خامنه ای، اجوبة، س 860 و 987.صافی، جامع الاحکام، ج 1، س 738.توضیح المسائل مراجع، ج 2، م 1756؛ نوری، توضیح المسائل، م 752 و وحید، توضیح المسائل، م 1764، امام خامنه ای، اجوبة، س 955.





موضوعات مرتبط با این مطلب : خمس پس انداز مسکن
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,,

خمس و پیروان ادیان

6 مرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
خمس و پیروان ادیان
پرسش. کسی که به دادن خمس عقیده ندارد (مانند پیروان ادیان و مذاهب غیر شیعه) مالی به من هدیه می کند، آیا باید خمس آن را بدهم؟
همه مراجع به جز (آیت الله بهجت): خیر. 1آیت الله بهجت: اگر به مال هدیه شده خمس تعلق گرفته،در صورتی که معاشرت و تعامل با آنان به حد ضرورت برسد، تصرف در آن جایز است.2

خمس عیدی دولت
پرسش. آیا عیدی و پاداشی که دولت به کارمندان  می دهد و به صورت پول نقد یا سکه طلا است،خمس تعلق می گیرد؟

آیات عظامام (ره) و امام خامنه ای (حفظه الله): خیر،خمس ندارد. 3 آیات عظام بهجت و فاضل: چنانچه تا سر سال خمسی زیاد بیاید، بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بدهد. 4آیات عظام تبریزی،سیستانی،صافی،مکارم و وحید: چنانچه تا سر سال خمسی زیاد بیاید،خمس دارد. 5آیت الله نوری: اگر به عنوان هبه باشد،خمس ندارد. 6

تبصره. برخی از مراجع عیدی و پاداش دولت را جزء درآمد قلمداد می کنند و عده ای آن را هدیه می دانند.
توضیح المسائل مراجع،م 1764؛نوری،توضیح المسائل،م 1760؛ وحید،توضیح المسائل،م 1772 و دفتر: امام خامنه ای.بهجت،وسیلة النجاة،ج 1، م 1422.امام،استفتائات ج 1 س 191 و امام خامنه ای، اجوبة، س 862دفتر: آیات عظام بهجت و فاضل.تبریزی،استفتائات،س 829؛ سیستانی،منهاج الصالحین،کتاب الخمس،السابع؛ دفتر: آیات عظام مکارم و وحید.دفتر:آیت الله نوری.







موضوعات مرتبط با این مطلب : خمس و پیروان ادیان
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,

سخنرانی های مرحوم کافی - امام مهدی (عج)

3 مرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام



تولد حضرت مهدی (عج)   دانلود

بارالها رهبر اسلامیان کی خواهد آمد؟!   دانلود

قصه انار - محمد بن عیسی بحرینی   دانلود

اسماعیل - مهدی   دانلود

امام زمان (عج) - اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ   دانلود




موضوعات مرتبط با این مطلب : امام مهدی (عج)

آثار انتظار

12 تیر 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

کسی که انتظار مصلح جهانی را دارد در واقع،انتظار انقلاب و تحولی را دارد که وسیع ترین و اساسی ترین انقلاب های انسانی در طول تاریخ بشر است؛انقلابی که همه شؤون زندگی انسان ها را شامل می شود.انتظار،همیشه از دو عنصر نفی و اثبات تشکیل می شود،یعنی ناراحتی از وضع موجود،و عشق و علاقه به وضعیت بهتر.پس کسانی که در انتظارند،اگر در ادعای خود صادق باشند،باید این آثار در آن ها آشکار شود:


خودسازی فردی:منتظِر،همیشه باید خودساخته و آماده باشد.برای تحقق بستن به چنین انقلاب عظیمی،مردانی بزرگ،مصمم،نیرومند،خوساخته،شکست ناپذیر،و دارای بینش عمیق لازم است.خودسازی برای چنین هدفی،مستلزم به کار بستن برنامه های اجتماعی،فکری و اخلاقی است.خودسازی اجتماعی:منتظِر،علاوه بر خودسازی خویش،باید مراقب حال دیگران نیز باشد و علاوه بر اصلاح خویش،در اصلاح دیگران و جامعه خود نیز بکوشد.در میدان مبارزه،هیچ فردی نمی تواند از حال دیگران غافل بماند،بلکه موظف است هر نقطه ضعفی را که در هر کجا می بیند،اصلاح کند و هر موضع آسیب پذیری را ترمیم نماید.حل نشدن در فساد محیط:یکی از آثار انتظار،عدم تسلیم در برابر آلودگی های جامعه است.هنگامی که فساد فراگیر می شود و بیشتر مردم را به آلودگی می کشاند،گاهی افراد پاک در یک بن بست فراگیر قرار می گیرند،و از اصلاحات،مأیوس می شوند و فکر می کنند کار از کار گذشته است و دیگر امیدی برای اصلاح نیست،این نومیدی ممکن است  آنان را به صورت تدریجی به فساد و همرنگی با محیط بکشاند.تنها چیزی که می تواند در آن ها روح امید بدمد و به مقاومت و خویشتن داری دعوت کند،امید به اصلاح نهایی و ظهور مصلح جهانی است.پایداری در برابر رهبری های فاسد و مبارزه با فساد:هرکس سرگذشت دستگاه های جبار بنی امیه،بنی عباس،امویین اندلس،سلاطین عثمانی و دیگر کسانی که بر جوامع مسلمان به اسم اسلام و حاکم مسلمان،در هند،ماوراء النهر،ایران،مصر،شام،و نقاط دیگر آسیا،آفریقا و اروپا مسلط شدند بخواند،می فهمد که چه وض نا امیدکننده ای پیش آمد که هدف های واقعی و اصولی اسلام،بیشتر از رسمیت افتاد و اصلا مطرح نبود.تنها چیزی که مسلمانان را در برابر این وضعیت نگاه داشت و آنها را در حال اعتراض به اوضاع و تقاضای اجرای برنامه های اسلامی دلیر می کرد،وعده های پیامبر صل الله علیه و آله وسلم بود که:این دین از بین نمی رود و آینده برای اسلام است.این وعده ها بود که مسلمانان را در برابر حوادثی مانند تسلط بنی امیه،جنگ های صلیبی،هجوم چنگیز و سرانجام،استعمار قرن اخیر،پایدار نگه داشت و مسلمانان را علیه آنان به جهاد و پیکار برانگیخت.بنابراین مسلمان،تسلیم ظلم و فساد نمی شود و با ستمگران و مفسدان همراه و هم صدا نخواهد شد.1
البته آثار انتظار،منحصر به این چهار اثر نیست.برای مطالعه بیشتر می توانید به کتب دیگر مانند((انقلاب جهانی مهدی علیه السلام)) اثر آیت الله مکارم شیرازی،مبحث انتظار مراجعه نمایید.
سیمای آفتاب،حبیب الله طاهری،ص 211





موضوعات مرتبط با این مطلب : آثار انتظار

Avropa və Şimali Amerikada yaşayan bütün gənclərə,

16 خرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

Mərhəmətli və Bağışlayan Allahın adı ilə!

Avropa və Şimali Amerikada yaşayan bütün gənclərə,

“Fransadakı son hadisələr və digər qərb ölkələrində baş vermiş buna oxşar hadisələrdən sonra əmin oldum ki, bu barədə sözümü sizə birbaşa deməliyəm. Mən sözlərimi siz cavanlara ünvanlayıram.

Buna görə deyil ki, sizin ata və analarınızı görməməzlikdən gəlirəm. Səbəb budur ki, millətinizin, torpaqlarınızın gələcəyini sizin əllərinizdə görür və həqiqət axtarışı hissinin sizin qəlblərinizdə daha canlı və hətta aydın olduğunu bilirəm.

Bu məktubumda sözümü sizin siyasətçilərinizə və dövlət başçılarınıza ünvanlamıram.

Çünki onların bilərəkdən siyasət yolunu sədaqət və düzlük yolundan ayırdıqlarına inanıram.

Mənim sözüm sizinlə xüsusi olaraq İslam barədə və İslamdan sizin üçün yaratdıqları sima barədə olacaq.

İki onillik bundan öncədən (sovet hökumətinin dağılmasından sonra) ta bu vaxta kimi bu böyük dini qorxunc düşmən şəklində göstərmək üçün çoxlu təlaşlar ediblər.

Təəssüf ki, qorxu və nifrət hisslərini təhrik etməyin və bundan faydalanmağın qərbin siyasi tarixində uzun keçmişi vardır.

Mən burada indiyə qədər qərb millətlərinə təlqin olunan müxtəlif "qorxulardan” söz açmaq istəmirəm.

Siz son dövrlərdə yazılmış tarixi tənqidləri mütaliə etməklə görəcəksiniz ki, yeni tarixi baxışlarda qərbin digər dünya millətlərinə və mədəniyyətlərə qarşı etdiyi xəyanətkar və yalançı rəftar sərt tənqid olunmuşdur.

Avropanın tarixi quldarlıq dövründən daha utandırıcıdır. Müstəmləkə zamanından başlamış qara dərililərə və qeyri xristianlara qarşı olan zorakılıq xəcalətverici haldır. Sizin tədqiqatçılarınız və tarixçiləriniz məzhəb adına, katolik ve protestant arasında olan və ya millət və irq adına birinci, ikinci dünya müharibəsində tökülən qanlarla bağlı utanclarını dərin şəkildə etiraf edirlər. 

Bunun özü təqdirəlayiqdir. Mənim də məqsədim bu böyük fürsətdə tarixi tənqid etmək deyil. Əslində sizdən istəyim budur ki, öz ziyalılarınızdan soruşasınız, niyə qərbdə ümumi vicdanın oyanması həmişə on illərlə və bəzən yüz illərlə təxirə düşür?! 

Niyə yenidən baxış günün məsələlərinə deyil, kecmişə aid olmalıdır?!

Niyə mühüm mövzulardan biri olan islam təfəkkürü və mədəniyyəti ilə ümumi tanışlığın qarşısı alınır? Siz yaxşı bilirsiniz ki, təhqir, nifrət yaratmaq və “başqalarından” qorxu hissləri, müstəmləkəçilərin mənafeləri üçün müştərək zəminədir.

İndi istəyirəm özünüz-özünüzdən soruşasınız ki, niyə keçmişin qorxunc və nifrət dolu siyasəti bu dəfə görülməmiş həddə İslam və müsəlmanları hədəfə alıb?!

Niyə dünyada qüdrət quruculuğu islam təfəkkürünün haşiyədə və fəaliyyətsiz şəkildə qalmasina meyllidir?!

Məgər İslamda hansı anlamlar və dəyərlər böyük qüdrətlərə maneədir ve İslam haqda yanlış sima təqdim etməkdə nə kimi mənafe güdürlər?! 

Mənim sizdən ilk istəyim budur ki, İslam əleyhinə olan bu alçaldıcı təbliğat barədə sual verib cavab alasınız.

 

Mənim ikinci istəyim budur ki, yalan nəticə çixarmaların və mənfi təbliğatın qarşısında bu dindən birbaşa və vasitəsiz olaraq maariflənin.

 

Sağlam məntiq tələb edir ki, ən azından sizi ondan ayırmağa çalışdıqları və qorxutduqları şeyin nə olduğunu və mahiyyətini anlayasınız.

Mən israr etmirəm ki, mənim İslamdan çixarışlarımı və baxışlarımı qəbul edəsiniz, demək istəyirəm ki, bu qədər aydın həqiqət və təsirə malik bir fenomenin qərəzli şəkildə və çirkin hədəflərlə sizə tanıtdırılmasına icazə verməyin.

 

İcazə verməyin ki, özlərinin hazırladıqları terrorçuları riyakarcasına İslam ünvanında sizə tanıtdıralar.

İslamı özünün fundamental və birbaşa mənbələrindən öyrənin. İslamla Quran və onun böyük Peyğəmbərinin (s) həyatı vasitəsilə tanış olun.

Burada sizdən soruşmaq istəyirəm ki, özünüz indiyə qədər müsəlmanların quranına müraciət etmisinizmi? 

İslam peyğəmbərinin təlimlərini, insani və əxlaqi dərslərini mütaliə etmisinizmi?

İndiyə kimi İslam peyğəmbəri barəsində mediadan əlavə, digər mənbələrdən məlumat əldə etmisinizmi? 

Heç özünüzdən soruşmusuzmu ki, həmin İslam necə və hansı dəyərlər əsasında əsrlər boyu dünyanın ən böyük elmi və ideoloji sivilizasiyasının əsasını qoymuş və ən savadlı alim və mütəfəkkirləri yetişdirmişdir?

Sizdən istəyim budur ki, qorxunc və iyrənc simalar düzəldərək, sizinlə həqiqətlər arasında emosianal sədlər çəkmələrinə və bitərəf nəticə çıxara bilməniz üçün yaratdıqları maneələrə icazə verməyin.

Bu gun informasiya vasitələrinin cografi sərhədləri yardığı bir vaxtda sizi saxta və zehnlərdə düzəltdikləri sərhədlərlə hasara almalarına icazə verməyin.

Hərçənd ki, açılmış böyük boşluqları bir nəfərin əli ilə doldurmaq olmaz. Amma sizin hər biriniz özünüz və yaşadığınız mühitə həqiqətin aydın olması üçün bu boşluqların üzərindən düşüncə və insaf körpüsü tikə bilərsiniz.

Bu suallara cavab tapmaq üçün edəcəyiniz təlaş sizə yeni həqiqətləri tapmaq ücün böyük fürsət verəcək.

İslamı önyarqısız dərk edib doğru anlamaq üçün bu fürsəti əldən verməyin. Ola bilsin, sizin həqiqət qarşısında nümayiş etdirdiyiniz nailiyyət sayəsində gələcəkdəkilər qərbin islamla münasibətinin bu dönəmini daha az incimə və daha aram bir vicdanla qələmə ala bilsinlər.”

 

Seyyid Əli Xamenei

1 bəhmən , 1393 (şəmsi)

21 yanvar, 2015 (miladi)

  source: www.Alumni.miu.ac.ir





موضوعات مرتبط با این مطلب : Una lettera per voi
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

نامه ای برای تو

16 خرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
سم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱





موضوعات مرتبط با این مطلب : نامه ای برای تو

رمز ظهور امام زمان علیه السلام

12 خرداد 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

امام صادق علیه السلام درباره نقش دعای حقیقی در تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین فرمودند:

وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد،چهل روز به درگاه خداوند ناله و گریه کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهما السلام) وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند؛درحالی که از 400 سال عذاب،170 سال باقی مانده بود و خداوند به واسطه دعای بنی اسرائیل، از آن 170 سال صرف نظر کرد.

سپس فرمودند:شیعیان ما هم،اگر مانند بنی اسرائیل به درگاه خدا دعا کنند،خداوند فرج ما را نزدیک خواهد فرمود؛ اما اگر چنین نکنند،این سختی به نهایت زمان معین خود خواهد رسید (بحارالانوار،ج 52،ص 131،تاریخ امام زمان (ع)،باب 22 فضل انتظار فرج و مدح شیعیان در زمان غیبت و آنچه سزاوار است در زمان غیبت انجام داده شود)

با توجه به حدیث فوق و دیگر روایات، نتیجه می گیریم که پس از توبه حقیقی و با تضرع و دعای همگانی،می توانیم طومار غیبت را در هم پیچیده و ظهور شادی بخش مولایمان را سرعت بخشیم.اساسا فلسفه ی برپایی دعای ندبه نیز ایجاد شرایط دعای همگانی برای ظهور است و نباید از آن غافل شد که این غفلت و بی تفاوتی به مسئله غیبت امام زمان
عجل الله تعالی فرجه الشریف،سبب تأخیر در امر فرج و غرق شدن در سختی های آخرالزمان می شود.

همچنین حضرت ادریس علیه السلام از انبیائی بودند که در دوره نبوتشان مدتی از نظرها غایب و آن هنگام که امت ایشان با ندبه به درگاه خداوند خواستار ظهور منجی شدند،خداوند به سبب پشیمانی واقعی آنها دوران غیبت را پایان بخشید. (کمال الدین و تمام النعمه،ج 1 ،باب 1 )
نکته مهم این است که می توانیم با دعا و ندبه ی همگانی،فرج امام منتَظر را،حتی بدون وقوع برخی علایم ظهور محقق کنیم و ناظر بر شکل گیری جهانی،آنگونه که انبیاء و اولیاء الهی وعده داده اند باشیم؛جهانی عاری از ظلم وستم و سراسر عدل و داد...
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که قائم ما ظهور و قیام می کند،در دوران حکومت او زمین گنج های خود را آشکار می کند،به طوری که مردم آن گنج ها را روی زمین می بینند؛

در آن شرایط شخص ثروتمند،نیازمندی را نمی یابد که به او کمک مالی کند و زکات خویش را به او بپردازد،همه ی مردم،به فضل الهی،بی نیاز می شوند. (ارشاد شیخ مفید،ج 2،باب 40،تاریخ امام زمان (عج)،فصل 3 حکومت حضرت قائم)

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم                    غم هجران تورا چاره زجایی بکنیم

(لسان الغیب)




مناسب ترین فرصت برای منتظران فرج،شب میلاد آن حضرت است؛شبی مقدس که به احیای آن،همچون شبهای قدر،در روایات گوناگون بسیار تاکید و اعمال آن در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شده است.این شب فرصت بسیار مناسبی برای شناخت واقعی امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است که با برگزاری احیاء و دعای همگانی،برای ظهور حضرت،می توانیم موجب تعجیل در فرج ایشان شویم.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:شب نیمه شعبان،بعد از شب قدر،برترین شبهاست،در این شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا می کند و ایشان را به منّ و کرم خویش می آمرزد. پس به تقرب جستن به سوی خداوند تعالی در این شب سعی و کوشش کنید،زیرا به درستی شبی است که خدا به ذات مقدّس خود قسم یاد کرده که درخواست کننده ای را از درگاه خود دست خالی برنگرداند؛مادامی که معصیت طلب نکند.
(مفاتیح الجنان،بخش فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان)

حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:هرکس شب نیمه شعبان را احیاء دارد،دل او در روزی که همه دل ها بمیرند،نمی میرد.(بحارالانوار ج 88 ص 132 )

یکی از مهم ترین موانع ظهور و اسباب غیبت حضرت،خود مردم هستند. به عبارت دیگر، اعمال و رفتار خودمان است که سبب غیبت امام حیّ و حاضر شده است. مبارزه با هوای نفسانی مؤثرترین عامل خشنودی و تعجیل فرج امام مهدی (ارواحنا الفداء) است. شیعیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به این نکته کاملا توجه داشته باشند که هرچه جامعه ی ما بیشتر به گناه آلوده شود، در حقیقت باعث تخریب فضای سالم برای پذیرش حضرت بقیة الله خواهد شد؛در تعلیمات اسلام اهتمام به وضع جامعه و مبارزه با فساد و نا رسایی های اجتماعی تاکید شده است؛ به گونه ای که انسان های بی توجه به امور اجتماعی و مشکلات مردم،خارج از زمره ی مسلمانان محسوب می شوند. صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هر لحظه منتظر هستند تا شیعیان کمی به خود آیند و در میان همه ی انسان های کره ی زمین،حداقل آنها به پاکی و معنویت روی بیاورند تا در زمان ظهور،شایسته یاری کردن ایشان در جهانی کردن دین خدا باشند؛بنابراین ما باید بیا جدیّت از گناه بپرهیزیم و قلب مولای خود را بیش از این نرنجانیم و بدانیم که مسؤلیت تاخیر در امر فرج امام زمان عجل الله تعای فرجه الشریف با گناهکاران است.

التماس دعای فرج

.........................................................................................................................

 

لطفا این متن را نشر دهید





موضوعات مرتبط با این مطلب : رمز ظهور حضرت مهدی (ع)

دانلود سخرانی مرحوم کافی - حضرت فاطمه (س)

31 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

سخرانی مرحوم کافی - حضرت فاطمه سلام الله علیها


شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها     دانلود



ازدواج حضرت فاطمه (س) با حضرت علی (ع)    دانلود

قصه انار   دانلود





موضوعات مرتبط با این مطلب : حضرت فاطمه (س)

سخنرانی مرحوم کافی - حضرت محمد (ص)

31 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

سخنرانی های مرحوم کافی

کودکی حضرت محمد (ص)  دانلود





موضوعات مرتبط با این مطلب : حضرت محمد (ص)
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,

زمان تشریع خمس

28 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
زمان تشریع خمس

پرسش 3
اگر خمس سود تجارت و کسب یک فریضه است،چرا دیر هنگام وضع شده و ائمه معصومین علیهم السلام در زمان متأخر آن را واجب کرده اند؟

تردیدی نیست که آیه خمس در عصر رسالت نازل شده و پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم این فریضه را به اجرا در آورده اند و آنچه مسلم است اینکه حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم خمس غنایم جنگی را اخذ می کرد. اما خمس سود تجارت بنا به ضرورت و مصالحی تا عصر امامان علیهم السلام به تأخیر افتاد. شاید این ضرورت را بتوان در چند امر خلاصه کرد:

خمس با زکات این تفاوت را دارد که منفعت زکات به عموم مسلمانان بر می گردد؛ ولی موضوع خمس به شخص پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و خویشان او اختصاص دارد؛ لذا مصلحتی بر اجرای آن نمی دیدند.1 در عصر رسالت، فقر عمومی بر جامعه حاکم بود و مسلمانان به جهت تنگدستی،قدرت پرداخت خمس را نداشتند. از این رو پیامبر گرامی صل الله علیه و آله و سلم از بیان و جمع آوری خمس درآمد صرف نظر کردند.رویکرد سیاسی مهم ترین عاملی بود که نگذاشت،ائمه معصومین تا زمان امام باقر علیه السلام به بعد، این فریضه الهی را به اجرا درآورند،زیرا جلب و جمع اموال،از وظایف سلطان بوده و هرکس با آنان رقابت می کرد، به عنوان فرد متمرد از قانون و مخالفت حاکمیت و به اتهام جمع آوری سلاح و توطئه علیه رژیم،تحت تعقیب قرار می گرفت. اما پس از برقراری آزادی نسبی در عصر عباسیان و شرایط موجود بر ائمه علیهم السلام، این امکان را داد تا به طور غیر علنی خمس را از مسلمانان دریافت کنند.2 پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم از یک سو به جهت ارتباطشان با غیب می دانستند که در آینده نه چندان دور،امر خلافت و حکومت از مسیر اصلی خود - که شایسته آنان است - منحرف شده و به دست نا اهلان و غاصبان زورگو می افتد و از دیگر سوی خمس ((وجه الامارة)) است و باید به دست حاکم و سلطان سپرده شود و اگر حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم وجوب خمس درآمد کسب را بیان و آشکار می کردند؛ این امر فرصتی را برای حاکمان جور پیش می آورد تا با دستاویز شرعی، اموال مسلمانان را به غارت برند و بر ظلم و ستم خود بیفزایند. این پیش بینی و تیز بینی حضرت صل الله علیه و آله و سلم باعث شد که این حکم الهی در پرده خفا پنهان بماند.3

_______________________________________


خویی،سید ابوالقاسم،مستند العروة الوثقی،کتاب الخمس،ص 196مدرسی،محمد تقی،احکام الخمس،ص 16هاشمی شاهرودی،سید محمود،کتاب الخمس؛ج 2، ص 45

...............................................................................................................



برای اطلاعات بیشتر به کتاب احکام خمس  سید مجتبی حسینی رجوع کنید.

طبق نظر مراجع تقلید





موضوعات مرتبط با این مطلب : اهمیت خمسزمان تشریع خمس
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,

دلیل خمس

27 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دلیل خمس

پرسش 2

دلیل وجوب خمس - به ویژه خمس درآمد

یکی از واجبات مهم مالی در اسلام ((خمس)) که از فروع دین و جزء عبادات شمرده می شود. از این رو باید با قصد قربت انجام گیرد. تمام مذاهب اسلامی (شیعه و سنی) در اصل وجوب خمس،اتفاق نظر دارند. تنها اختلاف میان آنان، موارد و مصارف آن است؛ لذا بیشتر اهل سنت بر این باورند که تنها به غنایم جنگی و گنج خمس تعلق می گیرد. 1 اما فقیهان شیعی معتقدند: خمس در هفت چیز واجب است: 1.غنایم جنگی 2. غواصی (اشیایی که با فرو رفتن به آب دریاها به دست می آید) 3.گنج 4.معدن 5.سود تجارت 6.مال حلال مخلوط به حرام 7.زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد.
پنج قسمت اول مورد اتفاق شیعه و دو قسم اخیر نظر مشهور آنان می باشد.
آنچه اکنون مورد بحث و پژوهش است، خمس سود و درآمد کسب می باشد. خداوند متعال می فرماید: ((وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ...)) 2 این آیه _ که به آیه خمس معروف است - به نظر فقیهان شیعی نه تنها بر وجب خمس غنایم جنگی دلالت می کند؛ بلکه شامل هرگونه درآمد کسب نیز می باشد. واژه غنیمت از نظر لغت معنای گسترده ای دارد و به هرگونه درآمد و فایده ای که به انسان می رسد، گفته می شود. 3 غنیمت جنگی و سود تجارت ، هردو غنیمت شمارده می شوند و مشمول آیه می گردند. البته هرچند شأن نزول آیه در مورد غنایم جنگی است، ولی این سخن معروف است که شأن نزول ، هیچ گاه مخصص نیست و نمی تواند آیه را به آن محدود کند. در تقریرات درس آیت الله بروجردی چنین آمده است:
درست است که آیه در مورد خاص نازل شده است؛ ولی هیچ گاه مورد،مخصِص نیست، و دانشمندان اهل سنت هم - که خمس را در غیر غنایم جنگی انکار نموده اند - در این آیه، مورد را تخصیص دهنده و محدود کننده ندانسته اند، در حالی که آیه در غزوه بدر نازل شده،آن را شامل تمامی جنگ ها شمرده اند و اگر قرار بود مورد خاص، در آیه مخصص باشد، باید آن را محدود به جنگ بدر بدانند.4گذشته از همه اینها، در روایت معتبری (معروف به صحیحه علی بن مهزیار)، امام جواد علیه السلام غنیمت در آیه را به معنی گسترده ای در نظر گرفته و آن را به درآمد کسب تفسیر نموده است. در بخشی از آن آمده است:
((فأمّا الغنائم و الفوائد فهی واجبة علیهم فی کل عام قال الله تعالی:وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ )) 5
در این حدیث امام علیه السلام واژه ((الفوائد)) را در کنار ((الغنائم)) جای داده و هردو را مصداق آیه قلمداد نموده است و تردیدی نیست که منظور از ((فواید)) هرگونه سود و درآمدی است که به انسان می رسد. بنابراین از مجموع موارد و قراین یاد شده، به دست می آید که خمس درآمد در قرآن، به صراحت از آن یاد شده و بر وجوب آن دلالت می کند؛ به ویژه که آن حضرت علیه السلام نیز از آن معنای وسیعی دریافته و برای ما تبیین و تفسیر کرده است. چنانچه کسی در تمام آنچه که بیان شد، اشکال کند و آیه را در خمس غنایم جنگی منحصر کند، در پاسخ خواهیم گفت: به جز قرآن، روایات متعددی از ائمّه علیهم السلام وارد شده است که به خوبی بر وجوب خمس درآمد دلالت می کند.6 
و تمامی فقیهان شیعی نیز به آنها استناد جسته و در کتاب های فقهی خود ذکر کرده اند.
گفتنی است که اکثر اهل سنت، خمس در غیر غنایم جنگی را انکار نموده اند و از دیگر سوی،دسترسی به صندوق ذکات بر سادات بنی هاشم حرام شمرده اند در حالی که در بین این دسته نیز، همانند سایرین یتیم و مسکین به چشم می خورند. اکنون این سؤال پیش می آید، که فقرای سادات بنی هاشم، از چه بودجه ای امرار معاش کنند؟ با این که جنگ در تمام دوران زندگی و در همه جوامع پا بر جا و همیشگی نیست که بتوانند از خمس غنایم جنگی ارتزاق کنند.7


_______________________________________

1. ر.ک:مغنیه،محمد جواد،الفقه علی المذاهب الخمسة،ص 186 و خویی،سید ابوالقاسم، مستند العروة الوثقی،کتاب الخمس،ص 197

2. سوره انفال:آیه 41

3.ر.ک:مجمع البحرین،لسان العرب،تاج العروس،ماده ((غنم))
4.زبدة المقال،ص 5
5.وسائل الشیعة،ج 6،باب 8،ابواب مایجب فیه الخمس،ح 5
6.ر.ک: وسائل الشیعة،ایبواب ما یجب فیه الخمس و ابواب الانفال
7.مستند عروة الوثقی، کتاب الخمس، ص 343
...............................................................................................................


برای اطلاعات بیشتر به کتاب احکام خمس  سید مجتبی حسینی رجوع کنید.

با تشکر از www.tadabbor.org





موضوعات مرتبط با این مطلب : اهمیت خمسدلیل خمس

اهمیت خمس

27 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
اهمیت خمس

پرسش 1. اهمیت خمس را بیان فرمایید.
((خمس)) یکی از فرایض اسلامی است. قرآن مجید در بیان اهمیت آن، ایمان را با آن پیوند داده است:


((وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبي‏ وَ الْيَتامي‏ وَ الْمَساکينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلي‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَي الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ))1


(( و بدانید که هرچه غنیمت گرفتید، یک پنجم آن برای خدا و رسول و از آن خویشاوندان [ او ] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است؛ اگر به خدا و آنچه بر بنده خود ( حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم) در روز جدایی [حق از باطل] - روزی که آن دو گروه با هم رو به رو شدند - نازل کردیم، ایمان آورده اید  خدا بر هر چیزی توانا است)).
 خمس و جهاد دو اصل از ریشه ایمان است و صداقت آن به وسیله مبارزه با مال اندوزی و تطهیر نفس خود، از مظاهر فریبنده دنیا و تزکیه آن از آزمندی  حرص تجلی می یابد.

خداوند متعال، خمس را به پیامبر اسلام و ذریّه گرامی او، جهت اکرام و احترام آنان، اختصاص داده است.
حضرت باقر علیه السلام فرموده است:((برای هیچ کس جایز نیست از مالی که به آن خمس تعلق گرفته، چیزی بخرد؛مگر اینکه حق ما را به ما برساند)). 2
عمران بن موسی می گوید: آیه خمس را بر حضرت خواندم پس فرمود:((هر آنچه از آن خدا است، به پیامبر می رسد و هر آنچه از آن پیامبر گردد، به ما (اهل بیت) خواهد رسید)). سپس فرمود خداوند ارزاق مؤمنان را به پنج قسمت به آنان ارزانی داشته است، تا یکی را در راه خدا انفاق کنند و چهار قسمت را به حلال بخورند... این دستورها سخت و دشوار است و کسانی که به آن عمل کنند و سختی ها را تحمل دارند که خداوند آنان را در راه ایمان امتحان کرده است))3

_______________________________________

1. سوره انفال،آیه 41

2. ((لا یحل لاحد ان یشتری من الخمس شیئاً حتی یصل الینا حقّنا)): سائل الشیعة،ج 6،باب 1،ح4.

3.(( ما کان لله فهو لرسوله و ما کان لرسوله فهو لنا ثم کان و الله لقد یسّر الله علی المؤمنین ارزاقهم بخمسة دراهم قبلوا لربّهم واحداً و اکلوا اربعة احلّاء ثم قال هذا من حدیثنا صعب لا یعمل به و لایبصر علی الّا ممتحن قلبه للایمان)): همان،ما یجب فیه الخمس،باب 1،ح 6

...............................................................................................................


برای اطلاعات بیشتر به کتاب احکام خمس  سید مجتبی حسینی رجوع کنید.

با تشکر از www.tadabbor.org





موضوعات مرتبط با این مطلب :

آرماگدون

19 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

کلمه ((Armagddon)) ((هَرمَجِدُّون)) واژه ای است اصلاً یونانی که بنا به تعریف واژه نامه های آمریکایی همچون فرهنگ ((وبستر)) به معنی نبرد نهایی حق و باطل در آخرالزمان است. همچنین این واژه نام شهری است در منطقه عمومی شام که بنا به آنچه در باب شانزدهم مکاشفات یوحنا، در عهد جدید آمده است، جنگی عظیم در آنجا رخ می دهد و مرحله حاضر از زندگی بشر در آن زمان پایان می یابد. به عبارتی نبرد مذکور، مقدمه تحولی بزرگ است که سرنوشت نهایی آدمی بر روی کره زمین به آن بستگی دارد. 

حادثه شریف ظهور، حادثه ای بزرگ است و قدرت های بزرگ جهان، سیاست خارجی خود را بر مبنای حوادثی که پیش از آن رخ می دهد جهت داده و نقشه های نظامی خود را به شکلی سامان داده اند که آمادگی های لازم برای این حادثه در آن ملحوظ باشند. این در حالی است که مؤسسات دینی و رسانه های این دولت ها نیز، مردم خود را برای پیشباز این حادثه آماده می سازند. 

این مؤسسات دینی به همراه رسانه های دیداری و شنیداری این دولت ها، از سال های دهه هشتاد میلادی مردم خود را به ایمان جمعی به وقوع حادثه ای بزرگ در سرزمین شام که به نبردی هسته ای خواهد انجامید توجه داده اند. این مؤسسات پیوسته مردم خود را به ایمان به این نکته فرا می خوانند که به زودی لشکری از دشمنان مسیح که بدنه اصلی آن از میلیون ها نظامی تشکیل یافته، از عراق حرکت می کند و پس از گذشتن از رود فرات - که در آن زمان به خشکی گراییده است - به سوی قدس رهسپار می شود. اما نیرو های مؤمن به مسیح، راه این لشکر را سد کرده و همگی در آرماگدون با یکدیگر برخورد خواهند کرد و در این مکان است که درگیری اتفاق خواهد افتاد. صخره ها ذوب می شوند... دیوار ها بر زمین فرو می غلتند... پوست تن انسان ها در حالی که ایستاده اند ذوب شده و میلیون ها نفر از بین می روند... و این نبردی نهایی و هسته ای است. 

سپس مسیح برای بار دوم از جایگاه بلند خود بر زمین فرود می آید و پس از چندی زمام رهبری جهان را در دست گرفته و صلح جهانی را برقرار می کند. او دولت صلح را بر زمین نو و زیر آسمانی تازه بنا می کند و این مهم را از مرکز فرماندهی خود در قدس عملی می سازد. 

یک بررسی انجام گرفته از سوی مؤسسه ((تلسن)) که در اکتبر سال 1985 م. به نشر رسیده است؛ نشان می دهد که در حال حاضر 61 میلیون آمریکایی در انتظار واقعه آرماگدون گوش خوابانده اند و این در حالی است که ذکر مؤسسات دینی و ایستگاهای رادیو تلوزیونی که به این مهم پرداخته اند؛ در این مجال میسر نیست.  

مؤسسات دینی آمریکایی این نکته را روشن ساخته اند که سپاهی که از عراق به سوی قدس رهسپار خواهد شد، بنا به پیشگویی حرقیال ( فصل 38 و 39 ) از نظامیانی از عراق،ایران،لیبی،سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل می شوند. مدارس انجیلی در آمریکا بر پایه این تحلیل که واقعه آرماگدون تنها حادثه ای است که بازگشت دوباره مسیح را به زمین ممکن می سازد... و این واقعه ای بسیار نزدیک است، به تبلیغ این دیدگاه پرداخته اند. 

آرماگدونی که این عده از آن سخن می گویند، همان حادثه عظیمی است که پیش از ظهور مهدی علیه السلام رخ خواهد داد، همان حادثه بزرگی که ائمّه ما علیهم السلام، نام قرقیسیا را بر آن اطلاق کرده اند. ائمه ما، از این نکته خبر داده اند که میلیون ها نظامی از آمریکا،اروپا،روسیه،ترکیه،مصر و دول مغرب عربی به اضافه سربازانی از سرزمین شام شامل کشور های سوریه،اردن،لبنان،فلسطین و اسرائیل همگی در ناحیه ای در این محدوده تحت عنوان قرقیسیا با یکدیگر برخورد کرده و پس از حصول درگیری، این سفیانی است که همگی را چونان کشتزاری درو شده در هم می کوبد و از صحنه ی نبرد پیروز بیرون می آید. در صحیحه میسّر از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود: (( ای میسّر! از این جا تا قرقیسیا چقدر راه است ؟ )) عرض کردم: (( همین نزدیکی ها در ساحل فرات قرار دارد )) سپس فرمودند: (( اما در این ناحیه اتفاقی خواهد افتاد که از زمانی که خداوند متعال آسمان ها و زمین را آفریده بی سابقه بوده، چنان که تا وقتی که آسمان ها و زمین برپا هستند هم، واقعه ای همچون آن اتفاق نخواهد افتاد... سفره ای است که درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر می شوند)) 1 امثال این روایات از امام صادق علیه السلام و سایر ائمه نقل شده است. 

 

به هر حال مؤسسات دینی انجیلی آمریکا و اروپا آنچه را روانشناسان گفته اند و در قضیه بازگشت دوباره مسیح به زمین پس از حادثه آرماگدون، به کار بسته و به این گفته قائل اند که بی گمان امکان تحقق هر نوع پیشگویی در وهله نخست به ایمان مردم به َآن و به پا فشاری شان بر ضرورت به کرسی نشستن آن و همچنین به شمار نفرات آن ها و شمار نفرات کسانی بستگی دارد که رهبری کاروان تبلیغاتی به راه افتاده برای تحقق بخشیدن به آن پیشگویی را بر عهده دارند.2  

_______________________________________

1. کافی،ج 8،ص 295؛ غیبة نعمانی،ص 267  

2. نشریه موعود،شماره 28 و 32



...............................................................................................................


برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : منتظِرآرماگدون

منتظِر

9 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
منتظِر

امت اسلامی در برخی روایات به عنوان امت ((منتظِر)) نامیده شده است؛ چون همیشه آنها در انتظار مهدی موعود علیه السلام به سر می برند. امام صادق علیه السلام به ابوبصیر در ضمن روایتی در این باره می فرمایند: ای ابوبصیر ! خوشا به حال شیعیان و پیروان قائم ما اهل بیت ؛ چون آنها در زمان غیبت او منتظر ظهور او هستند و وقتی آن حضرت ظهور نمایند، در زمان ظهورش مطیع و فرمانبردار او خواهند بود. آنان اولیای خدایند و هیچ ترس و اندوهی بر آن ها وجود ندارد.1 در بسیاری دیگر از روایات و تعابیر دعاها ، از خود امام زمان علیه السلام با لقب ((منتظر)) یاد شده است.2 به عنوان مثال در دعای روز عید فطر عبارتی به این صورت به چشم می خورد : اللّهم،صلّ علی ولیّک المنتظِر  امرَک، المنتظِر لِفَرَجِ اَولیائک...
بار خدایا! بر ولیّ خودت درود فرست؛ آن ولی که منتظِر فرمان توست و همواره در آرزوی گشایش کار دوستان تو در حال انتظار به سر می برد.3 بر این اساس چون امام منتظَر مانند مردم، خود نیز در انتظار صدور اذن الهی به سر می برد تا قیام نموده و جهانِ گرفتار در بند و جور ستم ستمگران و ظالمان را از وضع نابسامانی که دارد رهایی بخشد و اهداف بلند انبیای الهی را، که همانا هدایت و کمال پیدا کردن مردم جهان است، محقق سازد، لذا به این جهت او را هم منتظِر می نامند. او انتظار می کشد تا لحظه ظهور فرا رسد و به این ترتیب دوران رنج و اندوه بشر پایان یابد و حاکمیت ارزش های الهی و فضیلت اخلاقی در سرتاسر عالم تحقق پیدا کند و از این رهگذر زمینه تعالی معنوی و رشد کمالات واقعی انسان فراهم شود.
آن حضرت در برخی از دعا های عارفانه ای که از ایشان به یادگار مانده است، آرزو ها و اهداف خود را بیان کرده و شوق و اشتیاق غیر قابل وصف خود را برای تحقق یافتن ظهور به نمایش گذاشته اند. در یک مورد آن حضرت می فرمایند: پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست و دوستانت را با تحقق بخشیدن به وعده هایی که به آنان داده ای گرامی بدار و آنان را به آرزوهایی که داشته اند برسان ؛ زیرا که مهلت حاکمیت ستمگران در نظر ما به پایان رسیده است و ما از آنچه که خشمگین هستی،خشمگینیم و همواره در یاری حق کوشاییم. ما به صدور فرمان تو مشتاقیم و چشم به راه تحقق وعده هایی که دادی هستیم. ... خداوندا به این قیام اذن صادر کن و راه های آن را هموار ساز و تحقق شایسته آن را آسان گردان. برنامه آن را به ما بیاموز  و سپاهیان و یاوران این قیام را تایید کن. قدرت توانایی ات را به ستمگران و زورگویان هرچه زودتر آشکار ساز و شمشیر انتقامت را به سر دشمنان کینه توز فرود آور... 4 باز در جای دیگر می فرماید: ای نور روشنایی ها و تدبرکننده کارها... برای من و پیروانم در سختی ها گشایشی قرار بده و از غم ها و اندوه ها راه نجاتی فراهم ساز... خداوندا وعده هایی که به من داده ای تحقق بخش...   فرج مرا زودتر برسان و به قدرت و نصرتت فتح بزرگ نصیب گردان. 5 نتیجه آنکه : از دید روایات در جامعه اسلامی عصر غیبت، هم امام و هم امت، هردو منتظرند. امت در انتظار امام خود است و می خواهد هرچه زودتر او از پس پرده غیب به در آید و راه نجات از نابسامانی ها را به انسان بیاموزد و امام نیز در حال انتظار به سر می برد، تا اجازه ظهورش فرا رسد، تا انقلاب حیات بخش خود را آغاز کند و به آرمان های انبیا و اولیاء که ستمگران مانع تحقق آن ها در طول تاریخ بشریت شده اند، جامه عمل بپوشاند.6

_______________________________________
بحارالانوار،ج 52، ص 150 نجم الثاقب،باب دوّم مکیال المکارم،ج 2، ص 81بحارالانوار،ج 85،ص 233 هماننشریه موعود، شماره 32، ص 65  
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.




موضوعات مرتبط با این مطلب : منتظِر

في رسالة من الإمام خامنئي إلى الشباب في أوروبا وأمريكا الشمالية،

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

بسم الله الرحمن الرحيم

إلى جميع الشباب في أوروبا وأمريكا الشمالية

 

إن الأحداث الأخيرة في فرنسا وما شابهها في بعض الدول الغربية أقنعتني أن أتحدّث إليكم مباشرة.

أتحدّث إليكم أيّها الأعزة دون أن اتجاهل دور والديكم، لأني أرى مستقبل شعبكم وأرضكم بأيديكم، وأرى أن الإحساس بضرورة معرفة الحقيقة في قلوبكم أكثر حيوية ووعياً. وكذلك فإني لا أخاطب الساسة والمسؤولين عندكم لأني أتصور أنهم بعلمٍ ودرايةٍ منهم فصلوا درب السياسة عن مسار الصدق والحقيقة.

حديثي معكم عن الإسلام وبصورةٍ خاصةٍ عن الصورة التي يعرضونها عن الإسلام لكم.

قبل عقدين وإلى يومنا هذا، اي بعد انهيار الإتحاد السوفيتي تقريباً جرت محاولات كثيرة لإعطاء هذا الدين العظيم موقع العداء المخيف. وللأسف إن عملية إثارة مشاعر الرعب والفزع والنفور واستغلالها لها ماضٍ طويلٍ في التاريخ السياسي للغرب.

لا أريد هنا أن أتعرض إلى ما يثيرون من أنواع الرعب في قلوب الشعوب الغربية وعند استعراضكم العابر للدراسات التاريخية والنقدية المعاصرة ستجدون كيف تؤنب الكتابات التاريخية الأعمال الكاذبة والمزيِّفة للدول الغربية تجاه سائر الشعوب والثقافات. إن تاريخ أوروبا وأمريكا يطأطئ رأسه خجلاً أمام سلوكه الإسترقاقي والإستعماري وظلمه تجاه الملوّنين وغير المسيحيين. ثم انّ المؤرخين والباحثين لديكم عندما يمرون على عمليات سفك الدماء باسم الدين بين البروتستان والكاثوليك أو باسم القومية والوطنية إبان الحربين العالميين الأولى والثانية يشعرون بالمرارة والإنحطاط.

وهذا بحد ذاته يدعو الى التقدير؛ ولست استهدف من خلال استعادة قسم من هذه القائمة الطويلة جَلد التاريخ ولكني أريد منكم أن تسألوا كل مثقفيكم ونخبكم لماذا لا يستقيظ الوجدان العام في الغرب دائما إلا مع تأخير عشرات السنين وربما المئات من السنين؟ ولماذا كانت عملية النظر في الوجدان العام تتّجه نحو الماضي البعيد وتهمل الأحداث المعاصرة؟

لماذا نجدهم في موضوع مهم من قبيل أسلوب التعاطي مع الثقافة والفكر الإسلامي يمنعون من تكوّن وعي عام لديكم؟

أنتم تعلمون جيداً أن التحقير و إيجاد حالة النفور والرهاب الموهوم من الآخرين تشكل أرضية مشتركة لكل تلك الإستغلالات الظالمة. أريد الآن أن تسألوا أنفسكم لماذا استهدفت سياسة نشر الرعب والنفور القديمة الإسلام والمسلمين بقوة وبشكل لا سابقة لها؟ لماذا يتّجه نظام القوة والسلطة في عالمنا اليوم نحو تهميش الفكر الإسلامي وجرّه الى حالة الإنفعال؟

هل هناك مفاهيم وقيم في الإسلام تزاحم برامج ومشاريع القوى الكبرى وما هي المنافع التي تتوخاها هذه القوى من وراء طرح صورة مشوّهة وخاطئة عن الإسلام. ولهذا فإن طلبي الأوّل منكم أن تتساءلوا وتتحروا عن عوامل هذا التعتيم الواسع ضد الإسلام.

الأمر الثاني الذي أطلبه منكم أن تقوموا كردِّ فعلٍ لسيل الإتهامات والتصورات المسبقة والإعلام السلبي وأن تسعوا لتكوين معرفة مباشرة ودونما واسطة عن هذا الدين. إن المنطق السليم يقتضي أن تدركوا حقيقة الأمور التي يسعون لإبعادكم عنها وتخويفكم منها فما هي وما هي أبعادها وحقيقتها؟

أنا لا أصرّ عليكم أن تقبلوا رؤيتي أو أية رؤية أخرى عن الإسلام، لكني أدعوكم ألّا تسمحوا أن يستفيد هؤلاء من الإدعاءات المرائية للإرهابيين العملاء لهم وتقديمهم لكم بإعتبارهم مندوبي الإسلام. عليكم أن تعرفوا الإسلام من مصادره الأصيلة ومنابعه الأولى. تعرّفوا على الإسلام عبر القرآن الكريم وسيرة الرسول الأعظم (صلّى الله عليه وآله وسلّم). وأودّ هنا أن أتساءل: هل راجعتم قرآن المسلمين مباشرة؟ هل طالعتم أقوال رسول الإسلام(صلّى الله عليه وآله وسلّم) وتعاليمه الإنسانية والأخلاقية؟ هل اطلعتم على رسالة الإسلام من مصدر آخر غير الإعلام؟ هل سألتم أنفسكم كيف استطاع الإسلام ووفق أية قيم طوال قرون متمادية أن يقيم أكبر حضارة علمية وفكرية في العالم وأن يربي أفضل العلماء والمفكرين؟

أطالبكم ألّا تسمحوا لهم بوضع سدّ عاطفي واحساسي منيع بينكم و بين الواقع عبر رسم صورة سخيفة كاذبة عن الإسلام ليسلبوا منكم إمكانية الحكم الموضوعي. واليوم حيث نرى أن أجهزة التواصل اخترقت الحدود الجغرافية، عليكم ألّا تسمحوا لهم أن يحاصروكم في الحدود الذهنية المصطنعة، وإن كان من غير الممكن لأي أحد أن يملأ الفراغات المستحدثة بشكل فردي ولكن كلاً منكم يستطيع هادئاً لتوعية نفسه وبيئته أن يقيم جسراً من الفكر والإنصاف على هذه الفراغات.

إن هذا التحدي المبرمج من قبل لنوع العلاقة بين الإسلام وبينكم أنتم الشباب أمر مؤلم، لكن بإمكانه أن يثير تساؤلات جديدة في ذهنكم الوقاد والباحث.

إن سعيكم لمعرفة الأجوبة على هذه التساؤلات يشكل فرصة سانحة لكشف الحقائق الجديدة أمامكم، وعليه يجب أن لا تفوتوا هذه الفرصة للوصول الى الفهم الصحيح ودرك الواقع دون حكم مسبق؛ ولعلّه من آثار تحملّكم هذه المسؤولية تجاه الواقع، أن تقوم الأجيال الآتية بتقييم هذه الفترة من تاريخ التعامل الغربي مع الإسلام، بألمٍ أقل زخماً ووجدانٍ أكثر اطمئناناً.

السيد على الخامنئي

2015/01/21

منبع: www.Alumni.miu.ac.ir

فیس بوک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل دانش آموختگان جامعة المصطفی العالمیه می باشد





موضوعات مرتبط با این مطلب : خطاب لك
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

آثار دعای فرج

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
آثار دعای فرج

روایات مختلفی به بیان آثار ، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: فرمایش حضرت ولی عصر علیه السلام: بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.اظهار محبت قلبی است. نشانه انتظار است.زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.مایه ناراحتی شیطان لعین است.نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است، که ادء حق هر صاحب حقی، واجب ترین امور است.تعظیم خداوند و دین خداوند است.حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق او دعا می کند.شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.شفاعت پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم ان شاء الله شامل حالش می شود.این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.مایه استجابت دعا می شود.اداء اجر رسالت است.مایه دفع بلاست.سبب وسعت روزی است ان شاء الله.باعث آمرزش گناهان می شود.سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود؛ ان شاءالله.سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود؛ ان شاء الله .از برادران پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم خواهد بود.فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع می شود.پیروی از پیغمبر و امامان علیهم السلام خواهد بود.وفای به عهد و پیمان خداوندی است.آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد.فضیلت رعایت و ادای امانت برایش حاصل می شود.زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل اوست.سبب طولانی شدن عُمر است؛ ان شاء الله.تعاون و همکاری در کار های نیک و تقوی است.سبب هدایت به نور قرآن مجید است.نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.به ثواب طلب علم نائل می شود؛ ان شاء اللهرسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود. این دعا اجابت دعوت خدا و رسول صل الله علیه و آله و سلم است.محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود .عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم می شود.ان شاء الله از اهل بهشت خواهد شد.دعای پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شامل حالش می گردد.کردار های بد او به کردار های نیک مبدل می شود.خداوند متعال در عبادات او را تأیید می فرماید.ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.ثواب کمک به مظلوم را دارد.ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد .پاداش خونخواهی حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را دارد.شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.نور او برای دیگران نیز - روز قیامت - درخشان می گردد.هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت می کند .دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در روز قیامت، شاملش می گردد.از تشنگی روز قیامت در امان می ماند.مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود - مادامی که مشغول آن دعا باشد.پاداش نصیحت مؤمن را دارد.مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد.دعاکننده مورد مباهات خداوند می شود.فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.از نیکان مردم - پس از ائمه اطهار علیهم السلام می شود.این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است.مایه خرسندی خداوند عزوجل است.مایه خشنودی پیغمبر صل الله علیه و آله سلم می گردد.این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است.حساب او آسان می شود.این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.این عمل بهترین اعمال است.باعث دوری غصه ها می شود.دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام علیه السلام است.فرشتگان درباره اش دعا می کنند.دعای حضرت سید الساجدین علیه السلام - که نکات و فوائد متعددی دارد - شامل حالش می شود.این دعا تمسک به ثقلین ( کتاب و عترت) است.چنگ زدن به ریسمان الهی است.سبب کامل شدن دین است.مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.تعطیم شعائر خداوند است.این دعا ثواب کسی که پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم شهید شده را دارد.ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم علیه السلام شهید شده را دارد.ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان - عجل الله فرجه - را دارد.در این دعا، ثواب گرامی داشتن عالم هست.پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.درجات او در بهشت بالا می رود.از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نئل می شود.و رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در پی دارد.  1 
_______________________________________

1. مکیال المکارم،ج 1،ص 351 ( ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : آثار دعای فرج
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

8 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام

اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

اسامی مبارک حضرت مهدی علیه السلام با الفاظ مختلفی در بسیاری از کتب مذهبی اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده که برخی از آنها چنین است: ((صاحب)) در صحف ابراهیم علیه السلام ، ((قائم)) در زبور سیزدهم، ((قیدمو)) در تورات به لغت ترکوم، ((ماشیع)) - مهدی بزرگ - در تورات عبرانی، ((مهمید آخر)) در انجیل، ((سروش ایزد)) در زمزم زرتشت، ((بهرام)) در ابستاق زند و پازند، ((بنده یزدان)) در زند و پازند، ((لندبطاوا)) در هزارنامه هندیان، ((شماخیل)) در ارماطس،((خوراند)) در جاویدان، ((خجسته)) در کندرال فرنگیان،((خسرو)) در کتاب مجوس، ((میزان الحق)) در کتاب اثری پیغمبر، ((پرویز)) در کتاب برزین آذر فارسیان، ((فردوس اکبر))  در کتاب قبروس رومیان، ((کلمةُ الحق)) در صحیفه آسمانی، ((لسان الصِّدق)) در صحیفه آسمانی، ((صمصام الاکبر)) در کتاب کندرال، (بقیة الله)) در کتاب دوهر، ((قاطع)) در کتاب قنطره، ((منصور)) در کتاب دید براهمه، ((ایستاده)) در کتاب شاکمونی، ((ویشنو)) در کتاب ریگ ودا، ((فرخنده)) در کتاب وشن جوک، ((راهنما)) در کتاب پاتیکل)) ((پسر انسان)) در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن)، ((سوشیانس)) در کتاب زند و هومومن یسن از کتاب زردشتیان، ((فیروز)) در کتاب اشعیای پیامبر، و در کتاب ((شاهبور هرگان)) کتاب مقدس ((مانویه)) ترجمه ((مولر)) نام ((خرد شهر ایزد)) آمده که باید در آخرالزمان ظهور کند، و عدالت را در جهان آشکار سازد . 1


_______________________________________

1. نجم الثاقب،باب دوم؛الزام الناصب،ج 1 ، ص 481 ................................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.

 

 





موضوعات مرتبط با این مطلب : اسامی حضرت مهدی علیه السلام در کتب ادیان

دعای ندبه

5 اردیبهشت 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دعای ندبه

دعایی است جامع و پرسوز که از دیر باز مورد توجه شیعیان و منتظران حقیقی حضرت ولی عصر علیه السلام بوده است. این دعا در حقیقت، بیانگر تاریخ فشرده ای از حضور حجت ها و اولیای الهی بر پهنه خاک است. سلسله ای که از حضرت آدم علیه السلام آغاز، و تا آخرین حجت خدا، حضرت مهدی علیه السلام ادامه می یابد. دعای ندبه را امام جعفر صادق علیه السلام به دوستان و شیعیانش تعلیم داده و به آن ها امر فرموده که این دعا را در اعیاد چهارگانه (فطر،قربان،غدیر و جمعه) بخوانند و به ما امر فرموده که در عصر غیبت با این دعا، با پیشوای خود راز دل بگوییم و تجدید میثاق کنیم. برخی معترضان به دعای ندبه می گویند: هنگامی که امام صادق علیه السلام، دعای ندبه را انشا فرموده، بیش از یک قرن به تولد حضرت ولی عصر علیه السلام مانده بود، پس چگونه ممکن است، انسان نسبت به انسانی که بعد از یک قرن به دنیا می آید، گریه و زاری کند و در فراقش اشک بریزد؟! پاسخ این است که : این معنی درباره افراد معمولی متصور است، اما اگر فرد مورد نظر گل سر سبد جهان خلقت باشد و همه پیامبران الهی، نوید او را به پیروان خود داده باشند و به امّت خود از غیبت طولانی و انتظار او گفت  گو کرده باشند، بسیار منطقی است که افراد درد آشنا در انتظار آمدنش ثانیه شماری کنند و از طول غیبتش گریه ها سر دهند. 1 گروهی از اصحاب به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شده و حضرتش را دیدند که روی خاک ها نشسته، همانند مادرِ داغ دیده، سیل اشک، روان کرده و ناله های جانسوز سر می دهد. هنگامی که از علت آن جویا شده بودند فرمودند که برای طولانی شدن غیبت حضرت قائم علیه السلام و بر پریشانی مؤمنان در دوران غیبت اشکمی ریزند. 2 بسیاری از امامان علیهم السلام در قنوت نماز خود،از غیبت ولی، به پیشگاه خداوند شکایت می کردند و می فرمودند:     (( اَللّهمّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبیّنا وَ غَیبَةَ وَلِیِّنا...)) از جمله آنان،امام علی،امام جواد،امام هادی، امام حسن عسکری و امام باقر علیهم السلام است. 3 عاشقان و منتظران مولا، دعای ندبه را هر صبح جمعه زمزمه می کنند. متن کامل این دعای ارزشمند در مفاتیح الجنان آمده است. علاوه بر دعای ندبه ، یکی از زیارتنامه های سرداب مقدّس نیز ((ندبه)) نامیده می شود و آن زیارت، مشهور به ((زیارت آل یاسین)) است.4
_______________________________________
1. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 30
2. کمال الدین ج2/ص 353
3. با دعای جمعه در پگاه جمعه/علی اکبر مهدی پور/ص 34
4. همان ص 168


...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : دعای ندبه

دجال

25 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
دجال

از نشانه های ظهور ، خروج دجّال است. ((دجّال))  به معنای دروغگویِ حیله گر است. در زبان عربی به معنای آب طلا است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می دهند، دجّال نامیده می شوند. در روایات ((دجال)) ها و دروغگویان فراوانی نام برده شده است . در برخی دوازده و در برخی سی، شصت و هفتاد دجال آمده است.1 از میان این دجال ها، فردی که در دروغگویی و حیله گری سرآمد همه دجالان است و فتنه او از همه بزرگ تر است، نشانه ظهور مهدی علیه السلام است.2 و یا برپایی قیامت است.3 بر این اساس باید گفت دو نوع دجال داریم، یکی دجال حقیقی که پس از همه دجال ها می آید و دیگری گروهی شیاد و دروغگو که به فریب مردم و گمراهی آنان دست می زنند.
دجال در روایات اسلامی این چنین توصیف شده است: ((او دارای قدرت و تأثیر عجیبی است، چشم راست ندارد و چشم دیگرش در وسط پیشانی اوست و مانند ستاره صبح می درخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. داخل دریا ها می شود و آفتاب با او می گردد. کوهی از طعام و نهری از آب همیشه با اوست. مرده را زنده می کند. با صدای بلندی که تمام جهانیان صدای او را می شنوند، می گوید: من خدای بزرگ هستم که شما را آفریده و روزی رسان هستم ، به سوی من بشتابید)). 4 وی از همه جا می گذرد  و فقط در مکه و مدینه قدم نمی گذارد .5 بیشتر پیروان او از یهود و زنان و عرب های بیابانی است. اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان آمده و بارها واژه ((دجال)) در انجیل به کار رفته است. درباره دجال، صرف نظر از ویژگی های او، چند احتمال وجود دارد:
1. دجال، نام شخص معینی نیست. هرکسی که با ادعا های پوچ و بی اساس و با توسل به حیله گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس دجال ها خواهند بود و این که در روایات از دجال های فراوان (دوازده،سی،شصت و هفتاد) سخن به میان آمده، این احتمال را تقویت می کند.
2. فردی معین و مشخص به عنوان ((دجال)) در دوره غیبت، با همان ویژگی هایی که برای وی بیان شده، خروج می کند و مردم را به انحراف می کشاند.
3. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از ((دجال)) همان سفیانی باشد که در کتاب های عامه، بیشتر به عنوان ((دجال)) و در کتاب های خاصه به عنوان ((سفیانی)) آمده است6 
4. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادّی بر همه جهان است. استکبار به معنای واقعی، دجال است . استکبار خود قیّم ملت ها می داند و با تکیه بر ثروت انبوه و قدرت عظیمی که در اختیار دارد ، در همه جای زمین دخالت می کند و همه را به زیر سلطه خویش می آورد.7 موضوع دجال، بیش از آنچه در روایات شیعه است، از طریق اهل سنت نقل شده است و قسمت عمده آن را (( احمد بن حنبل )) در کتاب مسند ((ترمذی)) در صحیح خود و ((ابن ماجه)) در سنن، و ((مسلم)) در صحیح، و ((ابن اثیر)) در نهایه از ((عبدالله بن عمر)) و ((ابوسعید خدری)) و ((جابر بن عبدالله انصاری)) نقل کرده اند8 مرحوم صدوق در این زمینه می گوید: متعصّبین اهل سنّت، این گونه اخبار را تصدیق می کنند و آن را درباره دجال و غیبت وی و زنده بودنش را در این مدت طولانی روایت نموده اند که در آخرالزمان خروج می کند، ولی  درباره قائم باور نمی کنند که او مدت طولانی غائب می شود، آنگاه آشکار می گردد  و جهان را پر از عدل و داد می کند ، چنانکه از ظلم  جور پر شده باشد، با اینکه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از این موضوع، صریحاً سخن گفته اند.9 همچنین موضوع دجال، اختصاص به اسلام ندارد، بلکه ریشه داستان دجال را باید در کتاب مقدس مسیحیان جست و جو کرد. در رساله اول یوحنا نوشته است: ((دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند، آن دجال است که پدر و پسر را انکار می نماید)).10 _______________________________________
1 - بحارالانوار،ج52،ص 209؛کنز العمّال، ج 14، ص 198.
2 - طبق کتب شیعه
3 - طبق کتب اهل تسنن
4 - بحارالانوار، ج 52، ص 194 (به نقل از آخرین امید،داود الهامی، ص 322.)
5 -  الزام الناصب، ص 74
6 - غیبة طوسی،ص 463
7 - برترین های فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص 239 .
8 -
آخرین امید،داود الهامی، ص 323.
9 - بحارالانوار،ج 52،ص200
10 - رساله یوحنا،باب 2،آیه 22

...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : دجال

وقت ظهور

14 فروردین 1394 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : گمنام
وقت ظهور

حکمت الهی بر آن است که وقت ظهور امام زمان (عج) ، بر بندگانش _ بخاطر اموری که بر ما پوشیده است _ مخفی بماند. از این رو وقت ظهور آن حضرت برای احدی معلوم نیست و کسی نمی تواند آن را تعیین کند و در روایات بسیاری ، تعیین کنندگان وقت ظهور ، دروغگو لقب گرفته اند1 اسحاق بن یعقوب گفت: از محمد بن عثمان عمری درخواست کردم، نامه ای از من به محضر حضرت صاحب الامر برساند که در آن نامه از مسائلی که بر من مشکل شده بود ، سؤال کرده بود . پس توقیع به خط مولایمان صاحب الزمان علیه السلام آمد، تا آنجا که فرمود: و اما ظهور فرج، دست خدای عزوجل است و وقت گذاران دروغ گویند.2 امام صادق علیه السلام به مفضّل فرمود: ای مفضّل ! هرکس برای ظهور مهدی ما وقتی تعیین نماید، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که خداوند ، او را از اسرار خویش آگاه ساخته است.3 از مجموع روایات می فهمیم که علم  به وقت ظهور ، از اسرار خداوند است و از وظایف شیعیان ترک وقت گذاری و تکذیب تعیین کنندگان وقت ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.
_______________________________________
1 - کافی،ج 1 ، ص 368
2 - احتجاج طبرسی، ج 2،ص 281
3 - آخرین امید، داود الهامی، ص 382 .
...............................................................................................................

برای اطلاعات بیشتر به کتاب الفبای مهدویت مجتی تونه ای رجوع کنید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : وقت ظهور

ساخت وبلاگ